Friday, 30 July 2010

گروه رایزنی یرای اتحاد

ازآقای علی ضرابی

هم اکنون جمعی از هم میهنان ما دست در دست هم داده و درصدد یک حرکت ملی و میهنی وبشری برآمده اند. تا کنون سازمانها ودسته ها واحزاب گوناگونی با این نیت در خارج از کشور بر پا خواسته اند ولی با آنکه خواسته آنها انصافاً خواسته ملت ما بوده است و با اینکه هریک دراین راستا راهی را پیموده اند که صحیح هم بوده، ولی از آنجا که راه پرپیچ و خم بوده و یا دشواری های دیگر انها را خسته کرده و توفیقی که میباید نیافته اند. ولی مردم ما همیشه انتظار داشته اند که سرانجام گروهی پیدا شود که نه با شمشیرازغلاف کشیده و ادعاهای که امکان اجرا به همراه نداشته پیدا شود، تا با رایزنی و اتحاد بتواند با تکیه برملت ایران باری را که مدتی است به زمین افتاده برداشته و خواسته ملت ایران را به سامانی برساند.
ما امیدواریم گروه نوپا وبی ادعای رایزنی برای اتحاد، ملت ایران که معتقد به رایزنی مردم میباشد و خود برنامه از پیش ساخته ای را ارائه نمی کند وهمه خواسته های نجات مردم را به اتحاد آنها ربط می دهد. با رایزنی آنها که امکان راه یابی صحیح و درست را میشناسند و دارند. مشکل گشای این مهمترین بن بستی که مردم ما گرفتار آن هستند گردند.
من نیز تا حدودی از نزدیک با این گروه آشنایی دارم و تصورنمی کنم آنها که رایزنی را شعار خود قرار داده اند و هیچگاه نمی گویند چنین بکنید و چنان نکنید و فقط در پی مشاورین و راهیابهایی که بتوانند گره گشای معضل ما باشند در تکاپو هستند. این امیدواری پیدا شده تا آنجا که من متوجه شده ام آنان معتقد هستند که آنها که در آینده به این گروه می پیوندند رایزنان و برنامه ریزانی پیدا خواهند شد که کشتی نجات را به ساحل برساند. مطمئن هستم این بی ادعایی به ما چنین امیدی را هدیه خواهد داد. درود به ملت ایران و پیروزآنها که همه چیز را برای آبادانی کشورشان می خواهد.

Thursday, 29 July 2010

مصاحبه فرضی

علی ضرّابی
مصاحبه فرضی دوّم با آقای آحمدی نژاد

چندی قبل با آقای احمدی نژاد رئیس جمهور یک مصاحبه فرضی ترتیب داده شده بود که متن آن در خیلی از روزنامه های خارج از کشور منتشر شده، منجمله در مجله آفتاب و همین مجله اینترنتی و در آن مصاحبه با آقای احمدی نژاد قرار گذاشتیم که بقیه این مصاحبه را در آینده انجام دهیم و دیروز این قرار میمون اتقاق افتاد و اکنون که دیدار مجدد فرضی آقای رئیس جمهور دست داده جریان مصاحبه را که فرضاً دیروز انجام شده هم اکنون مطالعه می فرمائید.
جناب آقای احمدی نژاد با تشکر مجدد ازاینکه حاضر شدید مصاحبه کوتاهی با من داشته باشید متشکرم. احمدی نژاد – انشاالله که از مصاحبه قبلی راضی بودید و اما تم مصاحبه قبلی خیلی بد بود، راست بنشنید و دورغ بگوئید برای من خیلی راحت تر و جالب تر است موضوع قبلی یعنی کج بنشینیم و راست بگویم، اصلاً و واقعاً برای من سخت بود از کج نشستن کمرم درد گرفت. گفتم حالا بقیه همان مصاحبه را بگیریم و تمام کنیم و در آینده موضوع مورد علاقه شما همان راست نشستن و دروغ گفتن را انجام خواهیم داد. ایشان خندیدند بشوخی گفت خدایا تقصیر تواست که به من راست گفتن یاد ندادی در مدرسه هم مرتب از معلم برای دروغگویی کتک می خوردم. جهنم شروع کنید، جناب رئیس جمهور آیا درست است که ما صاحب دومین معادن نفت جهانیم! گفت دوست عزیز به خدا این جواب راست است بله بله ضمن اینکه شما راست بنشین و دروغ بگو را هر روز با دیگران انجام می دهید امّا اگر اینطورهست چرا این صاحبان عظیم ترین مخازن نفت جهان یعنی ایرانیان باید کوپن بنزین بگیرند و آنهم بنزین را به قیمت مردم آمریکای جهان خوار پرداخت کنند. احمدی نژاد راست میگویی واقعاً آمریکا جهان خوار است اسرائیل وانگلیس هم همینطور؟ گفتم جواب من گفت قبول دارم در مورد جهانخواری آمریکا واقعاً صحیح است. گفتم آقای رئیس جمهور این که جواب من نیست من می خواهم بدانم مردم ما که صاحب بزرگترین مخازن سوختی هستند چرا بنزین را با کوپن باید بخرند؟ جواب، موضوع کوپن مربوط به دولت من نیست، در زمان جنگ در حکومت همین آقای موسوی این بدعت گذاشته شده باید ایشان درمورد کوپنی شدن ارزاق در زمان جنگ با ایشان مصاحبه کنید. گفتم آقا شما که ما را کشتید من میخواهم بدانم چرا ما باید بنزین را گران بخریم. آقای احمدی نژاد همانطورکه بارها گفته ام ما بزودی یک کشور ابرقدرت خواهیم شد. همه این موضوعات در کوچک در ابر قدرت شدن خودبخود حل میشود. همانطور که در ابرقدرت های دیگر حل شده. درست می گویم یا بازهم می خواهید مرا به بیراهه بکشانید. سئوال دیگری را شروع کنید زیرا فکر می کنم خود شما هم پاسخ را قبول کردید.
سئوال دوم شما چیست؟ گفتم واقعاٌ جواب قانع کننده ای بود؟ در مورد گرانی چه می گوئید! احمدی نژاد چه گرانی کجای دنیا گوجه فرنگی به این قیمت پیدا مشود؟ مردم می گویند گوجه فرنگی در زمان حکومت آقای خاتمی به این قیمتها نبوده. گفتم آقا می گویند گوشت بیست ویک هزارتومان شده و یک افسر یا یک معلم و یا یک کارمند دولت با حقوق پانصدهزار تومان که چهارصدهزار تومان آنرا هم باید اجاره خانه بدهد چه باید بکنند؟
آقای احمدی نژاد- بله همینطور که شما گفتید این برای همه هست شما حتماً این مثل را شنیده اید که ظلم بالسویه یعنی عدل. شما خیال نکنید که من گوشت را کیلویی سه هزار تومان میخرم و شما بیست هزارتومان! این گرانی وقتی برای همه باشد بنا برمثلی که عرض شد عدل است. شما باز رفتید سرهمان چپ نشستن راست گفتن قرار ما و شما که این نبود به خدا دفعه دیگر با شما حاضر به مصاحبه نخواهم بود. مگر آدم منصفی از طرف شما بیاید. آقا شما حرمت رئیس جمهور را هم در نظر بگیرید من نمیدانم این راست گویی مگرچه حسنی دارد من هر روز با دهها تلویزیون و رادیو و مطبوعات ارزشمند مصاحبه می کنم، هیچ یک ازاین رسانه های خبر رسانی نمی گویند راست بگو فقط شما هستید که میچسبید راست بگو راست بگو، گور پدر راست من از راست هیچ خیری ندیده ام. از من ناراحت نشو بیا صورت ترا هم ببوسم. بگو ببینم ماشین سواری داری یا اگر میخواهی حواله یک پژو 405 برایت بدهم. نخند این یکی را واقعاً راست می گویم.
گفتم من با همین موتورسیکلت کارهایم را انجام میدهم. آقای احمدی نژاد میخواهی آخرین جواب را هم بدهم گفتم بفرمائید، گفت واقعاً که شماها آدم بشو نیستید دیگرهم برای مصاحبه مراجعه نکن. گفتم پس دیگر با من مصاحبه نمی کنید؟ چرا وقتی حواله پژو را گرفتی بیا با هم مصاحبه کنیم. می بخشید که مصاحبه تلویزیونی دارم دیگر وقتی برای شما نمانده. یا الله

