Thursday, 2 July 2009

- بیانیه شورای جبهه ملی ایران

بیانیه شورای جبهه ملی ایران - تهران

در طول دو هفته ی گذشته پس از راه پیمایی ها و تظاهرات جمع بیشماری از معترضان به صحت برگزاری
انتخابات ، که با خشونت نیروی انتظامی و بسیج به خون کشیده شد ، شماری از فعالان سیاسی ، استادان ، روزنامه نگاران ، دانشجویان و دیگر اشخاص دستگیر و زندانی شدندکه بیشترین آنها هنوز در حبس به سر می برند . آنچه از اوضاع و احوال جاری بر می آید ، دستگیر شدگان جز مشارکت در تظاهرات حق طلبانه ی جریان انتخابات ، جرمی مرتکب نشده اند و ادامه ی بازداشتشان مجوز قانونی ندارد . ما ضمن اعتراض و محکوم کردن این اقدامات که مغایر بند هفتم و هشتم از اصل سوم و خلاف اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی است ، آزادی بازداشت شدگان از جمله آقای کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران و آقای پیمان عارف عضو سازمان دانش آموختگان این جبهه را مجدانه از دستگاه حکومت خواستاریم . شورای مرکزی جبهه ملی ایران تهران -9 تیر 1388

Monday, 15 June 2009

اطلاعیه حبهه ملی ایران - تهران

فریبکاری انتخاباتی علیه اراده ملت را محکوم می کنیم

جبهه ملی ایران بارها هشدار داده بود که در شرایط و با قانونهای حاکم بر جمهوری اسلامی نمی توان انتظار هیچگونه انتخابات آزاد و درستکارانه را داشت. انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ثابت کرد که نه تنها از جمهوری اسلامی نمی توان متوقع آزادمنشی و احترام به رای ملت بود، بلکه از چنین نظامی جز دروغ و فساد سیاسی بر نمی آید. تقلب فاحش در اعلام نتایج انتخابات دوره دهم، خیانت سازمان یافته در امانت نسبت به رای مردم، و فریبکاری و توهین به شخصیت فرد فرد ملت ایران، در واقع ماهییت جمهوری اسلامی را بیش از پیش به ایرانیان و جهانیان معرفی کرد.

جبهه ملی ایران تقلب از پیش برنامه ریزی شده در این انتخابات و معرفی شخصیتی که کمترین احترام را در میان رای دهندگان و نیز جامعه جهانی ندارد به عنوان رییس جمهوری منتخب، و سپس تنفیذ آن را بوسیله سرکوب خونین ملت بی دفاع توسط نیروهای انتظامی و امنیتی، یک کودتای سیاسی – نظامی تلقی می کند و عاملان آن را خائن به منافع و خواستهای ملت ایران می شناسد.

ما از ملت ایران می خواهیم که این بار سرسختانه برای احقاق حق خود بایستند و پایداری کنند، و با مبارزه ی مسالمت آمیز و مدنی به سردمداران حاکمیت جمهوری اسلامی بفهمانند که دوران دروغ و تزویر و فساد پایان یافته و پیمانه صبر مردم لبریز شده و اینک هنگام تسلیم در برابر اراده ملت است.

جبهه ملی ایران ضمن تقبیح زشت ترین و فریبکارانه ترین رفتار حکومتی نسبت به ملت بزرگ ایران، اعلام می کند که نتیجه اعلام شده انتخابات را به هیچ وجه نمی پذیرد. بنابراین، دولت آقای احمدی نژاد را از هر گونه مشروعیت و مقبولیت برخوردار نمی داند.

ما خواهان این هستیم که:

1- دولت هر گونه رفتار خشونت آمیز با مردم بی دفاع معترض، و ضرب و جرح و کشتار آنان، را بی درنگ متوقف کند.

2- ملت عزیر ایران تظاهرات و اعتراضات خود را بطور مسالمت آمیز و به دور از هر گونه احساسات و بی صبری برگزار نمایند و بهانه به دست مجریان خشونت ندهند.

3- در صورتیکه وزارت کشور رای های مردم را نابود یا دستکاری نکرده باشد، بازشماری آنها زیر نظارت نمایندگان همه نامزدها انجام گیرد.

4- در غیر این صورت، نتایج انتخابات ابطال و تجدید آن زیر نظارت نهادهای بین المللی ذیصلاح و نهادهای جهانی حقوق بشر انجام گیرد.

جبهه ملی ایران اعلام می کند که با تمام نیرو از حقوق و رای ملت ایران پشتیبانی خواهد کرد و از همه سازمانهای سیاسی ملی که پیشتر به دموکراسی و آزادی از طریق حاکمیت دل بسته بوده اند دعوت می کند که در یک همبستگی ملی با ما همداستان شوند.

