Sunday, 6 December 2009

بیانیه مشترک و بسیار مهم جبهه ملی ایران همراه 5 حزب سیاسی

بنام خداوند جان و خرد

خشونت و فشار استبدادی
جنبش دانشجویی را گسترده تر و نیرومندتر می کند

در هر جامعه، دانشجویان و دانشگاهیان بعلت عدم وابستگی به ساختار حکومت و برکنار از اشتغالات مالی، در ارزیابی مسائل اجتماعی و سیاسی از بینش روشن، درست اندیشی و نواندیشی برخوردارند. بهمین جهت، در برابر نادرستی ها، نارسایی ها و نابسامانی های ناشی از سوء مدیریت و سیاست دولتمردان، به ویژه در رابطه با نفی و نقض آزادیهای بنیادین شهروندی که برای پیشرفت دانش و فن و توسعه جامعه ضروری است، مواضعی منتقدانه و گاه چالشگرانه می گیرند. بهمین دلیل، دانشجویان و دانشگاهیان همواره پیشگام تغییرات مسالمت آمیز همسو با ارزشهای روز بشمار می روند، بنابراین، غالبﺄ در رویارویی جدی با مقامات حکومتی قرار می گیرند.
از سوی دیگر، از آنجایی که دانشجویان مدیران و سرمایه های اجتماعی وسیاسی آینده کشور هستند و مواضع چالشگرانه آنان براستی نگرانیهای همه مردم از وضع موجود، و خواسته های مردم را بر پایه استدلال علمی– سیاسی بازتاب می دهند، از پذیرش اجتماعی ویژه برخوردارند. هنگامی که این موضعگیری ها در پیوند با بحرانهای درازمدت و زیانبار برای جامعه باشد، مردم به نحو آشکاری در مقام پشتیبانی از خواسته دانشجویان بر می آیند. چنانکه در پیوند با یک دهه جنگ ویتنام و پیامدهای زیانبار اجتماعی و سیاسی آن، دانشجویان دانشگاههای امریکا برای نخستین بار در مقام انتقاد و اعتراض به سیاستهای نادرست دولت فدرال برآمدند و قویا خواستار پایان دادن به آن جنگ غیرانسانی شدند، روندی که پشتیبانی اکثر مردم امریکا را در پی داشت. همینطور در دهه شصت، دانشجویان بسیاری از دانشگاههای کشورهای اروپایی، به ویژه فرانسه، مواضع اعتراض آمیزی نسبت به سیاستهای دولتهای خود در پیش گرفتند که سبب تغییرات سیاسی در برخی از آنها از جمله فرانسه شد.
نقش دانشجویان در تحولات یکصد سال گذشته جامعه ایرانی مشهود و رو به افزایش بوده است. در سالهای 87-1278، که استبداد داخلی و استیلای خارجی که بر تمامی شئونات کشور سایه افکنده بود، در پرتو افزایش شمار فارغ التحصیلان مدرسه دارالفنون و آشنایی آنان با اندیشه های اجتماعی و سیاسی نوین، سبب نوشتن و انتشار رساله هایی در ترویج اندیشه های نوین درباره آزادی های مدنی و ضرورت تغییر نظام استبدادی شد. به ویژه پس از ماجرای تنباکو، بسبب گسترش قابل توجه مدارس جدید و افزایش شمار باسوادان در جامعه، دانشجویان و تجددخواهان با طرح اندیشه های نوین در چارچوب خواستهای مردمی، گسترش حوزه سیاست به پایین هرم جامعه را تشدید نمودند. روندی که به انقلاب مشروطیت انجامید. در این دوران، افزون بر نقش نواندیشان داخلی، دانشجویان ایرانی در خارج از کشور هم در پیشبرد این هدف ملی نقش ویژه ای ایفا نمودند.
پس از کودتای 1299، که سیاستهای نوسازی کشور مورد توجه حکومت استبدادی وقت قرار گرفت، بسیاری از روشنفکران و دانش آموختگان که خود پشتیبان برنامه های نوین سازی بودند، وقتی با سیاست سرکوب و ارعاب و کنترل مطبوعات و محدودیت آزادی های سیاسی و مدنی مواجهه شدند، دچار سرخوردگی سیاسی گشتند. چنانکه اعتراضات دانشجویی دانشکده های حقوق و تربیت معلم تهران در سال 1316 و بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان ایرانی مقیم اروپا بر نقد سیاست حاکم، پیامدهمین سرخوردگی سیاسی بود. در همین سال نخستین مجمع دانش پژوهان مخالف رژیم دستگیر و اعضای آن زندانی شدند. در سالهای 27-1920، دانشجویان در فعل و انفعالات سیاسی و اجتماعی کشور به ویژه در پیوند با برنامه های توسعه و نقش فعال احزاب، انجمن ها و مطبوعات، و تا حدودی در روند انتخابات تهران، حضور موثری داشتند. موثرترین حضور فعال دانشجویان در رابطه با فعالیتهای سیاسی و مدنی، در نهضت ملی کردن صنعت نفت پدیدار شد. همین سابقه فعالیتهای سیاسی این دوران سبب شد که پس از کودتای 28 مرداد 1332 هم فعالیتهای سیاسی دانشجویان با تمام محدودیتهای موجود همچنان ادامه یابد. شهادت سه نفر از دانشجویان مبارز و آزادیخواه در صحن دانشکده فنی دانشگاه تهران پیامد حضور شاخص دانشجویان در صحنه سیاست بود. از آن تاریخ روز 16 آذر (1332) و سپس روز یکم بهمن (1340)، روزهای پیوند جامعه دانشجویی با نسلهای آینده خود در مبارزه برای نیل به آزادی شدند. افسوس که خواست و آرزوی یکصد ساله ملت ایران برای دستیابی به آزادی و حقوق بنیادین و شهروندی هنوز گرفتار ارزشهای استبدادی مانده و مردم ایران کماکان باید شاهد رخدادهایی دلخراش چون 18 تیرها و 23 خردادها باشند.
کنون بزرگداشت شانزده آذر در شرایطی برگزار می شود که صدها دانشجو بخاطر اعتراضات مسالمت آمیز خود در زندان ها بسر می برند و در استانه برگزاری بزرگداشت این روز، هنوز بسیاری از فعالان دانشجویی را دستگیر و روانه زندان می کنند.
ما امضاء کنندگان ضمن بزرگداشت این روز تاریخی اعلام همبستگی با جنبش دانشجویان و جنبش سبز مردمی برای استقرار دموکراسی و حقوق بشر، اعلام می داریم:

1- دانشجویان در بند باید هر چه زودتر آزاد شده و از آنها اعاده حیثیت گردد.
2- همه دانشجویان باید از امکانات و فرصتهای یکسان بهره مند شوند و از اعمال هرگونه تبعیض عقیدتی، اعتقادی و جنسیتی خودداری شود.
3- استقلال از دست رفته باید به دانشگاها باز گردانده شود.
4- از استقرار عوامل حکومتی مجری تفتیش عقیده و اعتقاد در دانشگاهها باید خودداری و به فضای امنیتی– پلیسی تحمیل شده به دانشگاهها پایان داده شود.
5- ارزشهای آزاد اندیشی و نواندیشی که مقتضای منطقی و ضروری فضای علمی و پژوهشی دانشگاه است باید محترم شناخته شود.
6- حقوق صنفی دانشجویان باید محترم شناخته شود.
7- آمران و عاملان کشتار، خشونت و برخوردهای غیرقانونی با دانشجویان باید معرفی و مورد پیگرد قانونی قرار گیرند.

جبهه ملی ایران، حزب ملت ایران، نهضت آزادی ایران، شورای فعالان ملی مذهبی، حزب ایران، حزب مردم ایران

