مرز های نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی تا کجاست ؟
ملت ایران به دلیل استبداد ودیکتانوری وفساد ونقض حقوق انسانی خود توسط رژیم سلطنتی گذشته در سال 1357 بی نظیر ترین انقلاب تاریخ خودرا رقم زد وبا آن انقلاب امیدداشت که به حکومتی پایبند به دموکراسی وحقوق بشر دست یابد. ولی از همان آغاز پیروزی انقلاب حکومت جمهوری اسلامی عدم پایبندی به رعایت حقوق بشر وزیر پا نهادن حقوق انسانی و امنیت قضائی مردم ایران را ازخود نشان داد . در ابتدا برخوردهای خشونت بار، بااعدام های بدون محاکمه یا با محاکمات چند دقیقه ای وبدون رعایت موازین قانونی در مورد مقامات لشگری وکشوری رژیم سابق آغاز شد . وسپس همین رویه ها درمورد سایر متهمین ومخالفین در گروه های مختلف به اجرا در آمد . گروه های سیاسی با هرنوع طرز تفکری غیراز تفکر گروه حاکم یکی پس ازدیگری مورد هجوم قرارگرفته واز صحنه سیاسی کشور کنار زده شدند . ماجرای اعدام های فله ای در زندان ها و ماجرای نفرت انگیز قتل های زنجیره ای وقتل داریوش وپروانه فروهر ومحمد مختاری ومحمدجعفرپوینده واشخاص دیگر داستان های غم انگیزی است که تاریخ هرگز آنهارا فراموش نخواهد کرد . اگر برخوردهای خشونت آمیز وعدم رعایت حقوق بشر سال ها وتا خرداد88 فقط نسبت به مخالفین ومبارزین سیاسی ودگر اندیشان اعمال میگردید ، پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در22 خرداد88 ، اینگونه برخورد ها به نحوی مضاعف وگسترده نسبت به شهروندان عادی که فقط به نتیجه انتخابات معترض بودند صورت پذیرفت . جالب اینکه این انتخابات هم مانند سایر انتخابات های صورت گرفته در جمهوری اسلامی با پدیده شگفت انگیز « نظارت استصوابی » شورای نگهبان وتعیین کاندیداها توسط حکومت صورت گرفته بود . وتازه درچنین انتخاباتی که کاندیدا های آن همگی ازطرف حاکمیت معرفی شده بودند چنان ناروائی هائی روی داد که اعتراضات میلیونی مردمی را که به امید هائی به پای صندوق های رای رفته بودند به دنبال داشت . اعتراضاتی که حاکمیت نام
« فتنه » بر آن نهاد . در رویدادهای پس از آن انتخابات کشته شدن ده هانفراز مردم درخیابان ها و زندانی شدن صدها نفر را شاهد بودیم . کشته شدن چندین زندانی در پی ضرب وشتم بیرحمانه در زندان کهریزک جامعه را تکان داد . در این دوساله اعمال خشونت وسرکوب ونقض حقوق بشر محدوده های قبلی را هم درهم نوردیده و به مرزهای تازه ای رسیده است . درهفته های اخیردرگذشت مهندس عزت الله سحابی رویدادهای حیرت انگیز وباور نکردنی رابه دنبال داشت . خانواده سحابی تصمیم میگیرند که مراسم تشییع جنازه اورا از منزل آن شادروان واقع درمحدوده کوچک لواسان که درچندکیلومتری خارج از تهران قرار دارد بعمل آورده وتدفین رانیز درگورستان همین شهرک انجام دهند ولی از ساعات اولیه صبح روز چهارشنبه 11 خرداد صدها نیروی ضدشورش موتور سوار وده ها خودروی مملو از نیروهای انتظامی ونیروهای لباس شخصی در خیابان شهر لواسان و خیابان منتهی به گورستان این شهر استقرار یافته و منظره یک شهراشغال شده را به لواسان میدهند . صبح زود وقبل ازرسیدن ساعت مقرر برای تشییع پیکر مهندس سحابی ، نیروهای امنیتی ونظامی اصرار میورزند که پیکر اورا زودتر از منزل خارج کرده وبه سوی گورستان لواسان ببرند و وقتی اعضای خانواده سحابی و یارانش که درهمان ساعات اولیه صبح در آنجا حاضر بودند میخواهند مراسم تشییع را زود تر ازساعت مقرر آغاز نمایند همان نیروها دربیرون از منزل ودرکوچه ازتشییع جنازه بر روی دوش که سنتی مذهبی معمول وشناخته شده است ، ممانعت به عمل میآورند . و وقتی خانم هاله سحابی فرزندشجاع مهندس سحابی نسبت به این جلوگیری معترض میشود درمقابل دیدگان ده هانفر ناظر، مورد ضرب وشتم قرارمیگیرد وبدنبال بیهوش شدن اورا به بیمارستان لواسان روانه میکنند وپیکر مهندس سحابی را نیز درآمبولانس قرارداده وبه طرف محل دفن میبرند . مراسم تدفین در فضائی شدیدا نظامی امنیتی انجام میشود وحدود ساعت ده صبح که شرکت کنندگان در مراسم به خانه مهندس سحابی بازگشته بودند خبر میرسد که خانم هاله سحابی هم دربیمارستان درگذشته است . درخواست خانواده سحابی برای معاینات پزشگی قانونی وروشن شدن علت مرگ او به جائی نمیرسد ودرهمان شب ودر زیر نور پروژکتور پیکر خانم هاله سحابی نیز در کنار پدرش به خاک سپرده میشود . عصر روز پنجشنبه 12 خرداد دولت از برگزاری مراسم ترحیم مهندس عزت الله سحابی هم جلوگیری بعمل میآورد ومردم بادرب بسته مسجد حجت ابن الحسن روبرو میشوند وخیابان سهروردی شمالی تهران با حضور گسترده نیروهای انتظامی بصورت میدان جنگ درمیآید وتعدادی ازمردم مضروب وعده ای هم بازداشت میشوند . پس از شهادت خانم هاله سحابی ، آقای هدی صابر دوست همفکر وهمرزم نزدیک مهندس عزت الله سحابی که درزندان اوین دربازداشت به سرمیبرد به عنوان اعتراض به این رویداد دست به اعتصاب غذا میزند. او پس از چند روز اعتصاب غذا دچار حمله قلبی میشود ، ولی زندانبانان به او توجه لازم رانشان نمیدهند. اورا خیلی دیربه درمانگاه زندان میبرند واز ضرب وشتم اونیز خودداری نمیکنند وسرانجام وقتی حال او به وخامت میگراید اورا به بیمارستان مدرس منتقل میکنند آقای هدی صابر نیز در بیمارستان نا بهنگام چشم ازجهان فرومیبندد . این است چگونگی حقوق بشر درجمهوری اسلامی وبرخورد حکومت با آزادیخواهان ارجمندی چون مهندس عزت الله سحابی وخانم هاله سحابی و آقای هدی صابر .
دراین دوساله پس از انتخابات سرعت چرخ اعدام ها بسیاربیشتر شده وایران از نظر تعداد اعدام ها در ردیف دوم جهان پس از چین قراردارد . درحالیکه چین بیش از یک میلیاردوسیصد وسی میلیون نفر یعنی نزدیک به بیست برابر ایران جمعیت دارد . جمهوری اسلامی بزرگ ترین زندان روزنامه نگاران شناخته شده است . واصولا هیچ روزنامه آزادی که بتواند نظرات مردم ایران را منعکس نمایدمنتشر نمیشود . هیچ سازمان سیاسی غیر دولتی امکان فعالیت آزاد راندارد. تعداد زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی بالا ترین رکورد جهانی را داراست . وتعداد زیادی ازاین زندانیان هم اکنون در زندان اوین درحال اعتصاب غذا به سر میبرند.اگرقتل های زنجیرهای وسرکوب مداوم مردم و حوادث زندان کهریزک و موارد منجر به شهادت هاله سحابی وهدی صابرنقض فاحش حقوق بشر نیست پس نقض حقوق بشرچیست ؟
Friday, 1 July 2011
Thursday, 30 June 2011
خبر کوتاه بود
” با کمال تاسف اطلاع یافتیم که
آقای دکتر محمد مصدق سحرگاه امروز پنج شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62 بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت. “
خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ!!!
سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995 درباره اش منتشر کرد:
خسارتی که وی به انگلستان وارد کرد از خسارتی که هیتلر در جنگ دوم جهانی به انگلستان وارد کرد بیش تر بود، معترف هستیم که انگلستان در برابر مصدق شکستی بی سابقه را متحمل شد.
اولین نفر که با لایحه کاپیتولاسیون در ایران مخالفت کرد.
اولین ایرانی فارق التحصیل در دکتری حقوق..
امتیاز حق شیلات و کشتیرانی در دریای خزر را از شوروی باز پس گرفت.
شخصا در دادگاه لاهه برای احیای حقوق ملت خویش فریاد کشید.
جمال عبدالناصر (رهبر بزرگ و فقید ناسیونالیست عربی-اسلامی مصر) به گفته خویش او را الگوی خود قرار داد و کانال سوئز را برای مصر ملی کرد..
سفیر شوروی در ایران رسما اعلام کرد که دولتش در برابر وی به زانو افتاد.
اولین نفر که با استفاده از علوم روز در دانشگاه به بررسی علمی حقوق اسلامی شیعه پرداخت.
اولین نفر که حقوق شرعی زنان را به طور علمی در دانشگاه مطرح ساخت.
ابرمرد تاریخ ایران، با جان بر کف بودن خویش در راه وطن اجازه نداد که تا سال 1992 امتیاز نفت ایران در انحصار بیگانه باشد.
مجاهدت های کسی که خود را وقف سرزمین و مردم و دین خویش کرد، یگانه طراح بزرگ ملی شدن صنعت نفت ایران، جاوید یاد دکتر محمد مصدق به همین جا ختم نشد،وی خود را وقف ملیت ایرانی و دیانت اسلامی ساخت و لحظه به لحظه افتخار آفرید.
بخشی از بیانات بزرگوار:” من ایرانی و مسلمانم و بر علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می کنم “.”
نها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این استکه صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم“
” حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام .عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر نخواهد پائید.
*برای درمان سرطان بینی با وجود اصرار فرزندش که پزشک بود و دوستدارانش راضی به سفر به خارج برای درمان نشد* وگفت پزشکان ما قادرند همه کاری را برای درمانم انجام دهند.
به اختیار خود ملک خودش را بین کشاورزانش تقسیم کرد!
اما
*هنوز هم رفتن بر سر مزارش که نیمه ویرانست، مردم مشکل دارند!*
آقای دکتر محمد مصدق سحرگاه امروز پنج شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62 بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت. “
خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ!!!
سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995 درباره اش منتشر کرد:
خسارتی که وی به انگلستان وارد کرد از خسارتی که هیتلر در جنگ دوم جهانی به انگلستان وارد کرد بیش تر بود، معترف هستیم که انگلستان در برابر مصدق شکستی بی سابقه را متحمل شد.
اولین نفر که با لایحه کاپیتولاسیون در ایران مخالفت کرد.
اولین ایرانی فارق التحصیل در دکتری حقوق..
امتیاز حق شیلات و کشتیرانی در دریای خزر را از شوروی باز پس گرفت.
شخصا در دادگاه لاهه برای احیای حقوق ملت خویش فریاد کشید.
جمال عبدالناصر (رهبر بزرگ و فقید ناسیونالیست عربی-اسلامی مصر) به گفته خویش او را الگوی خود قرار داد و کانال سوئز را برای مصر ملی کرد..
سفیر شوروی در ایران رسما اعلام کرد که دولتش در برابر وی به زانو افتاد.
اولین نفر که با استفاده از علوم روز در دانشگاه به بررسی علمی حقوق اسلامی شیعه پرداخت.
اولین نفر که حقوق شرعی زنان را به طور علمی در دانشگاه مطرح ساخت.
