Monday, 5 October 2009

نامه پیمان عارف

نامه پیمان عارف از زندان اوین

12 مهر 1388
کمیته گزارشگران حقوق بشر-
سی روزی هست که از پی 75 روز انفرادی به بند هشت اوین منتقل شده ام تا در هواخوری زندان چشمانم در آن دور دست ها به خوابگاه شهید بهشتی بیفتد و ذهن خاطره جویم به سالهای نه چندان دور باز گردد و راه دانشکده علوم سیاسی و اقتصادی وآنگاه دانشکده حقوق در پیش گیرد و شب زنده داری های خوابگاهی و بحث های بی پایان نظری –سیاسی در اتاق مجید به یاد آرد!
به یاد آوردنی که قطره اشکی از سر حسرت ودرد بر دیدگان می نشاند ولب به زمزمه آن شعر نیما می گشاید که گر چه میگویند میگریند در ساحل دور یا نزدیک سوگواران در میان سوگواران ! بگذریم.
حدیث تاریخ معاصر ایرانمان آکنده است از کودتاها و سرکوبها و استبدادهای صغیر و کبیر و آنگاه قربانی گرفتن های این کودتاها و زندان کردنها و بر سر دار نمودن کوشندگان راه آزادی و مخالفان سرکوبهای کودتایی.
یک ماه و چند روز پیش اما،عصر گاهی دل گرفته وخفه در گوشه انفرادی به گاه روز 2 مرداد از پی تماشای فیلمهایی از اعترافات و محکمه هایی که دادگاهشان مینامیدند(!) در لب تاپ آقای بازجو، در فکری عمیق و غصه ای ژرف و رنجی بی پایان از پرسش "آخر چرا و به کدامین گناه؟" فرو رفته بودم و دنبال جواب برای سوال آخر چرا میگشتم ،زمان زمانه کودتا بود و سالگرد کودتا نیز هم! به دنبال پاسخ ذهنم پر کشیده به سوی تمام سالهای محنت انگیز تاریخ تجددخواهی و آزادی خواهی ایرانیان در دو صده اخیر. قدم به تبریز سر افراز گذاشت و عباس میرزا را دید در دهه 1820 میلادی که جامه خویش دریده و جامه ژنرال گاردن فرانسوی به مشت گرفته، می پرسد ای اجنبی بگو به من که چه اتفاقی افتاده است، که دیگرشما فاتحان تاریخید و ما مغلوبان تاریخ! ذهن خسته سرکی دیگر میکشد و این بار راه محله امیر خیز در نخستین دهه قرن 20 در پیش میگیرد و از زبان احمد کسروی و شاید هم حاج اسماعیل امیر خیزی به یاد می آورد که "همه جا دراستبداد می سوخت و در میان این آتش تنها یک شهر مانده بود به نام تبریز ودر این شهر نیز یک محله باقی مانده بود به نام امیر خیز ودر این محله یک خانه باقی مانده بود به نام خانه ستار!"
سرکی دیگر در تاریخ کتابی از دوست ارجمندم رحیم رئیس نیا که حاوی برخی سر مقاله های سید جعفر پیشه وری است به نام" آخرین سنگر آزادی"به یاد می آورد. تا عنوان ارجمند کتابی که نشر شیرازه حدود 12 سال پیش منتشرش ساخت جرقه ای از امید در کعبه حزن واندوه ام بنشاند.
آری در میان تمامی کودتاها و استبدادها و کابینه های سیاه صد روزه و چهار ساله که هشت ساله شده، نیز جایی هست که از آن به "آخرین سنگر آزادی " می توان یاد کرد. جایی که روزی در امیر خیز تبریز رقم خورد و روزی در خیابان کاج تهران نزد خانه مصدق بزرگ و باری دیگر نیز در بهارستان .
دیگر این ذهن خسته نیست و امیدوارانه می پوید تاریخ و میجوید راه را. جرقه ای دیگر شمع کوچک امید را می افروزد و چراغی شعله ور میسازد .آخر این خاک سالهاست دیگر سنگری ثابت برای آزادی دارد به نام دانشگاه. سنگری که در فرو ریختن تمامی سنگرهای آزادی به سان آخرین سنگر آزادی می ایستد و استبداد و مستبدین در هم می شکند.
لبخند بر لبانم مینشیند وبه امید اول مهر با خیالی آرام و دلی قرص و امیدوار به خواب میروم.
وامروزبه زمان موعود رسیده ایم و در این چند روز دانشگاه نشان داده است دلگرمی شب 29 مردادم در آن گوشه انفرادی به هیچ روی عبث نبوده است.در این چند روز شنیده ام و در معدود روزنامه هایی که از در برقی اوین امکان ورود میابند خوانده ام که "دانشگاه زنده است هنوز"
یاران دبستانی ،همراهان عزیز، تاریخ و فرزندانمان مارا نخواهند بخشید اگر امروز در تیره ترین دقایق شب هنگام وطن آخرین سنگر آزادی را رها کنیم و ایران عزیز به مستبدین بسپاریم.
خود نیز خویش را نخواهیم بخشید اگر نتوانیم زنده بودن دانشگاه را برای آنانی که مرده اش میخواهند و گورستان ساختنش به رخ کشیم. امید من امروز از پشت دیوارهای بلند و سیم خواردار بر سر کرده اوین به شما و تنها به شماست. بایستید که سحر نزدیک است.
پیمان عارف
سالن 10 بند 8 زندان اوین

Saturday, 26 September 2009

کناره گیری مهنس زعیم از شورای جبهه ملی ایران

کناره گیری مهندس زعیم ار عضویت در شورای جبهه ملی پس از ازادی از زندلن

ریاست گرامی شورای مرکزی
جبهه ملی ایران

سرور گرامی:

شادمانم که پس از 91 روز در زندان جمهوری اسلامی در ایران، دوباره فرصت ادامه ادای دین به میهنم که افتخار ایرانی بودن را به من اعطا کرده پیدا کرده ام. ولی این بار آهنگ آن را ندارم که با اندیشه ها و راهکارهای خود برای باززنده سازی، گسترش و مردم گرایی جبهه ملی ایران، مزاحم روشهای سی ساله و زمان آزموده هموندان گرامی شورای مرکزی جبهه ملی ایران باشم و دوستان عزیزم را آزرده کنم.

من بر خلاف سیاست حاکم بر شورا، زمان را بسیار سرنوشت ساز، ملت ستمدیده ایران را در فشار، وقت را کم و کشور را در خطری دهشتناک می بینم و کاهلی ما مبارزان راه آزادی را پشیمانی آور می پندارم. آزادی شخصی و جان ما آنقدر ارزش نگهداشت، به ویژه برای آینده مبهمی که در انتظار ماست، ندارد. من باید راهی را که باور دارم برای نجات میهن ضروری است بروم.

بنابراین، ازین تاریخ، در جهت ایجاد آرامش در شورا و زدودن دلهره از آینده شخصی برخی هموندان گرامی، از شرکت در نشست های شورای مرکزی جبهه ملی ایران پوزشخواهی می کنم: ولی فعالیت خود را به نام یک شهروند ایرانی و هموند ساده جبهه ملی ایران پیگیر خواهم بود. تردیدی نیست که شورا هم با همان روشهای زمان آزموده کماکان به مبارزه خود برای آزادی ملت ایران و دستیابی به مردم سالاری و رعایت حقوق بشر در ایران ادامه خواهد داد.