Wednesday, 2 December 2009

بیانیه جبهه مای ایران - در باره 16 اذر

شانزده آذر 1332 و شانزده آذر 1388
در 28 مرداد سي و دو حكومت ملي دكتر محمد مصدق با كودتاي بيگانگان و عوامل داخلي شان سقوط كرد. دانشجويان ايران كه در مبارزات نهضت ملي پيشتاز مبارزات ملت بودند در كنار اصناف، بازاريان و ديگر گروههاي اجتماعي در نهضت مقاومت ملي براي مقابله با حكومت كودتا گرد آمدند. حكومت شاه براي خاموش كردن مردم محاكمه دكتر مصدق را آغاز كرد. با شروع محاكمه دانشجويان نخستين گروه بودند كه بانگ اعتراض خويش را به گوش جهانيان رساندند. كودتاچيان خشمگين فرمان سركوب بيرحمانه دادند و در روز شانزدهم آذز 1332 سه دانشجوي دانشكده فني دانشگاه تهران قندچي، بزرگ نيا و شريعت رضوي در محوطه دانشكده بر اثر رگبار مسلسل ها به شهادت رسيدند و از آن روز شانزدهم آذر روز دانشجو ناميده شد.
در دوره بيست و پنج ساله استبداد محمد رضا شاهي دانشجويان دانشگاه در ايران همه ساله ياد شهداي شانزده آذر را گرامي مي داشتند و فرياد ضد ديكتاتوري سر مي دادند. پس از انقلاب به كژراهه رفته 22 بهمن 57 و استقرار حكومت ايدئولوژيك در ايران آزادي ملت ايران تحقق نيافت و دانشجويان باز هم روز دانشجو را بهانه اي براي بيان نظريات و خواسته هاي آزاديخواهانه خود قرار دادند و در اين سي سال دانشجويان پيوسته فعالان راه آزادي بوده اند. ولي امسال حاكميت به سركوب پيشگيرانه دانشجويان اقدام كرده است. از 22 خرداد 88 كه روز انتخاب رئيس جمهور بود تا كنون صدها دانشجو بازداشت و مورد انواع شكنجه هاي جسمي و رواني قرار گرفته اند. تعداد زيادي به بهانه هاي مختلف از ادامه تحصيل محروم مانده اند دهها نفر در دادگاههاي انقلاب به حبس هاي بلند مدت و كوتاه مدت محكوم شده اند كه نمونه آنها پيمان عارف دانشجوي كارشناسي ارشد و سلمان سيما مي باشند كه در شرايط بسيار سختي در زندان انفرادي نگاهداشته مي شوند دانشجويان بازداشت شده پس از انتخابات بسيارند و در روزهاي اخير كه به شانزده آذر 88 نزديك مي شويم موج ديگري از بازداشت دانشجويان سراسر كشور را در بر گرفته است، از اهواز تا تبريز و از مشهد تا زاهدان و كرمانشاه و تهران و سنندج همه جا با يورش به خانه دانشجويان آنان را براي كار نكرده كه همان سركوب پيشگرانه است به بند مي كشند. حاكميت نگران است كه در شانزده آذر 1388 اجتماعات وسيع دانشجويي تشكيل شود و ازاينرو هر اجتماع چند نفره دانشجويان و يا دانشجوياني كه چهره هاي شناخته شده اي در دانشگاه ها هستند بازداشت مي شوند 16 آذر 32 و 16 آذر 88 وجوه اشتراك بسيار دارند در سال 32 مبارزه با استبداد بر آمده از كودتاي ننگين 28 مرداد بود و در سال 88 مبارزه با استبداد مذهب سالاراني كه حكومتي پادگاني بپا داشته اند شانزده آذر حلقه پيوند همه دانشجويانيست كه به آزادي مي انديشند. تجربه جنبش اخير انتخاباتي كه براي آزادي انتخابات بود نشان داد كه اگر همه با هم باشند حركت به سوي آزادي و دمكراسي امكانپذير مي شود آزادي خواسته ايست كه همه دانشجويان آنرا طلب مي كنند.
اميد است كه 16 آذر امسال پيوند دانشجويان را با هر انديشه اي مستحكم تر سازد.
11/9/88 تهران – جبهه ملي ايران

Monday, 30 November 2009

نظرات دکتر باوند استاد دانشگاه و سخنگوی جبهه ملی ایران

داوود هرميداس باوند

در رابطه با قطعنامه يي که شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي عليه ايران صادر کرده است نظرات متعددي وجود دارد و به گونه يي اين قطعنامه از موضع اعضايي که به آن راي مثبت داده اند رنگ و بوي سرزنش ايران را دارد چراکه اعضاي شوراي حکام معتقدند ايران به خواسته هاي آنان مبني بر تعليق غني سازي اورانيوم، تعطيلي تاسيسات اتمي فردو و اجازه بازديد سرزده بازرسان آژانس از ايران عمل نکرده است. همچنين کشورهاي غربي معتقدند ايران به قطعنامه هايي که در شوراي امنيت در مورد فعاليت هاي هسته يي ايران صادر شده توجهي نکرده است. از سوي ديگر اقدام البرادعي در سه روز مانده به پايان دوران مديرکلي خود در آژانس بين المللي انرژي اتمي، در اين راستا که پايه گذار صدور قطعنامه يي عليه ايران درباره سايت فردو شد به نوبه خود جالب توجه است. برخي اخبار هم در اين باره حاکي از آن است که مذاکراتي که در هفته هاي گذشته، بين البرادعي و وزارت خارجه انگلستان انجام گرفته بود، منجر به توافق وي و اکثريت اعضاي شوراي حکام با 35 عضو ديگر شده است. علاوه بر اين، در اين قطعنامه از ايران خواسته شده است دليل راه اندازي اين تاسيسات غني سازي را اعلام کند که از نگاه غربي ها مي تواند کاربرد نظامي داشته باشد، ضمن آنکه در اين قطعنامه از ايران خواسته شده همه تصميم گيري هاي خود در زمينه تاسيسات هسته يي را در مرحله تصميم گيري به آگاهي آژانس برساند. در حقيقت به نوعي از ايران خواسته شده است به همکاري با آژانس بپردازد و دست از برخي اقدامات به قول آنها پنهاني بردارد. پس از به راي گذاشتن اين قطعنامه در آژانس از مجموع 35 عضو شوراي حکام، 25 کشور به قطعنامه يي که خواستار تعليق فعاليت هاي تاسيسات فردوي ايران شده است راي مثبت و سه کشور شامل ونزوئلا، مالزي و کوبا به آن راي منفي دادند. البته شايد راي منفي ونزوئلا و کوبا تا حدود زيادي قابل پيش بيني بود اما اينکه مالزي نيز در اين راستا راي منفي بدهد کمي سوال برانگيز است. افغانستان، برزيل، مصر، پاکستان، آفريقاي جنوبي و ترکيه شش کشوري بودند که به قطعنامه غربي ها بر ضد ايران راي ممتنع دادند و جمهوري آذربايجان نيز هنگام راي گيري جلسه را ترک کرد. اما کشورهايي که به قطعنامه ضدايراني شوراي حکام راي مثبت دادند شامل آرژانتين، استراليا، بورکينافاسو، کامرون، کانادا، چين، دانمارک، فرانسه، آلمان، هند، ژاپن، کنيا، کره جنوبي، مغولستان، هلند، نيوزيلند، پرو، روماني، روسيه، اسپانيا، سوئيس، اوکراين، انگليس، امريکا و اروگوئه است که همان طور که مشاهده مي شود بدون هيچ توضيح اضافه يي مي توان گفت بيشتر کشورها به اين قطعنامه راي مثبت داده اند و در هر حال راي با اکثريت است. به اين ترتيب اگر اين قطعنامه از شوراي حکام به شوراي امنيت برود بايد منتظر تحريم هاي جديد و سنگين تري عليه ايران باشيم و به احتمال زياد تحريم هاي زيادي به تحريم هاي قبلي ايران افزوده خواهد شد. به عقيده من اگر پيرامون مباحث وين ايران موضع گيري کند، مي تواند گام مثبتي بردارد. اما نکته يي که مطرح است اينکه ايران هنوز پاسخ رسمي خود را به پيشنهادهاي مطرح شده توسط گروه 1+5 ابلاغ نکرده است. کشورهاي غربي از ايران خواسته بودند در ازاي ارسال اورانيوم با غلظت پايين خود به خارج از کشور سوخت اتمي با غلظت 20 درصد را براي استفاده در رآکتور تحقيقاتي تهران دريافت کند اما موضع مقام هاي تهران اين است که مبادله اورانيوم در داخل خاک ايران انجام شود و تفاوت ديدگاه غربي ها و ايران در اين مساله عامل بروز بن بست در روند مذاکرات است. براي خروج از اين بن بست راهکارهاي متفاوتي پيشنهاد شده است. يکي از اين راهکارها اين بوده که ايران اورانيوم با درصد پايين خود را به صورت تدريجي به خارج از کشور ارسال کند و مابه ازاي آن سوخت هسته يي با خلوص بالاتر را دريافت کند. پيشنهادي هم در همين رابطه از سوي ترکيه مطرح شد و مقام هاي اين کشور به ايران پيشنهاد دادند اورانيوم خود را به اين کشور ارسال کند. پيشنهاد ترکيه در شرايطي مطرح شد که تهران حاضر به ارسال اورانيوم خود به روسيه نبود چراکه از نظر مقام هاي ايران تضميني وجود نداشت که روسيه به تعهد خود در اين باره عمل کند. ايراني ها مي گويند روسيه در تعهدات قبلي خود درباره ساخت نيروگاه اتمي بوشهر و ارسال موشک هاي اس- 300 به ايران عمل نکرده است و حسن نيتش درباره ساير قراردادها زير سوال است. با توجه به اينکه ايران حاضر به انجام توافقي اصولي پيش از دريافت تضمين هاي لازم نيست هرگونه مذاکره يي بايد داراي شرايطي باشد که نظر مقام هاي تهران را جلب کند. البته با توجه به قطعنامه يي که اواخر هفته گذشته در آژانس بين المللي انرژي اتمي عليه ايران صادر شده است دستيابي به توافق دشوارتر از پيش خواهد بود. اکنون از لحن اعضاي گروه 1+5 اين گونه برمي آيد که آنان آماده دور تازه يي از تحريم ها عليه جمهوري اسلامي شده اند. اين موضوع در شرايطي است که در چند ماه گذشته و در جريان مذاکرات ژنو و نشست وين سمت و سوي حل و فصل مسائل در جهت ديگري بود که اين رويکرد تازه اروپايي ها به نوعي تحليل جداگانه يي را مي طلبد. چين و روسيه نيز که پيشتر با اعمال تحريم عليه ايران به شدت مخالفت مي کردند در جلسه شوراي حکام از قطعنامه تنظيم شده توسط غرب حمايت کرده و تحليلگران را به اين نتيجه رسانده اند که اين دو کشور نيز در آينده نزديک ممکن است از تصويب قطعنامه تحريمي تازه عليه ايران در شوراي امنيت سازمان ملل نيز حمايت کنند. با توجه به همه اين اتفاقات ديپلمات ها نگران آن هستند که فضا براي مذاکره روزبه روز تنگ تر شده و امکان مصالحه از دست برود. پايان دوره رياست محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز بر نگراني ها درباره آينده مناسبات هسته يي ايران افزوده است چراکه جانشين ژاپني وي يعني يوکيو آمانو تمايلات غربگرايانه بيشتري نسبت به البرادعي دارد و همين عامل نيز مي تواند بر هر گونه مذاکره ميان ايران و طرفين هسته يي اش تاثيرگذار شود.