ابرمرد تاریخ ایران، با جان بر کف بودن خویش در راه وطن اجازه نداد که تا سال 1992 امتیاز نفت ایران در انحصار بیگانه باشد.
مجاهدت های کسی که خود را وقف سرزمین و مردم و دین خویش کرد، یگانه طراح بزرگ ملی شدن صنعت نفت ایران، جاوید یاد دکتر محمد مصدق به همین جا ختم نشد،وی خود را وقف ملیت ایرانی و دیانت اسلامی ساخت و لحظه به لحظه افتخار آفرید.
بخشی از بیانات بزرگوار:” من ایرانی و مسلمانم و بر علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می کنم “.”
نها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این استکه صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم“
” حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام .عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر نخواهد پائید.
*برای درمان سرطان بینی با وجود اصرار فرزندش که پزشک بود و دوستدارانش راضی به سفر به خارج برای درمان نشد* وگفت پزشکان ما قادرند همه کاری را برای درمانم انجام دهند.
به اختیار خود ملک خودش را بین کشاورزانش تقسیم کرد!
اما
*هنوز هم رفتن بر سر مزارش که نیمه ویرانست، مردم مشکل دارند!*
Tuesday, 28 June 2011
بی ارزشی جان و شورش برای نان
دکتر کورش عرفانی
دوم تیر 1390
جامعه ایران به واسطه عملکرد حاکمیت ضد بشری به جایی رسیده است که دیگر ارزش چندانی برای جان انسانی قائل نیست. هر روز هزاران نفر از مردم ایران به طور غیر طبیعی می میرند و مردم به آن خو گرفته اند: تصادف و اعدام و مسمویت و قتل و جنایت و غیره. بی شک اکثریتی که جان انسان را بها نمی دهد برای چیزهای دیگری که شاید به ارزش جان انسان جلوه نمی کنند حاضر به فداکاری نخواهد بود. به همین دلیل یگانه شکل حرکت اعتراضی جمعی می تواند شورش گرسنگان باشد. در آن صورت خشم مردم منفجر خواهد شد. اما شورش کور است و نیاز به هدایتگر دارد. اقلیتی از ایرانیان که می خواهند به ارزش ها پایبند باشند باید مجهز به عنصر آگاهی و سازماندهی از حالا خود را برای هدایت این شورش ها آماده سازند
دوم تیر 1390
جامعه ایران به واسطه عملکرد حاکمیت ضد بشری به جایی رسیده است که دیگر ارزش چندانی برای جان انسانی قائل نیست. هر روز هزاران نفر از مردم ایران به طور غیر طبیعی می میرند و مردم به آن خو گرفته اند: تصادف و اعدام و مسمویت و قتل و جنایت و غیره. بی شک اکثریتی که جان انسان را بها نمی دهد برای چیزهای دیگری که شاید به ارزش جان انسان جلوه نمی کنند حاضر به فداکاری نخواهد بود. به همین دلیل یگانه شکل حرکت اعتراضی جمعی می تواند شورش گرسنگان باشد. در آن صورت خشم مردم منفجر خواهد شد. اما شورش کور است و نیاز به هدایتگر دارد. اقلیتی از ایرانیان که می خواهند به ارزش ها پایبند باشند باید مجهز به عنصر آگاهی و سازماندهی از حالا خود را برای هدایت این شورش ها آماده سازند
Monday, 27 June 2011
سخنی با اعتصاب کنندگان غذا در زندانهای جمهوری اسلامی
احمد قابل
از این ستمگران و بی وفایان بی عفت و بی شرم و حیا، چشم یاری نمی توان داشت
به نام خداوند رحمان و رحیم عزیزان صحنه آزادیخواهی و انصاف ، تلاشگران ازجان گذشته وفا و عفاف ، یاریگران مردم جوینده کفاف ، سلام بر شما.هیچ می دانید که دل های به طپش افتاده خانواده های عزیز و دوستان دلبسته تان تا چه اندازه نگران شما است؟! من که نه آیة الله ام و نه رئیس و وزیر و وکیل سابق و لاحق، نه شیخ ام و نه سید، و تنها درد آشنایی هستم که اندکی از تلخی هایی که کام تان را تلخ کرده را چشیده و احساس کرده ام، و چند ماه است که از دیوارهای بلند زندان دور مانده ام، گواهی می دهم که گروه بزرگی از ایرانیان از عمق جان نگران شما هستند! از شما عزیزان انتظار می رود که این نگرانی را نیز برطرف کنید، چرا که همه تلاش و کوشش شما در این سالیان، برای رفع نگرانی های سیاسی و اقتصادی و امنیتی این ملت ستمدیده بوده است.شما که می دانید این مردم رنج دیده جز به خدا و به یاران خداجو و انسان و ایران دوستی چون شما، چشم امید ندارند. آنان دیر زمانی است که حاکمانشان را نه به عنوان «خادمان ملت» که به عنوان «اربابانی زورگو» دیده اند که تنها برای «حفظ قدرت نامشروع خویش» تلاش می کنند و در این راه از هر ناشایستی پرهیزنمی کنند. آنان می دانند که از این ستمگران و بی وفایان بی عفت و بی شرم و حیا، چشم یاری نمی توان داشت و انتظار توجه به خواسته های ملت و اندیشیدن به منافع ملی را نمی توان امید برد. پس شما هم میهنان خود را امیدوار کنید و آرزویشان که تندرستی و سربلندی شما است را برآورده سازید.باور کنید که درد و رنج شهادت هاله و هدی، به عنوان «یارانه ی حاکمیت» برای این ماه مردم ستمدیده بس است. ما می بینیم که کرکس ها بر بلندای آسمان میهن می چرخند تا سربلند سربه داری را سرنگون بینند و قهقه ی مستانه سر دهند و پیکر بیجان او را بدزدند و همه را در حسرت و دریغ فرو برند!!به ندای برخاسته از عمق جان دلسوزان این اب و خاک و خانواده های عزیزتان پاسخ دهید و با پایان دادن به اعتصاب غذا، دل های دوستداران تان را شاد و کودتاچیان بی شرم را در حسرت نگه دارید. دوست و دوستدار صمیمی شما
از این ستمگران و بی وفایان بی عفت و بی شرم و حیا، چشم یاری نمی توان داشت
به نام خداوند رحمان و رحیم عزیزان صحنه آزادیخواهی و انصاف ، تلاشگران ازجان گذشته وفا و عفاف ، یاریگران مردم جوینده کفاف ، سلام بر شما.هیچ می دانید که دل های به طپش افتاده خانواده های عزیز و دوستان دلبسته تان تا چه اندازه نگران شما است؟! من که نه آیة الله ام و نه رئیس و وزیر و وکیل سابق و لاحق، نه شیخ ام و نه سید، و تنها درد آشنایی هستم که اندکی از تلخی هایی که کام تان را تلخ کرده را چشیده و احساس کرده ام، و چند ماه است که از دیوارهای بلند زندان دور مانده ام، گواهی می دهم که گروه بزرگی از ایرانیان از عمق جان نگران شما هستند! از شما عزیزان انتظار می رود که این نگرانی را نیز برطرف کنید، چرا که همه تلاش و کوشش شما در این سالیان، برای رفع نگرانی های سیاسی و اقتصادی و امنیتی این ملت ستمدیده بوده است.شما که می دانید این مردم رنج دیده جز به خدا و به یاران خداجو و انسان و ایران دوستی چون شما، چشم امید ندارند. آنان دیر زمانی است که حاکمانشان را نه به عنوان «خادمان ملت» که به عنوان «اربابانی زورگو» دیده اند که تنها برای «حفظ قدرت نامشروع خویش» تلاش می کنند و در این راه از هر ناشایستی پرهیزنمی کنند. آنان می دانند که از این ستمگران و بی وفایان بی عفت و بی شرم و حیا، چشم یاری نمی توان داشت و انتظار توجه به خواسته های ملت و اندیشیدن به منافع ملی را نمی توان امید برد. پس شما هم میهنان خود را امیدوار کنید و آرزویشان که تندرستی و سربلندی شما است را برآورده سازید.باور کنید که درد و رنج شهادت هاله و هدی، به عنوان «یارانه ی حاکمیت» برای این ماه مردم ستمدیده بس است. ما می بینیم که کرکس ها بر بلندای آسمان میهن می چرخند تا سربلند سربه داری را سرنگون بینند و قهقه ی مستانه سر دهند و پیکر بیجان او را بدزدند و همه را در حسرت و دریغ فرو برند!!به ندای برخاسته از عمق جان دلسوزان این اب و خاک و خانواده های عزیزتان پاسخ دهید و با پایان دادن به اعتصاب غذا، دل های دوستداران تان را شاد و کودتاچیان بی شرم را در حسرت نگه دارید. دوست و دوستدار صمیمی شما
تعمیق یافتن جنگ قدرت در جمهوری اسلامی
کوروش اعتمادی
27 ژوئن 2011
در پی حادتر شدن جنگ قدرت مابین ًرهبر ًی و رئیس جمهور رژیم، شاه مهره های کلیدی مافیای اقتصادی گروه رحیم مشایی ( رئیس دفتر احمدی نژاد) یک به یک به جرم اختلاس های مالی دستگیر شده و روانه زندان شدند . بنظر میرسد حلقه مافیای اقتصادی گروه مشایی در پناه زد و بندهای درون حکومتی در تلاش بوده اند با در اختیار گرفتن مدیریت مؤسسات بزرگ صنعتی و تسلط بر حوزه های بازرگانی و روابط بین المللی، بتدریج عرصه سیاسی و اقتصادی را بر ًرهبر ًی و همدستانش تنگ آورند تا در فرصتی مناسب سکان امور اداره دولت و کشور را در اختیار گیرند. بی شک در این کارزارِ حذف و نزاع اگر گروه مشایی موفّق میشد موقعیت های اقتصادی، تجاری و بخشا ً روابط بین الملل رژیم را حفظ کند، نقش انحصاری مافیای اقتصادی سپاه پاسداران که در قاچاق کالا به کشور دست بالایی را دارد بشدت تضعیف میشد و روحانیت محافطه کار حکومتی تحت رهبری علی خامنه ای به اوج ذلت در عرصه سیاسی دچار میگشتند. بی دلیل هم نبود از همان آغاز فرمانده سپاه پاسداران، جعفری، از ًرهبر ًی میخواست که اجازه دهد مشایی را دستگیر کند تا ًغائله ً خاتمه یابد. حال پس از آشکارتر شدن نیات باند احمدی نژاد-مشایی برای تثبیت موقعیتِ سیاسی خود در حکومت، ًرهبر ً پذیرفت برای ماندگار شدن جمهوری اسلامی با هیبت کنونی اش میبایست فرمان عزل وابستگان باند مشایی و احمدی نژاد از اریکه قدرت را صادر کند.