جبهه ملی ایران
24 خرداد 1388

Tuesday, 2 June 2009

بیانیه جبهه مای ایران - در باره انتخابات

بیانیه شورای مرکزی جبهه ملی ايران درباره انتخابات

آيادرچنين اوضاع واحوالی مي توانيم درانتخابات شرکت نمائيم؟
پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۸
اين روزهاکه غوغای انتخابات فضای سياسی کشورما را اشغال کرده است،ميهن ماروزهای بحرانی وابهام آوری راميگذراند ومترصد تغييرات اساسی در سياست حکومت است که هم اکنون نگران کننده وحساس شده است.هرچندبه تکرار گفته ايم اوضاع کشوررا ازدوجهت بايد مورد مطالعه قراردادوسرنوشت عمومی را دراين دوجهت ارزيابی کرد: ۱- اوضاع داخلی: پوشيده نيست که وضع داخلی ايران به اندازه ای درهم ريخته ونابسامان است که قلم را يارای تشريح وتوضيح آن نيست.حکومت جمهوری اسلامی ايران به حکم سيرت استبدادی،کشوررا برلب پرتگاه ورشکستگی،ناامنی،تجاوزخارجی،تحريم شديدوعصيان عمومی قرارداده و نه تنهااساسا در انديشه چاره گری ورهگشايی به سوی بهبود نيست بلکه روز به روزوساعت به ساعت موجبا ت افزايش اين نگرانی ها،سردرگمی ها ونااميديهارابرای ملت فراهم ميسازد. غيرازترفندوفريب وتحکيم پايه های فرمانروايی خويش به هيچ کاری نمی انديشد وبه هيچ تحرک اصلاحی درشئون مختلف حياتی کشورتن درنمی دهد چنا نکه کشتی حيات ملی دردريای طوفانی دستخوش امواج خودسری ولجاجت قرار گرفته وآينده هولناکی رادرپيش نظر مجسم ميسازد. اقتصادمتلاشی،تورم وفقرروزافزون،فساداخلاق عمومی،ترويج دزدی ورانت خواری، افزايش اعتياد،رواج خشونت،ازدياد فحشا،بيکاری فزاينده،شياع بی د ينی وبی اعتقادی، زوال تربيت اداری،محيط زيست مسموم وترافيک سرسام آوروزندانی کردن جوانان به بهانه های گوناگون همه وهمه دستاورد حاکميتی ست که مدت سی سا ل است برکرسی قدرت تکيه زده وپيوسته از رجز خوانيهای توخالی وشعارهای بی محتوا دم ميزند. افزون براين گريزمغزهاازکشوربربی علاقگی به آثارتاريخی وباستانی وحتا تخريب آنها، ترويج اقتصاددلالی،گداپروری،عدم امنيت قضائی،تضعيف قوه قضائيه وتعطيل پی درپی کارخانه ها ازجمله پی آمدهای حکومتی ست که به نام مقدس دين محيط اجتماع وحيات روزانه ی مردم را مختل وبدين شيوه ی اندوهباردرآورده است. ۲- اوضاع خارجی: ازاين بابت هم سياست نابخردانه وبی کفايتی زمامداران،حيثيت وآبرويی برای ايرانيان باقی نگذاشته وشهروندان ايرانی را در انظارخارجيان بی اعتبارومشکوک ونامعتمد ساخته است. سبکسريها ودشمن تراشی های جمهوری اسلامی ازآغازتاکنون به ويژه درچهارساله دولت نهم کشورما راآماج دشمنی وتنفربسياری ازسرزمينهای دورونزديک ساخته وازنظرمعنوی حيثيت مارابازيچه سبکسری وسوء سياست گردانيده است. ستيزه گری مستمربا يک ابرقدرت جهانی وتحمل زيانهای فراوان درنتيجه مخاصمت ها و اخلالگريهای او ودربرابراين چالش بی هدف،ايجاد ارتباط با کشورهای آمريکای لاتين وباج ستانی دوستانه ی آنهاوسرانجام اتلاف بيت الما ل با مدد رسانی های مالی وتسليحاتی به کشورهايی که هيچ گاه منشاء فايده واثری برای ايران نبوده اند ونيزازدست دادن حقوق مسلم کشوردردريای مازندران وعدم توفيق به استفاده از خط لوله جيهان که قرار بود نفت آسيای مرکزی را ازراه ايران به ترکيه واروپا برساند،اينهاهمه نتا يج ستيزه جويی با فدرت مداران است که جزانواع ضرر های کلان چيزی ببارنياورده است. دراين سی سا ل هيچ يک ازدوره های رياست جمهوری جزکارنامه ای مخدوش وبی اعتبا ر چيزی ازنحوه ی حکومت به دست نداده وهريک درنامه اعمال خود نقطه های سياهی را دارا بوده اند که نهال اميدراازدلهابرکنده اند.درنهايت درمدت چهارساله دولت نهم موقعيت های استثنائی ازلحاظ سرازيرشدن سيل دلارازبا بت عوايد نفت به کشورمی توانست دوره شکوفايی برای ايران تدارک کند که برعکس اين دوره نکبت بارترين ادوار حکومت درايران به شمارآمده وثروت سرشارملی ميهن مابجای حسن استفاده وايجاداقدامات سودآوربه هدر رفته است. اينک انتخاباتی جريان يافته است که به هيچ روی باانتخاب رياست جمهوری به معنای واقعی وصحيح ومنطبق با دموکراسی حتا با قانون اساسی جمهوری اسلامی هم مطابقت ندارد زيرا کسی منتخب ملت قلمداد نخواهد شد. درميان هفتاد مليون جمعيت ايران تنها چهار تن برگزيده شورای نگهبا ن اند که اصلح از همگا ن تشخيص داده شده اند وچنا ن وانمود شده است که دريک ملت بزرگ ديرينه سال وبا فرهنگ عظيم تنها وتنها چهار نفر شايسته حکومت کردن اند واين مقام، محصور ومحدود به اين نفرات است که يکی از آنها بايد زمام مقدرات هفتاد مليون را رقم زند. اين نامزدهاکه امروزسخنان فريبنده در وعده دادن وانتقادکردن از ارزشهای حکومت حاضر برزبان می رانند،ازاوضاعی بدگوئی ميکنند که خوددرجای جای آن شرکت داشته وبرا ی يک بارهم اشاره به کاستی ها وکجرويها ی با رزنکرده اند. اينا ن نه تنها زبان از اعتراض بسته بوده اند بلکه در کنار حاکميت انحرافات را صحه گذاشته وتائيد کرده اند. با اين تو جه معلوم است که سخنانشان هرگز حاکی از اعتقادات قلبی نيست تنهادانه افشانی ودام گستری برای موفقيت درانتخابا ت است. باری اکنون هموطنان ارجمند از جبهه ملی ايران درباره انتخابات واين که به چه کس بايد رای داد پرسشهائی ميکنند ونظر مارا درباره آن خواستارند، پاسخ مااين است که: با وضع خجلت آوری که مورد اشاره قرارگرفت دراين زمينه چه می توان گفت؟ اگر اين نامزدها را شما انتخاب کرده ايد به هرکدام می توانيد رای بدهيد واگر انتخاب شما نيست خود به رهنمائی خرد بايد نيک بينديشيد وبا عبرت گرفتن از گذشته ها به هرچه مصلحت ميدانيد عمل نمائيد. آيا در چنين اوضاع واحوالی ميتوان درانتخابا ت شرکت نمود؟ همين قدر ميگوئيم که وضع موجود وچارچوبی که فراروی ماست نگران کننده ومخاطره آميز است وبرای تغيير آن خردمندانه بايد گام برداشت وخيرخواهانه بايد عمل کرد.
ازطرف شورای مرکزی جبهه ملی ايران: اديب برومند