در پایان، می خواهم سه پیشنهاد را برای بذل توجه هموندان گرامی شورا و تصمیم گیری تقدیم نمایم:

نخست اینکه عدم تشکیل همایش چهارسالانه جبهه ملی و تجدید انتخابات شورا، بازنگری اساسنامه و یک درون نگری تحلیلی، بازتاب خوبی برای حیثیت تاریخی جبهه ملی ایران ندارد. از آنجا که من قصد ندارم در هر حال در کنگره آینده شرکت کنم، دوستان می توانند بی نگرانی، هر چه زودتر آن را برپا سازند.

دوم اینکه، با توجه به نهادینه شده بودن و فرمانروایی دروغ بر کشور، از آنجا که دروغ و ریاکاری با سرشت و فرهنگ ایرانی سازگاری ندارد، پیشنهاد می کنم که جبهه ملی ایران برای برداشتن یک گام بلند نمادین در راستای مذموم جلوه دادن دروغ، لایحه ای که پارسال به شورا پیشنهاد کرده بودم، (و دوباره در پیوست تقدیم می کنم،) در شورا مطرح و بتصویب برسد. این حرکت، پیام قاطعی به سامانه جمهوری اسلامی خواهد بود و جبهه ملی ایران را از همه سازمانهای سیاسی کشور متمایز خواهد نمود.

سومین پیشنهاد من در مورد تکمیل و بهبود ساختار شورا است. اکنون سالهاست که شورای مرکزی جبهه ملی ایران خود را از انرژی جوان و اندیشه های نو و دانش سیاسی روزآمد محروم کرده و به علت کثرت شمار هموندان مبارز قدیمی که البته وجود آنان در ایجاد تعادل و عرضه دانش و تجربیات ارزشمند گذشته برای یک سازمان سیاسی مورد احترام ملت ایران بسیار ضروری است، جایی برای نسل های جوانتر در جبهه ملی باز نشده است.

پیشنهاد من این است که یک شورای عالی مشورتی بنام “شورای مهستان” جبهه ملی ایران تشکیل شود که مقامی بالاتر از شورای مرکزی داشته و دارای حق بررسی و وتوی مصوبات شورا باشد. اعضای شورای مهستان عبارت خواهد بود از:
1- همه اعضای پیشین زنده شورای مرکزی جبهه ملی ایران که در شورای کنونی حضور نداشته باشند.
2- هر عضو شورای کنونی جبهه ملی 75 ساله به بالا داشته باشد که داوطلب عضو مهستان شود.
3- هر نماینده صاحب رای در پلنوم یا کنگره جبهه ملی ایران که خود را نامزد مهستان کند و 50% +1 رای بیاورد.

همه مصوبات شورای مرکزی جبهه ملی ایران برای تایید به شورای مهستان ارجاع می شود و مهستان حق دارد در مدت تعیین شده توسط شورای مرکزی، آن را تایید، اصلاح یا رد کند. در صورت عدم تایید، مصوبه شورا باید دوباره به تصویب دو سوم اعضای شورای مرکزی برسد.

با این پیشنهاد، بسیاری از اعضای ارزشمند و قدیمی شورای مرکزی ترجیح خواهند داد به مهستان بپیوندند و جای خود را برای ورود نسل های جوانتر باز کنند.

با گرامیداشت،
کورش زعیم
2 مهر

Saturday, 19 September 2009

نشریات جبهه ملی - اخرین شماره ها

باطلاع دوستان و علاقمندان میرساند که نشریه پیام جبهه ملی ایران
اخرین شماره - شماره 176 - از تهران و همچنین اخرین شماره
نشریه جبهه ملی ایران در خارج از کشور - شماره 58 - برای
درخواست کنندگان- از طریق ایمیل - اماده است تا با پست ارسال
گرد د لذا با ایمیل زیر درخواست نمائید.
amirmomtaz@yahoo.com