Saturday, 28 November 2009

پیشنهاد مهندس کورش ذعیم

پیشنهاد کورش زعیم به مجلس شورای اسلامی
لایحه دروغ زدایی
به: فرنشین گرامی مجلس شورای اسلامی در ایران
سروران گرامی:
ما ایرانیان بخوبی می دانیم که سرچشمه همه پلیدی ها دروغ است. دروغ عامل فساد، عامل خشونت و نیز عامل خیانت به ملت و خیانت به کشور است. ایرانیان راستین دروغ را بزرگترین گناه می دانستند و کسانی که امور کشور را بدست داشتند هرگز به ملت دروغ نمی گفتند. ما ایرانیان امروز که صدها سال است از این آیین نیکو دور افتاده ایم، و در زمان حاضر بیش از هر دوران دیگر در تاریخ کشور به این بلا گرفتار آمده ایم، باید تلاش کنیم همانند نیاکانمان دروغ و ریا و نادرستی را از ذهن مردم، بویژه از ذهن مسئولان کشور بزداییم. در این سی ساله برپایی جمهوری اسلامی در ایران بدتر از سده های گذشته، و در پنج سال گذشته به شدتی باورنکردنی، ما در هر سه زمینه نه تنها شکست خورده ایم که در ژرفای آنها فرو افتاده ایم.
مجلس شورا که تعریف هموندی در آن نمایندگی مردم است، باید شایسته ترین سازمان مردم نهاد در کشور باشد، زیرا مسئولیت قانونگذاری کشور و نظارت بر اجرای آن را بر عهده دارد، و بنابراین بزرگترین و مهمترین مسئولیت را برای دستیابی به خودسروری، سربلندی و پیشرفت کشور دارد. برای عملی شدن این مسئولیت خطیر و تاریخ ساز، یعنی زدودن دروغ از ارکان حکومتی، که بدبختانه در طول زمان در تار و پود زندگی اداری ما رخنه کرده و امروز به زشت ترین شکل آن نمایان شده است، بایستی از فرهنگ ملی ما ایرانیان زدوده شود. این مجلس نمایندگان می تواند در این امر بزرگ ملی پیشگام باشد و نشان دهد که بهترین سیاست راستی و درستی است که سرچشمه نیکی و پاکی است.

Wednesday, 25 November 2009

جایزه حنا مخملباف و امیر انتظام

حنا مخملباف جايزه اش را به امير انتظام تقديم کرد
،
فيلم "روزهای سبز" حنا مخملباف برنده جايزه ويژه فستيوال "زنان جهان" آلمان شد.وی هنگام دريافت جايزه گفت:"من ۲۱ سال دارم و چهار سال ديگر ۲۵ ساله می شوم. چرا در مورد عدد ۲۵ حرف می زنم؟ نمی دانم، عدد ۲۵ برای شما آيا معنايی دارد؟ شايد بعضی از شماها را به ياد سن تان بيندازد. اما عدد ۲۵ برای من اين معنا را دارد که اين ۲۵مين جايزه بين المللی است که می گيرم. ولی برای بعضی ها عدد ۲۵ معنای ۲۵ سال زندان در حکومت جمهوری اسلامی را دارد.
می خواهم اين جايزه را با عشق و احترام کامل به "امير انتظام" تقديم کنم که ۲۵ سال بی گناه در زندان های جمهوری اسلامی مقاومت کرد، يعنی بيشتر از عمر من. و اگر امروز من و نسل من می توانيم آزادی را فرياد بزنيم به خاطر وجود کسانی چون امير انتظام است، که ۲۵ سال در زندان های جمهوری اسلامی مقاومت کردند."

Saturday, 21 November 2009

بمناسبت سالروز شهادت فروهرها

بيانيه ۳۳۶ تن از تلاشگران سیاسی، فرهنگی و اجتماعی
بنام خدا
در يکم آذر ماه ۱۳۷۷ برگی ديگر از خشونتهای سياسی در تاريخ ايران ورق خورد و داستان مظلومانه غرقه در خون شدن، پروانه و داريوش فروهر دو تلاشگر دير پای راه آزادی و استقلال و سربلندی ايران، نگارش يافت. اين قتل سياسی حلقه‌ای از زنجيره‌ای بود که در کوتاهتر از يکماه منجر به ربودن و کشته شدن چند تن از شخصيت‌های دگرانديش شد. با اين جنايت‌ها روح و روان جامعه مشوش و اذهان عمومی درون و بيرون کشور به شدت تحت تأثير قرار گرفت و به اعتراض عمومی منجر شد. بی‌گمان اگر نبود کوشش رئيس جمهور وقت و تلاش‌های آگاهی بخش مطبوعات، اين زنجيره هم‌چنان افسار گسيخته به قربانی گرفتن ادامه می‌داد.
هر چند جنايت در ذات خود نفرت انگيز است اما اين قتل ها از آن جهت بيشتر نفرت انگيز بود که برخی از عوامل حاکميت مرتکب چنين جنايتی بودند و از سويی قربانيان از شهروندان عادی و بدون دفاع و بدون قشون و نفر بودند. مأموريتی که مطابق شرح وظايف قانونی و عرفی و اخلاقی می بايد مدافعان حقوق شهروندی افراد جامعه باشند، مرتکب چنين جنايتی شدند.
پی آمد اعمال خشونت در دوران پس از انقلاب به وارد آمدن آسيب های جدی در گفتمان سياسی ايران منجر شده است که شوربختانه هنوز هم خودنمايی آن را در برخورد با اعتراض‌های مسالمت آميز خيابانی و يا در بازداشتگاه هايی همچون کهريزک و يا در کشتار دسته جمعی نظاميان به روش انتحاری و يا ترورهای خيابانی در مناطق مرزی و يا اعدام های شتابزده و خارج از قانون می بينيم. حاکم شدن منطق خشونت به جای مسالمت، گفتگو، قانون و رعايت حقوق ديگران، دور باطلی از خشم و حذف را به ارمغان می آورد که راه به هيچ بيراهه‌ای هم نمی گشايد. طراحان اين خط مشی، از خشونت بعنوان ابزاری برای حذف رقيب سياسی و به کرسی نشاندن ديدگاهها و احراز موقعيت سياسی استفاده می کنند. غافل از اينکه تجربيات بشری همواره ثابت کرده که بازتوليد خشونت، خشونت است و نتيجه چرخة خشونت چيزی جز شعله ور کردن آتش کينه ورزی و بالا رفتن ظرفيت انتقام جويی جامعه و از بين رفتن توان ملی و در آخر رهنمون کردن جامعه به قهقرای عقب ماندگی و درماندگی در پی نخواهد داشت و پشتيبانان و کارگزاران آن نيز از آتش خشونتی که خود افروخته اند، در امان نخواهند ماند.
در سالمرگ آن دو سرباز نهضت ملی ايران و رهروان راه مصدق با ارج نهادن به آرمانهای ايران دوستی و آزاديخواهی آنان هرگونه اعمال خشونت از سوی هر نيرو، خواه درون و يا بيرون از قدرت سياسی را خلاف منافع ملی و مصالح کشور دانسته و به عاملان آن هشدار می‌دهيم از تجربيات تاريخی درس گرفته و آزموده را دوباره نيازمايند.
يکم آذر ۱۳۸۸
محمد آزادی، حميد آصفی، فريدون آقاسی، سامر آقايی، سعيد آل آقا، احمد انصاری، اديب برومند، لقاء اردلان، بانو فرشيد افشار، منوچهر احتشامی، فرهاد امير ابراهيمی، عباس امير انتظام، محمود امامی، فرزانه اسکندری، محمد ابوالحسنی، عباس ابوذری، هادی احتظاظی، حميد احراری، طاهر احمدزاده، حسن احمدی، محسن احمدی، مصطفی اخلاقی، ميلاد اسدی، مرتضی اشفاق، حسن افتخار اردبيلی، جلال اقتداری، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، محمود امير احمدی، مهدی امينی زاده، عبدالمجيد الهامی، کمال الدين بازرگانی، پروين بختيار نژاد، هرميداس باوند، مرتضی بديعی، جهانشاه برومند، اکبربديع زادگان، رحمت الله برهانی، بهروز برومند، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمدنويد بازرگان، مختار باطولی، محمد بذرپور، محمد برقعی، محمد بسته نگار، مهدی بسته نگار، محمد حسين بنی اسدی، عماد بهاور، محمد بهفروزی، حميد بهشتی، صفا بيطرف، محمد بهزادی، مسعود پدرام، حسن پارسا، عباس پوراظهری، رضا پويان، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، عبدالرضا تاجيک، عباس تاج الدينی، مصطفی تنها، ناصر تکميل همايون، نصرالله توکلی نيشابوری، غلام عباس توسلی، محمد توسلی، محمدرضا توسلی، نصرالله جمشيدی، مجيد جابری، رضا حاجی، بهمن حافظی، طه حجازی، حميد حديثی، اسماعيل حاج قاسمعلی حسين حريری، حميد حسامی، آيدين حسنلو، بهزاد حق پناه، جمشيد حق گو، ابوالفضل حکيمی، عبدالکريم حکيمی، مجيد حکيمی، محمد رضا حمسی، محمد حيدری، جعفر خائف، جلال جلالی زاده، ابراهيم خدادادی، امير خرم، عيسی خان حاتمی، حسين خشايار دوست، محمد حسين ختنی فر، خليل خليلی بو، حسين خطيبی، محمد خطيبی، ابراهيم خوش سيرت سليمی، اسماعيل خوش محمدی، هوشنگ خيرانديش، رسول دادمهر، محمد علی دادخواه، محمد دادی زاده، محمد مهدی دانشيان، محمود دل آسايی، داود درگاهی، سعيد درودی، پرويز دليری، جمال درودی، اميرخسرو دليرثانی، عباس دهقان نژاد، مصيب دوانی، ابراهيم دينوی، محمد صادق ربانی، محمدصادق رسولی، تقی رحمانی، سامان رحمانی، محمدجواد رجائيان، عباس رخافی، منصور رسولی، جهانگير رضوی، حسين راضی، عليرضا رجايی، علی رشيدی، احد رضائی، اصغر رضائی، بهمن رضا خانی، حسين رفيعی، جواد رهبری نيا، مهدی رهنما، رضا رئيس طوسی، مهدی رنجبر، رقيه زارع پور، کوروش زعيم، محمود زنديان، حيدری، محمد ابراهيم زمانی، جمال زره ساز، علی زرين، پرويز زندی نيا، عليرضا ساريخانی، عزت الله سحابی، حسين سکاکی، هاله سحابی، خسرو سيف، محمود سعيدزاده، محمد سرچمی، بيوک سعيدی، عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانيه، سيد حسن سيدزاده هاشمی، احمد ساعی، خسرو سعيدی، سيدمحمد سجادی، مرتضی سميياری، محمود بصير شاد دل، ابراهيم شاکری، موسی شيخ زادگان، علی شاملومحمودی، حسين شاه اويسی، حسين شاه حسينی، جواد شرف الدين، حسن شهيدی، الله وردی شمبوری، احمد شهامت دار، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيدجوادی، رضا صدر، مهدی صراف، فضل الله صلواتی، حميد رضا صمدی، حسن علی صارم کلالی، سياوش صحت، محمد صاحب محمدی، مهدی صراف، سعيد صاحب محمدی، جليل ضرابی، علی اشرف ضرغامی، فريدون ضرغامی، اعظم طالقانی، امير طيرانی، طاهره طالقانی، نرگس طالقانی، اکبر طاهری، رئوف طاهری، محمد طاهری، مهدی عربشاهی، روئين عطوفت، محمدباقر علوی، باقر علايی، علی علوی، رضا عليجانی، سيد جعفر عباس زادگان، هما عابدی، جمشيد عزيزی، محمود عمرانی، حسين عزت زاده ، علی اصغر غروی، عليرضا غروی، ماجد غروی، محمد حسين غفارزاده، سعيد غفارزاده، مسيح غروی، علی غفرانی، فريده غيرت، باقر فتحعلی بيگی، ارسلان فلاح حجت انصاری، مقصود فراستخواه، ناصر فربد، محسن فرشاد، اصغر فنی پور، ابوالقاسم فروزان، پويان فخرآيی، غفار فرزدی، حسن فرح آبادی، اسماعيل فاضل پور، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فريد اعلم، فرزاد قاسمی، عباس قائم الصباحی، خسرو قشقايی، ماهرو قشقايی، مهدی قلی زاده اقدم، عبدالحسين قمی زاده، حسن قديانی، باقر قديری اصلی، عبدالمجيد قندی زاده، نظام الدين قهاری، مصطفی قهرمانی، حجت الله قياسی، رحمان کارگشا، اسداله کارشناس، امير حسين کاظمی، مرتضی کاظميان، منوچهر کيهانی، هادی کحال زاده، خسرو کردپور، مسعود کردپور، علی کرمی، فريدون کشکولی، ناصر کميليان، بهناز کيانی، پروين کهزادی، فاطمه گوارايی، محمود گرگين، علی اصغر گل سرخی، بيژن گل افرا، مسعود لدنی، فرهاد لقايی، احسان مالکی پور، محمد تقی متقی، حسين مجاهد، مرضيه مرتاضی لنگرودی، محسن محققی، نرگس محمدی، نوشين محمدی، سيمين مخبر، فرزين مخبر، اسد موسوی، فضل الله مشايخ، رشيد مظفری سردشتی، مصطفی ملافر، سياوش مقدم، محمد محمدی اردهالی، سيد علی محمودی، پريچهر مبشری، صادق مسرت، منوچهر ملک قاسمی، هرمز مميزی، ابراهيم منتظری، فريد مرجايی، سيد حسين موسويان، مهدی مويد زاده، حسين مدنی، سعيد مدنی، ماشاءالله مديحی، مصطفی مسکين، رضا مسموعی، عباس مصلحی، مهدی معتمدی مهر، محمد جواد مظفر، احمد معصومی، علی اکبر موينی فر، حميد منزه، ياسر معصومی، مرتضی مقدم، کاظم ملکی، مهدی ممکن، خسرو منصوريان، کيوان مهرگان، محمد جواد مظفر، مرتضی مقدم، ضياء مصباح، خدايار محبی، قدرت منصوری، سيدرضا موسوی سعادت لو، علی مومنی، محمودمومنی،امير ميرخانی، سيد محمد وحيد ميرزاده، مهدی ناطقی، حسن نراقی، رضا نخشب، علی اکبر نقی پور، امين نظری، ابوالفضل نيماوری، بهرام نمازی، محمد حسين نائينيان، خسرو نجارزاده، محمود نکوروح، امير نکوفر، محمد تقی نکوفر، مهدی نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، غلامرضا نيک صفت، جعفر نقمی، رسول وريايی، محمد وفايی، حميد وارسته، مراد همتی،هادی هادی زاده يزدی، احمد هادوی، فريدهاشمی، ناصر هاشمی، بهاره هدايت، عليرضا هندی،احسان هوشمند، پرويز همايونی، علی فريد يحيايی، رحيم ياوری، ابراهيم يزدی، حسن يوسفيان آرايی، لطف الله يوسف قهاری، مير محمود يگانلی.