کناره گیری ادیب برومند از همبستگی

مصاحبه تارنمای ملیون ایران با آقای ادیب برومند، رئیس شورای مرکزی و رهبری جبهه ملی ایران
ملیون – جناب استاد ادیب برومند از اینکه وقت خود را اختیار ما قرار داده اید تشکر میکنیم. اخیرا بیانیه ای از طرف «کمیته همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر در ايران» که با ریاست عالیه جنابعالی تشکیل شده انتشار یافته است. این امر از آنجا که هر همبستگی دلالت بر وجود روحیه همکاری برای رسیدن به اهدافی سیاسی را در نظر دارد، ما را بر آن داشت سوال های زیر را مطرح سازیم و خواهش میکنیم به آنها پاسخ دهید.
ملیون - سوال اول ما راجع به ضرورت و انگیزه شما برای تشکیل این کمیته همبستگی میباشد. آیا انتخابات انگیزه این کمیته همبستگی بوده یا بحران سیاسی کنونی در کشور؟
پاسخ - این همبستگی که نخست به نام ائتلاف با مشارکت سه تن از اعضای شورای مرکزی جبهه و یک یا دو نفر از هیئت رهبری تشکل یافته، نه تنها به وسیله اینجانب تشکیل نشده بلکه با مخالفت من روبرو گردیده است و شورا نیز چون به نامناسب و غیر ضروری بودن آن آگاه شد، اعلام مخالفت کرد و اعضای یاد شده جبهه به صفت شخصی در آن شرکت کرده اند.
ملیون - جبهه ملی ایران در دو اطلاعیه، یکی در بیست و نهم فروردین و دیگری در هیجدهم اردیبهشت، هرگونه ائتلاف با سازمانهای دیگر را تکذیب کرد. در اطلاعیه دوم آمده است: "هر فعالیتی از اعضای جبهه در این راستا (ائتلاف) باید در شورای مرکزی انجام پذیرد و لاغیر" و "شرکت اعضای جبهه ملی در هیچ ائتلافی بعنوان عضو و نماینده جبهه به هیچوجه مجاز نیست". شما حضور اعضای شورای عالی جبهه ملی در این کمیته همبستگی را چگونه تعبیر میکنید. آیا این را ائتلاف میدانید و یا همکاری در یک کمیته برای اهدافی مشخص؟
پاسخ - چون به نظر میرسید که به گمان عده ای این همبستگی در جهت رقابت و موازی بودن با جبهه ملی تشکیل شده و اعلام مخالفت شورا به وسیله این جانب برای جدا کردن همکاران از آن به جائی نرسید و آنان را نسبت به من برآشفته کرد. چند روز در دغدغه ی آن بودم که مبادا این جریان عملا و تعبیراً معارض جبهه ملی تلقی شود، تا اینکه سه تن از تشکیل دهندگان همبستگی با تعیین وقت قبلی به منزل من آمدند و با اظهار اینکه غرض از این اقدام تقویت جبهه ملی بوده است نه موازی بودن آن و تکرار این مطلب که ما زیر چتر جبهه ملی و با اقتباس از آرمانهای منشور جبهه ملی به این کار دست زده ایم و برای جلب اطمینان، شما را به ریاست عالیه همبستگی بر می گزینیم و زیر نظر شما و با اطلاع شورا فعالیت میکنیم، متاسفانه من به گمان اینکه ممکن است این راهی برای پیشگیری از انشعاب و دو دستگی و موجب انسجام هیئت رهبری باشد آنرا پذیرفتم و پیامی از من در حمایت از حقوق بشر و دموکراسی خواستند که فرستادم و با کمال تاسف این پیام به ابتکار تشکیل دهندگان همبستگی در صدای امریکا منتشر گردید.
ملیون – اخیرا در خارج کشور عده ای با هویت نامعلوم در واکنش به اطلاعیه های مذکور، بیانیه ای تحت عنوان "هشدار"، علیه رهبران قدیمی جبهه ملی ایران، انتشار دادند و افرادی هم در رسانه هائی که برای جریانات دیگری تبلیغ میکنند، در این حمله با آنان همصدا شدند. نظر شما در مورد این گونه تبلیغات توطئه آمیز علیه جبهه ملی و رهبران آن چیست؟
پاسخ - اعلامیه هشدار ظاهراً از سوی هواداران جبهه در همبستگی منتشر گردیده و خوشبختانه سخت مورد تنفر و اعتراض طرفداران واقعی و قدیمی جبهه قرار گرفت و مسلم است که این دنباله توطئه های پی در پی دشمنان، بر ضد جبهه ملی ایران است که در خارج و داخل تدارک می شود. اینک به آگاهی مصاحبه کنندگان محترم و همه هواداران جبهه ملی ایران میرسانم که چون این روزها شواهد و دلایلی به دست آمده که تشکیل این جمعیت اساساً بمنظور فروپاشی جبهه ملی ایران بوده است و شورای محترم جبهه ملی ایران نیز به این مطلب پی برده و مخالف با مشارکت در آن می باشد و تنی چند از دوستان و همکاران ما نیز نسنجیده و ترفند خورده در آن شرکت جسته اند. به این جهت استعفای خود را از ریاست عالیه آن که تنها جنبه نمادین (سمبولیک) داشته و عملاً هیچگونه فعالیتی از این بابت ننموده ام اعلام میدارم، و از دیگر اعضای شورای جبهه ملی نیز تقاضا دارم، از (همبستگی) استعفاداده پیوستگی خود را با جبهه ملی ایران تاکید و تائید نمایند.
از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید و به سوالات ما پاسخ دادید نهایت تشکر را داریم.
11 / خرداد / 1388