Thursday, 17 September 2009

مصاحبه با دکتر هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران

دکترهرمیداس باوند ،استاددانشگاه و دیپلمات بازنشسته درگفت وگو با روز با بررسی ویژگی های بسته پیشنهادی ایران به غرب گفت: این تحلیل که چون آمریکا درعراق وافغانستان گیراست می توانیم هرخط مشی ای را پی بگیریم اشتباه است. به گفته وی "اگر ایران از فرصت به وجود آمده در روابطه تهران-واشنگتن استفاده نکند، با توجه به تحولاتی که درجامعه سیاسی آمریکا وتضعیف احتمالی موقعیت اوباما ممکن است شکل بگیرد، ایران با گزینه های دشواری روبرو می شود". این گفت وگو در پی می آید. با توجه به اینکه موضوع هسته ای به صورت خاص دربسته پیشنهادی ایران نیست سرانجام بحث پیرامون این موضوع چه خواهد بود؟ در این بسته مسائل کلی مانند فلسطین، مبارزه با جنایات سازمان یافته و خلع سلاح هسته ای مورد بحث قرارگرفته است. ولی وقتی قرارباشد درمورد خلع سلاح هسته ای صحبت کنند،یعنی این بحث ابعاد مختلفی دارد؛ هم جنبه ایجابی و هم سلبی. یعنی کسانی که درجهت دسترسی به فن آوری هسته ای هستند باید متعهد بشوند که دسترسی شان برای مقاصد صلح دوستانه است و دلایلی که ارائه می کنند کافی باشد. یک جنبه هم دارد که مربوط به خود ان پی تی است که بر اساس آن قدرت های هسته ای متعهد شده اند به تدریج خلع سلاح کنند. بنابراین خود بحث خلع سلاح هسته ای موضوع را به پرونده هسته ای می کشاند. مسائلی مانند حقوق بشر و تجدید نظر در ساختارسازمان ملل و یااقتصاد بین المللی مسائلی کلی است که دربسته ایران مطرح شده است. اگر به تکنولوژی هسته ای اولویت بدهند ،ابعاد واشکال مختلف مسئله ایران به صورتی گریزناپذیر در این چارچوب جای خواهد گرفت. برای غرب موضوع هسته ای محور هرنوع مذاکره با ایران ذکر شده است. بسته پیشنهادی با توجه به موضوعاتی که ایران پیشنهاد کرده چه وضعیتی را پیش روی طرف غربی می گذارد؟ مساله فلسطین از سال ۱۹۴۷ تا کنون ادامه دارد وموضوعی نیست که در یک مذاکره قابل حل باشد. مساله حمایت از تروریسم بین المللی هم با این مساله ارتباط پیدا می کند. اینها مسائلی است که دریک مذاکره دو جانبه بین ایران و ۵+۱ نمی تواند حل شود. به همین جهت ارائه این بسته پیشنهادی یک جنبه تاکتیکی دارد که توپ را در زمین طرف مقابل بیاندازند تا طرف مقابل هم به پیشنهاد بدهد. غربی ها سعی خواهند کرد اولویت را به مساله هسته ای بدهند وپیرامون این مساله مذاکرات انجام شود. اگر به نتیجه ای رسیدند که فبها واگر به نتیجه نرسیدند که خود به خود مساله منتفی می شود. زبان و محتویات بسته پیشنهادی ایران چه ویژگی هایی دارد؟‌ آیاچنین پیشنهاداتی از لحاظ عرف دیپلماتیک مرسوم است؟ نکاتی دراین بسته است که می تواند قابل مذاکره باشد. طرف آمریکایی هدفش این است که مذاکره انجام بشود واگر به نتیجه نرسید به عنوان نمایندگان جامعه بین المللی بگویند ما همه راه های دیپلماتیک را رفته ایم و به روس ها هم که از اولویت مذاکره سخن می گویند، بگویند ببینند مذاکره راه به جایی نبرده است. آنوقت موضع گیری شان در شورای امنیت تغییر خواهد کرد واگر بخواهند از لحاظ تحریم های سنگین اقداماتی بکنند- چه درمحدوده شورای امنیتی یعنی ماده ۴۱ منشور وچه خارج از آن یعنی اقدامات یک جانبه- محمل خواهند داشت. یعنی خواهند گفت در آن چارچوب ها هم مذاکرات پیگیری شد اما به ناچار باید به سوی تحریم ها رفت. با توجه به اینکه دولت اوباما علاقه ای به اعمال روش هایی که در دوران بوش دردستور کاربود، ندارد عملا سرانجام چنین مذاکراتی چه خواهد بود؟ دولت اوباما قصدونیتش این بود که مساله را حل بکند وحسن نیتی هم نشان داد وگفت که بدون شرط این مذاکرات انجام خواهد شد. به نظرم الان فرصتی برای ایران است که از این حسن نیت استفاده کند. هر دو طرف نیاز به تعدیل مواضع اولیه خودشان دارد. اگر از این فرصت استفاده و به یک تفاهمی منتهی بشود که دستاوردی است. اما اگر چنین آمادگی برای حل این مساله وجود نداشته باشد ومذاکرات به نتیجه ای منتهی نشود، به ناچار علیرغم اینکه میل اوباما نیست ولی تحت تاثیر فشارهای کنگره، لابی اسراییل و جمهوری خواهان مجبور خواهد شد به نحو دیگری عمل کند. الان فضای داخلی آمریکا هم عوض شده است. در ماه های اول پس از انتخابات اوباما دست وی باز بود ولی با گذشت زمان وفشارهایی که از اطراف اعمال می شود آن آزادی عملش محدودتر ومحدودتر می شود. لذا این تلاشی است که بدون پیش شرط و حتی درچارچوب ملاحظاتی که ایران مطرح کرده قرار است مذاکرات در اوایل اکتبر انجام بدهند. اگر به نتیجه ای نرسد هیچ چاره ای برای امتحان گزینه های دیگر توسط آمریکا وجود ندارد. منظورم این است که در ابتدای امر فضا مساعد بود و اگر از سوی ایران هم با پاسخی مثبت روبرو می شدند می توانستند مسایل را سریعتر واسانتر حل بکنند،اما با گذشت زمان و موضع گیری هایی که کنگره مطرح کرده و طرح موضوع تحریم بنزین و مخالفت بعضی از اعضای جمهوری خواه وفشار لابی اسراییل و بالاخره همین نظر سنجی هایی هم که در رابطه با مردم شده، وضعیت عوض شده است. وقتی هدف های اولیه ای که اوباما مطرح کرد با دست انداز هایی روبرو شود جایگاه رییس جمهور افت می کند. نتیجه ای که می خواهم بگیرم این است که وضع اوباما با روزهای اولیه بعد از پیروزی انتخابات متفاوت است. او هم در محدودیت هایی قرار گرفته است که سعی کرده اند درچارچوب پیشنهادی ایران مذاکرات را پیگیری کنند. به نظرم این هم به نوعی دستاوردنسبی برای طرف مقابل است چون چارچوب او را پذیرفته اند، اما اگر به نتیجه نرسد راه حل های دیگری را انتخاب خواهند کرد. به نظر می رسد دولتمردان ایرانی گمان می کنند که چون دولت آمریکا در عراق وافغانستان درگیری زیادی دارد وعملا نمی تواندایران را تهدید کند هیچ دلیلی برای امتیاز دادن وجود ندارد. آیا این تحلیل درست است؟ این تحلیل کاملا اشتباه است. من یک مثالی می زنم. در سال ۱۸۳۸ سیاست چمبرلن که سیاست مدارا بود در کنفرانس مونیخ چکسلواکی را در سینی گذاشتند و تقدیمش کردند تا از بروز جنگ جلوگیری کردند. هیتلر فکر می کرد چون انگلیس به هیچ وجه آمادگی ورود به جنگ را از لحاظ اقتصادی و روانی ونظامی ندارد، بنابراین دستش باز است که اگر به لهستان هم حمله کند انگلستان سیاستی جز نظاره کردن نخواهد داشت. اما این ارزیابی نادرست بود. همین ارزیابی باعث شد که انگلستان اعلان جنگ بدهد و فرانسه هم اعلان جنگ بدهند وجنگ جهانی دوم آغاز شد. این استدلال که آمریکا آمادگی ندارد که یک درگیری دیگر درمنطقه ایجاد کند وما بنابراین آزاد هستیم که یک خط مشی متفاوتی را ایجاد کنیم براساس این ارزیابی و نادرست است. وقتی راه های مسالمت آمیز به نتیجه نرسد به ناچار افکار عمومی داخلی آمریکا هم به رییس جمهورشان فشار می آورند که سیاست جدیدی را اتخاذ کند. همیشه این اشتباهات درسیاست است که به فاجعه ویا شبه فاجعه منتهی می شود. آیا این اشتباه درمورد ایران هم می تواند رخ بدهد؟ فکر می کنم فرصت کوچکی است که باید استفاده شود. اگر براین مبنا باشد که چون طرف در عراق وافغانستان گیر است بنابراین اقدامی نخواهد کرد درست نیست چون کشور دیگری ممکن است این کار را انجام بدهد. اقدام آنها هم لازم نیست مانند عراق وافغانستان باشدو می تواند یک اقدام از راه دور باشد؛ همان طور که در صربستان صورت گرفت. یعنی درگیری از راه دور. لذا باید حساب همه این احتمالات را کرد و با درنظرگرفتن آلترناتیوهای مختلف خط مشی ای را انتخاب کرد که در جهت حل مشکل باشد و گرنه دیپلماسی که بخواهددرجهت استمرار مشکل باشد دیپلماسی صحیحی نیست. مقطعی می شود سیاست تهاجمی اتخاذ کنیم اما اگر این تخاصم بخواهد به صورت مستمر وطولانی باشد وهزینه زیادی هم بابت آن پرداخت کند و به کشورهای دیگر باج بدهد که دیگران را تعدیل کند وهزینه سنگینی بابت آن بدهد، درست نیست. اگر تصمیم درست گرفته شود لازم نیست به دیگران باج داده شود وبه خاطر ملاحظات غیرضروری فرصت هایی راکه پیش می آید را از دست داد

Wednesday, 2 September 2009

تظاهرات 23 سپتامبر

تظاهرات 23 سپتامبر در برابر سازمان ملل متحد

به اگاهی هم میهنان و بشر دوستان میرسانیم : در راستای پشتیبانی از خیزش غرور افرین

ایرانیان درون مرز که برای دفاع حقوق خود بپا خواسته اند و اعتراض به حضور محمود

احمدی نزاد در سازمان ملل متحد – در تظاهرات 23 سپتامبر شرکت مینمائیم .

از هموطنان گرامی نیز دعوت میشود تا همگام با همه رزمندگان ایراتی برونمرز که با

کاروانهائی از دیگر شهرهای امریکا به نیویورک میایند در گردهمائی روز چهارشنبه

23 سپتامبر 2009 در برابر سازمان ملل متحد تشریف بیاورند .