نخستین فازِ حذف مافیای اقتصادی گروه مشایی با دستگیری منوچهر غروی، مدیرعامل سابق ایران خودرو و تنی چند از مدیرمسئولین اسبق این بنگاه صنعتی آغاز شد. دستگیری و یا اخراج مدیران شرکت سایپا از گردونه چرخ صنایع رژیم فازِ بعدی تنگناهای اقتصادی بر مشایی میباشد، چرا که گفته میشود گروه مدیران شرکت سایپا هم از خویشان و مهره های دست چین شده خود مشایی میباشند. مافیای اقتصادی مشایی علاوه بر در به اختیار گرفتن مراکز صنعتی بزرگ تلاش داشتند تا با قبضه کردن برخی از حوزه های تجارت خارجی موقعیتِ و ً وجه ً احمدی نژاد در عرصه بین المللی را تقویت کنند که این اقدامات در واقع از یک سو جایگاه اقتصادی سپاه پاسداران و نفوذ سیاسی ًرهبر ً در عرصه سیاستهای تجاری و خارجی نظام را سخت بمخاطره میانداخت. از همین رو ًرهبر ً و گروه مشاورین اش تصمیم گرفتند جهت تضعیف بلند پروازهای مافیای اقتصادی مشایی و احمدی نژاد ابتداء مهره کلیدی باند مشایی که تجاربی هم در امور بین الملل و روابط با ایرانیان در خارج از کشور (بنامید لابیهای رژیم در خارج از کشور) را دارا بود، از دایره قدرت حذف کنند. شریف ملک زاده، دبیر شورای عالی ایرانیان در خارج از کشور، پس از چند روز استعفای خود از پست معاونت وزرات امورخارجه، توسط سپاه پاسداران دستگیر شده و راهی زندان میشود. سومین مرحله دور جدید بازداشتها مافیای مشایی با بازداشت علیرضا مقیمی ادامه مییابد که بازداشت نامبرده توسط مجمع قضائی کارمندان دولت صادر میگیرد. علیرضا مقیمی مدیر عامل منطقه آزاد ارس میبود که به جرم اختلاس مالی دستگیر میشود. در همین رابطه گزارش میشود یکی دیگر از منصوبین مشایی، علی اصغر پرهیزکار نیز دستگیر میشود. نامبرده مدیر عامل منطقه آزاد اروند بود که با حمایت مشایی به این مقام منصوب شده بود که تا پیش از ارتقاء به این مقام یک راننده ساده مقامات دولتی بوده و نیز از دوستان نزدیک معاون اجرایی محمود احمدی نژاد، حمید بقایی، محسوب میشود. حذف یاران مشایی از حوزه های اقتصاد، تجارت و بویژه روابط بین المللی همچنان ادمه دارد تا این اواخر که گزارش میشود؛ افشین روغنی معاون اقتصادی و امور بین الملل وزارت صنایع دستگیر شد. افشین روغنی از نزدیکان مشایی است که گفته میشود پس از استعفای محرابیان در وزارت صنایع، مسئولیت هایی بویژه در حوزه بین الملل در وزارت صنایع را عهده دار میشود.افشین روغنی پس از برکناری محرابیان تلاش میکند با ادغام وزرات صنایع در وزارت بازرگانی موقعیت احمدی نژاد- مشایی در عرصه تولیدات صنایع و تجارت خارجی را تقویت کند تا متعاقب آن موقعیت و ًاعتبار ً رئیس جمهور رژیم و معاون نخست او اسفندیار رحیم مشایی را در بازار جهانی و نزد دولتمداران غربی تحکیم بخشد.
با توجّه به حذفِ دور اخیر مسئولین امور اقتصادی، تجاری و روابط بین المللِ دولت احمدی نژاد بفرمان ًرهبر ً و تحت فشار دستگاههای امنیتی و نظامی رژیم، مشاهده میشود فاز نخست کشمکش قدرت مابین باند احمدی نژاد-مشایی با باند ًرهبرًی پیشتر جنبه های اقتصادی دارد که پیش از هر چیز این اقدامات موجب انسداد سکوی پرواز رئیس جمهور رژیم برای رسیدن به قله های صدارت در ساختار نظام شد. از سویی دیگر به خاک ذلت کشانید رئیس جمهور آنهم بدین شکل، موجب فروپاشی ً اعتبارً او و رئیس دفترش در نزد افکار بین المللی شد که از سویی یکبار دیگر پس از اینهمه فعل و انفعالات سیاسی، قدر قدرتی ًرهبر ً و سپاهیان او به رخ جهانیان کشیده شد. شکی نیست نقش سپاه در حذف مافیای اقتصادی مشایی در حکومت برجسته و مشهود است، چرا که مهره های برکنار شده حلقه مشایی همگی در تولید، تجارت و روابط خارجی حکومت دستی توانمند یافته بودند، بنوعی که آنها قادر بودند در آینده موقعیت سپاه پاسداران در عرصه تجارت خارجی که عمدتاً به انحصار قاچاق کالا به کشور محدود است، مانع شوند. به گمانی حذف تدریجی مافیای اقتصادی احمدی نژاد-مشایی در حاکمیت مقدمه فروپاشی ًاعتبار ً احمدی نژاد و تضعیف موقعیت سیاسی او در ساختار سیاسی نظام شد که برخی میاندیشند در صورت تشدید حملات باند ًرهبر ًی برعلیه او، رئیس جمهور رژیم مجبور خواهد شد تا با سرافکندگی تن به استعفای دهد که بخشا ً این امر بعید بنظر میرسد. چرا که محمود احمدی نژاد خوب میداند در مقام رئیس جمهوری رژیم اسلامی باقی ماندن نوعی مصونیت سیاسی برای او و نزدیکشان بهمراه خواهد داشت. تصور نمیرود که ًرهبری ً هم خود پیشقدم حذف احمدی نژاد از گردونه قدرت شود، چرا که برکناری احمدی نژاد از مقام رئیس جمهوری نظام توسط او موجب تضعیف هرچه بیشتر و فروپاشی ًوجه ً نظام در عرصه داخلی و خارجی میشود. همانگونه که برخی از ً اصولگرایان ً مخالف دولت هم اعلام کرده اند؛ دولت احمدی نژاد میبایست دوسال باقی مانده از عمر سیاسی خود را بطور طبیعی طی کند تا بحرانهای داخلی حکومت پیش از این فزونی نگیرد، بویژه در شرایطِ کنونی که بحران سرتا سر خاورمیانه را در برگرفته است. و میدانیم جمهوری اسلامی در وادی این بحران عمیق و گسترده پیش از هر زمانی دیگر شکننده تر بنظر میاید، چرا که تنها دولت حامی سیاست ترور و آشوب آفرینی جمهوری اسلامی در منطقه، سوریه، در آستانه فروپاشی است. امّا یقینا ً احمدی نژاد با توجّه به شرایط مشقت باری که برای او در ساختار نظام پدید آورده اند، رئیس جمهور حکومت باقی خواهد ماند، امّا رئیس جمهوری بی اختیار و بی کفایت، تحت امر ًرهبر ً که میبایست از این لحظه به بعد از هر اقدام خودسرانه برای به چالش کشانیدن قدرت ًرهبری ً پرهیز کند.
27 ژوئن 2011
در پی حادتر شدن جنگ قدرت مابین ًرهبر ًی و رئیس جمهور رژیم، شاه مهره های کلیدی مافیای اقتصادی گروه رحیم مشایی ( رئیس دفتر احمدی نژاد) یک به یک به جرم اختلاس های مالی دستگیر شده و روانه زندان شدند . بنظر میرسد حلقه مافیای اقتصادی گروه مشایی در پناه زد و بندهای درون حکومتی در تلاش بوده اند با در اختیار گرفتن مدیریت مؤسسات بزرگ صنعتی و تسلط بر حوزه های بازرگانی و روابط بین المللی، بتدریج عرصه سیاسی و اقتصادی را بر ًرهبر ًی و همدستانش تنگ آورند تا در فرصتی مناسب سکان امور اداره دولت و کشور را در اختیار گیرند. بی شک در این کارزارِ حذف و نزاع اگر گروه مشایی موفّق میشد موقعیت های اقتصادی، تجاری و بخشا ً روابط بین الملل رژیم را حفظ کند، نقش انحصاری مافیای اقتصادی سپاه پاسداران که در قاچاق کالا به کشور دست بالایی را دارد بشدت تضعیف میشد و روحانیت محافطه کار حکومتی تحت رهبری علی خامنه ای به اوج ذلت در عرصه سیاسی دچار میگشتند. بی دلیل هم نبود از همان آغاز فرمانده سپاه پاسداران، جعفری، از ًرهبر ًی میخواست که اجازه دهد مشایی را دستگیر کند تا ًغائله ً خاتمه یابد. حال پس از آشکارتر شدن نیات باند احمدی نژاد-مشایی برای تثبیت موقعیتِ سیاسی خود در حکومت، ًرهبر ً پذیرفت برای ماندگار شدن جمهوری اسلامی با هیبت کنونی اش میبایست فرمان عزل وابستگان باند مشایی و احمدی نژاد از اریکه قدرت را صادر کند.
نخستین فازِ حذف مافیای اقتصادی گروه مشایی با دستگیری منوچهر غروی، مدیرعامل سابق ایران خودرو و تنی چند از مدیرمسئولین اسبق این بنگاه صنعتی آغاز شد. دستگیری و یا اخراج مدیران شرکت سایپا از گردونه چرخ صنایع رژیم فازِ بعدی تنگناهای اقتصادی بر مشایی میباشد، چرا که گفته میشود گروه مدیران شرکت سایپا هم از خویشان و مهره های دست چین شده خود مشایی میباشند. مافیای اقتصادی مشایی علاوه بر در به اختیار گرفتن مراکز صنعتی بزرگ تلاش داشتند تا با قبضه کردن برخی از حوزه های تجارت خارجی موقعیتِ و ً وجه ً احمدی نژاد در عرصه بین المللی را تقویت کنند که این اقدامات در واقع از یک سو جایگاه اقتصادی سپاه پاسداران و نفوذ سیاسی ًرهبر ً در عرصه سیاستهای تجاری و خارجی نظام را سخت بمخاطره میانداخت. از همین رو ًرهبر ً و گروه مشاورین اش تصمیم گرفتند جهت تضعیف بلند پروازهای مافیای اقتصادی مشایی و احمدی نژاد ابتداء مهره کلیدی باند مشایی که تجاربی هم در امور بین الملل و روابط با ایرانیان در خارج از کشور (بنامید لابیهای رژیم در خارج از کشور) را دارا بود، از دایره قدرت حذف کنند. شریف ملک زاده، دبیر شورای عالی ایرانیان در خارج از کشور، پس از چند روز استعفای خود از پست معاونت وزرات امورخارجه، توسط سپاه پاسداران دستگیر شده و راهی زندان میشود. سومین مرحله دور جدید بازداشتها مافیای مشایی با بازداشت علیرضا مقیمی ادامه مییابد که بازداشت نامبرده توسط مجمع قضائی کارمندان دولت صادر میگیرد. علیرضا مقیمی مدیر عامل منطقه آزاد ارس میبود که به جرم اختلاس مالی دستگیر میشود. در همین رابطه گزارش میشود یکی دیگر از منصوبین مشایی، علی اصغر پرهیزکار نیز دستگیر میشود. نامبرده مدیر عامل منطقه آزاد اروند بود که با حمایت مشایی به این مقام منصوب شده بود که تا پیش از ارتقاء به این مقام یک راننده ساده مقامات دولتی بوده و نیز از دوستان نزدیک معاون اجرایی محمود احمدی نژاد، حمید بقایی، محسوب میشود. حذف یاران مشایی از حوزه های اقتصاد، تجارت و بویژه روابط بین المللی همچنان ادمه دارد تا این اواخر که گزارش میشود؛ افشین روغنی معاون اقتصادی و امور بین الملل وزارت صنایع دستگیر شد. افشین روغنی از نزدیکان مشایی است که گفته میشود پس از استعفای محرابیان در وزارت صنایع، مسئولیت هایی بویژه در حوزه بین الملل در وزارت صنایع را عهده دار میشود.افشین روغنی پس از برکناری محرابیان تلاش میکند با ادغام وزرات صنایع در وزارت بازرگانی موقعیت احمدی نژاد- مشایی در عرصه تولیدات صنایع و تجارت خارجی را تقویت کند تا متعاقب آن موقعیت و ًاعتبار ً رئیس جمهور رژیم و معاون نخست او اسفندیار رحیم مشایی را در بازار جهانی و نزد دولتمداران غربی تحکیم بخشد.