Tuesday, 26 May 2009

بیانیه همبستگی و اصول دوازده گانه

به نام سعادت ملت ايران ميهن ما در شرايط بسيار حساس و سرنوشت سازي قرار گرفته است درطي سالهاي گذشته زير پا نهادن بنيادي ترين حقوق شهروندي مردم ايران ، ناديده گرفتن تعهدات بين المللي در عرصه حقوق بشر وقانون بين الملل توسط گروه حاكم و بطوركلي پايبند نبودن آنها به حاكميت قانون باعث شده است تا فرصتهاي طلايي و تاريخي بسياري را كه در عرصه ي دروني و برون مرزي نصيب ملت شده بود از دست برود و ملت را از لحاظ اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و معيشتي درشرايط بسيار سختي قرار دهد . همه ي اين نابساماني ها ناشي از ضعف مديريتي ، بي برنامگي و ناكارامدي سردمداران وبي اعتنايي آنها به حقوق اساسي ملت است. ملت بزرگ ايران كه نخستين اعلاميه ي جهاني حقوق بشر را برپايه ي همزيستي فرهنگ ها، آزادي ، برابري ، بردباري و سازگاري نژادي و مذهبي براي جهانيان به ارمغان آورد ، يك صد سال است كه درراستاي استقلال ، آزادي ، دمكراسي و حقوق بشر درنهضت هايي مانند جنبش مشروطه ، جنبش ملي شدن صنعت نفت وتحولات اجتماعي وسياسي سال 57 تلاش مي كند. با پيشينه اي چنين گرانقدر ، ملت ايران شايسته ي برخورداري از حكومتي برپايه ي دمكراسي ، حقوق بشر ، آزادي هاي بنيادين و حكومت قانون مي باشد. ما به آگاهي همگان مي رسانيم كه در راستاي اين خواسته ديرپاي ملت ايران گروهي از شخصيت هاي ملي و وابستگان به حزب ها ، سازمان ها و نهاد هاي مدني و صنفي كه پايبند به تماميت سرزميني ، استقلال ، جمهوري خواهي ، اصول دمكراسي ، حقوق بشر و آزادي هاي اساسي مي باشند گرد هم آمده و يك همبستگي تحت عنوان همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر درايران به وجود آورده و پايبندي خود را به اصل هاي زير اعلام مي كند ازهمه ي ايرانيان و آزادي خواهان جهان خواستاريم كه ما را در راستاي برآورده شدن اين خواسته ها ياري نمايند. 1- حفظ تماميت سرزميني و استقلال ايران 2- پذيرش مفاد منشور ملل متحد و اعلاميه ي جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي آن 3- حاكميت قانون برخاسته از اراده ي آزاد مردم 4- تغيير قانون اساسي و حذف اصل هاي مغايربا حاكميت ملت 5- جدايي دين ازحكومت 6- تاكيد بر دمكراسي ، حقوق بشر و آزادي هاي اساسي 7- تاكيد برحقوق برابر همه ي اقوام ايراني 8- تاكيد بربرابري حقوق زن ومرد 9- رفع هرگونه تبعيض از لحاظ جنسيتي ،نژادي،قومي، عقيدتي و مذهبي 10- پاسداري از زبان پارسي كه بن مايه ي فرهنگ ، يك پارچگي و هويت تاريخي و ملي است با احترام و پذيرش ديگر زبان هاي رايج درسرزمين ايران 11- نفي هرگونه خشونت و شكنجه اعم ازاينكه ازمجاري قانوني يا خودسرانه اعمال شود 12- توسعه همه جانبه اقتصادي و اجتماعي همراه با گسترش عدالت اجتماعي و نفي هرگونه بهره كشي اسامي بخشي ازهيات موسسان: استاد اديب برومند (رهبر جبهه ملي ايران) دكتر لقا اردلان (عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران) اجلال اقوامي ( سخنگوي سازمان حقوق بشر كردستان) دكتر سيد جواد امامي (عضو شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران) اميررضا امير بختيار(عضو حزب ايران) دكترمحمد اوليايي فرد (وكيل پايه يك دادگستري و فعال حقوق بشر) بهرام آبتين (مسوول كانون فرهنگي پارس هاي لربختياري ايرانبان) دكترداود هرميداس باوند(عضو شوراي رهبري جبهه ملي ايران) سپيده پورآقايي (فعال حقوق بشر) علي اكبر پير هادي (عضو هيات مديره سنديكاي اتوبوسراني شركت واحد) احمد پور ابراهيمي (فعال حقوق بشر) سعيد ترابيان ( عضو هيات مديره سنديكاي اتوبوسراني شركت واحد) بهروز جاويد تهراني (زنداني سياسي) ابوالفضل جهاندار (فعال دانشجويي) بيژن جانفشان (نويسنده و فعال حقوق بشر) علي رضا جباري (عضو كانون نويسندگان ايران) عيسي خان حاتمي (شوراي مركزي جبهه ملي ايران) زيبا حاجي لو (فعال دانشجويي) حميد رضا خادم (عضو سازمان جوانان جبهه ملي ايران) عباس خرسندي (دبيركل حزب دمكرات ايران ، زنداني سياسي) علي رضا خسرواني ( مسوول انجمن اهورا منش استان فارس) محمد رضا خوانساري ( عضو انجمن زندانيان سياسي ) ناهيد خيرابي (فعال زنان) دكتر محمد علي دادخواه (وكيل پايه يك دادگستري و عضو كانون مدافعان حقوق بشر) سعيد درخشندي ( زنداني سياسي ، فعال حقوق بشر) جمال درودي (عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران) علي رستگاري (عضو جبهه متحد دانشجويي) رضا رخشان (مسوول روابط عمومي سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه) اشكان رضوي (عضو سازمان مهندسان جبهه ملي ايران) دكترفريبرز رييس دانا (اقتصاد دان وفعال سياسي و عضو كانون نويسندگان ايران) مهندس كوروش زعيم (شوراي مركزي جبهه ملي ايران) شاهين زينعلي (دبيرانجمن دانشجويان آزاديخواه وملي ) نسرين ستوده ( حقوق دان و فعال حقوق زنان) پرويز سفري (عضو شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران) محمد مسعود سلامتي (عضو شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران) گوهر شميراني (فعال زنان) كيوان صميمي (مديرمسوول مجله توقيف شده نامه وعضو كانون مدافعان حقوق بشر) سيامك طاهري ( فعال سياسي وشهروندي) مهندس حشمت اله طبرزدي (دبيركل جبهه دمكراتيك ايران) محمد عسگري ( كاظم عنبري (فعال شهروندي) تيمسارسرلشگر بازنشسته ناصر فربد (اولين رييس ستاد مشترك ارتش پس ازانقلاب) محمد حسن فلاحيه زاده (زنداني سياسي ) دكتر حسام فيروزي (فعال حقوق بشر وزنداني سياسي) علي قبادلو (فعال شهروندي) امين كرد( عضو شوراي مركزي جبهه متحد دانشجويي) مريم محبوب (فعال زنان و شهروندي) اسماعيل مفتي زاده (فعال سياسي و حقوق بشر) دكتر محمد ملكي (استاد دانشگاه و اولين رييس دانشگاه تهران پس از انقلاب ) بهزاد مهراني (وبلاگ نويس و دبيراول مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران) عبداله مرادي ( عضو مركزيت اتحاد براي دمكراسي) حميد رضا محمدي (زنداني سياسي ) رامين ناصح (دبيركانون آينده نگري) دكتر نقي پور (عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران) ظهور نبوي (زنداني سياسي ) دكتر حسين موسويان (عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران) مينو يوسف پور(فعال زنان و شهروندي) اعضاي شوراي اجرايي به قرار زير است: 1- داود هرميداس باوند (رييس شورا) 2- محمد ملكي ( دبير شورا) 3- اكبر پير هادي 4- محمد اوليايي فرد 5- كوروش زعيم (دبير سياسي) 6- اسماعيل مفتي زاده (مشاور درحقوق بشر) 7- كيوان صميمي 8- عليرضا جباري 9- نسرين ستوده 10- حشمت اله طبرزدي (سخنگو) 11- عيسي خان حاتمي (دبيراجرايي) شایان توجه است که پیوستن به این جنبش ادامه دارد. افرادی که سند همبستگی را برای امضا به دیگران ارایه می دهند به عنوان پیک های همبستگی به حساب می ایند.