شورای مرکزی جبهه ملی ایران در خارج از کشور

اول سپتامبر 2009

Monday, 24 August 2009

دستگیری دکتر ملکی

زندانیان سیاسی را آزاد کنید
رسانه های گروهی اعلام کرده اند : آقای دکتر محمد ملکی استاد ورئیس اسبق دانشگاه نهران درروز سی یکم مرداد ماه 1388درحالیکه بعلت بیماری درخانه خود بستری بودند بوسیله ماموران امنیتی دستگیر وبزندان منتقل شده اند .
گزارشهای منتشرشده حاکی از بیماری شدید ایشان در سه ماهه اخیرداردکه به ادامه درمان زیر نظر پزشکان نیاز دارند.

حاکمیت جمهوری اسلامی از فردای روز اخذ رای برای انتخاب رئیس جمهور با بازداشت های دسته جمعی معترضین به نتایج انتخابات هزاران نفررادر شرایطی غیر انسانی وخشونت آمیز بازداشت وروانه زندانها ساخته است .

با آنکه گفته میشد درآستانه ماه مبارک رمضان عده ای از زندانیان آزادحواهند شد نه تنها این اتفاق نیفادبلکه احکام بازداشت موقت عده زیادی تمدیدشد و خبر زندانی شدن آقای دکتر محمد ملکی نشان دهنده تداوم خفقان ونقض آزادیهای فردی واجتماعی ملت ایران میباشد. د.

جبهه ملی ایران بازداشت دکتر محمد ملکی رامحکوم وآزادی اورا خواستاراست .
جبهه ملی ایران خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی وازآن جمله آقای مهندس کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی وآقای پیمان عارف عضو سازمان دانشجویان جبهه ملی میباشد. د .
جبهه ملی ایران بازداشتهای دگراندیشان وهمه کسانی را که باروشهای مسالمت آمیزبرای آزادی ودموکراسی مبارزه میکنند بشدت محکوم میکند .
تهران - جبهه ملی ایران
اول شهریورماه یکهزاروسیصد وهشتادوهشت .

Sunday, 16 August 2009

توضیح

توضیح روابط عمومی جبهه ملی ایران

در پاسخ به پرسش برخی از وسایل ارتباط جمعی پیرامون انتشار اعلامیه مورخ 24/5/88 با امضای جبهه ملی ایران تحت عنوان « دولت در سایه » در بعضی از سایت های اینترنتی به اطلاع میرساند که اعلامیه مزبور صرفنظر از مفاد آن مربوط به نهادهای شورای مرکزی با هیئت رهبری و یا هیئت اجرائیه جبهه ملی نبوده و بطوریکه تحقیق شده از طرف چند نفر اعضای سازمان دانش آموختگان منتشر شده است .
همانگونه که قبلا نیز اعلام گردیده کلیه انتشارات رسمی جبهه ملی ایران با تصویب یکی از نهادهای فوق الذکر و تنها از طریق روابط عمومی هیئت اجرائیه منتشر میگردد در غیر اینصورت فاقد اعتبار بوده و ربطی به سازمان جبهه ملی ایران نخواهد داشت .

تهران – 25/5/88
روابط عمومی هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران

Friday, 14 August 2009

بیانیه جبهه ملی ایران- تهران

دولت در سایه

امروزه همبستگی و وابستگی روزافزون جوامع به یکدیگر آنچنان رو به گسترش و پیچیدگی است که دولتها تنها قادر به حل بسیاری از مسائل و مشکلات پیش آمده نبوده بلکه نیاز به همکاریهای هر چه بیشتر جوامع مدنی سازمان یافته،بخش خصوصی فعّال و سازمانهای بین المللی دارند. به ویژه در این رابطه جایگاه و نقش نهادهای مردمی غیر دولتی ،مانند جمعیتها،انجمن ها،اتحادیه ها و .... را نمی توان نادیده گرفت و امروزه آنها در بسیاری از تصمیم گیریهای دولتهای مربوطه خود و همچنین سازمانهای بین المللی اثرگذار می باشند. چنانچه نقش جوامع مدنی سازمان یافته در زمینه سازی و پیشبرد بسیاری از کنوانسیون های منطقه ایی و بین المللی مانند تدوین اساسنامه دیوان کیفری بین الملل و مصوبات پارلمانهای اروپا و اتحادیه اروپا در زمینه های حفظ حقوق بشر و ایجاد نهادهای اجرایی بمنظور برخورد با ناقضین آنها عمدتا" نتیجه و ثمره کوششهای آنها بوده است. همچنین مشارکت روزافزون نهادهای مدنی در روند تصمیم گیری دولتها و سازمانهای بین المللی سبب گردیده که در برخی از کشورها ایجاد دولت در سایه بمنظور نظارت بر صحّت اعمال و رفتار دولت حاکم بعنوان ضرورتی لازم مطرح گردد. البته در کشورهایی که تفکیک قوا به معنای اخص وجود نداشته و نوعی تداخل قوا پیش بینی شده ،مانند بریتانیا، وجود دولت در سایه بعنوان یک قاعده عرفی تلقی شده است.بعلاوه در این جوامع در صورتی که حزبی برای مدتی طولانی مسئولیت امور را در دست داشته باشد از درون حزب حاکم ،جناح چپ یا راست آن نقش دولت در سایه را ایفا می نماید. منافع حاصله از این قاعده سبب گردیده که در برخی از کشورها که دارای قوانین اساسی مدون می باشند،استفاده از مکانیسم دولت در سایه مورد توجه قرار گیرد.از جمله در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اخیر،که فرآیندی تردید برانگیز ، جنجال آفرین و غیر دموکراتیک را در پی داشت است، یکی از چهار رقیب در مبارزات انتخاباتی تشکیل دولت در سایه را برای صحت و درستی اعمال دولت منتخب به عنوان پیشنهاد اصلاحی و فراتر از آن انقلابی مطرح می نماید که تا حدودی مورد توجه و تحسین قرار می گیرد. شگفت آنکه کوتاه زمانی پیش از این پیشنهاد یکی از فعالان سیاسی عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، کوروش زعیم، در مانیفستی آرمانگرایانه از ایجاد دولت در سایه بعنوان مکانیسمی برای نظارت بر رفتار و رویه دولت حاکم و در عین حال بدیل و جانشین احتمالی آن سخن می راند. تعجب آنکه این طرح کاملا" نظری و در عین حال انتزاعی به مذاق حکومت وقت خوش نیامده ، اقدام به بازداشت و زندانی نمودن ایشان می نماید. حال آنکه چندی پس از آن پیشنهاد مشابه از سوی یکی از نامزدهای انتخاباتی مبنی بر ایجاد دولت در سایه در صورت پیروزی، بعنوان ، نظری بدیع تلقی می شود.
جبهه ملی ایران که قویا" خود را پای بند به مردم سالاری، حقوق بشر و آزادیهای اساسی عاری از هر گونه تبعیض می داند، به ویژه آزادی بیان ، عقیده، قلم و ....، چنین برخوردی را با کوروش زعیم مغایر با تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی ایران مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی از یک سو و اصول مربوطه قانون اساسی و فراتر از آن برخورد تبعیض جویانه حکومت با دو شهروند با عقیده و نظر مشابه می داند. انتظار می رود که هرچه زودتر به این بازداشتهای غیر قانونی ، غیر انسانی ، غیر اخلاقی و نمایشی که در تضاد کامل با آزادی سیاسی و اندیشه و نمودی از واپسگرایی قرون وسطایی است پایان داده شود