Saturday, 14 November 2009

خط فارسی در تاجیکستان

خط فارسی در تاجیکستان

متأسفانه درسالهای اخیرابرهای سیاه چنان زندگی مردم مارا فراگرفته که اگریک خبرمسرت با ر وخوشحال کننده ای، هر چقدر هم که کوچک باشد ، به ما برسد مارا غرق درلذت وشادی می کند.
تغییرخط در کشورآریایی نژاد وهم زبان ما تاجیکستان، که زمانی بخشی از خراسان بزرگ بود، یکی ازآن موارد است که هر ایرانی مطلع از این واقعه خوشحال شده است بخصوص که ما ایرانیان خود مشوق مردم تاجیک دراین امربودیم.
چندی قبل سازمان پان ایرانیستهای ایران اطلاع دادند که عربستان سعودی با دعوت از برخی فرهنگیان وادب دوستان تاجیکستان به عربستان، عنوان نمودند که مردم تاجیک مسلمان هستند ومردم مسلمان باید خط عربی را جایگزین خط فعلی (روسی) نمایند . نویسندگان وبلاگ جبهه ملی ایران در خارج از کشور، پس از اطلاع ازاین جریان، طی مقالانی، عوارض و اشکالاتی را که قبول خط عربی برای مردم فارسی زبان تاجیکستان ایجاد مینماید ، توضیح داده و منتشر کردند ، از انجمله است اشکال نبودن حروف (پ.چ.ژ.گ) در زبان عربی. سپس با ترجمه این مقالات وارسال آنها به سفارت تاجیکستان وفرهنگستان ان کشور، وظیفه خود را انجام دادند .
خوشبختانه اطلاع حاصل شد که سرانجام فرهنگستان تاجیکستان نه تنها با روشنگری دست اندرکاران جبهه ملی ایران بلکه با تشخیص دولت وملت تاجیکستان خط آبا و اجدای خود را که سالهاازآن دوربودند، برگزید.
تاجیکستان کشوریست که ملت ده میلیونی آن بیشترکشاورزند وپایتخت تاجیکستان شهر تازه تأسیس شده دوشنبه است. این شهردرحال حاضرتقریباً دارای هفتاد هزارنفرجمعیت است. در قدیم شهردوشنبه قصبه بزرگی بوده و روزهای دوشنبه درآنجا بازارخرید وفروش عمومی تشکیل میشده، لذا از ان دوران این شهر بدین نام معروف شده است. . مردم تاجیک آریائی نژاد هستند. یکی ازمحصولات مهم تاجیکستان پنبه می باشد همینطورگندم وجو وچغندرقند و دامداری درآنجا رواج کامل دارد. مردم تاجیکستان سخت به فرهنگ والای خود مینازند وحق هم دارند،جالب اینکه شهر دوشنبه به چهاربخش تقسیم شده، بخش مولانا جلال الدین بلخی،اسماعیل سامانی ، رودکی و فردوسی. درهر کوچه وبرزن از شهرهای تاجیکستان مجسمه هایی ازبزرگان ایران وخراسان بزرگ به چشم می خورد. مردمان تاجیکستان ، مانند بقیه مردم خراسان بزرگ بسیار مهمان نوازهستند . این کشور رو به پیشرفت است.
باتبریک به مناسبت تغییرخط وبه امید تعالی و خوشبختی برای کشور ومردم تاجیک.