با توجّه به حذفِ دور اخیر مسئولین امور اقتصادی، تجاری و روابط بین المللِ دولت احمدی نژاد بفرمان ًرهبر ً و تحت فشار دستگاههای امنیتی و نظامی رژیم، مشاهده میشود فاز نخست کشمکش قدرت مابین باند احمدی نژاد-مشایی با باند ًرهبرًی پیشتر جنبه های اقتصادی دارد که پیش از هر چیز این اقدامات موجب انسداد سکوی پرواز رئیس جمهور رژیم برای رسیدن به قله های صدارت در ساختار نظام شد. از سویی دیگر به خاک ذلت کشانید رئیس جمهور آنهم بدین شکل، موجب فروپاشی ً اعتبارً او و رئیس دفترش در نزد افکار بین المللی شد که از سویی یکبار دیگر پس از اینهمه فعل و انفعالات سیاسی، قدر قدرتی ًرهبر ً و سپاهیان او به رخ جهانیان کشیده شد. شکی نیست نقش سپاه در حذف مافیای اقتصادی مشایی در حکومت برجسته و مشهود است، چرا که مهره های برکنار شده حلقه مشایی همگی در تولید، تجارت و روابط خارجی حکومت دستی توانمند یافته بودند، بنوعی که آنها قادر بودند در آینده موقعیت سپاه پاسداران در عرصه تجارت خارجی که عمدتاً به انحصار قاچاق کالا به کشور محدود است، مانع شوند. به گمانی حذف تدریجی مافیای اقتصادی احمدی نژاد-مشایی در حاکمیت مقدمه فروپاشی ًاعتبار ً احمدی نژاد و تضعیف موقعیت سیاسی او در ساختار سیاسی نظام شد که برخی میاندیشند در صورت تشدید حملات باند ًرهبر ًی برعلیه او، رئیس جمهور رژیم مجبور خواهد شد تا با سرافکندگی تن به استعفای دهد که بخشا ً این امر بعید بنظر میرسد. چرا که محمود احمدی نژاد خوب میداند در مقام رئیس جمهوری رژیم اسلامی باقی ماندن نوعی مصونیت سیاسی برای او و نزدیکشان بهمراه خواهد داشت. تصور نمیرود که ًرهبری ً هم خود پیشقدم حذف احمدی نژاد از گردونه قدرت شود، چرا که برکناری احمدی نژاد از مقام رئیس جمهوری نظام توسط او موجب تضعیف هرچه بیشتر و فروپاشی ًوجه ً نظام در عرصه داخلی و خارجی میشود. همانگونه که برخی از ً اصولگرایان ً مخالف دولت هم اعلام کرده اند؛ دولت احمدی نژاد میبایست دوسال باقی مانده از عمر سیاسی خود را بطور طبیعی طی کند تا بحرانهای داخلی حکومت پیش از این فزونی نگیرد، بویژه در شرایطِ کنونی که بحران سرتا سر خاورمیانه را در برگرفته است. و میدانیم جمهوری اسلامی در وادی این بحران عمیق و گسترده پیش از هر زمانی دیگر شکننده تر بنظر میاید، چرا که تنها دولت حامی سیاست ترور و آشوب آفرینی جمهوری اسلامی در منطقه، سوریه، در آستانه فروپاشی است. امّا یقینا ً احمدی نژاد با توجّه به شرایط مشقت باری که برای او در ساختار نظام پدید آورده اند، رئیس جمهور حکومت باقی خواهد ماند، امّا رئیس جمهوری بی اختیار و بی کفایت، تحت امر ًرهبر ً که میبایست از این لحظه به بعد از هر اقدام خودسرانه برای به چالش کشانیدن قدرت ًرهبری ً پرهیز کند.
Saturday, 25 June 2011
بازداشت اعضای حزب پان ایرانیست
هرانا؛ حجت کلاشی به همراه هشت فعال سیاسی بازداشت شد/
جمعه 03 تیر 1390 ساعت 19:43 |
خبرگزاری هرانا –پس از تهدید تلفنی تنی از اعضای شاخه جوانان حزب پان ایرانیست در خوزستان، ۹ تن از اعضای این حزب توسط نیروهای امنیتی که مسلح به سلاح گرم بودند بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز چهارشنبه یکم تیرماه جاری ماموران وزارت اطلاعات خوزستان طی تماس با دوتن از فعالین حزب پان ایرانیست در این استان به تهدید آنها پرداختند.
زاهد خلفی مسوول تشکیلات حزب مذکور در ماهشهر و سربندر و اوژَن اکبری از اعضای حزب در اهواز به وسیله تماس تلفنی شدیدا تهدید گردیدند که از برگزاری نشستهای سازمان جوانان در اهواز خودداری کنند در غیر اینصورت با وارد شدن به محل جلسه اقدام به بازداشت همه حاضرین خواهند کرد.
متعاقب این تهدید امروز جمعه جلسه ماهانه با حضور حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان برگزار گردید که علیرغم پایان یافتن آن تاکنون خبری از هیچکدام از شرکت کنندگان از جمله حجت کلاشی، اوژن اکبری، میلاد دهقان، فرهاد باغبانی، زاهد خلفی، امین کریمی و سه تن دیگر از حاضرین در جلسه در دست نیست.
یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت که حداقل ۹ نفر در این جلسه بازداشت شدند.
شایان ذکر است سه تن از بازداشت شدگان آقایان حجت کلاشی، میلاددهقان و فرهاد باغبانی که به جرم عضویت در حزب پان ایرانیست و تبلیغ علیه نظام بازداشت شده بودند هم اکنون به قید وثیقه آزاد و در انتظار صدور رای دادگاه انقلاب اهواز هستند. آقای زاهد خلفی نیز در سالهای گذشته در محیط کار زیر فشار بوده و بارها به اداره اطلاعات خوزستان احضار و بازجویی شدهاند.
جمعه 03 تیر 1390 ساعت 19:43 |
خبرگزاری هرانا –پس از تهدید تلفنی تنی از اعضای شاخه جوانان حزب پان ایرانیست در خوزستان، ۹ تن از اعضای این حزب توسط نیروهای امنیتی که مسلح به سلاح گرم بودند بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز چهارشنبه یکم تیرماه جاری ماموران وزارت اطلاعات خوزستان طی تماس با دوتن از فعالین حزب پان ایرانیست در این استان به تهدید آنها پرداختند.
زاهد خلفی مسوول تشکیلات حزب مذکور در ماهشهر و سربندر و اوژَن اکبری از اعضای حزب در اهواز به وسیله تماس تلفنی شدیدا تهدید گردیدند که از برگزاری نشستهای سازمان جوانان در اهواز خودداری کنند در غیر اینصورت با وارد شدن به محل جلسه اقدام به بازداشت همه حاضرین خواهند کرد.
متعاقب این تهدید امروز جمعه جلسه ماهانه با حضور حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان برگزار گردید که علیرغم پایان یافتن آن تاکنون خبری از هیچکدام از شرکت کنندگان از جمله حجت کلاشی، اوژن اکبری، میلاد دهقان، فرهاد باغبانی، زاهد خلفی، امین کریمی و سه تن دیگر از حاضرین در جلسه در دست نیست.
یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت که حداقل ۹ نفر در این جلسه بازداشت شدند.
شایان ذکر است سه تن از بازداشت شدگان آقایان حجت کلاشی، میلاددهقان و فرهاد باغبانی که به جرم عضویت در حزب پان ایرانیست و تبلیغ علیه نظام بازداشت شده بودند هم اکنون به قید وثیقه آزاد و در انتظار صدور رای دادگاه انقلاب اهواز هستند. آقای زاهد خلفی نیز در سالهای گذشته در محیط کار زیر فشار بوده و بارها به اداره اطلاعات خوزستان احضار و بازجویی شدهاند.
Friday, 24 June 2011
راکتور اتمی بوشهر بعد از مرگ کارشناسان
۱۳۹۰/۰۴/۰۳
رضا تقی زاده (تحلیلگر سیاسی)
حادثه هوايی منجر به کشته شدن دست کم پنج کارشناس روسی متخصص در طراحی و راه اندازی راکتور های اتمی، ميتواند ورود به مرحله نهايی توليد، اعمال مديريت دوساله پيمان کاران روسی و همچنين زمان آغاز اداره مستقل راکتور بوشهر توسط کارکنان ايرانی را با تاخير روبرو سازد. سه تن از کارشناسان روسی جان باخته در حادثه هوايی اخير، بعد از دو ماه اقامت در بوشهر اخيرا به کشور خود باز گشته بودند.
شرکت او-ک-بی گيدروپرس، که کارشناسان به قتل رسيده در حادثه هوايی ۲۰ ژوئن را در استخدام خود داشت يکی از پيمانکاران اصلی موسسه دولتی روس اتمی استروی اکسپورت، طرف قرار داد ايران در طراحی، ساخت و راه اندازی راکتور بوشهر است.
موسسه ياد شده بجز بوشهر در طراحی و ساخت ۴ راکتور اتمی ديگر نيز ( منجمله در چين و هند ) مشارکت دارد. از اين لحاظ از دست رفتن کارشناسان ياد شده ميتواند صنايع اتمی روسيه را با مشکلاتی جدی روبرو سازد.
تخصص سه تن از کارشناسان روسی کشته شده در حادثه پرواز از مسکو به پتروزانودسک ( شمال روسيه ) ؛ سرگئی ريژوف، گنادی بانوئيک و نيکولائی ترونوف، راه اندازی و اداره تاسيسات اتمی در شرايط اضطراری بود.
حضور در ايران
هر سه متخصص ياد شده که جان خود را در پرواز هواپيمايی روسی تی-يو-۱۳۴ از دست دادند در فاصله ماه مارس و آوريل در ايران بسر ميبردند. تصميم به خارج ساختن ميله های سوخت اتمی از کوره اصلی راکتور بوشهر بنا به توصيه افراد ياد شده اتخاذ شد.
بار گذاری مجدد سوخت اتمی به راکتور بوشهر نيز بعد از اعلام چراغ سبز توسط متخصصين مزبور صورت گرفت. يکی از زمينه های تخصصی افراد ياد شده مقاوم سازی راکتور های اتمی در برابر زمين لرزه بود.
يکی از دلايل انتخاب شرکت پيمانکاری ياد شده برای تکميل و راه اندازی راکتور بوشهر، تخصص آن در استفاده از تکنولوژی تازه در طراحی و راه اندازی تاسيسات موجود اتمی بود.
راکتور اتمی بوشهر آميزه ای است از طراحی و کاربرد ماشين آلات آلمانی ( زيمنس ) و طراحی تکميلی روسی و قطعات و تجهيزات ساخت کره جنوبی.
نگرانی های حفاظتی
بعد از هجوم کرم سايبری استاکس نت، که گفته شد موجب اختلال جدی در عملکرد راکتور بوشهر شده بود، کوره اصلی راکتور بمنظور پيشگيری از ذوب شدن ميله های سوختی و جلوگيری از نشت احتمالی اتمی خاموش شد.
چند هفته بعد نماينده روسيه در سازمان ناتو ضمن اشاره مستقيم به ارسال کرم سايبری استاکس نت هشدار داد که تکرار چنين حملاتی ميتواند به تکرار فاجعه اتمی چرنوبيل بيانجامد
عربستان سعودی بعد از طرح هشدار روسيه پيرامون احتمال تکرار فاجعه چرنوبيل در بوشهر، راکتور اتمی ايران را با وضعيت پيش آمده در فوکوشيمای ژاپن مقايسه کرد و نسبت به احتمال تکرار آن در ايران اعلام خطر کرد.
دولت کويت نيز پيشتر در مورد احتمال وقوع حادثه در راکتور بوشهر و ضايعات زيست محيطی در منطقه جداگانه اعلام خطر کرده بود.
علاوه بر از کشور های منطقه، موسسه تحقيقات استراتژيکی لندن نيز با انتشار جزوه مستقلی پيرامون نيازهای حفاظتی مرتبط با نيرو گاه اتمی بوشهر توصيه کرده بود که با در نظر گرفتن و اعمال اقدامات حفاظتی تازه، ضريب امنيت نيروگاه بوشهر افزايش يابد- توصيه ای که پاره ای از کشورهای دارای نيروگاه اتمی ( منجمله آلمان ) بعد از بروز حادثه در چهار نيروگاه اتمی واقع در فوکوشيما قويا مورد توجه قرار دادند.