جبهه ملی ایران.
بیست و دوم مرداد 1388

Monday, 10 August 2009

دیدار با خانواده مهندس کورش زعیم

ديدار «همبستگی» با خانوادهء مهندس کورش زعيم يکی از رهبران سکولار و ملی ايران از: انجمن زندانیان سیاسی روز گذشته چند تن از اعضای شورای اجرایی «جنبش همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران» با خانواده ی زندانی سیاسی ،اقای مهندس کوروش زعیم عضو ارشد جبهه ی ملی ایران و دبیر سیاسی همبستگی، در منزل ایشان دیدار کرده و با ان ها به گفتگو نشستند. در این دیدار که مادر،همسر ،خواهر و چند تن دیگر از اعضای خانواده ی این مبارز راه ازادی و شخصیت ملی از جمله مهندس اسدی دایی اقای زعیم، حضور داشتند ،خانم دکتر مه لقا اردلان،مهندس حشمت اله طبرزدی، عیسا خان حاتمی، مهندس خادم و مهندس اشکان رضوی به نمایندگی از سوی شورای همبستگی ،خاطره ی مبارزات این زندانی را گرامی داشتند.

Tuesday, 28 July 2009

بیانیه جبهه ملی ایران- تهران

بنام خداوند جان وخرد
چهلمین روز شهادت پویندگان راه آزادی را گرامی میداریم
هموطنان عزیز
مبارزات حق طلبانه وآزادیخواهانه مردم ایران از فردای 22خرداد1388که نتایج انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد فرازی شگفت آور داشت .
مردمی که نزدیک به یک ماه خوشبینانه به آزادی نسبی انتخابات می اندیشیدند ودر انتظار تاثیر آراء خویش بودند ناگهان با دروغی بزرگ مواجه شدند زیرا که حاکمیت بی پروا و با برنامه ای از پیش تنظیم شده نتایج انتخابات را به سود کاندیدای خویش مصادره کرده بود.مردم آراء خودرا جستجو میکردند ولی حاکمیت آماری غیرقابل باور وبهت انگیز مطرح میکرد . مردم حق خودرا پایمال شده دیدند ولذا به کوچه وخیابان آمدند .با سکون وآرامش حق خویش را خواستند اعتراض مردم کاملا مسالمت آمیز بود .آراء اکثریت مردم ظالمانه نادیده گرفته شده بود ولی در حرکتی کودتا گونه همه نیروهای آشکار ومخفی مسلحانه به خیابانها آورده شدند . دولت پادگانی با مشت آهنین به سرکوب جنبش مسالمت آمیز وحق طلبانه ملت ایران آمده بود. صدها نفر از صاحبنظران وفعالان سیاسی و روزنامه نگاران بوسیله مامورین امنیتی از خانه هایشان با خشونت بسیارربوده شده وبمکانهای نامعلومی فرستاده شدند که هنوز اکثر خانواده ها از محل بازداشت آنها بی خبرند . نیروهای بسیج ،سپاه، انتظامی ،ضد شورش ،امنیتی ولباس شخصی ها با خشونت بارترین رفتارهایی که حتا در سی سال اخیر درایران نظیر نداشت به راهپیمایی های مسالمت آمیزحق طلبانه وآزادیخواهانه مردم یورش بردند وکوچه وخیابان را به خون جوانان ایران آغشته ساختند . دهها نفررا در پایان راهپیمائی ملیونی مردم تهران برگبار گلوله بستند . اما ملت ایران مصمم وخستگی ناپذیرهمچنان به اعتراضات حق طلبانه ادامه داد وجهانیان با شنیدن خبرها ودیدن تصاویر وفیلم هایی که ازدیوار مستحکم سانسور دولتی گذشته بود شقاوت و بیرحمی آمرین و ماموران حوادث اخیررا به شدت محکوم کردند .
هموطنان عزیز در آستانه چهلمین روزآغاز بخون کشیده شدن مردم وشهادت دهها تن از زنان ومردانی هستیم که آزادی را فریاد زدند وحق خویش طلب نمودند.روز هاست که اندوهی عظیم وجانکاه بردلهای مرم ایران نشسته است .اندوه بزرگ مادران عزاداری که عزیزان دلبندشان یا در پی شکنجه در زندان جان سپردند و یا بضرب گلوله درکوچه وخیابان جان براه اندیشه باختند را هیچ قلم و بیانی توان تصویر ندارد.
جبهه ملی ایران باخانواده های جانباختگان راه آزادی در حوادث اخیر همدردی میکند وخواستار آزادی سریع زندانیان سیاسی وبویژه دستگیرشدگان این کودتای انتخاباتی است .
جبهه ملی ایران درآستانه چهلمین روز شهادت رهروان راه آزادی با مردمی که درروز هشتم مرداد1388 به گرامیداشت مسالمت آمیزجانباختگان حوادث اخیر خواهند پرداخت همبستگی خود را اعلام میدارد وبه همه شهیدان راه حق وآزادی درود میفرستد .
پنجم مردادماه 1388 تهران .جبهه ملی ایران

Monday, 27 July 2009

مجسمه ندا بنام فرشته ایران فرشته ازادی

مجسمه ندا به نام «فرشته ايران، فرشته آزادي» توسط مجسمه ساز برجسته امريكايي ساخته شد.
خانم پاولا اسلاتر مجسمه ساز برجسته امريكايي كه آثار منحصر بفرد او در جهان شناخته شده است با ديدن فيلم لحظات قبل از مرگ ندا آقا سلطان در تلويزيون تحت تاثير چهره و چشمهاي او قرار گرفته است. او سپس شروع به ساختن مجسمه اي كرده است كه تصوير ندا آقا سلطان را نشان مي‌دهد. از كارهاي ديگر اين مجسمه ساز مجسمه مشهور برنزي آبراهام لينكلن است.
خانم اسلاتر در مصاحبه با مطبوعات به برنامه زمانبندي فشرده خود براي تحويل كارهاي هنري سفارش داده شده از سراسر جهان اشاره كرد و گفت برنامه‌هاي تحويل خود را براي ساخت اين مجسمه به تعويق انداخته است.
او گفت عاملي كه بيش از هر چيز او را تحت تاثير قرار داده است جلوگيري مقامات دولتي ايران از برگزاري مراسم سوگواري و خاكسپاري براي ندا بوده است. به اين ترتيب خانم اسلاتر سعي كرده است با ساخت مجسمه او كه اثري ماندني از شخصيت او خواهد بود و ياد او را در سراسر جهان زنده نگاه خواهد داشت، عدم برگزاري مراسم يادبود براي ندا را جبران كند.
اين مجسمه زيبا و به ياد ماندني «فرشته ايران، فرشته آزادي» نام دارد.
اين مجسمه قرار است در روز 25 جولاي در مقابل تالار اصلي شهر سانفرانسيسكو مورد بازديد 20 هزار تماشاگر از سراسر امريكا قرار گيرد. در اين روز بصورت همزمان تظاهرات اعتراضي ايرانيان مقيم 50 شهر در سراسر جهان برگزار خواهد شد.