Tuesday, 19 May 2009

سالروز تولد دکتر مصدق

سالروز تولد مصدق

ح روز سه شنبه 29/2/88 مراسم بزرگداشت یکصدوبیست وهفتمین سالروزتولد دکترمحمدمصدق رهبرنهضت ملی و بنیانگذار جبهه ملی ایران باحضور صدها نفر ازپیروان وعلاقمندان آن بزرگ مرد درروستای احمدآباد آبیک
برگزارگردید. دراین مراسم اعضای شورای مرکزی ونمایندگان سازمانهای جبهه ملی ایران ، حزب ملت ایران ،حزب جاماونیروهای ملی مذهبی شرکت داشتند.دراین گردهمایی آقایان محمد بسته نگار و مهندس علی اکبر معین فر
درباره طرز تفکر وخصوصیات اخلاقی مصدق سخنرانی کردندوسپس آقای دکتر محمودمصدق رئیس هیئت متولیان
آرامگاه مصدق از حضور پرشور مردم سپاسگزاری نمودوسرانجام درحدود ساعت 12 مراسم با خواندن سرود
" ای ایران " پایان یافت .

گزارش ازکمیته تشکیلات جبهه ملی ایران -- استان تهران

Sunday, 17 May 2009

پیام شماره 174

پیام جبهه ملی ایران - تهران شماره 174 -اردیبهشت ماه
منتشر شد. جهت دریافت این شماره با ادرس اینترنیتی زیر
لطفا تماس بگیرید

amirmomtaz@yahoo.com

Wednesday, 29 April 2009

بیانات دکتر داود هرمیداس باوند استاد دا نشگاه

بیانات دکتر داود هرمیداس باوند استاد دانشگاه و سخنگوی جبهه مای ایران در رابطه با روابط ایران و امریکا