تعطيل موقت نيروگاه
سه کارشناس کشته شده روسی که مديران اصلی بخش طراحی و حفاظت شرکت او-ک-بی گيدروپرس ( پيمانکار اصلی بوشهر ) بشمار ميرفتند، علی رغم عدم تمايل ايران برای تحمل يک تاخير تازه در راه اندازی نيروگاه بوشهر ماه فوريه و مارس سال جاری را در بوشهر بسر برده و پس از بررسی وضعيت ناشی از نفوذ استاکس نت در نيروگاه تصميم به توقف کار در آن گرفتند.
در وضعيت کنونی که راکتور بوشهر در مراحل نهايی راه اندازی است، فقدان پنج کارشناس از دست رفته، بخصوص سه متخصص ارشد دست درکار در آن ميتواند پيمانکاران روسی را برای جانشينی آنها با دشواری های جدی روبرو سازد.
با توجه به مفاد قرار داد ايران با روسيه و تعهد اداره دوساله نيروگاه اتمی بوشهر توسط متخصصين روسی، و همزمان، تربيت کارکنان ايرانی برای بدست گرفتن مستقل مسئوليت اداره آن، کشته شدن متخصصين موسسه اتمی پيمانکار بوشهر ميتواند به بروز تاخير تازه در هر دو زمينه راه اندازی کامل و همچنين زمان آغاز اداره آن توسط کادر های ايرانی بيانجامد.
مقامات اتمی و سياسی ايران با وجود مطلع شدن از حادثه، تاکنون از ابراز نظر پيرامون تاثير آن بر روند تکميل و راه اندازی نيروگاه بوشهر خودداری ورزيده اند. سايت اينترنتی شرکت او-ک-بی گيدروپرس بعد از بروز حادثه هوايی اخير با نوار سياهی به نشانه سوگواری تزئين شده است
رضا تقی زاده (تحلیلگر سیاسی)
حادثه هوايی منجر به کشته شدن دست کم پنج کارشناس روسی متخصص در طراحی و راه اندازی راکتور های اتمی، ميتواند ورود به مرحله نهايی توليد، اعمال مديريت دوساله پيمان کاران روسی و همچنين زمان آغاز اداره مستقل راکتور بوشهر توسط کارکنان ايرانی را با تاخير روبرو سازد. سه تن از کارشناسان روسی جان باخته در حادثه هوايی اخير، بعد از دو ماه اقامت در بوشهر اخيرا به کشور خود باز گشته بودند.
شرکت او-ک-بی گيدروپرس، که کارشناسان به قتل رسيده در حادثه هوايی ۲۰ ژوئن را در استخدام خود داشت يکی از پيمانکاران اصلی موسسه دولتی روس اتمی استروی اکسپورت، طرف قرار داد ايران در طراحی، ساخت و راه اندازی راکتور بوشهر است.
موسسه ياد شده بجز بوشهر در طراحی و ساخت ۴ راکتور اتمی ديگر نيز ( منجمله در چين و هند ) مشارکت دارد. از اين لحاظ از دست رفتن کارشناسان ياد شده ميتواند صنايع اتمی روسيه را با مشکلاتی جدی روبرو سازد.
تخصص سه تن از کارشناسان روسی کشته شده در حادثه پرواز از مسکو به پتروزانودسک ( شمال روسيه ) ؛ سرگئی ريژوف، گنادی بانوئيک و نيکولائی ترونوف، راه اندازی و اداره تاسيسات اتمی در شرايط اضطراری بود.
حضور در ايران
هر سه متخصص ياد شده که جان خود را در پرواز هواپيمايی روسی تی-يو-۱۳۴ از دست دادند در فاصله ماه مارس و آوريل در ايران بسر ميبردند. تصميم به خارج ساختن ميله های سوخت اتمی از کوره اصلی راکتور بوشهر بنا به توصيه افراد ياد شده اتخاذ شد.
بار گذاری مجدد سوخت اتمی به راکتور بوشهر نيز بعد از اعلام چراغ سبز توسط متخصصين مزبور صورت گرفت. يکی از زمينه های تخصصی افراد ياد شده مقاوم سازی راکتور های اتمی در برابر زمين لرزه بود.
يکی از دلايل انتخاب شرکت پيمانکاری ياد شده برای تکميل و راه اندازی راکتور بوشهر، تخصص آن در استفاده از تکنولوژی تازه در طراحی و راه اندازی تاسيسات موجود اتمی بود.
راکتور اتمی بوشهر آميزه ای است از طراحی و کاربرد ماشين آلات آلمانی ( زيمنس ) و طراحی تکميلی روسی و قطعات و تجهيزات ساخت کره جنوبی.
نگرانی های حفاظتی
بعد از هجوم کرم سايبری استاکس نت، که گفته شد موجب اختلال جدی در عملکرد راکتور بوشهر شده بود، کوره اصلی راکتور بمنظور پيشگيری از ذوب شدن ميله های سوختی و جلوگيری از نشت احتمالی اتمی خاموش شد.
چند هفته بعد نماينده روسيه در سازمان ناتو ضمن اشاره مستقيم به ارسال کرم سايبری استاکس نت هشدار داد که تکرار چنين حملاتی ميتواند به تکرار فاجعه اتمی چرنوبيل بيانجامد
عربستان سعودی بعد از طرح هشدار روسيه پيرامون احتمال تکرار فاجعه چرنوبيل در بوشهر، راکتور اتمی ايران را با وضعيت پيش آمده در فوکوشيمای ژاپن مقايسه کرد و نسبت به احتمال تکرار آن در ايران اعلام خطر کرد.
دولت کويت نيز پيشتر در مورد احتمال وقوع حادثه در راکتور بوشهر و ضايعات زيست محيطی در منطقه جداگانه اعلام خطر کرده بود.
علاوه بر از کشور های منطقه، موسسه تحقيقات استراتژيکی لندن نيز با انتشار جزوه مستقلی پيرامون نيازهای حفاظتی مرتبط با نيرو گاه اتمی بوشهر توصيه کرده بود که با در نظر گرفتن و اعمال اقدامات حفاظتی تازه، ضريب امنيت نيروگاه بوشهر افزايش يابد- توصيه ای که پاره ای از کشورهای دارای نيروگاه اتمی ( منجمله آلمان ) بعد از بروز حادثه در چهار نيروگاه اتمی واقع در فوکوشيما قويا مورد توجه قرار دادند.
تعطيل موقت نيروگاه
سه کارشناس کشته شده روسی که مديران اصلی بخش طراحی و حفاظت شرکت او-ک-بی گيدروپرس ( پيمانکار اصلی بوشهر ) بشمار ميرفتند، علی رغم عدم تمايل ايران برای تحمل يک تاخير تازه در راه اندازی نيروگاه بوشهر ماه فوريه و مارس سال جاری را در بوشهر بسر برده و پس از بررسی وضعيت ناشی از نفوذ استاکس نت در نيروگاه تصميم به توقف کار در آن گرفتند.
در وضعيت کنونی که راکتور بوشهر در مراحل نهايی راه اندازی است، فقدان پنج کارشناس از دست رفته، بخصوص سه متخصص ارشد دست درکار در آن ميتواند پيمانکاران روسی را برای جانشينی آنها با دشواری های جدی روبرو سازد.
با توجه به مفاد قرار داد ايران با روسيه و تعهد اداره دوساله نيروگاه اتمی بوشهر توسط متخصصين روسی، و همزمان، تربيت کارکنان ايرانی برای بدست گرفتن مستقل مسئوليت اداره آن، کشته شدن متخصصين موسسه اتمی پيمانکار بوشهر ميتواند به بروز تاخير تازه در هر دو زمينه راه اندازی کامل و همچنين زمان آغاز اداره آن توسط کادر های ايرانی بيانجامد.
مقامات اتمی و سياسی ايران با وجود مطلع شدن از حادثه، تاکنون از ابراز نظر پيرامون تاثير آن بر روند تکميل و راه اندازی نيروگاه بوشهر خودداری ورزيده اند. سايت اينترنتی شرکت او-ک-بی گيدروپرس بعد از بروز حادثه هوايی اخير با نوار سياهی به نشانه سوگواری تزئين شده است
Wednesday, 22 June 2011
تسلیت
دوستان و هم اندیشان گرامی جبهۀ ملی ایران- واشنگتن
با اندوه بسیار بدین وسیله در گذشت مهندس فریبرز شادمان، خواهر زادۀ، دکتر حسن بوشهری
دوست گرانمایه مان را به آگاهی می رساند. مراسم یاد بود آن شادروان روز شنبه 25 ژوئن از ساعت چهار بعد از ظهر در فالز چرچ ویرجینیا برگذار خواهد شد
جبهه ملی ایران در خارج کشور
با اندوه بسیار بدین وسیله در گذشت مهندس فریبرز شادمان، خواهر زادۀ، دکتر حسن بوشهری
دوست گرانمایه مان را به آگاهی می رساند. مراسم یاد بود آن شادروان روز شنبه 25 ژوئن از ساعت چهار بعد از ظهر در فالز چرچ ویرجینیا برگذار خواهد شد
جبهه ملی ایران در خارج کشور
مقاله از اقای علی ضرابی
عقده های برخواسته از حکومت جمهوری اسلامی
در این چند روز جنایاتی در کشورما رخ داده که تاکنون در کشور ما ویا هیچ کشوری رخ نداده است. وبه نظرم شما هم نشنیده باشید که عده ای در روز روشن ویا شب تاریک به خانه و کاشانه مردم بریزند و با زور و عنف عمل غیرانسانی و غیرحیوانی جنسی با بانوان آن خانه انجام دهند. البته این چنین اخباری ساختگی به نظرمیرسید ولی من امروز شرح آنرا از زبان دادستان جمهوری اسلامی شنیدم؟ داستان گلستان خود اعلام کرد که متأسفانه عده ای روزگذشته به منزل بانوئی هجوم برده و همه آنها به عنف به آن خانم تجاوزکرده اند ومن دستور پیگیری و پرونده دستگیری مجرمین را دادم. امیدوارم هرچه زودتر مجرمین را گرفته وسزای عمل غیرانسانی آنها داده شود. خبرگیج کننده است و عجیب اینکه در محل دیگری در اطراف کاشمر در روز روشن عده ای از دیوار منزلی که صاحبخانه و میهمان زن ومرد او در آنجا حضور داشته اند وارد شده و زنان را از مردان جدا نموده و بانوان را مورد تجاوزجنسی قرار داده اند. چنین اخباری حیرت انگیز و غیرقابل قبول است ولی متأسفانه حقیقت دارد کمی فکرکنید این بانوان نگون بخت پس از این جنایت درچه حالی میتوانند باشند. بطور قطع همه آنها مرگ را درچنین وضعیتی آرزو دارند این بانوان و همسران و برادران و کسان آنها پس از این واقعه وحشتناک درچه وضعی می توانند باشند؟
منشأ این گونه جنایات کجاست؟ از نظر نگارنده خیلی راحت می توان گفت اعمال و کردارو قوانینی که منطبق با عرف امروز به هیچ وجه منطقی نیست. منشأ چنین جنایاتی می تواند باشد. زمانیکه پسران را که پیراهن آستین کوتاه بپوشند ویا موی سر خود را بطوری که دلشان می خواهد آرایش کنند ویا دختران و بانوانی را که صورت خود را آرایش نرمی نموده اند ویا موی سر آنها از زیر روسری کمی بیرون آمده باید شلاق بخورند و حتک حیثیت آبروی آنها بشود. تاچه حد می تواند برای جوانان عقده ساز باشد آیا یورش به منزل مردم و دست درازی وحتک حرمت ناموس مردم از این عقده ها ناشی نیست؟ چرا چنین اتفاقی در کشورهای اروپایی و حتی در کشورهای مسلمان که زنان آزادی بیشتری دارند و لااقل پلیس و قانون به پوشش آنها کاری ندارد این اتفاقات غیرانسانی رخ نمی دهد.