Tuesday, 21 July 2009

دستگیری تعدادی از اعضای جبهه ملی در تظاهرات سی تیر

جمهوری اسلامی با برگزاری مراسم 30 تیر با خشونت برخورد کرد

سالهاست که عصر روز سی ام تیر اعضای شورای مرکزی و نمایندگان سازمانهای جبهه ملی ایران در میدان هفت تیر تجمع پیدا کرده و از آنجا به ابن بابویه بر سر مزار شهدای سی ام تیر میروند و با نثار گل نسبت به شهدای گرانقدر سی تیر ادای احترام میکنند اما امروز 30/4/88 ساعت 5/4 بعدازظهر هنگامیکه اعضای جبهه ملی به میدان هفت تیر و مقابل مسجد الجواد میامدند با صحنه یک شهر اشغال شده و با صدها نیروی انتظامی و بسیجی و لباس شخصی مواجه میشدند که اجازه توقف به هیچکس نمیدادند و با خشونت هر چه تمامتر افراد را متفرق میکردند و به اتوبوس هایی هم که برای رفتن به ابن بابویه تهیه شده بود اجازه توقف در میدان داده نشد و تعداد زیادی از مردم را که برای همگامی با اعضای جبهه ملی به میدان هفت تیر آمده بودند مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار دادند از سوی دیگر پس از برخورد حکومت با این مراسم مسالمت آمیز عده ای از اعضاء جبهه ملی بطور انفرادی و با اتوموبیل های خود به ابن بابویه رفتند که تعدادی از آنها به هنگام خروج از محوطه مزار شهدای 30 تیر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند که در میان بازداشت شدگان آقایان اصغر فنی پور ، مهندس حسین عزت زاده ، ناصر کمیلیان ، حسین ریاحی ، علی قادری ، محمدعلی رباطی ، دکتر حسین مجتهدی و چند نفر دیگر دیده میشدند .

شامگاه 30/4/88 روابط عمومی جبهه ملی ایرا

Monday, 13 July 2009

بمناسبت روز سی تیر

به نام خداوند جان و خرد
دعوت جبهه ملی ایران به گردهمایی برای گرامیداشت شهدای سی ام تیر و تمامی شهیدان راه آزادی ایران

" ای مردم، من به جرات می گویم که استقلال ایران از دست رفته بود، ولی شما با رشادت خود آن را نگهداشتید ... ای کاش مرده بودم و ملت ایران را این طور عزادار نمی دیدم ... "
دکتر محمد مصدق
سی ام تیرماه 1331

پنجاه و هفت سال پیش، که جنبش نوپای ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، بر آن بود ، تا در عرصه سیاست داخلی آزادی انتخابات و مطبوعات و استقرار حاکمیت ملی بر اساس قانون اساسی مشروطه را به منصه ظهور رساند و در پهنه سیاست خارجی، موازنه منفی و ملی شدن صنعت نفت را برای ملت ایران به ارمغان آورد، مانعی عمده بر سر راه بود، و آن اینکه، استبداد وقت می خواست تا با رویکردی انحصارگرایانه، قدرت مطلق را در دست داشته باشد و با تحریف و نقض قانون اساسی مشروطه که ثمره جان و اندیشه کوشندگان راستین راه آزادی بود، ابزار کارایی و مجال عملکرد دولت قانونی را محدود سازد، که استعفای اعتراض آمیز دکتر مصدق و جنبش اعتراض مدنی پس از، آن پیش بینی ها و معادله های تصاحب قدرت و تسلط بر قوه مجریه را بر هم ریخت .
دولت منتصب به دربار، در آغاز کوشید تا با تکیه بر نیروی قهریه تفنگ و سرنیزه، و ایراد خطابه های تهدیدآمیز و عوامفریب، مشروعیتی میان تهی را برای خویش فراهم آورد، غافل از آن که روح جمعی و خودآگاهی ملی، وجدان ملتی را به خروش آورد که ارزش های از جان گرانبهاتر خود، آزادی و منافع ملی را در خطر می دید . حضور صلح آمیز و اعتراض مدنی ایشان را حاکمیت استبدادی برنتابید و به خشونت و ددمنشی دست یازید و خون شمار زیادی از فرزندان پاک نهاد این مرز و بوم را بر سنگفرش های میدان بهارستان روان ساخت، اما در عزم راسخ ملت ایران خللی وارد نگردید و استبداد مطلقه را به عقب نشینی و تمکین وادار ساخت که به خواست مردم گردن نهد .
خون آن شهیدان سرفراز، زمان و مکان را درنوردیده است و در شریانهای تاریخ این کهن بوم بر ساری و جاری است . خون هایی که نهال های برومند دیگری را آبیاری ساخت و فرزندان سربلند دیگری را در سایه سار آنها پرورید، که حماسه های جاودانه دیگری را رقم زنند . حماسه 16 آذرماه 1332 ،حماسه نهضت مقاومت ملی، هشت سال دفاع میهنی، هجدهم تیرماه 1378 و ... تا حماسه های خونبار و سترگ خردادماه و تیرماه هشتادوهشت که هر یک چامه ای سرشار از افتخار و اندوه است .
اکنون ماییم و میراث آن جان باختگان آرمانخواه، که جهانی دیگر و ایرانی آزاد و آباد را می خواستند رقم زنند و در این امید جان گرامی به نثار آوردند. به یاد ایشان، به یاد شهیدان سی ام تیرماه، به یاد شهیدان راه آزادی و مردمسالاری و منافع ملی، و با درود به شهیدان پویش و خیزش آگاهانه و مدنی خرداد و تیرماه هشتادوهشت، گردهم می آییم و با نثار گل و ادای احترام بر مزار متبرکشان در ابن بابویه، نام و یاد و راهشان را گرامی میداریم .
آن عاشقان سرزه که با شب نزیستند رفتند و شهر خفته ندانست کیستند
فریادشان تموج شط حیاط بود چون آذرخش در سخن خویش زیستند
مرغان پرگشوده توفان که روز مرگ دریا و موج و صخره برایشان گریستند

زمان : سه شنبه سی ام تیرماه - ساعت 17
مکان و محل حركت : میدان هفت تیر جنب مسجد امام جواد

Thursday, 9 July 2009

بیانیه جبهه ملی ایران

بیانیه تحلیلی جبهه ملی ایران در خصوص وقایع اخیر
همصدا با اکثریت مردم ایران دولت برآمده از کودتا را به رسمیت نمی شناسیم
هم میهنان گرانقدر ر
چنانچه آگاهید در چهار سال گذشته جامعه ما به سبب سو تدبیر ، ضعف مدیریت و ناکارآمدی دولت وقت با نابسامانی های روز افزون در عرصه های اقتصادی – مالی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از یک سو و امور خارجی از سوی دیگر دست به گریبان بوده است . افزون بر آن بحران اقتصادی جهان ، کاهش بهای بین المللی نفت و اثرات مخرب تحریم های اقتصادی و انزوای سیاسی خبر از وخامت هر چه بیشتر آینده کشور می داد . بدیهی است در چنین شرایطی مصالح و منافع ملی ایجاب می نمود که در وضع موجود و مدیریت جامعه تغییرات اساسی داده شود . بویژه پدیدار شدن فرصت های جدید در افق سیاست خارجی بیش از پیش تغییر وضع موجود را امری ضروری می ساخت . در این راستا آزاد اندیشان ، اصلاح طلبان ، ملی گرایان و فعالان سیاسی برآن شدند از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در پیش ، بعنوان فرصتی مناسب برای نیل به این مقصود بهره جویند . آنها با اینکه نسبت به رویه یکجانبه نگری ، جناح گرایی و اصولگرایی شورای نگهبان دغدغه اساسی داشته و نسبت به آزادی و سلامت انتخابات نیز تردیدهای جدی داشتند ، با این وجود مصمم شدند از نامزدهایی که برنامه انتخاباتی شان مبتنی بر انجام اصلاحات داخلی و تنش زدایی در سیاست خارجی بوده است حمایت همه جانبه نمایند و نیمی از شهروندان واجد شرایط را که تمایل برای شرکت در انتخابات نداشتند ، به حضور فعالانه در این آزمایش ملی و مردمی فراخواندند . در نتیجه موج گسترده ای از شهروندان به حمایت از هادیان و حامیان اصلاحات و تغییرات برآمدند . آنها با برگذاری نشستهای نقد و بررسی و راهپیمایهای آرام ، منظم و قانونمند قصد و نیت خود را برای تغییرات مسالمت آمیز به نمایش گذاشتند ، با اطمینان بر اینکه حضور پرشور و پرشمار خواستاران دگرگونی های صلح جویانه فرایند مورد نظر را در پی خواهد داشت .