گفتگو با کورش زعیم

گفتگوی سازمان حقوق بشر کردستان (شیرزاد) با کورش زعیم

27 خرداد 1389 (17 ژوئن 2010)

پرسش 1_همانگونه که اطلاع دارید یک ماه قبل 5 تن از زندانیان سیاسی که 4تن از آنان کرد بودند اعدام شدند .نظر شما راجع به این اعدام ها چیست؟

کورش زعیم: آن روز سیاه یکی از غم انگیزترین روزهای زندگی من بود که جلوی تلویزیون در حال مشاهده خبر نتوانستم جلوی اشگهای خود را بگیرم. فرزندان خود را می دیدم که دستم گرفته اند. در همان هفته، ما در جبهه ملی ایران بیانیه ای در محکوم کردن این اعدام ها صادر کردیم که با این فراز آغاز شده بود:
"پنج جوان برومند ایرانی دیگر فدای خشونت و بی قانونی شدند. در امروز ایران، شاهد اعدام هایی هستیم که نه از سر تامین امنیت برای مردم و کشور، بلکه برای ایجاد خفقان و ترس در دل مردم صورت می گیرد. این در حالی است که میدانیم خشونت بازدارنده خشونت متقابل نخواهد بود که آن را تشدید خواهد کرد."
من به این دیدگاه اعتقاد دارم. ولی در هر حال، ما بطور بنیادین با مجازات اعدام مخالف هستیم و بر این باور هستیم که اعدام خشن ترین گونه انتقام جویی است که شایسته آدمیان نیست. ما در جبهه ملی هم بارها در مخالفت با مجازات اعدام بیانیه داده ایم و به این "جرم" هم محرومیت و زندان کشیده ایم. مجازاتهایی که در آن انسان خود را در جای خداوند قرار می دهد و آنچه را او داده از انسان می گیرد، مجازاتهای "ایرانی" نیست. من حتا پیشنهادی برای لغو مجازات زندان زیر عنوان "زندان سازندگی" داده ام، زیرا زندانی کردن انسانها هم یک منش ایرانی نیست. ما باید در مقام حل مسئل شهروندان باشیم نه کینه توزی و تنبیه آنان.
2_به نظر شما این اعدامها چه پیامدهایی را میتواند به دنبال داشته باشد؟

کورش زعیم: من پیامد این خشونت علیه هم میهنان، بویژه اعدام های سیاسی علیه هم میهنان کرد و بلوچ و اقلیت های مذهبی، را بسیار خطرناک می بینم. خشونت مردم را از عقاید خود منصرف نمی کند، بلکه آنان را پر از خشم و کینه می کند، اختلافات تبدیل به دشمنی می شوند و عقاید خفه شده به زیر زمین برده می شوند، مذاکره و بردباری و سازش به کنار گذارده می شود و ابراز نارضایتی ها بصورت خشونت متقابل تجلی می کند. من باور دارم اکنون هم که بخشی از هم میهنان زیر ستم ما که نارضایتی و خشم خود را با آتش ابراز می کنند و به تجزیه طلب متهم شده اند، فقط حقوق شهروندی خود را مطالبه می کنند. من آینده ادامه روشهای ابلهانه جاری نسبت به هم میهنان مرزنشین و غیر شیعی مذهب را تاریک و خطرآفرین می بینم.
3_بعدازاین اعدامها بود که ما درشهرهای کردنشین شاهد یک اعتصاب عمومی بودیم. ایده ی شما در رابطه با این اعتصاب و اعتراض های اینگونه چه میباشد؟

کورش زعیم: من هم اگر فرزندان یا همشهریانم قربانی چنین خشونت توجیه ناپذیری می شدند، دستکم همین کار را می کردم. من هم میهنان کرد خود را می ستایم که در برابر چنین مصیبت جانگدازی اینگونه خویشتن داری کردند و فقط به اعتصاب همگانی و سوگواری آرام که حق مسلم آنان است بسنده کردند. من به این فرهنگ زیبای ایرانی که در شهرهای کرد نشین به نمایش گذاشته شد کرنش می کنم. ولی به مسئولان هشدار می دهم که فریاد بلند این سکوت را بشنوند.

4_به عنوان یک فعال سیاسی و معتقد به دموکراسی، نظرتان را راجع به خقوق شهروندی وحقوق سیاسی کردها بیان میکنید؟

کورش زعیم: من حقوق هم میهنان کرد را از حقوق بقیه مردم ایران جدا نمی کنم. همه ما درهر کجای ایران که ساکن باشیم و هر باور و مذهبی که داشته باشیم، دارای حقوق شهروئدی برابر هستیم. در عین حال، نمی توانم انکار کنم که به هم میهنان کرد و بلوچ ستم مضاعف وارد می آید و از مهمترین حقوق شهروندی خود محروم هستند. این حقوق حق نیایش آزاد، حق بهره وری از همه امکانات مالی و رفاهی و عمرانی کشور و مشارکت کامل و برابر در همه شئون اداره کشور است. هیچ کس حق ندارد هیچ شهروندی را از حق انتخاب شدن یا انتصاب شدن به هیچ درجه و مقامی در کشور محروم نماید.

5_هم اکنون تعداد 17نفر در کردستان زیر حکم اعدام و بازهستند. بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی که با حکم های سنگین محکوم شده اند. نظرتان راجع به این احکام که در شهرهای دیگر به این صورت شدید برخورد نمی شود چیست؟

کورش زعیم: من همه این احکام را باطل و غیر قانونی می دانم. ابراز عقیده به هر شکل و فرم و انتقاد و نارضایتی جرم نیست، حق است. اگر کسی خلاف قانون عملی انجام داده است باید در دادگاه علنی با حضور وکیل مدافع و هیئت منصفه محاکمه شود. آنان که خلاف این قانون عمل می کنند خود مجرم هستند و باید محاکمه شوند. ما خواهان لغو همه احکام اعدام و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم.