قوانین ودستورات و فشار غیرانسانی به هر ملتی موجب طغیان ملت ها را فراهم می کند و بدبختانه همه این نارسایی ها از بغض و عقده هایی می باشد که حاکمان خود فریب داده گرفتارآن هستند و دستآورد آنهم بطورقطع زوال آنها خواهد بود.
در این چند روز جنایاتی در کشورما رخ داده که تاکنون در کشور ما ویا هیچ کشوری رخ نداده است. وبه نظرم شما هم نشنیده باشید که عده ای در روز روشن ویا شب تاریک به خانه و کاشانه مردم بریزند و با زور و عنف عمل غیرانسانی و غیرحیوانی جنسی با بانوان آن خانه انجام دهند. البته این چنین اخباری ساختگی به نظرمیرسید ولی من امروز شرح آنرا از زبان دادستان جمهوری اسلامی شنیدم؟ داستان گلستان خود اعلام کرد که متأسفانه عده ای روزگذشته به منزل بانوئی هجوم برده و همه آنها به عنف به آن خانم تجاوزکرده اند ومن دستور پیگیری و پرونده دستگیری مجرمین را دادم. امیدوارم هرچه زودتر مجرمین را گرفته وسزای عمل غیرانسانی آنها داده شود. خبرگیج کننده است و عجیب اینکه در محل دیگری در اطراف کاشمر در روز روشن عده ای از دیوار منزلی که صاحبخانه و میهمان زن ومرد او در آنجا حضور داشته اند وارد شده و زنان را از مردان جدا نموده و بانوان را مورد تجاوزجنسی قرار داده اند. چنین اخباری حیرت انگیز و غیرقابل قبول است ولی متأسفانه حقیقت دارد کمی فکرکنید این بانوان نگون بخت پس از این جنایت درچه حالی میتوانند باشند. بطور قطع همه آنها مرگ را درچنین وضعیتی آرزو دارند این بانوان و همسران و برادران و کسان آنها پس از این واقعه وحشتناک درچه وضعی می توانند باشند؟
منشأ این گونه جنایات کجاست؟ از نظر نگارنده خیلی راحت می توان گفت اعمال و کردارو قوانینی که منطبق با عرف امروز به هیچ وجه منطقی نیست. منشأ چنین جنایاتی می تواند باشد. زمانیکه پسران را که پیراهن آستین کوتاه بپوشند ویا موی سر خود را بطوری که دلشان می خواهد آرایش کنند ویا دختران و بانوانی را که صورت خود را آرایش نرمی نموده اند ویا موی سر آنها از زیر روسری کمی بیرون آمده باید شلاق بخورند و حتک حیثیت آبروی آنها بشود. تاچه حد می تواند برای جوانان عقده ساز باشد آیا یورش به منزل مردم و دست درازی وحتک حرمت ناموس مردم از این عقده ها ناشی نیست؟ چرا چنین اتفاقی در کشورهای اروپایی و حتی در کشورهای مسلمان که زنان آزادی بیشتری دارند و لااقل پلیس و قانون به پوشش آنها کاری ندارد این اتفاقات غیرانسانی رخ نمی دهد.
قوانین ودستورات و فشار غیرانسانی به هر ملتی موجب طغیان ملت ها را فراهم می کند و بدبختانه همه این نارسایی ها از بغض و عقده هایی می باشد که حاکمان خود فریب داده گرفتارآن هستند و دستآورد آنهم بطورقطع زوال آنها خواهد بود.
Tuesday, 21 June 2011
مقاله ازداود هرمیداس باوند
ترکیه؛ یک پیروزی، چند نگاه - داود هرمیداس باوند
پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی هفته گذشته ترکیه را میتوان از زوایای مختلفی ارزیابی کرد. اگرچه نگاهی مختصر به عمده این جوانب، نشان از موفقیت این حزب در پیشبرد و توسعه دموکراتیک سیاسی و اقتصادی این کشور دارد.
در نگاه نخست، ترکیه همواره از شکافی که میان بافت اجتماعی شرق این کشور (آناتولی) و قسمت اروپایینشین آن وجود داشته رنج برده است. چه بخش شرقی آن، جامعه سنتی و مذهبی بهشمار میرود و بخش غربی آن نیز با ارزشهای غربی آشنایی قدیمی داشته لذا تصور میشد که این شکاف در لایه اجتماعی سببساز یک تنش بزرگ اجتماعی شود. با این وجود، دولتمداری حزب عدالت و توسعه و استمرار آن به نوعی به تعدیل این شکاف و کنترل آن منجر شده است. این نوع مدیریت چنین بحران بالقوهیی در پایان مفید به حال ثبات ترکیه تمام شده است.
از طرف دیگر اگرچه اقبال عمومی به حزب رجب طیب اردوغان در سال ۲۰۰۳ مصادف شد با وضع وخیم اقتصادی ترکیه اما این حزب از این آزمون نیز سربلند بیرون آمد.
رهیافتهای سیاسی ترکیه نیز پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه از سال ۲۰۰۳ به این سو دستخوش تغییر و تحولات شگرفی شده است. از یک سو فضای سیاسی داخلی ترکیه به نسبت گذشته در واکنش به نیروهای سیاسی اقلیت معتدل شده است و هم اینک اعضای سابق پ.ک.ک میتوانند به راحتی بخت خود را برای ورود به پارلمان و تصدی دیگر سمتهای سیاسی این کشور به آزمون گذارند.
اردوغان طی تقریبا ۹ سال نخستوزیری خود، سرمایهگذاری قابل توجهی در منطقه کردنشین دیار بکر داشته و همین سببساز تعدیل تنشهای قومی که سابقا آنتاگونیستی پنداشته میشد شده است. به همین دلیل هماکنون نه تنها منطقه دیار بکر با رونق اقتصادی غیر قابل مقایسهیی نسبت به گذشته برخوردار است که امکان فعالیت سیاسی مسالمتآمیز پ. ک. ک، این امید را برای ترکیه به همراه دارد که بتوانند ستیزهای قومیتی میان کردها و ترکها را به حداقل رساند. اردوغان و اعضای حزب او امیدوارند در ادامه سیاستهای موفقیتآمیز سابق خود، با برداشتن گامهایی رسا در زمینه حل مساله کردها روزی شاهد اتمام این مناقشه بغرنج باشند.
از سوی دیگر، ترکیه به مدد دیپلماسی موفقی که از خود عرضه داشته توانسته به نوعی نقش شیخوخیت قابلتوجهی از خود در منطقه خاورمیانه به منصه ظهور رساند. اینک، این کشور نه تنها یک پای ثابت در مذاکره و میانجیگری برای حل مسائل و مناقشات خاورمیانه به حساب میآید که سعی میکند این نقش را نیز با سعه صدری که لازمه حل معضلات خاورمیانه است همراه کند.
ترکیه در وقایع اخیر این منطقه، موسوم به بهار عربی از انقلابهای مردمی شدیدا حمایت کرده است و به دولتهای منطقه توصیه کرده تا خواستههای مردمی را تمام و کمال جامه عمل بپوشانند. به این واسطه برخلاف ادعای مخالفان حزب عدالت و توسعه، حمایت ترکیه از وقایع سوریه و اجازه برای ورود پناهجویان این کشور به خاک آنکارا و سپس پذیرایی قابلتوجه از آنها نه تنها ژستی سیاسی برای پیروزی در انتخابات پارلمانی نبوده است که از نیت این حزب برای توسعه دموکراتیک خاورمیانه خبر میدهد.
از طرفی اردوغان کوشیده تا بتواند راهحلی برای رفع منازعه کهنه میان ارمنستان و آنکارا بیابد. این موضوع از آن جهت که رابطه متقابل آنکارا و ایروان را برای سالهای متمادی تیره و تار کرده از اهمیت شایان توجهی برخوردار است. خاصه آنکه برقراری این رابطه میتواند به برقراری و سپس ارتقای مناسبات اقتصادی هر دو کشور که در موقعیت استراتژیکی نیز قرار دارند بینجامد. سرمایهگذاری در منطقه قفقاز و چه بسا پرداخت غرامت نسبی به ترکیه بابت وقایع مربوط میان دولت عثمانی و ارمنیتبارها از رهیافتهای اردوغان برای بهبود روابط میان این دو کشور بهشمار میرود.
تمام این موفقیتها باعث شده که ترکیه امروز با کسب اعتماد به نفسی واقعی برخلاف دورههای قبل، تلاش کمتری برای پیوستن به اتحادیه اروپا از خود نشان دهد. حزب عدالت و توسعه واقف است که موفقیتهای پرشمار ترکیه چه در عرصه اقتصادی و چه در عرصه سیاسی سبب میشود که در آیندهیی نزدیک، اتحادیه اروپا خود برای دعوت از این کشور برای فعالیت در قالب این اتحادیه پیشقدم شود.
با این وجود، باید عدم موفقیت این حزب در کسب دوسوم کرسیهای پارلمان را به فال نیک گرفت. چه از آنجا که وجود احزاب گوناگون و متکثر در اجتماع و نهادهای تصمیمگیر لازمه تداوم دموکراسی است، لذا پیروزی کامل حزب عدالت و توسعه میتوانست در برههیی از زمان خدشهیی بر روند دموکراتیک این کشور وارد آورد.
در مجموع به نظر میرسد که برخلاف ادعاهای مخالفان اردوغان، پیروزی سوم حزب متبوع او نردبانی برای رسیدن به اسلامیزه کردن فضای سیاسی- اجتماعی ترکیه نخواهد بود. طی این سالها نه تنها این حزب تلاشی برای اتخاذ سیاستهای تحمیلی برای اسلامی کردن ترکیه از خود نشان نداده است که ظاهرا این حزب اسلامگرا با درک ضرورت فضای ترکیه و انطباق خود با منطق مبنی بر احترام به دموکراسی، چندگرایی و حقوق بشر راه توسعه و پیشرفت ترکیه را به خوبی در حال پیمودن است
پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی هفته گذشته ترکیه را میتوان از زوایای مختلفی ارزیابی کرد. اگرچه نگاهی مختصر به عمده این جوانب، نشان از موفقیت این حزب در پیشبرد و توسعه دموکراتیک سیاسی و اقتصادی این کشور دارد.
در نگاه نخست، ترکیه همواره از شکافی که میان بافت اجتماعی شرق این کشور (آناتولی) و قسمت اروپایینشین آن وجود داشته رنج برده است. چه بخش شرقی آن، جامعه سنتی و مذهبی بهشمار میرود و بخش غربی آن نیز با ارزشهای غربی آشنایی قدیمی داشته لذا تصور میشد که این شکاف در لایه اجتماعی سببساز یک تنش بزرگ اجتماعی شود. با این وجود، دولتمداری حزب عدالت و توسعه و استمرار آن به نوعی به تعدیل این شکاف و کنترل آن منجر شده است. این نوع مدیریت چنین بحران بالقوهیی در پایان مفید به حال ثبات ترکیه تمام شده است.
از طرف دیگر اگرچه اقبال عمومی به حزب رجب طیب اردوغان در سال ۲۰۰۳ مصادف شد با وضع وخیم اقتصادی ترکیه اما این حزب از این آزمون نیز سربلند بیرون آمد.
رهیافتهای سیاسی ترکیه نیز پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه از سال ۲۰۰۳ به این سو دستخوش تغییر و تحولات شگرفی شده است. از یک سو فضای سیاسی داخلی ترکیه به نسبت گذشته در واکنش به نیروهای سیاسی اقلیت معتدل شده است و هم اینک اعضای سابق پ.ک.ک میتوانند به راحتی بخت خود را برای ورود به پارلمان و تصدی دیگر سمتهای سیاسی این کشور به آزمون گذارند.