شورای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
22 ایان 1388 برابر با 11 نوامبر 2009

Sunday, 8 November 2009

سالروز

سالروز شهادت دکترسیدحسین فاطمی
عصر روز سه شنبه نوزدهم آبانماه سالروز شهادت دکترسیدحسین فاطمی شهید راه آزادی طبق روال همه ساله برسر مزارش درابن بابویه گرد هم میآییم ونسبت به آن شهیدوالامقام ادای احترام
مینمائیم . وسیله رفت وبرگشت راس ساعت سه بعد ازظهر درمیدان هفت تیر مقابل مسجد الجواد
مهیا ست .
17/ 8 / 88 جبهه ملی ایران – کمیته تشکیلات استان تهران

Tuesday, 3 November 2009

بیانیه جبهه ملی ایران- تهران گروگانگیری

گروگانگیری کاری نسنجیده و زیانبار بود

جای تردید نیست که در راه پر پیچ و خم سیاست همواری و ناهمواری فراوانست و در هر مرحله با دوراندیشی و درایت و رعایت ملاحظه باید گام برداشت . اتخاذ سیاستی که با خردورزی سازگار نباشد ، غیر از زیان ، آن هم زیان های جبران ناپذیر چیز دیگری ببار نخواهد آورد .
جمهوری اسلامی در سیزدهم آبانماه 1358 مرتکب اشتباهی در ارزیابی سیاست شد و اقدام به گروگان گیری کارکنان سفارت آمریکا نمود و مجوز این کار غیرعادی و نامتعارف را جاسوس بودن آنان و سفارتخانه آمریکا را جاسوسخانه نامید .
این اقدام ناروا که با هیچ یک از موازین و مقررات دیپلماتیک سازگاری نداشت برای جهانیان شگفت انگیز و نفرت آمیز می نمود زیرا اولااین توهینی بزرگ تلقی می شد نسبت به همه کسانی که در سفارتخانه های کشورهای جهان مقامات سیاسی را تصدی میکردند و با این ترتیب کارمندان سفارتخانه های ما هم مشمول این توهین می شدند .
ثانیا تجاوز به سفارتخانه یک کشور که به منزله خاک آن کشور است اعلان جنگ تلقی می شود و پی آمدهای ناگوار دارد . آشکار است که این کار ممنوع و نامتعارف که از سوی جوانان احساساتی و خونین دل از بابت سیاست آمریکا صورت گرفت شاید با ادامه دو سه روز ، تنبیهی برای آمریکا و تسکینی برای جوانان به ظهور میرسانید و این رویداد بدون هیاهوی بسیار پایان می گرفت . متاسفانه کار جمهوری اسلامی در مدتی دراز ( 444 روز ) با نپذیرفتن هیچ گونه میانجی گری که از طرف کشورها و شخصیت های نامی زمان انجام گرفت کار را به مخاصمت و قطع رابطه سیاسی بین دو کشور کشانید و پی آمدهای ناگواری را به دنبال آورد که به هیچ روی با هوشمندی سیاسی و منطق اجتماعی هماهنگ نبود و جز ضررهای بی شمار همراه نداشت .
زیانهای ناشی از دشمنی ایران و آمریکا از جهات گوناگون درخور یادآوریست :
الف – از لحاظ معنوی
1- موضوع گروگان گیری از نظر معنوی باعث فروریزی حیثیت سیاسی ایران در جهان گردید و به عنوان عملی دور از تمدن و واقعیات زندگی امروز و در حد کشورهای تازه به استقلال رسیده تلقی شد و ملت ایران را به سهل انگاری و بی اطلاعی از اوضاع زمان معرفی نمود .
2- تبلیغات آمریکا علیه ایران از راه تهیه فیلم های توهین آمیز و نمایشنامه ها و داستانهای مسخره آمیز و کاریکاتورهای مستهجن که هدفی جز بی آبرو کردن ایرانیان نداشت در مسیر این دشمنی بود و پاره ای از اهانت ها درباره اسلام را نیز باید به آنها افزود .
3- تمایل آمریکا به درگیری و جنگ بین ایران و عراق و یاری کردن آن سرزمین که غیر از ضایعات انسانی و از بین رفتن صدها هزار مجروح و معلول میدان های جنگ ، موجب بیماریهای عصبی و روانی زاییده از بمبارانهای شیمیایی و موشک اندازی های گاه و بیگاه عراق در شهروندان ایران گردید و عوارض منفی آن سالها به درازا خواهد کشید .
4- ادامه این چالشگری موجب روی آوردن جمع کثیری ازمغزهای متفکرو تحصیل کرده های ناراضی وزندانیان رهائی یافته به آمریکا وپناه یافتن آنان درآن سرزمین گردید واز این بابت زیانهای بزرگ معنوی پدیدآورد.
ب- ازلحاظ اقتصادی
از لحاظ جنبه ی اقتصادی زیانهای ناشی از گروگان گیری غیرقابل احتساب است و سالها تحقیق باید کرد تا بتوان به ارزیابی ضررهای آن دست یافت . از آن جمله است

1- بلوکه شدن مبلغ 24 میلیارد دلار در حساب بانکی ایران در آمریکا که پس از قطع رابطه ی سیاسی بین دو کشور انجام گرفت و هر فرد یا شرکتی که ادعای مالی علیه ایران دلشت با موافقت آمریکا به تقدیم دادخواست به دیوان لاهه پرداخت و مبلغ مهمی از آن را نصیب خود کرد چنانکه حکم خوان یغما را پیدا نمود و مبلغ پنج شش میلیارد باقی مانده را هم آمریکا هنوز در بانکهای خود نگهداشته و به ایران پس نمی دهد .
2- وقوع جنگ بین ایران وعراق هرچند عوامل متعدد داشت اما تمایل آمریکا به کمک رسانی به عراق را در این حادثه نادیده نمیتوان انگاشت و پی آمدهای این جنگ افزون بر ضایعات بسیار جانی که بالغ بر نزدیک یک میلیون و پانصد هزار تن میباشد بیش از هزار میلیارد دلار خسارت مالی به بار آورده است که جبرانش به هیچ وجه در حیطه ی امکان نمی باشد .
3- اصرار به دامن زدن به دشمنی با آمریکا موجب آن شده است که دولت ایران درصدد پیدا کردن هواداران و یاوران سیاسی برای خود در جهان باشد وبرای توفیق در این راه اقدام به مددرسانی مالی نسبت به حزب الله لبنان و سوریه و بسیاری از کشورهای آفریقا و آمریکای لاتین و حماس در فلسطین نماید و با کشورهایی که اختلافاتی با آمریکا دارند ایجاد ارتباط دوستانه کرده ، به تغذیه ی مالی آنها بپردازد .
4- دولت ناچار است سالانه مبالغ کلانی صرف مداوا و پرستاری مجروحان جنگ و تغذیه عده زیادی جانباز و معلول نماید و برای بازماندگان شهیدان ، بنیاد شهید تاسیس کند که اینها همه از تبعات جنگی است که جمهوری اسلامی آن را تحمیلی می داند .
5- خصومت با آمریکا موجب قطع روابط تجاری و عدم صدور صادرات ایران به آن کشور شده و نیز باعث تحریم بسیاری از کالاهای مورد نیاز ایران از سوی آمریکا گردیده و ناگزیر خریداری آنها از دست دوم و سوم مبالغ هنگفتی را از چنگ ایران بدر برده و می برد .
6- وجود این چالشگری انگیزه ی آن شد که جمهوری اسلامی نسبت به روسیه که سالهاست روابط چندان خوبی با آمریکا ندارد گرایشی فراتر از ارتباط سیاسی دوستانه پیدا کرد و روسیه از نرمخویی و دلبستگی و حریم دادن جمهوری اسلامی سوء استفاده کرده از آبهای دریای مازندران آنچه از سهم خود باید به کشورهای جدا شده از اتحاد شوروی بدهد از آبهای متعلق به ایران داد و به نیمی از دریا که بر طبق عهدنامه های 1921 و 1940 به ایران تعلق داشت دست تصرف انداخت . در نتیجه ی همین تیرگی روابط بود که خط لوله نفت کشورهای آسیای مرکزی که قرار بود از راه ایران به کشورهای دیگر جهان نفت برساند ، از مسیر دیگر کشیده شد و مبالغ کلانی که بایستی به کیسه ایران فرو می ریخت بهره ی دیگران گردید .
جبهه ملی ایران با وجود اعتراض شدیدی که به مناسبت مباشرت آمریکا در کودتای 28 مرداد 1332 نسبت به آن کشورداشت در آبانماه 1358 با گروگان گیری مخالفت کرد و در بیانیه ها و روزنامه پیام جبهه ملی این مخالفت را با دلایل استوار و پیش بینی مضرات آن منعکس ساخت . هم اکنون جبهه ملی ایران معتقد است که کشور ما برای پیش گیری از ادامه ی ضررهای ناشی از گروگان گیری و خصومت باب روابط دوستانه و تعامل را با آمریکا بگشاید و در آینده از گزند دشمنی ها و چالش ها و موذیگری های او بپرهیزد .
داشتن ارتباط دوستانه ی متقابل با همه ی کشورهای جهان بدون تن دادن به هیچ گونه تحمیل و باج خواهی ، راه درست برای حفظ استقلال و تمامیت کشور و تامین منافع ملی است .
تهران – دوازدهم آبانماه 1388
جبهه ملی ایران