6_چه درخواستی از مسولان حکومتی و نهادهای حقوق بشری برای بهبود وضعیت کنونی در کردستان دارید؟

کورش زعیم: من می خواهم توجه شما را فرازی از یکی از بیانیه های متعدد جبهه ملی ایران در پشتیبانی از هم میهنان کرد صادر شده است جلب نمایم:
"جبهه ملی ایران ضمن پشتیبانی از همه فعالیتهای مدنی در چارچوب تمامیت ارضی ایران و یکپارچگی ملی، حمایت قاطع خود را از همه زندانیان عقیده، بویژه زندانیان کرد که در اعتصاب خوراک بسر می برند اعلام میدارد و به حاکمان جمهوری اسلامی هشدار میدهد که اگر دست از این گونه برخورد ها و سیاستهای سرکوبگرانه و خشن بر ندارند، با توجه به پویایی و شتاب گرفتن جنبش های مدنی و مردمی ایران، روزهای دشواری را در پیش رو خواهند داشت."
ما بارها از حاکمیت جمهوری اسلامی خواسته ایم، و اکنون هم تکرار می کنم، که در درجه اول، باید کلیه محدودیت هایی که بر هم میهنان کرد اجرا می شود کنار گذاشته شود. دولت باید استان کردستان را، و نیز دیگر استانهای عقب نگهداشته شده را، با توجهی ویژه، در الویت سرمایه گذاری عمرانی و صنعتی قرار دهد تا با کاهش بیکاری و شغلهای کاذب، سطح رفاه همگانی بالا برود. دوم اینکه، مردم باید بتوانند نمایندگان خود را با رای آزاد و بی توجه به مسائل مذهبی برای همه سمت های انتخابی برگزینند. کردان هزاران سال است که ستون فقرات ایران زمین بوده اند و بخش عمده ای از عظمت تاریخ و فرهنگ ایران زمین مدیون فرهنگ دوران ماد است که کردان از بازماندگان بارز آن هستند. ما به هم میهنان کرد خود مدیون هستیم. من روزی را آرزو دارم که هیچکس بخاطر مذهب خود و یا منطقه سکونت خود از مشارکت در اداره کشور محروم نشود و هم میهنان کرد و بلوچ و عرب و ترکمن خود را در مقامات بسیار بالای کشوری و لشگری مشاهده کنم.

7_آینده ی کردستان را با وضعیت کنونی چگونه پیش بینی میکنید؟

کورش زعیم: من از آنجا که دوام سیستم حکومتی کنونی کشور را بسیار کوتاه می بینم، این امید در من به وجود آمده که بزودی خواهیم توانست به شکایت های هم میهنان کرد خود رسیدگی کنیم و همه نگرانی های آنان را برطرف نماییم و از آنان برای اداره یک ایران آزاد و پیشرو و مردم سالار یاری و همکاری بگیریم. ایران بدون شهروندان کرد ایران نیست و هرکجا که کرد هست آنجا ایران است. من همه کردانی را هم به علت شیطنت برخی قدرتهای بیگانه از میهن بدور افتاده اند نیز ایرانی می دانم. من شک ندارم که حتا گروههای ناراضی کرد که دست به سلاح برده اند و خشم خود را با رویارویی مسلحانه نشان می دهند، به آغوش میهن باز خواهند گشت و در اداره ایران آینده همدوش ما خواهند شد، زیرا هیچ هم میهن کرد نیست که یک وجب خاک مقدس ایران را با تمامی یک کشور بیگانه عوض کند.

8_چه راهکاری را برای مردم کردستان برای رسیدن به حقوق شهروندی و سیاسی پیشنهاد میکنید
کورش زعیم: کمی بیشتر بردباری نشان دهند که آینده بزودی متفاوت خواهد بود. با ما در جبهه ملی ایران همراه شوند و پیام رهایی میهن را با همبستگی، شعار حاکمیت ملی، رفع همه گونه تبعیض، مردم سالاری و مبارزه مسالمت آمیز و بردبارانه بگسترانند. من پرتو پگاه را از پشت کوه مشاهده می کنم.
9_ همانگونه که مطلع هستید آقای محمد صدیق کبودوند از بنیانگذاران سازمان حقوق بشر کردستان به 11 سال حبس محکوم شده اند که طبق حکم دادگاه 10سال از این حبس به دلیل تشکیل و اداره سازمان حقوق بشر کردستان می باشد. نظر شما در رابطه با چنین برخورد شدیدی با یک فعال حقوق بشر چه میباشد؟
کورش زعیم: من چنین برخوردی را بسیار ناعادلانه و غیرانسانی می شمارم و اینکه هیچ توجیهی برای این خشونت وجود ندارد. من توجه شما را به سخنرانی خود در دیدار از خانواده آقای کبودوند و در اعتراض به حکم 11 سال زندان برای او جلب می کنم. من در آنجا گفتم: "کبودوندها را که با فعالیتهای حقوق بشری خود، مردم ستمدیده، محروم و مستاصل کردستان را به آینده امیدوار می کنند، و نیز به اینکه حتا در نظامی مانند جمهوری اسلامی امکان بهبود وجود دارد؛ به جای یازده مدال افتخار، یازده سال زندان می دهند."
10_آیا پیامی برای خانواده آقای کبودوندو دیگر زندانیان سیاسی کرد دارید؟
کورش زعیم: پیام من همانست که دو سال پیش دادم. همه زندانیان سیاسی، حقوق بشری و زندانیان وجدان باید بی درنگ آزاد شوند. اگر این کار در زمان جمهوری اسلامی رخ دهد، مسئولان باید از همه آنان و همه خانواده هایشان دلجویی و در نهایت از همه ملت ایران پوزش خواهی کنند. ولی من تصور نمی کنم که این آقایان هوشمندی لازم را برای کار عاقلانه و توان دیدن چشم اندازی دورتر از نوک دماغشان را داشته باشند.
http://kouroshzaim.mihanblog.com
http://kzaim.blogfa.com

نیروهای متخصص نفتی در حال ترک ایران

سایت کلمه: یک عضو کمیسیون انرژی مجلس گفت : ۱۰۰ سال نفت تولید می کنیم اما هنوز واردکننده بنزین هستیم .
به گزارش روزنامه مردم سالاری ، سیروس سازدار گفت: ما در اکثر میادین نفتی مشترک هستیم و اگر نتوانیم از مخازن مشترک برداشت کنیم این مخازن برای نسل آینده باقی نمی ماند زیرا از طرف همسایگان برداشت می شود و متاسفانه ما اهمیت این را متوجه نشده ایم یا شاید هم علت های پشت پرده دیگری وجود دارد که از وجود آنها بی خبریم.
وی افزود:اگر امروز ۴۰ میلیارد دلار در نفت وگاز سرمایه گذاری کنیم، می توانیم ۶۰ میلیارد دلار در سال برداشت کنیم ولی متاسفانه می بینیم که ۱۰۰ سال تولید نفت داریم اما از نظر تجهیزاتی هنوز به خارج وابسته ایم که امروزه نیز به این صورت است.

این نماینده مجلس افزود:در حوزه نفت وگاز دو چیز ما را تهدید می کند. اول غافل کردن برنامه ریزان که ما را در مسیری بیندازند که نتوانیم در صنعت وتکنولوژی قدم بگذاریم و دوم از بابت فرار مغزها و تخلیه کارشناسان ما در حوزه نفت است که همیشه باید به این دو مورد توجه کرد.
وی ادامه داد: در خصوص سرمایه گذاری که آقایان موفق نشدند و روابط ما با دنیا طوری شده که نمی توانیم از سرمایه گذار خارجی استفاده کنیم و نیروی انسانی متخصص نیز که به شدت در حال ترک کشور هستند.
• از سوی دیگر امروز ما وارد کننده گاز هستیم چرا ترکمنستان باید صادر کننده گاز باشد و ایران گاز وارد کند؟ با این قراردادهایی که در حوزه گاز بسته شده، همان بلا یی سر ما میآید که در حوزه نفت بر سرما آمد و امروز می بینید که نتیجه ۱۰۰ سال تولید نفت، ناتوانی در تامین مصرف بنزین و نفت کشور است.