با توجه به اهميت وضعيت هسته اي ايران و تاثيرگذاري مذاکرات جديد 1+5 و ايران پيرامون اين موضوع، اين بسوال ‏مطرح است که در صورت فتح بابي در اين مذاکرات، نحوه اداره امور هسته اي کشور پس از توافقات حاصله در ‏دولت دهم به چه شکلي خواهد بود؟ ‏ ديپلماسي ايراني اين سوال را با دکتر داوود هرميداس باوند، استاد دانشگاه و تحليل گر مسائل ايران و امريکا در ميان ‏گذاشته است که در ادامه مي خوانيد: ‏ پاسخ سوال فوق بستگي به اين دارد که کدام دولت روي کار آيد. اگر دولت آقاي احمدي نژاد سر کار بماند، فکر مي کنم ‏مسائل دشوارتر خواهد شد. قرائن و شواهدي پديدار شده که نه تنها در جهت ايجاد فضاي مساعد نيست بلکه در راستاي ‏ايجاد نوعي اختلال در فضاي تعاملات ايران و غرب است. ‏ اظهارات آقاي احمدي نژاد شرايط را براي امريکاييان که در داخل و از طرف اسرائيل با مخالفت هايي مواجه هستند ‏مشکل ساخته است. از سوي ديگر در اظهارات مقامات ايران درباره حوادث اخير بغداد انگشت اتهام مستقيما به طرف ‏امريکا اشاره رفته است؛ با اين وضعيت شواهد نشان مي دهد که تمايلي جدي براي ايجاد شرايطي که در آن طرفين با ‏تعديل مواضع اوليه خود، فضا را براي گفت و گوي سازنده مساعد کنند وجود ندارد. ‏ با وجود آنکه ايران براي حضور در مذاکرات آينده 1+5 اعلام آمادگي کرده است اما موضع گيري اخير مسئولان ‏تصميم گيرنده حاکي از آن است که هنوز تعديلي در مواضع اوليه در ديدگاه و اذهان مسئولين پديدار نشده است. ‏ در صورت آمدن فردي غير از آقاي احمدي نژاد براي تصدي مسئوليت رياست جمهوري، به دليل متفاوت بودن ديدگاه ‏ها و مواضع وي با نظرات رئيس جمهور فعلي، به نظر مي رسد که تنش زدايي را در پيش گيرد؛ هرچند ممکن است با ‏مشکلاتي روبرو شود. در واقع هر دو کانديداي رقيب آقاي احمدي نژاد قصد و نيت و استراتژي اعلام شده خود را بر ‏مدار مذاکرات سازنده و تنش زدايي استوار کرده اند اما اگر در اين مسير با فشارهايي مواجه شود فرايند نهايي آن به ‏حد وسطي - ما بين استراتژي آنها و فشارهاي وارده- منتهي مي شود. اين فرايند مي تواند تا حدودي براي تعامل سازنده ‏مساعد باشد. ‏ به اين ترتيب نگراني و دغدغه اي که از شکست مذاکرات ايران و 1+5 و پيامدهاي اين شکست وجود دارد با پيروزي ‏يکي از رقيبان آقاي احمدي نژاد در انتخابات، تاحدودي تعديل مي شود. ‏ ممکن است تصميمات دولت دهم در صورتي که يک کانديداي اصلاح طلب پيروز انتخابات باشد، در موضوع هسته اي ‏کشور مشابه دولت آقاي خاتمي نباشد، چراکه اکنون فضا عوض شده و شرايط تغيير کرده است اما خط مشي تعديل شده ‏از سوي ايران در پيش گرفته خواهد شد. ‏ بنابراين خط مشي تعديل شده در پرتو شرايط و تحولات جديد به ويژه در ارتباط با مواضع دولت جديد امريکا، در ‏دستور کار دولتي اصلاح طلب قرار خواهد داشت. ‏ مواضع دولت جديد امريکا اکنون يک تغيير عمده در مقايسه با دولت اصلاح طلب دوره هفتم و هشتم رياست جمهوري ‏است، چراکه طرف اصلي ايران در مذاکرات هسته اي نهايتا امريکاست. بنابراين در صورت روي کار آمدن دولت ‏اصلاح طلب در دور دهم، ممکن است مذاکرات ايران و امريکا در چهارچوب 1+5 و يا فراتر از آن به صورت دو ‏جانبه شکل گيرد و امکان توافق به شکل جدي تري وجود دارد. ‏‎ ‎ديپلوماسي ايران
.

Tuesday, 21 April 2009

نصرت الله امينی يکی از نجات دهندگان تخت جمشيد درگذشت


جبهه ملی ایران درگذشت زنده یاد نصرت الله امینی، یک از چهره های برجسته نهضت ملی ایران و از یاران نزدیک و مورد اعتماد مصدق بزرگ را به ملت ایران و خانواده گرانقدر ایشان تسلیت می گوید.
زنده یاد نصرت الله امینی در دولت مصدق، نخست به سمت بازرس نخست وزیری و سپس به عنوان شهردار تهران برگزیده شد، و هنوز به علت خدمات ارزنده و ماندگارش بهترین شهردار تاریخ معاصر ایران بشمار می آید. وی همچنین وکیل خصوصی دکتر مصدق و یکی از وصی های او بود. نصرت الله امینی عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران بود که در کنگره جبهه ملی ایران در سال 1341، دوباره به عضویت شورای مرکزی انتخاب شد.
پس از انقلاب 57، امینی برای مدت کوتاهی استاندار فارس شد و در همان زمان بود که در برابر اقدام خلخالی که قصد داشت با بولدوزر تخت جمشید را ویران کند، ایستاد و به نیروهای نظامی فارس آماده باش داد تا از این اقدام ضد بشری جلوگیری کنند.
تهران - یکم اردیبهشت 1388
شورای مرکزی جبهه ملی ایران:
ادیب برومند، دکتر مه لقا اردلان، مهندس عباس امیرانتظام، بانوفرشید افشار، دکتر داود هرمیداس باوند، مهندس مرتضی بدیعی، دکتر جهانشاه برومند، عیسی خان حاتمی، مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی، دکتر پرویز دبیری، جمال درودی، حسین راضی، غلامرضا رحیم، دکتر علی رشیدی، مهندس کورش زعیم، دکتر خسرو سعیدی، حسین شاه حسینی، حسن شهیدی، مهندس حسین عزت زاده، سرلشگر بازنشسته ناصر فربد، دکتر محسن فرشاد، اصغر فنی پور، حسن قدیانی، دکتر باقر قدیری اصلی، پریچهر مبشری، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی، دکتر سید حسین موسویان، دکتر مهدی مویدزاده، دکتر علی اکبر نقی پور، ابوالفضل نیماوری

Saturday, 28 March 2009

دیدار نوروزی

دیدار نوروزی سران جبهه ملی ایران با جناب آقای دکتر نورعلی تابنده

در روز چهارشنبه پنجم فروردین ماه 1388 سران جبهه ملی ایران؛ استاد ادیب برومند، دکتر داوود هرمیداس باوند، مهندس کورش زعیم و عیسی خان حاتمی به همراه آقای بیژن جانفشان از اعضای جوان جبهه ملی ایران، در ساعت هفده پس از نیمروز برای دیدار نوروزی به خانه آقای دکتر نورعلی تابنده رفتند. در این دیدار شخصیت های جبهه ملی ایران با آقای تابنده که از سوی حاکمیت مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته و خانقاه های آنان ویران گشته و بسیاری از مریدان ایشان به زندان افکنده شده اند، همدردی نمودند. در گفتگوی انجام گرفته، سران جبهه ملی ایران ضمن تجدید دوستی دیرینه، برای آزادی و حاکمیت ملت ایران بر سرنوشت خود تأکید نمودند. آقای تابنده ضمن سپاسگزاری از جبهه ملی ایران، با یادآوری هم سنگری خود در دوران رژیم گذشته و حاکمیت کنونی، تنها راه زندگی آرام همراه با آرامش را در سایه آزادی، دموکراسی و رعایت حقوق بشر دانستند
.
خبرگزاری ایرانمهر