اطلاعیه حبهه ملی ایران - تهران

شصتمین سال

شصت سال قبل زمانیکه ملت ایران در چنگال استعمار خارجی واستبداد داخلی دست و پا میزد ومحمدرضا شاه با برپا کردن مجلس موسسان قلابی وافزودن به اختیارات خودآشکارا قدم درجاده دیکتاتوری وپایما ل کردن حقوق ملت نهاده بود، دکترمصدق رهبر نهضت ملی ایران برای استقلال وآزادی واستیفای حقوق وآزادیهای ملت ایران قیام کرد. مصدق و نوزده نفر همراهان او پس ازچهار روز تحصن بی نتیجه درکاخ مرمر که بعنوان اعتراض به تقلب درانتخابا ت دوره شانزدهم مجلس شورای ملی بعمل آوردند سرانجام در روز اول آبانماه 1328 درمنزل دکترمصدق تجمع پیداکرده وتا سیس سازمان جبهه ملی ایران رااعلام داشتند. دراثرمقاومت و ادامه مبارزات دکترمصدق وجبهه ملی انتخابا ت تهران باطل اعلام شد ودر
انتخابات مجدد هشت نفر ازکاندیداهای جبهه ملی بارای مردم تهران به مجلس راه یافتندوهمین فراکسیون جبهه ملی در مجلس شانزدهم بود که قانون ملی شدن نفت درسراسرکشور را با پشتیبانی قاطع ملت ایران به تصویب نهائی رسانید وسپس دکترمصدق رهبر جبهه ملی ایران برای اجراء کردن قانون ملی شدن نفت قبول مسئولیت نموده ودردهم اردیبهشت1330 دولت ملی زمام اموررا دردست گرفت . دولت ملی مصدق به سرعت موفق شد ازشرکت غاصب نفت انگلیس خلع یدبعمل آوردوبا عملی کردن ملی شدن نفت به آرزوی دیرین ملت ایران جامه عمل بپوشاند وازنظررعایت موازین دموکراسی وحقوق بشرموفق شد الگوئی بینظیردرتاریخ ایران وکم نظیر درمنطقه وجهان به نما یش بگذارد. ودر نتیجه قطع نفوذ استعماروایجاد فضای آزاد و دموکراتیک وپاکیزگی وسلامت مالی صاحبان مقامات دولتی توانست بدون صدورنفت بیلان اقتصادی رامثبت نموده وشکوفائی اقتصادی برای کشوربه ارمغان آورد. همه این اقدامات برای قدرت های استعماری جهان وایادی داخلی آنها تحمل ناپذیر بود لذاطرح کودتای انگلیسی وآمریکائی که اتحادشوروی هم بر آن مهر تایید نهاده بود با همکاری مزدوران داخلی آنها بویژه دربارپهلوی در28 مرداد32 باجراءدرآمد ودولت ملی مصدق سرنگون شد. مصدق وبسیاری ازیاران اودرجبهه ملی به زندان افتادند. ولی از فردای این کودتای ننگین نیروهای جبهه ملی ایران درقالب نهضت مقاومت ملی مبارزه ای سخت وگسترده را با کودتا آغازکردند که چندسالی ادامه یافت.
چگونگی این مبارزات برگ های زرینی ازتاریخ مبارزات آزادیخواهانه واستقلال طلبانه ملت ایران را تشکیل میدهد . درروز سی ام تیرسال 39 زمانی که مبارزات نهضت مقاومت ملی دراثر سرکوب ها وشرایط اختناق شدید به کمرنگی گرائیده بود بازهم یاران مصدق وهمان نیروهای نهضت مقاومت ملی گردهم آمده و پرچم جبهه ملی ایران رابرافراشتند. این دوره ازمبارزات جبهه ملی ایران به سرعت گسترده گردید. هزاران نفرازنیروهای این سازمان ازاقشار مختلف مردم دردانشگاه ها ودبیرستان ها، بازارها وادارات ومحلات در تهران وشهرستانها ودرخارج ازکشورمتشکل شدند وضربات سنگینی بر پیکر رژیم استبدادی شاه فرود آوردند. دردیماه 1341 کنگره سراسری جبهه ملی ایران درتهران برپا گردید و170 نفرازنمایندگان منتخب سازمان های جبهه ملی ایران ازسراسرکشوروخارج ازکشوردرکنگره گردآمده اساسنامه ومنشور جدید جبهه ملی را تدوین وتصویب کردند و سی وپنج نفر اعضای شورای مرکزی راانتخاب نمودند. موفقیت های همه جانبه جبهه ملی ایران درآن زمان وباطل شدن دو انتخابات زمستانی وتابستانی مجلس دراثر اعتراضات وتظاهرات پیگیر جبهه ملی برای شاه واربابان خارجی اوتحمل ناپذیرو وحشت انگیزبودلذا تصمیم به مقابله جدی با این سازمان راگرفتند. برخورد رودر روبا جبهه ملی برای آنان نتیجه ای دربر نداشت وموجب قدرتمندتر شدن جبهه ملی میگردید بنا براین تخریب ازداخل وانفجارازدرون دردستورکارآنها قرارگرفت کوتاه فکری ها وتنگ نظریهای برخی افرادواحزاب که نتیجه کنگره دلخواهشان نبودازدرون تشکیلات وخصومت عده ای دیگر ازبیرون کارخودراکرد وشورای مرکزی منتخب کنگره به احترام دکترمصدق رهبرجبهه ملی ایران که مورد مراجعه وشکوه مخالفین حا لت سازمانی و تشکیلاتی جبهه ملی قرارگرفته بود توقف خودرا اعلام نمود و شورای جانشین که کوشش شداز نمایندگان احزاب بوجود آیدنیز نتوانست به تفاهم وانسجام برسدوفعالیت جبهه ملی را تداوم بخشد ومسلم است که کند شدن فعالیت یک سازمان ترقیخواه ومعتقد به دموکراسی ما نند جبهه ملی ازسال 43 تا سال 56 چه اثرات منفی عظیمی درروند حوادث انقلاب ونتایج آن و سرنوشت این ملت دربرداشت . درسال56 با دعوت دکترکریم سنجابی عده ای از اعضای شورای مرکزی منتخب کنگره همراه برخی شخصیت های ملی دیگرمجدداشورای مرکزی جبهه ملی ایران را تشکیل ومبارزه علیه دستگاه استبدادی شاه را تا پیروزی انقلاب ادامه دادند. پس ازپیروزی انقلاب دولت موقت ظاهرا توسط نیروهای ملی ازجمله چند تن ازاعضای جبهه ملی تشکیل گردید ولی باطنا نیروهای بی صلاحیت دیگری ازپشت صحنه سکان اداره امور را دردست داشته وازماوراء دولت موقت حکمرانی میکردند . جبهه ملی
پنج روزپس ازپیروزی انقلاب طی بیانیه مفصلی طرح انتقال قدرت به ملت راکه متضمن جهت یافتن انقلاب به سمت دموکراسی وحاکمیت ملی بودارائه نمود که تشنگان قدرت به آن وقعی ننهادند . دخالت های ناروای اقتدارگرایان وانحصارطلبان بیگانه با دموکراسی وحاکمیت ملی درکار دولت واداره مملکت خیلی زود به نیروهای ملی فهماند که انقلاب ازمسیر خواستهای ملت واهداف اولیه خود منحرف شده است . حدود یک ماه پس ازپیروزی انقلاب دکتر سنجابی با استعفای خود ازدولت اولین هشداررا به مردم ایران داد وزنگ خطربیراهه رفتن انقلاب رابه صدا درآورد وجبهه ملی باتمام قوا برای جلوگیری ازگرایشات استبدادی و واپس گرایانه وبرکرسی نشاندن آزادی وحاکمیت ملی کوشید . راهپیمائی ها ومیتینگ ها وانتشار 77 شماره روزنامه رسمی پیام جبهه ملی ودهها بیانیه واعلامیه ومصاحبه مطبوعاتی که همگی دراعتراض به روند مسائل کشور بودا زافتخارات جبهه ملی درآن دوسا ل اول پس ازپیروزی انقلاب است تا سرانجام حاکمیت جمهوری اسلامی این مواضع وروشنگری ها و اقبال مردم به سوی جبهه ملی را برنتابید ودرروز 25 خرداد 1360 که سراسرتهران برای حمایت ازجبهه ملی وشرکت درفراخوان آن به حال تعطیل درآمده بود چاره ای جز بکاربردن حربه تکفیر وارتداد نیافت وپس ازاین یورش سنگین حاکمیت ، صدها تن ازنیروهای جبهه ملی درسراسرکشوربزندان افتادند ویابه زندگی مخفی روی آوردند ودهها نفر مجبور به جلای وطن شدند ولی این بارجبهه ملی با همه این فشارها متوقف نگردید وسازمان های جبهه ملی هرچند با محدودیت به حفظ ارتباط وحضوردرمراسم مختلف وتداوم دادن به کارتشکیلاتی ادامه داد و اعلامیه ها ونشریاتی ماندگار منتشرکرد . درسال 1364 و در بحبوحه جنگ ، باقیمانده اعضای شورای مرکزی داخل کشورکه اززندان بیرون بودند دریک جلسه فوق العاده پس ازبحث و بررسی مفصل به این جمع بندی رسیدند که تا کشور درحال جنگ بادشمن خارجی است جبهه ملی ایران باید فقط به کار تشکیلاتی خود بپردازدوازبرخورد ومبارزه علنی با حاکمیت موقتا خودداری نماید. درسالهای پس ازجنگ همچنان اعضای جبهه ملی ایران به تلاش وکوشش های آزادیخواهانه خود مقتضی بازمان ادامه دادند. درسال 72 استاد عبدالعلی ادیب برومند عضو هیئت رهبری بادعوت ازاعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران جلسات شورا را بطور منظم برقرارنمود. طی این 16 سال علیرغم اینکه همواره سایه شمشیرداموکلس ارتداد برسر جبهه ملی سایه افکن بوده است جبهه ازهیچگونه اظهارنظر صریح درباره مسائل مملکت و کج رویها وسوء مدیریتها وروش های استبدادی حاکمیت جمهوری اسلامی خودداری ننموده وصدها اعلامیه ونشریه درزمینه های مختلف منتشرنموده است . درآبانماه 1382 پلنوم جبهه ملی ایران با حضور80 نفرنمایندگان سازمانها واحزاب جبهه ملی ازسراسر کشورتشکیل گردید و35 نفراعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران راانتخاب نمود واساسنامه ومنشور جبهه ملی رامورد بازنگری قرارداد. درهفت اصل اعتقادی جبهه ملی مندرج دراساسنامه برآزادی ، استقلال ،عدالت اجتماعی ،نظام جمهوری ،جدائی دین ازحکومت، حفظ تمامیت ارضی وحراست ازفرهنگ وادب ایرانی تاکیدگردیده است. جبهه ملی ایران همچنان باتاکید براصول اعتقادی خود در راه اعتلا وشکوفائی این مرزوبوم و درجهت استقرار حاکمیت ملی تلاش میکندوازجنبش آزادیخواهانه جاری درکشورپشتیبانی نموده ودربه ثمررسانیدن این جنبش مردمی ازهیچ کوششی دریغ نخواهدنمود.