دریغا که اطمینان و اعتماد راسخ آنها به ثمره مشارکت پر شور مردم ، نتایجی بس ناباورانه و بهت انگیز به بار آورد . زیرا حاکمیت بی پروا شعور مردم را نادیده انگاشته ، با برنامه ای کاملا از پیش تنظیم و مهندسی شده فرایند انتخابات را به سود نامزد مورد نظر خود مصادره نمود و برای آنکه راه هرگونه اعتراض بسته شود ساعاتی پیش از اعلام نتیجه انتخابات اقدام به دستگیری عده زیادی از کنشگران سیاسی فعال در انتخابات کرد . ولی این نیرنگ و فریبکاری آشکار حاکمیت ، مانع واکنش بحق ، قانونی و گسترده مردم نشد .

مردمی که چند ماه قبل در جریان انتخابات با رفتار آرام خود نمونه کاملی از مدنیت ، قانونمندی ، همدلی و اخلاق اجتماعی بود ، اینک با همان سکون ، قانونمندی و همدلی با انجام راهپیمایهای گسترده و میلیونی در مقام اعتراض به دسایس غیر اخلاقی و ضد مردمی حاکمیت برآمد و قویا خواهان رفع مظالم و اجحافات و اعاده حق و حقیقت پایمال شده خود گردیدند .

تاسف بار تر آنکه حاکمیت در قبال حرکت حق طلبانه و مسالمت آمیز معترضان با خشونت هرچه تمامتر در مقام سرکوبی آنها برآمد که منجر به شهادت ده ها تن از فرزندان برومند میهن و زخمی شدن صدها تن از هموطنان و بازداشت های فله ای هزاران تن از آنها شد . حتی حریم امن دانشگاه شکسته شد و شمار زیادی از دانشجویان به خاک و خون کشیده شدند . غافل از اینکه اعمال سیاست ارعاب ، ارهاب و خشونت مانع ادامه اعتراضات مدنی و مسالمت جویانه نشده و دامنه آن نه تنها به گوشه گوشه سرزمین ایران رسید ، بلکه بازتاب جهانی بس گسترده در پی داشته است که به گفته بسیاری از کارشناسان خارجی وجود دو فرهنگ کاملا متفاوت را به نمایش می گذارد .

بی شک رفتار نابخردانه حاکمیت و حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را نمی توان امری فراموش شده تلقی نمود . این رویداد نه تنها اثر منفی درازمدت خود را در نگرش مردم نسبت به حکومت باقی خواهد گذاشت ، بلکه در عین حال افشا کننده بسیاری از حقایق تلخ و پنهان کاری های نظام خودکامه وقت ، که بی تردید پیامد های نا مطلوب زیر را از جهات داخلی و خارجی در پی خواهد داشت .
از دیدگاه داخلی حوادث پیش آمده ، واقعیت های زیر را آشکار نمود ه است ت
1- شکاف و اختلاف میان هیئت حاکمه را عمیق تر از پیش ظاهر ساخت که بی تردید در آینده نزدیک گستردگی بیشتری پیدا خواهد کرد .
2- گسستی بس عظیم میان جامعه و حکومت پدیدار گردیده که جز با تغییر اساسی وضع موجود سامان نخواهد یافت . به دیگر سخن آنهایی که خواهان اصلاحات تدریجی در چارچوب قانون اساسی بودند به جرگه مدعیان تغییرات بنیانی از جمله جدایی دین از حکومت خواهند پیوست .
3- پوشش پیرامونی نظام که به ارزشهای انقلابی و اسلامی آراسته بوده است و در طول سی سال از آن بطور مستمر تغذیه اجتماعی و سیاسی می شده ، بیکباره در پرتو حوادث پیش آمده کنار زده می شود و ماهیت امنیتی – پلیسی متصف به ارزشهای واپس گرایانه دینی نمایان می گردد . به دیگر سخن مبانی جمهوریت در مسلخگاه استبداد امنیتی – دینی قربانی می شود .
4- حوادث مورد بحث نقش تعیین کننده سپاه پاسداران و استفاده ابزاری از بسیج را در جریان دگرگونیهای سیاسی داخلی را بیش از پیش مشخص نموده است . زیرا سپاه پاسداران به سبب در دست داشتن انحصارات عمده اقتصادی – تجاری و صدها پیمانکاری بزرگ قویا خواهان حفظ وضع موجود می باشد و در این رابطه از همکاری و همبستگی نزدیک جناح بنیادگرای مذهبی و نهادهای مربوط به آن چون هیئت موتلفه ، برخی تربیت شدگان مدرسه حقانی و پروردگان مکتب شیخ محمد تقی مصباح یزدی و ... بهره مند بوده است . چنانکه نقش تعیین کننده سپاه پاسداران در انتخابات پادگانی نهمین دوره ریاست جمهوری ، اینک بصورت جامعتری در انتخابات کودتایی دهمین دوره نمودار می گردد .
5- اعمال سیاست ارعاب ، اخافه و کشتار که همواره در این سه دهه وجود داشته ، نسبت به شرکت کنندگان معترض در راهپیمایهای آرام ، مسالمت آمیز و قانونمند نه تنها مبانی پیوند ، علقه و همبستگی میان مردم و حکومت را سست ساخته ، بلکه زمینه ساز گرایش نسل جوان به جنبش های افراط گرایانه خواهد شد .
6- بالاخره در اذهان اکثر مردم ایران مشروعیت دولت برخاسته از فرایند انتخابات از پیش مهندسی شده همچنان بعنوان سوال باقی خواهد ماند و اثرات منفی خود را در تعاملات آتی بین مردم و حکومت در پی خواهد داشت .
از منظر خارجی نیز حوادث ناشی از بحران انتخابات بازتابهای زیر را در پی خواهد داشت :
1- تصویر و تصور جهانی از انسجام و اعتبار نظام جمهوری اسلامی دچار خدشه شدید گردیده است و نوعی نگرش مائویستی بویژه از سوی جهان غرب نسبت به وضع سیاسی – اجتماعی موجود پدیدار شده است . بدین معنی که در یک طرف حاکمیت متصف به استبداد امنیتی – دینی قرار دارد و در طرف دیگر اکثریت شهروندان خواهان آزادی ، مردم سالاری ، حقوق بشر و حکومت قانون .
2- در رابطه با جایگاه و مقام و منزلت منطقه ای جمهوری اسلامی ، علائمی از بازنگری ذهنی از سوی کشورهای همسایه نمودار شده است .
3- فرصت هایی که در پرتو تحولات جهانی در سیاست خارجی به سود کشور برای حل و فصل مسائل و مشکلات مطروحه در افق پدیدار شده بود ، بعد از حوادث پیش آمده مورد بازنگری اساسی قرار خواهد گرفت . به این معنی که راهکار سخت افزاری مورد نظر برای گفتگوهای سازنده و ارائه مشوق های جدید جای خود را به اتخاذ تحریم های سنگینتر و نوعی از تهدیدهای سخت افزاری خواهد داد .
4- تردید درباره مبانی مشروعیت دولت زاییده انتخابات مغشوش و مورد مناقشه ، موقعیت دولت وقت را در ارتباطات و تعاملات بین المللی با مشکل و ضعف جدی روبرو خواهد ساخت . چنانکه در کنفرانس دول افریقایی در لیبی ، برخی از رهبران دولت های شرکت کننده مشارکت خود را منوط به عدم حضور رئیس جمهور ایران اعلام داشتند . بی شک این نوع برخوردها در آینده در مورد حضور رئیس جمهور در بسیاری از مجامع بین المللی تکرار خواهد شد .
5- بالاخره رابطه با کشورهای عضو اتحادیه اروپا به ویژه آمریکا نه تنها در عرصه هایی چون افغانستان و عراق که امکان نیل به نوعی تفاهم عملی به نظر می رسید و می توانست اثرگذار نسبی در رابطه با حل مسایل مشکل تر شود ، بعد از حوادث اخیر حصول این منظور بسیار ضعیف و در واقع بیرنگ شده است ، و در نتیجه مذاکرات در زمینه های مورد اختلاف با مشکلات جدی تر روبرو خواهد شد . همین وضع سبب می شود که جمهوری اسلامی در قبال تحریم ها ، تحمیلات و محدودیت های جدید بیش از پیش مجبور به وابستگی و باج دهی به روسیه و چین شود و بدین ترتیب آزادی عمل و قدرت مانور خود را در بهره گیری از فرصت های پیش آمده مانند امکان انتقال گاز ایران به اروپا و یا مشارکت در خط لوله باکو و ... را از دست بدهد .