Wednesday, 28 July 2010

از خبر نامه بنیاد عبدالرحمن برومند

به مناسبت بیست و دوّمین سالگرد
صدور فتوای کشتار زندانیان سیاسی در ایران

بیست و دو سال پیش، در ششم مرداد ماه ١٣٦٧ ، آیت الله روح الله خمینی فتوای قتل هزاران زندانی سیاسی را صادر کرد : "كسانی كه در زندان‌های سراسر كشور بر سرموضع نفاق خود پافشاری كرده و می ‎كنند محارب و محكوم به اعدام می ‎باشند." این حکم به بهانۀ حملۀ "ارتش آزادی بخش ایران" وابسته به سازمان مجاهدین خلق که از خاک عراق به ایران وارد شده بود (دوم مرداد ماه ١٣٦٧) صادر شد. در پی صدور این فتوا ناگهان ارتباط زندان هایی که از مخالفان دولت لبریز شده بودند با دنیای خارج بریده شد. حق ورود به این زندان ها در انحصار یک هیئت بازپرسی قرار گرفت، یک قاضی شرع، دادستان انقلاب و یک افسر عالیرتبۀ اطلاعاتی اعضای این هیئت بودند.
هیئت بازجویان تنها یک پرسش از زنان و مردان جوانی داشت - که بیشترشان در اوایل دهۀ١٣٦٠، فقط به اتهام شرکت در تظاهرات خیابانی یا اجتماعات سیاسی، و یا داشتن نوشته‌های "سیاسی" بازداشت و به زندان محکوم شده بودند. زندانیان نمی‌دانستند که مرگ یا زندگی‌شان بسته به پاسخی است که به پرسش بازجویان می‌دهند. چشم زندانیانی را که بر عقاید سیاسی و مذهبی خود پافشاری می کردند می بستند و گروه گروه به سمت چوبه های دار می فرستادند و سپس پنهانی اجساد آنان را در گورهای جمعی دفن می کردند.

رهبران جمهوری اسلامی، امّا، به کشتار اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق اکتفا نکردند. این کشتارها، پس از وقفۀ کوتاهی، در ایام عزاداری ماه محرم، از سر گرفته شد. این بار هیئت مرگ (نامی که زندانیان به هیئت بازجویان داده بودند) به احضار اعضای سایر سازمان های چپگرا پرداخت که از نظر این هیئت، عقاید و آرایشان با ایده‌ئولوژی نظام اسلامی سازگاری نداشت. بسیاری از زندانیان چپ گرا نیز تنها به جرم باورهای مذهبی شان، یا به گفتۀ دیگر، عدم اعتقاد به دین، اعدام شدند.
از پاییز سال ٦٧، مدت‌ها پس از این کشتار، مقامات امنیتی به خانواده‌های زندانیان که تشنۀ شنیدن خبری از عزیزان خود بودند، همراه با خبر اعدام کیسه ای از وسایل متعلق به عزیزانشان را تحویل می دادند. ولّی هیچ اطلاعی از محل خاکسپاری آنان داده نمی شد. آنان حتی از حق برگزاری مراسم سوگواری نیز محروم شدند.
این کشتار هولناک مخفیانه انجام شد و مقامات جمهوری اسلامی هرگز رسماً مسئولیت آن را به عهده نگرفتند.
بیست سال پس از کشتار زندانیان، دولت جمهوری اسلامی برای حذف کامل آثار جرم اقدام به انهدام گورهای جمعی نمود و در ٢٠ و ٢٧ دیماه ١٣٨٧ بولدوزرهای دولتی در گورستان خاوران به تخریب قبرهایی پرداختند که خانواده های قربانیان بر اساس حدس و گمان برای عزیزان خود ساخته بودند. تخریب گورهای جمعی اگر چناچه ادامه پیدا کند، از سویی بازماندگان قربانیان را برای همیشه از بازشناسی اجساد عزیزانشان و تدفین آنها، که حق مسلم خانواده است، محروم خواهد کرد، و از سوی دیگر، جامعه را از کشف حقیقت و شناخت ابعاد این جنایت دولتی باز خواهد داشت.

بنیاد عبدالرحمن برومند، که هدف و وظیفۀ اصلی اش حفظ خاطرۀ قربانیان، اعادۀ حیثیت از آن ها و دفاع از حقوق بازماندگانشان است، البته از بدو تشکیل و تا آنجا که میسر بوده، سرگذشت قربانیان کشتار ٦٧ را در امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر، مستند نموده و این کار را پیوسته ادامه داده است. امّا با تخریب گورستان ها این کوشش دیگر به تنهایی بسنده نبود و لازم بود که حرکتی در مقابل سیاست سرپوش گذاشتن بر این کشتار و به فراموشی سپردن آن که توسط رژیم جمهوری اسلامی به جامعه تحمیل می شود انجام گیرد.

با آگاهی از اینکه به مرور زمان، نسلی که شاهد و قربانی این کشتار بوده دیگر نخواهد بود که گواهی دهد، بنیاد برآن شد که از قاضی جفری رابرتسون، یکی از حقوقدانان برجسته و کارشناس عالیرتبه جنایت علیه بشریت بخواهد تا از منظر حقوق بین الملل این جنایت فجیع را تعریف کرده و راه های موجود برای دادخواهی را پیش پای قربانیان و خانواده‌های آنان بگذارد. برای تسریع کار تحقیق، همۀ نیروی تحقیقی و آرشیوهای بنیاد در اختیار آقای رابرتسون قرار گرفت، و اسناد و مدارک مورد نیاز وی به دو زبان انگلیسی و فارسی آماده و در دسترس وی قرار گرفت. بنیاد همچنین تماس گواهان را با قاضی رابرتسون تسهیل نمود. پس از تکمیل تحقیقات و شنود اظهارات گواهان، قاضی رابرتسون نظر خود را در یک گزارش ١٤٥ صفحه ای ارائه داد و مسئولان وقت را متهم به ارتکاب جنایت علیه بشریت و نسل کشی نمود و سازمان ملل را دعوت به پیگرد قضایی مسئولان این جنایت کرد.