اردوغان طی تقریبا ۹ سال نخستوزیری خود، سرمایهگذاری قابل توجهی در منطقه کردنشین دیار بکر داشته و همین سببساز تعدیل تنشهای قومی که سابقا آنتاگونیستی پنداشته میشد شده است. به همین دلیل هماکنون نه تنها منطقه دیار بکر با رونق اقتصادی غیر قابل مقایسهیی نسبت به گذشته برخوردار است که امکان فعالیت سیاسی مسالمتآمیز پ. ک. ک، این امید را برای ترکیه به همراه دارد که بتوانند ستیزهای قومیتی میان کردها و ترکها را به حداقل رساند. اردوغان و اعضای حزب او امیدوارند در ادامه سیاستهای موفقیتآمیز سابق خود، با برداشتن گامهایی رسا در زمینه حل مساله کردها روزی شاهد اتمام این مناقشه بغرنج باشند.
از سوی دیگر، ترکیه به مدد دیپلماسی موفقی که از خود عرضه داشته توانسته به نوعی نقش شیخوخیت قابلتوجهی از خود در منطقه خاورمیانه به منصه ظهور رساند. اینک، این کشور نه تنها یک پای ثابت در مذاکره و میانجیگری برای حل مسائل و مناقشات خاورمیانه به حساب میآید که سعی میکند این نقش را نیز با سعه صدری که لازمه حل معضلات خاورمیانه است همراه کند.
ترکیه در وقایع اخیر این منطقه، موسوم به بهار عربی از انقلابهای مردمی شدیدا حمایت کرده است و به دولتهای منطقه توصیه کرده تا خواستههای مردمی را تمام و کمال جامه عمل بپوشانند. به این واسطه برخلاف ادعای مخالفان حزب عدالت و توسعه، حمایت ترکیه از وقایع سوریه و اجازه برای ورود پناهجویان این کشور به خاک آنکارا و سپس پذیرایی قابلتوجه از آنها نه تنها ژستی سیاسی برای پیروزی در انتخابات پارلمانی نبوده است که از نیت این حزب برای توسعه دموکراتیک خاورمیانه خبر میدهد.
از طرفی اردوغان کوشیده تا بتواند راهحلی برای رفع منازعه کهنه میان ارمنستان و آنکارا بیابد. این موضوع از آن جهت که رابطه متقابل آنکارا و ایروان را برای سالهای متمادی تیره و تار کرده از اهمیت شایان توجهی برخوردار است. خاصه آنکه برقراری این رابطه میتواند به برقراری و سپس ارتقای مناسبات اقتصادی هر دو کشور که در موقعیت استراتژیکی نیز قرار دارند بینجامد. سرمایهگذاری در منطقه قفقاز و چه بسا پرداخت غرامت نسبی به ترکیه بابت وقایع مربوط میان دولت عثمانی و ارمنیتبارها از رهیافتهای اردوغان برای بهبود روابط میان این دو کشور بهشمار میرود.
تمام این موفقیتها باعث شده که ترکیه امروز با کسب اعتماد به نفسی واقعی برخلاف دورههای قبل، تلاش کمتری برای پیوستن به اتحادیه اروپا از خود نشان دهد. حزب عدالت و توسعه واقف است که موفقیتهای پرشمار ترکیه چه در عرصه اقتصادی و چه در عرصه سیاسی سبب میشود که در آیندهیی نزدیک، اتحادیه اروپا خود برای دعوت از این کشور برای فعالیت در قالب این اتحادیه پیشقدم شود.
با این وجود، باید عدم موفقیت این حزب در کسب دوسوم کرسیهای پارلمان را به فال نیک گرفت. چه از آنجا که وجود احزاب گوناگون و متکثر در اجتماع و نهادهای تصمیمگیر لازمه تداوم دموکراسی است، لذا پیروزی کامل حزب عدالت و توسعه میتوانست در برههیی از زمان خدشهیی بر روند دموکراتیک این کشور وارد آورد.
در مجموع به نظر میرسد که برخلاف ادعاهای مخالفان اردوغان، پیروزی سوم حزب متبوع او نردبانی برای رسیدن به اسلامیزه کردن فضای سیاسی- اجتماعی ترکیه نخواهد بود. طی این سالها نه تنها این حزب تلاشی برای اتخاذ سیاستهای تحمیلی برای اسلامی کردن ترکیه از خود نشان نداده است که ظاهرا این حزب اسلامگرا با درک ضرورت فضای ترکیه و انطباق خود با منطق مبنی بر احترام به دموکراسی، چندگرایی و حقوق بشر راه توسعه و پیشرفت ترکیه را به خوبی در حال پیمودن است
نامه سرگشاده جناب اقای ادیب برومند
درپاسخ نامه سرگشاده
درتاریخ 20 /3 /90 نامه ی سرگشاده ای بادرج نام سیزده نفر از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران خطاب به این جانب در یکی از رسانه های اینتر نتی انتشار یافته است ، بدون این که قبلا این نامه را به مرجع مورد نظر ارسال نموده باشند .
این جانب طرح کردن نظرات درون سازمانی را در رسانه های عمومی جایز ندانسته ، این گونه حرکات را برخلاف موازین تشکیلاتی ودر جهت صدمه زدن به شئون سازمان میدانم . ولی چون از طرف تنی چند به این کار مبادرت شده است من هم ناگزیر به پاسخگوئی با همین روش هستم . درمورد این نامه سرگشاده در گفتگو با پاره ای افراد که نامشان در زیر آن آورده شده است آشکار گردید که ازاین نامه و درج اسم خود درزیر آن بی اطلاع هستند . اصولا اینگونه تشبثات وسوء استفاده از امضای افراد درزیر چنین نامه هائی در شان یک عضو شورای مرکزی که پیشگام این کارهاست نخواهد بود . افزون بر این آقای مهندس امیرانتظام به علت محظوراتی که دارند هیچگاه در جلسات شورا شرکت نمی کنند وتنها به عنوان مشاور در کنار جبهه ملی هستند نه درمتن موضوع مطروح وغیر مشورتی که اینجا از امضای ایشان سوء استفاده شده است .
اینک به عنوان توضیح به خوانندگان نامه وپاسخ به نویسندگان آن به آگاهی می رسانم که در جلسه شورای مرکزی جبهه ملی ایران که برطبق اساسنامه درهمه حال تا تشکیل کنگره جانشین آن میباشد در تاریخ 19 / 1 /89 مصوب گردید که هفت نفر از اعضای شورا که به علت بیماری یا کهولت یا مسافرت مجاز به خارج ، درجلسات شورا شرکت نمی کنند از محاسبه ی نصاب رای شورا خارج شوند وبه احترام سوابقشان نام آنان فقط در آگهی ها درلیست شورا باقی بماند وبا این ترتیب به حکایت صورت جلسه نفرات نصاب شورا به 27 نفر تصویب شده که پس از درگذشت روانشاد حسین راضی این عده 26 نفر گردیدند. وباحضور 17 نفربرای اتخاذ هرگونه تصمیمی اکثریت دوسوم حاصل است واین اکثریت می تواند به وظایف خود در اجرای اساسنامه به ویژه اجرای اصل شانزدهم دائر بر تقویت کردن شورا بوسیله ی گزینش اعضای صلاحیت دار سازمان های جبهه ملی اقدام نماید . بسی مایه ی تاسف است که در نامه خود اعضای رای دهنده را 33 نفرقلمداد نموده وذکر کرده اید که با حضور نیافتن خود جلسه ی شورا را فاقد حد نصاب لازم برای رای گیری می دانید در حالیکه شورای مرکزی جبهه ملی برای هرگونه مذاکره و درنهایت ، اجرای رای وتصمیم با اکثریت 17 نفر آمادگی دارد ، عدم حضور شما درآن چه توجیهی جز جلوگیری و ممانعت از تقویت و انسجام جبهه ملی می تواند داشته باشد ؟ مگر اینکه اقلیتی برآن باشدکه از نظر اکثریت عدول نموده ، نظرات خودرا براکثریت تحمیل کند که این کاملا برخلاف دموکراسی در جبهه ای است که 62 سال برای تحقق آن مجاهده کرده است .
درپایان متذکر میشوم که هیچکس مخالف با تشکیل پلنوم صحیح و آبرومند وغیرقابل دستبرد برای اعضای شورای مرکزی نیست . مخالفت شورا بارای گیری غیر حضوری ومکاتبه ای که دارای عیب های فراوان است (بدون رعایت توالی فاسد واعمال نظرات کارشناسانه ) به دلیل مخالفت شدید سازمان ها و نهادهای جبهه ملی بوده است .
رئیس شورای مرکزی وهیئت رهبری جبهه ملی ایران
ادیب برومند
30 /3 / 1390
درتاریخ 20 /3 /90 نامه ی سرگشاده ای بادرج نام سیزده نفر از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران خطاب به این جانب در یکی از رسانه های اینتر نتی انتشار یافته است ، بدون این که قبلا این نامه را به مرجع مورد نظر ارسال نموده باشند .
این جانب طرح کردن نظرات درون سازمانی را در رسانه های عمومی جایز ندانسته ، این گونه حرکات را برخلاف موازین تشکیلاتی ودر جهت صدمه زدن به شئون سازمان میدانم . ولی چون از طرف تنی چند به این کار مبادرت شده است من هم ناگزیر به پاسخگوئی با همین روش هستم . درمورد این نامه سرگشاده در گفتگو با پاره ای افراد که نامشان در زیر آن آورده شده است آشکار گردید که ازاین نامه و درج اسم خود درزیر آن بی اطلاع هستند . اصولا اینگونه تشبثات وسوء استفاده از امضای افراد درزیر چنین نامه هائی در شان یک عضو شورای مرکزی که پیشگام این کارهاست نخواهد بود . افزون بر این آقای مهندس امیرانتظام به علت محظوراتی که دارند هیچگاه در جلسات شورا شرکت نمی کنند وتنها به عنوان مشاور در کنار جبهه ملی هستند نه درمتن موضوع مطروح وغیر مشورتی که اینجا از امضای ایشان سوء استفاده شده است .
اینک به عنوان توضیح به خوانندگان نامه وپاسخ به نویسندگان آن به آگاهی می رسانم که در جلسه شورای مرکزی جبهه ملی ایران که برطبق اساسنامه درهمه حال تا تشکیل کنگره جانشین آن میباشد در تاریخ 19 / 1 /89 مصوب گردید که هفت نفر از اعضای شورا که به علت بیماری یا کهولت یا مسافرت مجاز به خارج ، درجلسات شورا شرکت نمی کنند از محاسبه ی نصاب رای شورا خارج شوند وبه احترام سوابقشان نام آنان فقط در آگهی ها درلیست شورا باقی بماند وبا این ترتیب به حکایت صورت جلسه نفرات نصاب شورا به 27 نفر تصویب شده که پس از درگذشت روانشاد حسین راضی این عده 26 نفر گردیدند. وباحضور 17 نفربرای اتخاذ هرگونه تصمیمی اکثریت دوسوم حاصل است واین اکثریت می تواند به وظایف خود در اجرای اساسنامه به ویژه اجرای اصل شانزدهم دائر بر تقویت کردن شورا بوسیله ی گزینش اعضای صلاحیت دار سازمان های جبهه ملی اقدام نماید . بسی مایه ی تاسف است که در نامه خود اعضای رای دهنده را 33 نفرقلمداد نموده وذکر کرده اید که با حضور نیافتن خود جلسه ی شورا را فاقد حد نصاب لازم برای رای گیری می دانید در حالیکه شورای مرکزی جبهه ملی برای هرگونه مذاکره و درنهایت ، اجرای رای وتصمیم با اکثریت 17 نفر آمادگی دارد ، عدم حضور شما درآن چه توجیهی جز جلوگیری و ممانعت از تقویت و انسجام جبهه ملی می تواند داشته باشد ؟ مگر اینکه اقلیتی برآن باشدکه از نظر اکثریت عدول نموده ، نظرات خودرا براکثریت تحمیل کند که این کاملا برخلاف دموکراسی در جبهه ای است که 62 سال برای تحقق آن مجاهده کرده است .