با توجه به مطالب گفته شده در باره اثرهای زیانبار کودتای انتخاباتی و پیامدهای داخلی و خارجی آن ، جبهه ملی ایران بار دیگر اعلام می دارد ، تداوم ظلم و استبداد خشونت محور منافع ملی را به خطر می افکند و انحصارطلبی و خودکامگی حاکم ، کشور را به ورطه سراشیبی بحرانی برگشت ناپذیر می راند . در این میان تنها حاکمان نیستند که بنای سست حکومتشان برباد خواهد رفت بلکه فردفرد ایرانیان از این نابخردیها متضرر خواهند شد . بهمین جهت جبهه ملی ایران همصدا با اکثریت مردم ایران مشروعیت دولت برخاسته از انتخابات از قبل تنظیم و طراحی شده را برسمیت نشناخته ، آن را فاقد وجاهت قانونی می داند .

در خاتمه جبهه ملی ایران ضمن همدردی با خانواده جان باختگان راه آزادی و تمامی کسانی که در این مسیر دچار صدمات جسمی و روحی شده اند ، خواسته های زیر را عنوان میدارد :

- باید به جو نظامی ، امنیتی و پلیسی حاکم بر جامعه پایان داده شود
- باید هرچه سریعتر افرادی که به صرف اعتراض به حق تضییع شده آراشان بازداشت شده اند آزاد گردند .
- باید کسانی که با یورش به صحن مقدس دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویان اقدام به ضرب و شتم ، کشتار و تخریب نموده اند به جامعه معرفی و محاکمه و مجازات شوند .
- باید آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها صورت گیرد
- باید آزادی گردش اطلاعات رعایت گردیده و به مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی پایان داده شود. د .
جبهه ملی ایران
18/4/1388

Tuesday, 7 July 2009

نامه برندگان جایزه صلح نوبل

نامه برندگان جایزه صلح نوبل به دبیر کل سازمان ملل درخواست فرستادن نماینده ویژه به ایراننامه برندگان جایزه صلح نوبل به دبیر کل سازمان ملل و درخواست فرستادن نماینده ویژه به ایراندبیرکل سازمان ملل جناب آقای بان کی مونما برندگان جایزه صلح نوبل به این وسیله نگرانی عمیق خود را از وضعیت مغشوش و خشونت‌آمیز ایران پس از انتخابات روز دوازدهم جون (بیست و دوم خرداد) اعلام می‌داریم. ما خشونت و سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز، افزایش محدودیت‌های آزادی‌های مدنی و به زندان افتادن عده زیادی از رهبران مدنی را محکوم می‌کنیم. ما از شما تقاضا داریم تا هر چه در توان دارید بکار بندید تا دولت ایران را از نقض شدید حقوق بشر منع کنید و خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی باشید. به علاوه، ما ازشما تقاضا داریم تا فرستاده مخصوصی را برای تحقیق درباره وضعیت فعلی منصوب کنید و در کمترین فرصت به ایران بفرستید. در روزهای پس از انتخابات، ملیون‌ها نفر در خیابان‌های تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران به پیاده روی و تظاهرات غیر خشونت آمیز پرداخته اند. ولی پاسخ دولت ایران به این تظاهرات خشونت مفرط و دستگیری، کشتار و زخمی کردن معترضان، مسدود کردن رسانه‌ها و نقض حقوق بشر بوده است. شبه نظامیان دولتی تا آنجا پیش رفتند که به فعالان دانشجو در خوابگاه‌ها حمله‌ور شدند و حداقل پنج دانشجو را در تهران کشتند و بیش از سیصد نفر را زخمی کرده‌اند.ما بخصوص از شما تقاضا داریم تا با استفاده از مقام محترم خود آزادی تمامی زندانیان سیاسی، توقف سرکوب معترضان و احترام به حقوق بشر و آزادی‌های مدنی را خواستار شوید. و در پایان، ما بشدت نگران امنیت همکارمان دکتر شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل هستیم. خبرگزاری فارس و دیگر رسانه‌های تحت کنترل دولت نامه ناشناسی را چاپ کرده‌اند که در آن ظاهرا وکلا، بازماندگان جنگ و دیگر شخصیت‌های بر جسته ایرانی خواستار محاکمه خانم عبادی به اتهام نقض قوانین اسلامی و قانون اساسی شده اند.تمامی این اتهامات بی اساس می‌باشند و بهانه ای هستند از طرف حکومت برای دستگیری و زندانی کردن خانم عبادی بطور غیر قانونی. ما از شما تقاضا داریم به مقامات ایرانی هشدار دهید که بازداشت دکتر عبادی بدلیل فعالیت‌های انساندوستانه وی در حکم نقض آشکار منشور سازمان ملل درباره مدافعان حقوق بشر می‌باشد. ما از شما قویا تقاضا داریم تا از تمام توان خود استفاده کنید و از دولت ایران بخواهید که امنیت خانم عبادی و همکارانش را که برای پیشبرد حقوق بشر و عدالت بطرز خستگی ناپذیری تلاش می‌کنند تامین کند.پیشاپیش از توجه و پاسخ بموقع شما تشکر می‌کنیم، با احترام، بتی ویلیامزمی رید مگوایروانگر ماتاییریگوبرتا منچو تومجدی ویلیامزرییس جمهور کیم دای جونگلرد دیوید تریمبلآدولفو پرز اسکویولآرک بیشاپ دزموند توتوپروفسو الی ویزل