تدوین این گزارش را مدیون شجاعت و پیگیری خستگی ناپذیر زندانیان سیاسی هستیم که، چون منیره برادران، ایرج مصداقی و دیگر گواهان این فاجعه، با بزرگمنشی و از خود گذشتگی، رنج بازگشت به خاطره ها را در راه عدالت و به یاد یاران از دست رفته به جان خریدند. گزارش قاضی رابرتسون در دست ترجمه است و همراه با مجموعۀ اظهارت گواهان و مقامات مسئول در دو جلد به دو زبان انگلیسی و فارسی در چند ماه آینده منتشر و در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.
نسخۀ الکترونیکی و انگلیسی این گزارش، به مناسبت سالروز سرکوب تظاهرات مردمی علیه نتایج انتخابات، منتشر شد. انتخاب این تاریخ به مثابه هشداری بود به مسئولان رژیم اسلامی که از سرکوب تظاهرات و اعمال خشونت خودداری کنند و به یاد داشته باشند که جنایت علیه بشریت شامل مرور زمان نمی‌شود و پیامدهای اعمال امروز، فردا گریبانگیرشان خواهد شد. امّا از آنجا که تنی چند از شخصیت های اصلاح طلب امروز، چون آقای موسوی، در زمان کشتار ٦٧ صاحب منصب بوده و طبعاً باید در مورد کشتار ٦٧ توضیح بدهند، انتشار این گزارش بحث مهم "انتخاب بین مصلحت و حقیقت" را درحوزۀ عمومی دامن زد. و بعضی در مورد تاریخ انتشار این گزارش به بنیاد خرده گرفتند و حتی بنیاد را متهم به غرض ورزی سیاسی کردند.

اینکه انتشار این گزارش فارغ از موضوع اصلی آن، یعنی جنایت یک دولت علیه بشریت، بحث مهم "انتخاب بین مصلحت و حقیقت" را در میان هواداران دموکراسی در ایران دامن زده، خود نتیجۀ مثبتی است. مسئولان بنیاد به دقّت این بحث را دنبال کرده و متوجه شدند که اکثریت کسانی که در این باره نظر داده اند، از محتوای گزارش اطلاعی ندارند و آن را نخوانده اند. برای روشن کردن اذهان و به امید تشویق عموم به ادامۀ این بحث، بنیاد برومند سالگرد صدور فتوای کشتار ٦٧ را وقت مناسبی برای انتشار ترجمۀ فارسی فشردۀ گزارش قاضی رابرتسون دانسته و به این مناسبت، با ادای احترام به یاد قربانیان این جنایت فجیع، متن مذکور را، در ضمیمۀ این خبرنامه، در اختیار عموم قرار می دهد.

بنیاد عبدالرحمن برومند در پیروی از این اصل تشکیل شده است که حقیقت بزرگترین مصلحت در سیاست است و تفکیک حقیقت از مصلحت در مقاطع مهم تاریخ سیاسی جهان و تاریخ سیاسی ایران حاصلی جز پیروزی شرّ بر حق نداشته است. و همین امروز که دوستانی برای دفاع از حقوق قربانیان کشتار ٦٧ به بنیاد خرده می گیرند، افراد دیگری آقایان موسوی و کروبی را آماج حمله های خود قرار می دهند که چرا با زیر پا گذاشتن مصلحت، حقایق را در بارۀ کشتار و شکنجه در بازداشتگاه کهریزک بر ملا کرده اند. و همین امروز به نام مصلحت است که دادگاه های فرمایشی برای قربانیان کهریزک، مسئولیت آمران این جنایات را لوث کرده و تنها چند مأمور دون پایه را پشت درهای بسته و در خفا به پاسخگویی می خوانند.

باشد که گشایش این بحث، زمینه ساز پیروزی اصل حقیقت بر مصلحت در فرهنگ اخلاقی و سیاسی کشورمان گردد.

بنیاد عبدالرحمن برومند
واشنگتن
ششم مرداد ماه ١٣٨٩

گزارش از زندان رجائی شهر کرج

مرداد 1389

خبرگزاری هرانا - دکتر سعيد ماسوری زندانی سياسی محکوم به حبس ابد که هم اکنون در زندان رجايی شهر کرج بسر می برد گزارشی از زندان رجايی شهر تهيه تموده است .

متن اين گزارش که در اختيار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زير است:

اگر چه ممکن است در خارج از زندان زندگی‌ به ظاهر در جريان باشد ولی‌ قطعاً در همين کرج کسی‌ نمی‌تواند باور کند که چند متر آنطرفتر يعنی‌ پشت ديوار زندانی که از کنار آن عبور می‌کند چه جهنّم و فاجعه انسانی‌ در حال وقوع است،همانطور که خيلی‌ها در اطراف اردوگاههای داخو و آشويتس هم در حال زندگی‌ بودند و شايد به درستی‌ نمی‌‌دانستند درداخل آن چه می‌گذرد.

ميخواهم تنها در يک پلان شمايی از زندان رجائی شهر که نزد اهالی کرج بسيار بزرگ مينمايد ولی‌ در واقع به دليل ازدحام جمعيت بسيار کوچک است را به تصوير بکشم . اينجا گويی که دنيايی ديگر است ،چيزی شبيه جهنّم در فيلمهای تخيلی‌،آکنده از آتش و دود و چهرههای سياه سوخته و ژوليده ، بدنهأی لخت و عرق کرده و سراسر قرمز و آبله ای‌ بر اثر زخم نيش شپش ، شلوار هايی با لنگ پاره شده آن که به عنوان کمربند استفاده شده ، پاهای برهنه و کثيف لباسهای پشت و رو پوشيده شده به خاطر شپش، دمپايی های پاره و لنگه به لنگه، هوای کثيف و آلوده، بوی زباله‌های متعفن شده، گنداب توالت های سر ريز شده، استفراغ‌های خشک ناشی‌ از مسموميت‌ها ،خلتهای سينه عفونی‌ شده که همهٔ محوطه را فراگرفته،بوی عرق بدن هايی که در اين فضای بسته و گرم و آلوده به ندرت امکان حمام کردن می‌‌يابند...همه و همه با بوی زخم ادرار افرادی که نميتوانند خود را کنترل کنند به اوج می‌‌رسد و اين همه با فرياد و همهمهٔ سرسام آور زندانيانی که با بطری‌های پلاستيکی سياه شده به عنوان ليوان چای در صفهای انبوه،دو صف ايستاده و يا پشت سر هم در صفهای چند رديفه و فشرده در نوبت توالت و حمام و غيره صف کشيده‌اند ، رخ ميدهد .

چهره‌های تکيده شده ناشی‌ از سو تغذيه ولی‌ پنهان در پشت انبوه ريش و موهای ژوليده ، سرفه‌های دلخراش ناشی‌ از مشکلات ريوی به خاطر فضای بسته آلوده، بدنهای غير متعارف که کودکان قحطی زده آفريقا را تداعی می‌‌کند ، انبوه زندانيان ولو شده در وسط راهروها که يا به خوابی‌ مرگ مانند فرو رفته اند و يا به شکل گرما زده شده وا رفته و با چشمانی بی‌ روح به نقطه ايی از ديوار و سقف خيره مانده و يا چمباتمه به ديوار تکيه داده، لخت شده، شپشها را در درز لباس‌هايشان می‌‌جويند که در حين عبور انبوه نفرات به آنها ميخورند ، تقريبا عادت کرده اند.