8 فروردین 1388

Sunday, 22 March 2009

شادباش نوروزی

فرارسیدن نوروز باستانی را
به سروران عزیزم رهبران حبهه ملی،اعضای حیهه ملی و همه
کوشمدگان برای ازادی واستقلال شادباش میگویم
دکتر امیر هوشمند ممتاز

Friday, 20 March 2009

سالگرد ملی شدن صنعت نفت

به مناسبت سالروز ملی شدن صنعت نفت امروز بیش از نیم قرن از ملی شدن صنعت نفت به کوشش و جانفشانی فرزندان این سرزمین و به رهبری دکتر محمد مصدق بزرگ می گذرد سالهایی که ملت ایران هماره از چنین روزی به عنوان یک پیروزی یاد کرده و به وجود چنین یادمانی در تاریخ خود می بالند. در آن روزهای چیرگی استعمار و استبداد بر میهن،اقلیتی میهن پرست و خردمند در مجلس شورای ملی و مجلس سنا توانستند با درایت و خردمندی و به پشتوانه رای ملت در برابر اکثریت نمایندگان وابسته به استبدادو سیاستهای استعماری انگلیس و تعداد ی راه یافته به کمک دربار در مجلس توانستند با پای فشاری و ایستادگی در برابر زورمداران حقوق ملت ایران را بازستانند. و اینگونه است که اگر نمایندگان راستین ملت بخواهند می توانند به پشتوانه رای ملت تحت هر شرایطی در برابر بیدادگری و چپاول نشسته گان بر سریر قدرت ایستادگی نمایندحتا اگر در اقلیت مطلق نیز باشند برگهای اینچنین زرین در تاریخ سرزمین ما می تواند درسی باشد برای آنان که آراء مردم را نه برای دفاع از حقوق ملت بلکه برای منافع شخصی خود می خواهند . اما دراین روزها عده ای در تلاش هستند تا با وارونه جلوه دادن تاریخ و قلب مبارزات تاریخی ملت ایران ونهضت مقاومت ملی ایران در ملی شدن صنعت نفت این افتخار و پیروزی را از آن آنانی بدانند که جز خیانت هیچ نقشی از آنها در تاریخ این مبارزات دیده نشده است. هواداران استبداد پیشین حتا وقاحت را به آنجا رسانده اند که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را به شخص بدنامی به نام رزم آرا و یا محمد رضا پهلوی نسبت می دهند و حاکمان کنونی نیز با کم رنگ نمودن نقش دکتر محمد مصدق و شهید راه آزادی دکتر حسین فاطمی در تلاشی مذبوحانه بر آن هستند تا اسطوره های مبارزاتی ملت ایران را زیر سئوال برده و در چنین شرایطی است که بر همه نیروهای آزادیخواه و میهن پرست که در زیر پرچم مبارزات جمهوری خواهی و ملی گرایی در حال کارزار با بیدادگران دیروز و امروز هستند واجب است که بیش از گذشته به اتحاد و یک پارچگی این مبارزات تا رسیدن به حاکمیت ملی که خواست همه ایرانیان آزاده است بیاندیشند و این است وظیفه ای که امروز بر همه ما بایسته است که اگر غیر از این باشد بی گمان در تاریخ ایران نامی به جز خیانت از ما بر جای نخواهد ماند همانگونه که نام خیانت پیشگان پیشین برای همیشه در تارک این سرزمین حک شده است. دفتر پژوهشهای جبهه ملی ایران

Friday, 6 March 2009

مسافرت به سودان

ایران نگران رهبر جنایتکار سودان
Fri / 06 03 2009 / 11:20
سفر یک روزه لاريجاني به سودان برای اعلام حمایت از عمرالبشیرعلی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی جمعه تهران را به مقصد خارطوم پایتخت سودان ترک می‌کند.به گزارش خبرنگار خانه‌ملت، لاریجانی را در این سفر ابراهیم الطاهر رئیس مجلس سودان همراهی خواهد کرد.هدف از این سفر، اعلام حمایت از عمر البشیر رئیس‌جمهوری سودان اعلام شده است. حکم بازداشت عمرالبشیر در یک اقدام بی‌سابقه از سوی دادگاه لاهه صادر شده است.تعدادی دیگر از میهمانان حاضر در کنفرانس بین‌المللی فلسطین نیز لاریجانی را در این سفر همراهی می‌کنند