درود بر بنیانگذار و رهبر جبهه ملی ایران دکتر محمد مصدق .
درود برهمه رهبران و ناموران درگذشته جبهه ملی که زندگی خود را در راه رسیدن به آرمانهای جبهه ملی ایران به پایان بردند .
دکترحسین فاطمی ، الهیارصالح ، دکتر کریم سنجابی ، دکترغلامحسین صدیقی ، محمود نریمان ، دکترعلی شایگان ، اصغرپارسا ، دکترمهدی آذر، مهندس مهدی بازرگان ، دکتریدالله سحابی، آیت الله طالقانی، آیت الله زنجانی ، دکترشمس الدین امیرعلائی ، حسن میرمحمد صادقی ، دکترشاپوربختیار، مهندس احمدزیرک زاده ، مهندس جهانگیرحق شناس ، باقرکاظمی ، مهندس کاظم حسیبی ، دکترمحمدعلی خنجی ، حاج محمدحسن شمشیری، غلامرضا تختی ،حاج قاسم لباسچی ،داریوش فروهر، پروانه فروهر ،دکتر مسعودحجازی ،علی اردلان ،دکتر پرویزورجاوند، مهندس نظام الدین موحد ، حسن خرمشاهی ،محمدعلی کشاورزصدر، دکتر یوسف جلالی ،سرهنگ ناصرمجللی ، حاج حسن قاسمیه، مهدی غضنفری ، دکترغلامرضا قاضی مقدم ، حشمت الله خیاط زاده ، غلامرضا رحیم


تهران – دهم آبانماه 1388
جبهه ملی ایران

Saturday, 24 October 2009

شعر از سیمین بهبهانی

شعری بسیار گویا وجالب از سیمین بهبهانی

سجاده فرش عنف و تجاوز، اي داعيان شرع خدا را!بر قتل‌عام دين و مروت، دست که بسته چشم شما را ؟
الله اکبر است که هر شب، همراه جانِ آمده بر لبآتشفشان به بال شياطين، کرده‌ست پاره پاره فضا را
از شرع غير نام نمانده‌ست، از عرف جز حرام نمانده‌ستبر مدعا گواه گرفتم، جسم ترانه، قلب ندا را
انصاف را به هيچ شمردند، بس خون بي‌گناه که خوردندشرم آيدم دگر که بگويم، بردند آبروي حيا را
سهراب‌ها به خاک غنودند، آرام آنچنان‌که نبودندکو چاره‌ساز نفرت و نفرين، تهمينه‌هاي سوگ و عزا را ؟
زين پس کدام جامه بپوشند، بهر کدام خير بکوشندآنان‌که عين فاجعه ديدند، فخر امام ارج عبا را
سجاده تار و پود گسسته‌ست، ديوي بر آن به جبر نشسته‌‌ستگو سيل سخت آيد و شويد، سجاده و نماز ريا را
سيمين بهبهاني

Thursday, 22 October 2009

بیانیه جبهه ملی ایران- تهران

بیانیه تحلیلی جبهه ملی ایران درمورد واگذاری اموال ملی و عمومی به بهانه خصوصی سازی

از روزی که دولت فعلی برروی کار آورده شد (بیش ازچهارسال پیش) وظیفه اصلی آن باز گذاشتن دست حامیان و پشتیبانان دولت و مراکز قدرت در تسلط برادارات ، پست های کلیدی(مدیریت ها،وزارت خانه ها ) حضور قوی در مجلس و مراکز تصممیم گیری ، مراکز توزیع کننده منابع مالی و امکانات اقتصادی( منابع طبیعی ، وزارت خانه های اقتصادی، بانک ها ، بورس ) غیر از مراکز سیاسی بوده است .
اولین اقدام رییس جمهور در آن زمان مخالفت با واگذاری قسمتی از سهام بانک پارسیان به خریداران در بخش خصوصی به بهانه تامین قسمتی از هزینه خرید توسط بانک ها بود تا گروه مورد نظر خاص بر این بانک مسلط شود. از آن زمان گروه های مافیائی برای آسان کردن تسلط بر اموال عمومی تبلیغات شدید خصوصی سازی را راه انداختندو بالاخره چه در مجمع تشخیص مصلحت نظام و چه در سطح بالاتر مقدمات صدور فرمان رهبری دایر بر اصلاح اصل 44 قانون اساسی که بخش دولتی اقتصاد را شرح داده است فراهم ساختند تا اموال کلیدی و حیاتی دولتی هم قابل تصرف و حراج باشد ( بانک ها ، راه آهن ، خدمات ارتباط جمعی ، شرکت های حمل و نقل و صنایع بنیادی و کلیدی ،بنادر و ترمینال ها )
در حالیکه اولاً دولتی بودن صنایع و فعالیت های زیر بنایی و کلیدی به شرح مندرج در قانون اساسی به لحاظ اهمیت آنها در حفظ امنیت و رفاه عمومی و باز بودن دست دولت ( البته یک دولت ملی و دلسوز مصالح عمومی ) در جهت دادن به اقتصاد وسیاست های اقتصادی دولت در جهت رفاه عمومی است( مثل همه اقتصادهای سوسیالیستی واقعی و حتی نظام های سرمایه داری مختلط) و ثانیاً نهضت خصصوصی سازی از دهه 1990 پس ازسقوط امپراطوری شوروی درجهان راه افتادخود ابزاری برای ایجاد رقابت رشداقتصادی بهبود سطح رفاه مردم واولین پیش نیاز آن آزادسازی اقتصادی یعنی تسهیل فعالیت اقتصادی مردم از راه حذف قوانین ومقررات زائد ودست وپاگیر وساده سازی مدیریت امور عمومی و اقتصادی بوده است .
مثلاً در آلمان پس از ملحق شدن آلمان شرقی هدف خصوصی سازی (کوچک کردن دولت ) پاک سازی وحذف آثار اقتصا د فاشیستی دوران هیتلری و دوران کومونیستی استالینی ( 1990-1945) و ایجاد ساختارها و زیر بنا ها و صنایع قرن بیست و یکم با تکنولوژی قرن بیست و یکم بود که نتیجه آن بهبود شرایط رقابتی ، افزایش اشتغال ، تولید، افزایش صادرات و ازدیاد رفاه و قدرت اقتصادی کشور خواهد بود.
در بیش از پنجاه کشور که نهضت خصوصی سازی در آن پا گرفت اول از همه هدف های خصوصی سازی در هر بخش از اقتصاد وصنعت تعریف می شد و بعد هیئتی مرکب از نمایندگان منافع مصرف کنندگان ( کارگران ، کارمندان ، معلمین) بانک ها ، صاحبان صنایع ، نمایندگان مجلس و دولت تصمیم می گرفتند که با کارخانه یا صنعت چه باید بشود و آیا این صنعت مضر و آلوده کننده باید از سطح زمین پاک شود یا کوچک شود یا گسترش یابد و بعد به هر کسی یا شرکتی ویا کنسرسیومی چه در سطح ملی و یا بین المللی فروخته شود ( واگذار شود ) که توانایی فنی ، مالی ، تکنولوژیکی ، مدیریتی ، پرسنلی را داشته باشدکه طی مدت تعیین شده آن صنعت را به سطح مطلوب برساند و اهداف قبلاً تعیین شده و توافق شده را تامین نماید.
در ایران خصوصی سازی را تنها از دید انتقال مالکیت و کنترل یعنی خرید و فروش سهام شرکت های سود ده یا دارای سرمایه های نهفته دانسته اند یعنی هر دار و دسته ای ، کارخانه ای یا صنعتی یا بخشی از صنعتی ( مثل شرکت های وابسته به صنعت نفت ، صنعت مس ، صنعت آلومنیوم ، صنعت برق ، صنعت آّب ، نیروگاه ها و سد ها) را هدف تسلط خود قرار می دهد و به هزار وسیله برای خود سوئی سازی آن اقدام می کند که اولین تاکتیک عوامل بیرونی و درونی آنها زیان ده کردن آن کارخانه یا صنعت و درست کردن بهانه عوام پسند برای فروش و یا واگذاری آن است ( راه های منفی کردن تراز نامه شرکت ها متعدد است) .
بعضی از نهاد ها وارگان های وابسته به حکومت مسئله خصوصی سازی را هم از دید ایجاد درآمد مستقل از بودجه دولت و هم از دید تسلط بر جامعه ، افکار عمومی ، زندگی خصوصی مردم ، روابط بین المللی مخصوصاً تجارت خارجی می بینند و بعضی افراد ساده اندیش یا عامل خود این نهاد ها و بنیادها به استناد مقرراتی که خود عوامل این نهادهای ظاهراً عمومی وضع کرده اند اظهارنظر می کنند که مثلاً واگذاری پنجاه و یک درصد سهام مخابرات به شرکت های ظاهراً تعاونی سپاه اشکالی ندارد که هم از اسم تعاونی سوء استفاده شده است و هم از کلمه خصوصی سازی و بعضی هم که فریادشان بلند شده فقط ناشی از تأسف از دست رفتن فرصت کسب تسلط و سود جویی است .
درعلوم اداری و اقتصاد هر نهاد ، شرکت یا موسسه ای را دولتی می دانند که بالاترین مقامات آن توسط مقامات حکومتی انتخاب و منصوب شوند ، بنابراین تمام نهاد ها ، بنیادها ، شرکت ها و موسسأت به اصطلاح تعاونی و خیریه زیرنظرمقامات حکومتی ، دولتی و یا شبه دولتی هستند و تسلط مقامات حکومتی بر آنها و بر دستگاه های اداری و دولتی در ذات با اقتصاد رقابتی و خصوصی مغایرت دارد یعنی امکانات و فرصت های خاص ناشی از قدرت حکومت را به آنها می دهد( چهل هزار میلیارد تومان پول بانک های دولتی را چه افراد و شرکت هایی خورده اند؟ )
اقتصاد رقابتی واقعی که سبب رشد، توسعه و ازدیاد تولید ، اشتغال و رفاه در بخش عظیمی از دنیا حتی در دهه اخیر در چین و هندوستان شده پنج رکن دارد: (1) آزادی اطلاعات ، تولید اطلاعات ، دسترسی به اطلاعات ، سرعت دسترسی و کم هزینه بودن اطلاعات (2) تساوی همه افراد علاقمند در بهره گیری از اطلاعات (3) تساوی افراد علاقمند در دسترسی به منابع مالی و امکانات ( بانک ها ، موسسأت مالی ، بازار ها ، صنایع ، مواد اولیه ، واردات ، صادرات) (4) قابل رقابت بودن کالا ها و یا خدمات ( نبودن انحصارات طبیعی ، امکانات سر مایه ای ، فنی ، تکنولوژیکی, مسائل امنیت ملی یا ملاحظات اجتماعی و رفاهی) و بالاخره (5) باز بودن اقتصاد و دسترسی به مواد ، کالا ها ، خدمات ، بازار در سطح جهانی و رقابتی که یک بررسی ساده نشان می دهد که در ایران هیچیک از این پنج شرط فراهم نیست و در این شرایط راه اندازی بهانه خصوصی سازی جز دامی برای انتقال ثروت های ملی و اموال عمومی به باند های مافیایی و ایجاد پایه های تسلط دراز مدت نهاد های حکومتی و بنیاد ها و افراد و خانواده های مسلط بر آنها برای جامعه نیست.