انبوهی ديگر که تنها به خاطر اينکه امکان قدم زدن در اين ازدحام را نمی‌‌يابند تنها و يا دو نفره ايستاده ديگران را تماشا ميکنند و يا با بخيه‌های روی مچ و يا گردنشان که ناشی‌ از خود زنی‌ است بازی ميکنند و عموما هم تکه پارچه يا حوله ای‌ در دست دارند که هم برای خشک کردن عرق سر و صورت هر چند دقيقه به سرو صورت می‌‌کشند و هم به عنوان ماسکی جلوی دماغ و دهنشان می‌‌گيرند تا بوی گند و آلودگی هوا را به ميزانی‌ کنترل و تحمل کنند و با همه اينها در هياهوی کر کننده بلندگو و يا فريادها يی‌ با فحش‌های رکيک ديگران را به سکوت و رعايت نوبت توالت و حمام و غيره دعوت می‌کند همراه است واين همه را وقتی‌ ميتوانيم بفهميم که بدانيم در جائی‌ که حد اکثر ۹۰ نفر گنجايش استاندارد آن است ، ۱۱۰۰ نفر محبوس است، برای هر ۲۵۰ نفر ۱ حمام ، هر ۵۰۰ نفر يک شير صابون يا مايع دستشويی هر ۱۷۰ نفر يک توالت ( آن هم اغلب پر و سر ريز کرده است) هر ۵ نفر يک متر مربع جا(به همين خاطر از فضای راهرو و راه پله‌ها هم استفاده ميشود) و هر ۵ يا ۶ نفر روی ۱ پتو می‌خوابند و مجبورند از ۷ صبح تا ۷ شب هم بيرون از سلولها و در محوطه هواخوری و جلوی آفتاب باشند چون در سلولها و زير سقف مطلقاً جا نمی‌‌شوند، حتی در محوطه هواخوری هم به ندرت جائی‌ برای ايستادن گير می‌‌آيد و وقتی‌ غذا برای خيلی‌ها تنها روی تکه ايی روزنامه ريخته ميشود به جز داخل هواخوری جائی‌ برای نشستن و خوردن آن نمی‌‌يابند و اين اوضاع حتی زندانبانان را هم به سطوح آورده چون حتی امکان شمارش و آمارگيری را هم در اين ازدحام جمعيت نمی‌‌يابند و خود نيز در معرض انواع بيماريهايند...

و عجب اينکه تلويزيون از بوق سگ‌ تا پاسی از شب از کرامت انسانی‌، جايگاه انسان و حتی مديريت جهانی‌ صحبت می‌کند ولی‌ از اين اوضاع سخنی به ميان نمی ايد چرا که صحبت از بهداشت و حمام و توالت با امنيت ملی‌ گره خورده و طرح آن جرمی‌ در رديف اقدام عليه امنيت و نشر اکاذيب است و اگر کسی‌ هم مثل رضا جوشن جوان ۲۲ ساله ايی که در وقايع انتخابات دستگير شد به اين وضع اعتراض و آنرا بيان کند بلافاصله به سلول انفرادی منتقل می‌‌شود، البته من هم انتظاری غير از اين ندارم ولی‌ اوضاع رجائی شهر ( و البته بقيه زندانها) بسيار اسفناکتر از آن است که سلول انفرادی راه حل آن باشد و بيخود نيست که برای زندانيان در ايران گوانتانامو و ابو غريب رويايی است دست نيافتنی و اميد اعدام شدن راه خلاصی سهل الوصول تر و بسيار متداول تر است و دست يافتنی تر...

سعيد ماسوری

ازار و شکنجه ها روانی در زندانهی جمهوری اسلامی

چهارشنبه 6 مرداد 1389

بهمن احمدی امويی از سه روز پيش در اعتصاب غذا به سر می برد، کلمه
براساس گزارش های رسيده ،در پی اعتصاب غذای بهمن احمدی امويی ،شش نفر از زندانيانی که به سلول انفرادی منتقل شده اند ، از جمله عبدالله مومنی از ديروز دست به اعتصاب غذا زده اند.
کلمه :بهمن احمدی امويی ،روزنامه نگار از سه روز پيش در اعتصاب غذا به سر می برد و شرايط جسمانی وی نامناسب گزارش شده است.

به گزارش خبرنگار کلمه به نقل از خانواده بهمن احمدی امويی ،وی ظهردوشنبه گذشته در پی اعتراض به برخورد نامناسب ماموران و مسوولان بند۳۵۰ و همچنين لغو ملاقاتش با همسرش به سلول انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شد.در همان روز کيوان صميمی ،روزنامه نگار نيز به سلول انفرادی بند ۲۴۰ اوين منتقل شده است.

با ادامه اعتراض زندانيان بند ۳۵۰ بيش از پانزده نفر از زندانيان اين بند به سلول های انفرادی ۲۴۰ منتقل شده اند که به جز کيوان صميمی ،عبدالله مومنی و بهمن احمدی امويی از اسامی ساير افراد اطلاعی دردست نيست .

براساس گزارش های رسيده ،در پی اعتصاب غذای بهمن احمدی امويی ،شش نفر از زندانيانی که به سلول انفرادی منتقل شده اند ، از جمله عبدالله مومنی از ديروز دست به اعتصاب غذا زده اند.
پانزده زندانی سياسی منتقل شده به انفرادی های ۲۴۰اعلام کرده اند در صورتی که به خواسته هايشان رسيدگی نشود و همگی به بندعمومی بازگردانده نشوند ،همگی دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

تمامی تلفن های بند ۳۵۰ زندان اوين از يک روز قبل از ميلاد حضرت مهدی ( عج ) قطع شده است.



جبهه ملی ایران در خارج از کشور این وضعیت بسیار غم انگیز زندانیان
سیاسی در ایران را شدیدا محکوم میکند و خواستار ازادی هر چه زودتر
انان است .در حقیقت زندانیان در زندانهای جمهوری اسلامی دائما زیر
فشار و شکنجه قرار دارند و داستان زندانیان در زندانهای المان نازی
هم اکنون در ایران تکرار میشود

Tuesday, 27 July 2010

بیانیه رایزنی برای اتحاد

پیش سخن

به امید ایرانی آزاد، دمکراتیک و سربلند، تحت نام گروه رایزنان، نه راهبران، بر بستر سیاسی معین در پی بهم پیوستگی هستیم با همهء آزاداندیشان که شرط رهائی ایران را هم پیمانی در گستره ای ملّی و دمکراسی برای ایران برمی شمارند. با هم همراه شویم تا با هم اندیشی با یکدیگر طرح منشور رهائی را تدوّین کنیم.

ایران یاران!شخصیّت های سیاسی و فرهنگی آزادیخواه!

سه دهه انتخابات غیردمکراتیک در جمهوری اسلامی، و بویژه انتخابات اخیر ریاست جمهوری در 22 خرداد ماه 88 ، اعتراضات گسترده میلیون ها ایرانی عدالتخواه در سراسر ایران و جهان را موجب شد. سرکوب خونین و وحشیانه این اعتراضات قانونی و مسالمت آمیز، خشم و انزجار جهانیان علیه جمهوری اسلامی را برانگیخت.
با وجود حکومت دینی، دموکراسی پایدار و واقعی که با رأی مستقیم مردم و وجود احزاب سیاسی گوناگون معنی می یابد غیر ممکن است. دموکراسی پایدار تنها با مشارکت مستقیم مردم از طریق مبارزاتِ آزادِ مدنی و هدفمند که نهایتا ً به نتایجی بسیارمهّم از جمله همبستگی دموکراتیک مردم، حکومتی غیر دینی و غیر متمرکز با احترام به حقوق دگراندیشان متحقق میگردد.
بدین سبب ما اعتقاد عمیق داریم که حکومت جمهوری اسلامی، نافی ارزش های ملّی و خواست های انسانی همهء اقوام و آحاد مردم ایران است. و باور داریم تنها می توان با اتکاء به حقوق و آزادیهای مندرج در منشورجهانی حقوق بشر به استقرار حکومتی دمکراتیک و سکولار دست یافت. از این رو، اتّحاد برای برگزاری انتخابات آزاد و دمکراتیک (زیر نظر سازمانهای مستقل ملّی و بین المللی) برای تعیین محتوی نظام سیاسی آینده ایران را اولین گام جهت رسیدن به ایرانی آزاد، دموکراتیک و سکولار میدانیم. برگزاری انتخابات آزاد بدون حذف هیچ نیروی سیاسی، موجب گستردگی هر چه بیشتر فضای دمکراتیک و نهادینه شدن بنیادهای دموکراسی در ایران خواهد شد. بی شک در یک چنین شرایط باز و آزاد سیاسی تمامی باورهای مردمی، احزاب و گروه های سیاسی شکوفا میگردند تا آگاهانه نوع نظام سیاسی ایران را برگزینند.