Friday, 20 February 2009

ضرب و شتم دراویش

تجمع دراویش گنابادی برای برگزاری مجلس در خرابه های تکیه درویش ناصر علی

دنبال تخريب حسينيه دراويش گنابادي در اصفهان در روز 30 بهمن 1387، دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی جهت برگزاری مجلس فقري در پنج شنبه اول اسفندماه 1387 در محل حسینیه و مقبره درویش ناصرعلی گرد هم آمدند. در اين هنگام مأمورین امنیتی و ضد شورش انتظامی منطقه را به محاصره درآورد و با ایجاد رعب و وحشت، درصدد جلوگیری از انعقاد مجلس درویشی گرديد.بنابر از اظهارات یکی از حاضرین در محل، سرهنگ شجاعی، فرمانده این عملیات علیه دراویش را به عهده داشت، و در چندین مرحله با بلند گو مردم را تحريك نمود تا به دراويش حمله نمايند. او ميگفت ما امروز نقش یزید را برای شما ایفا خواهیم كرد. و سپس به در ساعت 4.30 بعد از ظهر با حمله به دراویش به ضرب و شتم آنها پرداختند. در این درگیری که با استفاده از باتوم و سنگ و پرتاب گاز اشک آور صورت پذیرفت، تعدادی از دراویش زخمی و مجروح گردیده و به بيمارستان منتقل گرديدند و چندین تن از دراويش توسط این نیروها بازداشت و توسط چند دستگاه اتوبوس به زندان دستجرد منتقل شدند. وسعت این درگیریها به خیابان های اطراف تخت فولاد اصفهان تا نزدیکیهای میدان شیراز نيز کشیده شد. در شروع حمله مهاجمین در ساعات اولیه بیش از 70 تن از مردان، زنان و کودکان دراویش زخمی و مجروح شده و به بیمارستان انتقال یافتند . نیروهای گارد ویژه ضد شورش با بلندگو عنوان ميكردند که "مردم، اینها بهایی هستند آنها را از بین ببرید"!! ولي مردم به تحریک ايشان پاسخي ندادند و نيروي انتظامي خود وارد عمليات حمله به دراويش شد. تردد و صدای آژیر آمبولانسها و خودروهای پلیس تا ساعاتي از شب ادامه داشت و نیروهای لباس شخصی و امنیتی در منطقه تخت فولاد عملا هرگونه رفت و آمدي را متوقف و تحت نظارت داشتند. آمارهاي اوليه از تعداد دستگیرشدگان این واقعه بیش از 50 تن گزارش شده و نيروهاي امنيتي علی جان نثار،
یاسر عالیوند، مهدی صفی خانی، احمد کریمی و مهدی کریمی توسط را به نقطه نامعلومی انتقال دادند

جبهه ملی ایران در خارج از کشور این اعمال وحشیانه را قویا محکوم میکند

Sunday, 8 February 2009

From payame jebhe melli iran # 172

معضل ترافیک با ضرب و زور حل نمی شود

بیش از یک ماه است که در برخی از مناطق تهران حضور گسترده نیروهای نظامی و انتظامی در حاشیه خیابان ها نمای یک شهر اشغال شده را در ذهن تداعی می کند. در این مناطق به فواصل کوتاه دو یا چند نفر نیروی مسلح ایستاده و به آمد و رفت مردم و اتومبیل ها نظارت می کنند. در مورد این حضور چشم گیر نیروهای نظامی در معابر عمومی گفته می شود که این حضور پررنگ جهت سازماندهی امر ترافیک و اجرای مقررات راهنمائی و رانندگی مقرر گردیده است.
اگر این چیدن نیروهای ویژه در خیابان ها بمنظور ایجاد جوّ رعب و به اصطلاح نسق گرفتن از مردم دراین اوضاع و شرایط نابسامان کشور نیست و واقعاً قصد و منظور فقط رفع مشکلات ترافیکی می باشد که باید گفت معضل ترافیک با ضرب و زور حل نمی شود. ترافیک پایتخت که کم کم به سایر شهرهای بزرگ و کوچک کشور نیز سرایت کرده و صرفنظر از آلودگی هوا و عوارض سنگین ناشی از آن، هر روز میلیون ها ساعت از وقت مفید و کاری مردم را تلف نموده و میلیون ها لیتر بنزین را به هدر داده و میلیاردها تومان خسارت به بار می آورد مسئله ای نیست که با زور و به توسط پلیس باتوم به دست گره کور آن گشوده شود. برای حل کردن مسئله ترافیک باید برخورد علمی و کارشناسانه داشت و برنامه ریزی های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت را مد نظر قرار داد و هزینه های لازم را پرداخت نمود. باید به راه حل های اساسی و مشکل گشا فکر کرد نه به میدان آوردن نیروهای ویژه و سرگردان کردن مردم در خیابان ها در جستجوی یک جای پارک. باید وسایل نقلیه همگانی مانند مترو، اتوبوس و خودروهای عمومی دیگر به اندازه لازم و کافی در اختیار مردم قرار گیرد. باید پارکینگ های طبقاتی در هر محل و خیابان که نیاز به آنها حس می شود توسط شهرداری ها احداث شود. باید با در نظر گرفتن تسهیلات ویژه و مزایائی که توجیه اقتصادی فراهم نماید بخش خصوصی را به ساختن پارکینگ های طبقاتی تشویق و ترغیب نمود. باید از زیر گذرها و پل های هوایی بطور گسترده در تقاطع ها بهره گرفت. باید بزرگ راه های جدید با طرح های زمان بندی شده معقول و نه با حرکت لاک پشت گونه احداث کرد. باید در بن بست هایی که با خرید و تخریب یک یا دو پلاک ثبتی گشوده شده و خیابانی قابل عبور ایجاد می گردد اقدام توسط شهرداری ها انجام گیرد. باید نسبت به اجرای طرح هایی که مربوط به تعریض خیابان ها است و فعلاً به مرور زمان و تصمیم و اراده مالکین مشمول طرح معلق مانده بصورت مثبت و با پیگیری برخورد شود. باید بین تعداد اتومبیل های جدید که به سطح محدود خیابان ها روانه می کنند با تعداد اتوموبیل های فرسوده که باید جمع آوری شوند تناسبی معقول برقرار گردد و مشکل تولید و فروش کارخانه های مونتاژ اتوموبیل به اشکال مقتضی دیگری از جمله تغییر خط تولید به ماشین های کشاورزی و ترابری که بسیار مورد نیاز کشور حل گردد نه اینکه همچنان با تولید و ریختن روزافزون اتوموبیل های سواری به خیابانهای شهرها به معضل ترافیک بیفزایند. باید ساعات شروع و خاتمه کار مدارس، ادارات، واحدهای صنفی، بانک ها و دیگر مؤسسات به نحوی تنظیم شود که شروع و خاتمه کار آنها مختلف و تدریجی باشد تا عبور و مرور در خیابان ها روان تر گردد. باید آموزش و تفهیم فرهنگ ترافیک به مجریان این امر و مردم مورد توجه و تأکید قرار گیرد. و کلام آخر اینکه، نه مشکل ترافیک و نه سایر تنگناهای متعدد مردم ایران با زور و قوه قهریه و توسط حاکمیتی که جز استفاده از زور و سرکوب راهکاری نمی شناسد، قابل حل شدن نیست. باید حاکمیت ملی و منبعث از مردم باشد تا به مردم فکر کند و بتواند مشکلات آنان را برطرف نماید