تهران – جبهه ملی ایران
28/10/88

Monday, 19 October 2009

نشریه جبهه ملی ایران -تهران - شماره 177

نشریه داخلی جبهه ملی ایران - چاپ تهران - شماره ۱۷۷ منتشر گردید.این شماره
شامل مطالب جالب و متنوع است. از جمله - مقاوت شرط پیروزی است ( سر مقاله)
بحثی در رابطه با شعارهای مردم در جنبش بعد از انتخابات و ما همه باهم هستیم.
منطق این محاکمات چیست ؟ - خرد پیشه ای توانا خرقه تهی کرد - استاد مهندس
علیقلی بیاتی- اصول عقاید و هدفهای جبهه ملی ایران و مطالب دیگر..
برای دریافت این نشریه از طریق ایمیل زیر درخواست نمائید.
amirmomtaz@yahoo.com

Monday, 5 October 2009

نامه خانواده دکتر ملکی

خانواده دکتر محمد ملکی: نشانه ها حکايت دارد که حال دکتر ملکی در زندان وخيم است
بعد از گذشت ۴۵ روز از بازداشت دکتر محمد ملکی و در حاليکه کماکان وی در سلول انفرادی نگهداری ميشود، اکنون نشانه ها حکايت از آن دارد که حال وی در زندان وخيم است و از اينرو خانواده را در بی‎اطلاعی مطلق گذاشته اند.
در ۱۴ روز گذشته دکتر ملکی هيچ تماسی با منزل نداشته است و امروز، دوشنبه، قرار بود که طبق نامه کتبی قاضی پرونده، خانواده با وی در زندان اوين ملاقات داشته باشد، اما در پی مراجعه خانواده اعلام شد بازجو اجازه ملاقات نميدهد و وی ممنوع الملاقات است. اين درحاليست که وکيل دکتر ملکی اطلاع يافته بود که ظاهرا بازجويی وی پايان يافته است. اين شواهد نشان دهنده اين است که همانطور که خانواده بارها در نامه به مسئولان هشدار داده بود، وضعيت سلامتی محمد ملکی وخيم است و احتمالا اتفاقی برای ايشان رخ داده که مقامات زندان از دادن هر نوع اطلاعی از وضعيت او خودداری ميکنند. دکتر ملکی در تنها ملاقاتی که حدود يکماه پيش در زندان با همسر و وکيلش داشته به شدت از مشکلات بيماری ابراز ناراحتی کرده و خواستار اقدام فوری جهت درمان بوده که عليرغم درخواستهای مکرر خانواده و وکلای وی، هيچ اقدامی توسط مقامات تاکنون صورت نگرفته است.خانواده دکتر ملکی به شدت نگران وضعيت سلامتی ايشان بوده و بار ديگر هشدار داده و اعلام ميکند که مقامات عالی نظام ظاهرا با شيوه نرم و تدريجی و با علم به بيماريهای تهديدکننده سلامتی محمد ملکی، قصد حذف فيزيکی ايشان را دارند و از اينرو مسئول هرگونه اتفاق ناگواری برای سلامتی وی خواهند بود.خانواده ملکی - دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸

نامه پیمان عارف

نامه پیمان عارف از زندان اوین

12 مهر 1388
کمیته گزارشگران حقوق بشر-
سی روزی هست که از پی 75 روز انفرادی به بند هشت اوین منتقل شده ام تا در هواخوری زندان چشمانم در آن دور دست ها به خوابگاه شهید بهشتی بیفتد و ذهن خاطره جویم به سالهای نه چندان دور باز گردد و راه دانشکده علوم سیاسی و اقتصادی وآنگاه دانشکده حقوق در پیش گیرد و شب زنده داری های خوابگاهی و بحث های بی پایان نظری –سیاسی در اتاق مجید به یاد آرد!
به یاد آوردنی که قطره اشکی از سر حسرت ودرد بر دیدگان می نشاند ولب به زمزمه آن شعر نیما می گشاید که گر چه میگویند میگریند در ساحل دور یا نزدیک سوگواران در میان سوگواران ! بگذریم.
حدیث تاریخ معاصر ایرانمان آکنده است از کودتاها و سرکوبها و استبدادهای صغیر و کبیر و آنگاه قربانی گرفتن های این کودتاها و زندان کردنها و بر سر دار نمودن کوشندگان راه آزادی و مخالفان سرکوبهای کودتایی.
یک ماه و چند روز پیش اما،عصر گاهی دل گرفته وخفه در گوشه انفرادی به گاه روز 2 مرداد از پی تماشای فیلمهایی از اعترافات و محکمه هایی که دادگاهشان مینامیدند(!) در لب تاپ آقای بازجو، در فکری عمیق و غصه ای ژرف و رنجی بی پایان از پرسش "آخر چرا و به کدامین گناه؟" فرو رفته بودم و دنبال جواب برای سوال آخر چرا میگشتم ،زمان زمانه کودتا بود و سالگرد کودتا نیز هم! به دنبال پاسخ ذهنم پر کشیده به سوی تمام سالهای محنت انگیز تاریخ تجددخواهی و آزادی خواهی ایرانیان در دو صده اخیر. قدم به تبریز سر افراز گذاشت و عباس میرزا را دید در دهه 1820 میلادی که جامه خویش دریده و جامه ژنرال گاردن فرانسوی به مشت گرفته، می پرسد ای اجنبی بگو به من که چه اتفاقی افتاده است، که دیگرشما فاتحان تاریخید و ما مغلوبان تاریخ! ذهن خسته سرکی دیگر میکشد و این بار راه محله امیر خیز در نخستین دهه قرن 20 در پیش میگیرد و از زبان احمد کسروی و شاید هم حاج اسماعیل امیر خیزی به یاد می آورد که "همه جا دراستبداد می سوخت و در میان این آتش تنها یک شهر مانده بود به نام تبریز ودر این شهر نیز یک محله باقی مانده بود به نام امیر خیز ودر این محله یک خانه باقی مانده بود به نام خانه ستار!"
سرکی دیگر در تاریخ کتابی از دوست ارجمندم رحیم رئیس نیا که حاوی برخی سر مقاله های سید جعفر پیشه وری است به نام" آخرین سنگر آزادی"به یاد می آورد. تا عنوان ارجمند کتابی که نشر شیرازه حدود 12 سال پیش منتشرش ساخت جرقه ای از امید در کعبه حزن واندوه ام بنشاند.
آری در میان تمامی کودتاها و استبدادها و کابینه های سیاه صد روزه و چهار ساله که هشت ساله شده، نیز جایی هست که از آن به "آخرین سنگر آزادی " می توان یاد کرد. جایی که روزی در امیر خیز تبریز رقم خورد و روزی در خیابان کاج تهران نزد خانه مصدق بزرگ و باری دیگر نیز در بهارستان .
دیگر این ذهن خسته نیست و امیدوارانه می پوید تاریخ و میجوید راه را. جرقه ای دیگر شمع کوچک امید را می افروزد و چراغی شعله ور میسازد .آخر این خاک سالهاست دیگر سنگری ثابت برای آزادی دارد به نام دانشگاه. سنگری که در فرو ریختن تمامی سنگرهای آزادی به سان آخرین سنگر آزادی می ایستد و استبداد و مستبدین در هم می شکند.
لبخند بر لبانم مینشیند وبه امید اول مهر با خیالی آرام و دلی قرص و امیدوار به خواب میروم.
وامروزبه زمان موعود رسیده ایم و در این چند روز دانشگاه نشان داده است دلگرمی شب 29 مردادم در آن گوشه انفرادی به هیچ روی عبث نبوده است.در این چند روز شنیده ام و در معدود روزنامه هایی که از در برقی اوین امکان ورود میابند خوانده ام که "دانشگاه زنده است هنوز"
یاران دبستانی ،همراهان عزیز، تاریخ و فرزندانمان مارا نخواهند بخشید اگر امروز در تیره ترین دقایق شب هنگام وطن آخرین سنگر آزادی را رها کنیم و ایران عزیز به مستبدین بسپاریم.
خود نیز خویش را نخواهیم بخشید اگر نتوانیم زنده بودن دانشگاه را برای آنانی که مرده اش میخواهند و گورستان ساختنش به رخ کشیم. امید من امروز از پشت دیوارهای بلند و سیم خواردار بر سر کرده اوین به شما و تنها به شماست. بایستید که سحر نزدیک است.
پیمان عارف
سالن 10 بند 8 زندان اوین