حال در این شرایط حسّاس و سرنوشت ساز، ما بعنوان رایزنان و نه رهبران سیاسی، از همهء روشنفکران و نیروهای لائیک و آزادیخواه ایران می خواهیم تا با تکیه بر آگاهی و اراده ملّی، در یک مبارزه مدنی و مسالمت آمیز، خواست برگزاری انتخابات آزاد را محور شعارها و مبارزات خویش سازیم تا بدین وسیله، ضمن تحکیم بهم پیوستگی نیروهای ملّی به پراکندگی نیروهای سیاسی موجود خاتمه دهیم. از همین رو آمادگی خود را برای همگرایی و پیوند با افراد و نهادهای هم باور به اصول زیرین اعلام میداریم:

1- انتخابات آزاد بدون حذف هیچ نیروی سیاسی بعنوان شعار محوری.

2- ما اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن را پذیرفته‌ایم و به تحقق و نهادینه شدن مفاد آن در کشورمان ایران التزام داریم.

3- ما خواهان حکومت و دولت غیر دینی هستیم که حافظ و تضمین کننده آزادی مذاهب، احزاب، ارتباطات جمعی، اجتماعات ، برابری جنسیتی ، مذهبی ، قومی و ...، در کشور باشد.

4-ما خواهان انحلالِ کامل زندان سیاسی هستیم و به آزادی بیان اعتقاد راسخ داشته و بر آن پای می فشاریم.

5- ما ضمن تکیه به استقلال و یکپارچگی ایران ، از مناسبات سیاسی– اداری نا متمرکز در ایران حمایت میکنیم تا فرهنگ ، زبان و هنر اقوام درون ایران شکوفا گردند و مشارکت مستقیم مردم در اداره امور خویش، موجب گسترش دمکراسی در همهء عرصه های جامعه شود.

6- ما از جنگ و خونریزی بیزاریم و با هرگونه سیاستهای ماجراجویانه نظامی مخالفیم. از این رو جامعۀ جهانی را به حمایت از مبارزات آزادی خواهانه و دمکراتیک مردم ایران فرا می خوانیم.

گروه رایزنی برای اتّحاد

rayzani.grmelli@gmail.com

Monday, 26 July 2010

جان باختگان سی تیر

رضا ایوبی ارغند ـ حسن نیکو سخن ـ عباس لـًولـًو ـ محمود عموئی ـ نوروز کفائی ـ مرتضی دستخوش نیکو ـ صفر حنیفه ـ رحفانی ـ قدرت سلیمی ـ اسمعیل عینک چی ـ هوشنگ رضیان ـ غلامحسین صادقی ـ محرم رستمی ـ اسمعیل وزیری ـ امیر بیجار ـ جبار رشیدی ـ حبیب شوقی رضوانی ـ سعدی اسکندری ـ پرویز رجائی ـ و چهار نفر گمنام.

هواداران پان‌ایرانیسم یاد یاد جان باخته پان ایرانیست هوشنگ رضیان و همه جان‌باختگان سی تیر را گرامی می‌دارد و به روان آنان درود می‌فرستد. به امید روزی که آرمان این جان‌باختگان، که همانا آزادی و رهایی ملت ایران و برقراری حاکمیتی ملی است، تحقق یابد.

Sunday, 25 July 2010

شعری تازه از سیمین بهبهانی

درود درود بر این شیر زن هشتاد و اند ساله

جای حضور فریاد است


هرچند دخمه را بسیار خاموش و کور می بینم
در انتهای دالانش یک نقطه ی نور می بینم

هرچند پیش رو دیوار بسته ست راه بر دیدار
در جای جای ویرانش راه عبور می بینم

هرچند شب دراز آهنگ نالین زمین و بالین سنگ
در انتظار روزی خوش دل را صبور می بینم

تن کم توان و سر پردرد پایم ضعیف و دستم سرد
در سینه لیک غوغایی از عشق و شور می بینم

گر غول در شگفت از من پاس گذر گرفت از من
با چشم دل عزیزان را از راه دور می بینم

من کاج آهنین ریشه هرگز مبادم اندیشه
برخاک خود اگر موجی از مار و مور می بینم

طوفان چو در من آویزد ناکام و خسته بگریزد
از من هراس و پروایی در این شرور می بینم

هر جا خلافی افتاده است جای حضور فریاد است
من رمز کامیابی را در این حضور می بینم

هشتاد و اند من، با من گوید خروش بس کن زن
گویم خموش بودن را تنها به گور می بینم

12 فروردین 1389

Friday, 23 July 2010

م28 مرداد و پان ایرانیستها

نگاهی به اسناد پان ایرانیستها در ۳۰ تیر ۱۳۳۱
حزب پان ایرانیست| تیر ۳۱, ۱۳۸۹

زنده باد مصدق … مرگ بر دشمنان ایران
هم میهنان! زنان! مردان! کارگران! برزگران! اصناف! پیشه وران! اکنون میهن ما در آستانه انجام یک توطئه بزرگ و جنایت تاریخی قرار گرفته است. این جنایتی است که به دست عوامل بیگانه و نوکران نشاندار انگلیس برای شکست ملت ایران و در راه دشمنی با دکتر مصدق به کار میرود.
ما اکنون اعلام می داریم که جز دکتر مصدق هیچ کس را شایسته رهبری در این نبردهای رهایی بخش نمی شناسیم.هزاران هزار جوانان نیرومند حزب پان ایرانیست در سراسر ایران از رهبر انحراف ناپذیر مبارزه ملی “دکتر مصدق” حمایت خواهند کرد.ما نخواهیم گذارد یکبار دیگر تیرگی همه جا را فراگیرد و ظلمت ِ استعمار میهن ما را جولانگاه جنایتکاران قرار دهد.ما نبرد خونین خود را بر ضد همه دستگاه های بیگانه پرست ادامه می دهیم. ما همه مردم ایران را فرا میخوانیم که در راه به خاک سائیدن پوزه ی اجنبی پرستان همدوش مصدق دلیر همچنان به پیش روند.
ایرانی…خون و شرافت تاریخ ملت تو به تو حکم می کند که نگذاری مرز و بوم ایران باز اسیر پنجه های خون آشام استعمار گردد.
هم میهن … در صفوف مبارزه مجهز باش.
نبرد خونین ادامه خواهد یافت.
به پیش … با ما… در راه ایران …همدوش با مصدق.

دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست شامگاه پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۳۱
روزنامه ندای پان ایرانیسم – شماره ۲۷ – مرداد ۱۳۳۱

Wednesday, 21 July 2010

مقاله از اقای علی ضرابی

مرگ بر چوبه دار

سالهاست تمدن بشری متوجه اشتباه جزا بوسیله چوبه دار و جوخه مرگبار تیرباران شده است وبه همین جهت دیگر در کشورهای متمدن هیچگاه مجرمی را تیرباران ویا به پای چوبه اعدام نمی برند. آنها که این نوع مجازات را ممنوع کرده اند برای این عمل انسانی خود دلایلی داشتند. اول آنکه درست است که مجرم مرتکب جنایت یعنی قتل و یا جرمی که سزای آن را درکشورهای عقب مانده با جنایتی دیگرجبران میکنند شده ولی آیا کسان یعنی پدر و مادر و فرزندان و کسان دیگراوهم ازکشتن مجرم خوشحال میشوند؟
آیا مثلاً فرزندان خردسال یک محکوم به اعدام پدر خود را دوست ندارند و آیا تا ابد روحیه آن بدبختان از دیدن جسد پدرخود را روی چوبه دار فراموش می کنند. دانشمندان علوم قضایی هم معتقد هستند که یک جانی در زمان ارتکاب به جرم به یک نوع جنون مبتلا میشود و اگر جنون بر او مسلط نشود که جنایت نمی کند چون می فهمد که چوبه دار منتظر اوخواهد بود. قضات کشورهای متمدن برای این بزه کار دوری دائم ازاجتماع و عزیزانش را تجویز کرده اند که همان حبس ابد است و از طرفی به کرات دیده شده که یک جانی که قطعاً بعد از جنایتی که انجام میدهد کاملاً ازعمل خود پشیمان میشود و به همین جهت از محل حادثه می گریزد تأثیر این پشیمانی بارها مجرینی را تا آنجا تحت تأثیر قرارمی دهد که می خواهند جبران مافات بکنند همه ما شاهد آن بوده ایم که بعضی ازاین جانیان در زندان مشغول دانش اندوزی شده اند و کتاب ها نوشته اند مثل کارل چسمان (زندانی پشت چراغ قرمز) که از او دوازده کتاب ارزشمند به جا مانده و یا استانلی ویلیا ///// موجب خدمتی به فرهنگ امریکا شده او در زندان پس از اینکه خود تحصیلاتش را به پایان رسانید. دانشکده کوچکی دایر کرد که عده ای از زندانیان از آن مرکز علمی که او در زندان ترتیب داده بود درجه دکترا گرفتند و کتابی از او تا پای جایزه نوبل نیز پیش رفت و ده ها و یا شاید صدها از این جنایت کاران که زندان و از همه مهمتر توجه بزه کاران به عمل ظالمانه و خانمانسوز خود به راه صحیح هدایت شده و اگر زنده مانده بودند به جامعه خود خدماتی نیز میتوانستند انجام دهند و ما نیز خود دیده و یا شنیده ایم که شخصیت ها نیز در عالم سیاست دیده ایم که گروه غالب سیاسی که اغلب با توسل به زور و کودتا به سر کار آمده اند. مخالفین سیاسی خود را به جوخه اعدام سپرده اند. این نوع اعدام ها که متأسفانه اجتناب ناپذیر هم هست ضایعات بسیاربرای ملتها به بار می آورد مثل اعدام دکترحسین فاطمی و خسروگل سرخی در ایران عدنان مندرس در ترکیه و صدها نفر دیگر.
چندی قبل جنایتکاری را به نام عبدالملک ریگی در ایران با عجله به دارآویختند گو اینکه اعمال او سخت وحشیانه و قتل هائیکه او و گروه وی انجام دادند از بدترین انواع جنایت بود ولی همراه با کشمکش های محلی و ایلاتی شروع شد و بدبختانه هنوز هم سخت ادامه دارد.
توجه کنید دولت ندانم کار ایران با کشتن فوری او اعوان وانصار وی را وادار کرد که پس از چند روز به خونخواهی او بیست وهفت نفر زن ومرد و کودک بیگناه را در مسجدی به قتل برسانند وبیش از صد و پنجاه نفر دیگر را به بیمارستان ها روانه کنند که معلوم نیست چند تن ازآنان هم جان بدر نبرند.
حال اگراین جنایتکار را در زندان نگاه می داشتند بطور قطع نه بیست وهفت نفر مردم بیگناه کشته میشدند ونه صدها نفر بازماندگان این بخت برگشته گان داغدار وعزادار می شدند و هرآن بازهم امکان یورش آن مقتول به عده بیگناه دیگر نه محتمل بلکه قطعی هست. چوبه اعدام و جوخه آتشبار تیرباران را باید ازدسته مجازات ها حذف کرد ولی کی و چگونه؟ زمانیکه در کشور ما هم فرهنگ زائیده شود و یا اگر زائیده شده بارور گردد قدرت فرهنگ هست که می تواند نجات بخش همه جوامع باشد.
به امید آنروز.

سخنان دکتر مصدق در باره ابنده ایزان

پیش بینی مرحوم دکتر محمد مصدق در مورد فاجعه ای که امروز من و تو لمسش می کنیم

پیشکش به روح بلند مردی که در ۱۴ اسفند از سرزمین ایران غروب کرد1951 ...

گفتگوی شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در 15 ژوئیه
صدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.
پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان 71 ساله بود و 87 سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و برپایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سرکرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نیستیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد.

Tuesday, 20 July 2010

جلوگیری از مراسم بزرگداشت سی تیر

اعضای شورای مرکزی و نمایندگان سازمانهای جبهه ملی ایران بنا داشتند طبق معمول همه ساله عصر روز 30 تیر در ابن بابویه بر سر مزار شهدای 30 تیر حضور یافته و نسبت به شهدای راه آزادی ادای احترام نمایند ولی ساعت یک بعدازظهر روز سه شنبه 29 تیرماه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی دکتر حسین موسویان رئیس هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران را احضار نموده و به ایشان اخطار نمود که طبق تصمیم شورای امنیت ملی و دستور فرماندهی نیروی انتظامی هرگونه تجمع در میدان هفت تیر برای سوار شدن به اتوبوس و حرکت به سوی ابن بابویه ممنوع است و با هر کس که در محل مزبور حضور پیدا کند بشدت برخورد خواهد شد . و بدینگونه ممانعت از بزرگداشت شهدای سی تیر را اعلام نمودند .
29/4/89
روابط عمومی جبهه ملی ایران

معرفی کتاب

تألیف : مهندس مجتبی مهرزاد
روشنی ها وتاریکی ها
به تازگی کتابی تحت عنوان روشنی ها و تاریکی ها تألیف آقای مهندس مجتبی مهرزاد به دفتر جبهه ملی ایران رسیده است. موالف در این کتاب سیصد صفحه ای بعضی از نوشته ها و مقالات منتشر شده آقای علی ضرابی را به سلیقه خود در این کتاب جای داده است. کار آقای مهرزاد یعنی جمع آوری مقالات یک نویسنده در یک مجموعه می تواند کار بدیعی باشد که تاکنون در ایران سابقه نداشته. توفیق ایشان را در جامعه مطبوعات آرزو داریم به امید تداوم این کار نو در مورد دیگر نویسندگان گویا بخش و فروش این کتاب جالب را شرکت کتاب در لوس آنجلس عهده دار است.
معرفی کتاب