درپایان متذکر میشوم که هیچکس مخالف با تشکیل پلنوم صحیح و آبرومند وغیرقابل دستبرد برای اعضای شورای مرکزی نیست . مخالفت شورا بارای گیری غیر حضوری ومکاتبه ای که دارای عیب های فراوان است (بدون رعایت توالی فاسد واعمال نظرات کارشناسانه ) به دلیل مخالفت شدید سازمان ها و نهادهای جبهه ملی بوده است .
رئیس شورای مرکزی وهیئت رهبری جبهه ملی ایران
ادیب برومند
30 /3 / 1390
تجاوز دستجمعی به زنان در جمهوری اسلامی
اینبار، تعرض گروهی به پزشك مجرد در گلستان/ متعرضان دستگیر شدند
قضیه از این قرار بوده كه پزشك جوان، مجرد و متعهدی كه به انگیزه خدمت به مردم محروم در یكی از روستای گلستان در امر پزشك خانواده خدمت می كرد از سوی چهار نفر مورد تعرض قرار می گیرد. …مسئولان دادگستری گلستان از بازگشایی پرونده آزار و اذیت دو دختر كه یكی از آنها به قتل رسیده در شعبات مختلف دادگستری این استان خبر دادند.
مسئولان قضایی گلستان در نشست مطبوعاتی با اهالی رسانه به مناسبت هفته قوه قضاییه، پرده از جنایاتی برداشتند كه علیه یك پزشك زن و یك دختر در یك منطقه روستایی و یكی از شهرهای استان رخ داده است.
قضیه از این قرار بوده كه پزشك جوان، مجرد و متعهدی كه به انگیزه خدمت به مردم محروم در یكی از روستای گلستان در امر پزشك خانواده خدمت می كرد از سوی چهار نفر مورد تعرض قرار می گیرد.
افراد به بهانه دریافت خدمات درمانی به این پزشك مراجعه و وی را مورد اذیت و آزار قرار می دهند.
همچنین مسئولان قضایی گلستان از پرونده قتل دختری جوان در یكی از شهرستانهای استان خبر دادند.
این حادثه كه موجی از تاثر و اندوه را بین مردم مذهبی استان گلستان ایجاد كرده است، از این قرار بوده كه دو نفر، دختری را در یكی از شهرهای گلستان می ربایند و پس از آزار و اذیت در جنگلهای منطقه به قتل می رسانند.
دادستان مركز گلستان با اشاره به جزئیات دو حادثه فجیع گفت: پزشك خانواده و شاكی پرونده ابتدا قضیه را سرقت معرفی می كند و سپس پرده از ظلمی كه در حقش روا شده است بر می دارد.
عباس پوریانی گفت: پرونده این افراد در شعبه سوم كیفری استان در حال رسیدگی است كه پس از قطعیت اتهام و تكمیل مستندات احكام اعدام اجرا خواهد شد.
دادستان مركز استان گلستان تاكید كرد: به زودی شاهد اجرای حكم افراد خاطی و متجاوزین به عنف در استان خواهیم بود.
وی افزود: پرونده افراد خاطی مربوط به پزشك خانواده مستقر در خانه بهداشت یكی از روستاهای استان در شعبه سوم كیفری استان در حال رسیدگی است .
پوریانی تصریح كرد: متهمان پرونده تجاوز و قتل دختر دیگر نیز به سرعت و در كوتاهترین زمان ممكن شناسایی و دستگیر شدند.
وی تاكید كرد: مراحل این دو پرونده به صورت ویژه و خارج از نوبت در حال پیگیری است.
وی گفت: دادستانی نسبت به امور استان نظارت عام دارد و تاكنون موارد متعددی را راسا به عهده گرفته است كه پیش از اطلاع مردم اقدام به انجام خدمات در دستگاه قضایی كوده است.
پوریانی ادامه داد: دستگاه قضایی نسبت به جرائمی از قبیل تجاوز به عنف حساسیت ویژه ای دارد و در همین بخش خواستار اقدامات اساسی در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در جامعه است.
وی اذعان داشت: شرایط خاصی در برخی از پرونده ها موجود است كه نیاز به ریشه یابی عوامل دخیل در آن و به ویژه مشكلات جوانان در این باره هستیم.
رئیس كل دادگستری گلستان نیز با اشاره به حوادثی كه در خمینی شهر اصفهان رخ داد گفت: در بعضی جنایات عامل اصلی خود قربانی است.
احمد فاضلیان افزود: برای جنایات برای دو دختر در استان دادگاه ویژه تشكیل و رسیدگی فوق العاده انجام شده است.
وی ادامه داد: جامعه به این دلیل به این شكل افتاده كه بعضی دستگاههای اجرایی وظایف خود را به خوبی انجام نمی دهند.
وی تاكید كرد: ما مجری قانون هستیم اما افراط و تفریط های ماموران قانون را نیز قبول نداریم.
قضیه از این قرار بوده كه پزشك جوان، مجرد و متعهدی كه به انگیزه خدمت به مردم محروم در یكی از روستای گلستان در امر پزشك خانواده خدمت می كرد از سوی چهار نفر مورد تعرض قرار می گیرد. …مسئولان دادگستری گلستان از بازگشایی پرونده آزار و اذیت دو دختر كه یكی از آنها به قتل رسیده در شعبات مختلف دادگستری این استان خبر دادند.
مسئولان قضایی گلستان در نشست مطبوعاتی با اهالی رسانه به مناسبت هفته قوه قضاییه، پرده از جنایاتی برداشتند كه علیه یك پزشك زن و یك دختر در یك منطقه روستایی و یكی از شهرهای استان رخ داده است.
قضیه از این قرار بوده كه پزشك جوان، مجرد و متعهدی كه به انگیزه خدمت به مردم محروم در یكی از روستای گلستان در امر پزشك خانواده خدمت می كرد از سوی چهار نفر مورد تعرض قرار می گیرد.
افراد به بهانه دریافت خدمات درمانی به این پزشك مراجعه و وی را مورد اذیت و آزار قرار می دهند.
همچنین مسئولان قضایی گلستان از پرونده قتل دختری جوان در یكی از شهرستانهای استان خبر دادند.
این حادثه كه موجی از تاثر و اندوه را بین مردم مذهبی استان گلستان ایجاد كرده است، از این قرار بوده كه دو نفر، دختری را در یكی از شهرهای گلستان می ربایند و پس از آزار و اذیت در جنگلهای منطقه به قتل می رسانند.
دادستان مركز گلستان با اشاره به جزئیات دو حادثه فجیع گفت: پزشك خانواده و شاكی پرونده ابتدا قضیه را سرقت معرفی می كند و سپس پرده از ظلمی كه در حقش روا شده است بر می دارد.
عباس پوریانی گفت: پرونده این افراد در شعبه سوم كیفری استان در حال رسیدگی است كه پس از قطعیت اتهام و تكمیل مستندات احكام اعدام اجرا خواهد شد.
دادستان مركز استان گلستان تاكید كرد: به زودی شاهد اجرای حكم افراد خاطی و متجاوزین به عنف در استان خواهیم بود.
وی افزود: پرونده افراد خاطی مربوط به پزشك خانواده مستقر در خانه بهداشت یكی از روستاهای استان در شعبه سوم كیفری استان در حال رسیدگی است .
پوریانی تصریح كرد: متهمان پرونده تجاوز و قتل دختر دیگر نیز به سرعت و در كوتاهترین زمان ممكن شناسایی و دستگیر شدند.
وی تاكید كرد: مراحل این دو پرونده به صورت ویژه و خارج از نوبت در حال پیگیری است.
وی گفت: دادستانی نسبت به امور استان نظارت عام دارد و تاكنون موارد متعددی را راسا به عهده گرفته است كه پیش از اطلاع مردم اقدام به انجام خدمات در دستگاه قضایی كوده است.
پوریانی ادامه داد: دستگاه قضایی نسبت به جرائمی از قبیل تجاوز به عنف حساسیت ویژه ای دارد و در همین بخش خواستار اقدامات اساسی در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در جامعه است.
وی اذعان داشت: شرایط خاصی در برخی از پرونده ها موجود است كه نیاز به ریشه یابی عوامل دخیل در آن و به ویژه مشكلات جوانان در این باره هستیم.
رئیس كل دادگستری گلستان نیز با اشاره به حوادثی كه در خمینی شهر اصفهان رخ داد گفت: در بعضی جنایات عامل اصلی خود قربانی است.
احمد فاضلیان افزود: برای جنایات برای دو دختر در استان دادگاه ویژه تشكیل و رسیدگی فوق العاده انجام شده است.
وی ادامه داد: جامعه به این دلیل به این شكل افتاده كه بعضی دستگاههای اجرایی وظایف خود را به خوبی انجام نمی دهند.
وی تاكید كرد: ما مجری قانون هستیم اما افراط و تفریط های ماموران قانون را نیز قبول نداریم.
Monday, 20 June 2011
اظهار نظر 6 نفر از وکیلان زندانیان سیاسی در رابطه با اعتصاب غذا
در پی گذشت سه روز از اعتصاب غذای گروهی از زندانيان سياسی در اعتراض به درگذشت هاله سحابی و هدی صابر؛ شش وکيل دادگستری طی بيانيهای از زندانيان اعتصاب کننده خواستند به اعتصاب خود پايان دهند. متن اين بيانيه از اين قرار است:
بسمه تعالی
مطلع شدیم که تعدادی از زندانیان مستقر در زندان اوین جهت تحقق خواسته هایشان دست به اعتصاب غذا زده اند. از آنجا که اعتقاد داریم توسل به اعتصاب غذا روشی است که با موازین دینی و شرعی و هم موازین حقوق بشری مباینت دارد و این حقیقتی است که همه موکلین دربند ما که به این امر متوسل شده اند خود بر آن واقف بوده اند و نیز می دانیم که زندانی زمانی دست به اعتصاب غذا می زند که از سایر اقدامات قانونی مایوس شده باشد، بدین وسیله از همه این عزیزان که ایمان داریم پایبند به دین و شریعت و موازین حقوق بشری هستند تقاضا داریم به علت مباینت صریح این اقدام با موازین فوق به اعتصاب غذای خود که می تواند نتایج زیان بار و غیر قابل جبرانی داشته باشد پایان دهند.
تعدادی از وکلای دادگستری:
فریده غیرت
عبدالفتاح سلطانی
صالح نیکبخت
سید محمود علیزاده طباطبایی
محمد علی دادخواه
محمد رضا فقیهی
بسمه تعالی
مطلع شدیم که تعدادی از زندانیان مستقر در زندان اوین جهت تحقق خواسته هایشان دست به اعتصاب غذا زده اند. از آنجا که اعتقاد داریم توسل به اعتصاب غذا روشی است که با موازین دینی و شرعی و هم موازین حقوق بشری مباینت دارد و این حقیقتی است که همه موکلین دربند ما که به این امر متوسل شده اند خود بر آن واقف بوده اند و نیز می دانیم که زندانی زمانی دست به اعتصاب غذا می زند که از سایر اقدامات قانونی مایوس شده باشد، بدین وسیله از همه این عزیزان که ایمان داریم پایبند به دین و شریعت و موازین حقوق بشری هستند تقاضا داریم به علت مباینت صریح این اقدام با موازین فوق به اعتصاب غذای خود که می تواند نتایج زیان بار و غیر قابل جبرانی داشته باشد پایان دهند.
تعدادی از وکلای دادگستری:
فریده غیرت
عبدالفتاح سلطانی
صالح نیکبخت
سید محمود علیزاده طباطبایی
محمد علی دادخواه
محمد رضا فقیهی
بخشی جالب از مصاحبه با اقای بنی صدر و مساله احمدی نژاد
اقای بنی صدر : سی سال از وقتی که شما توسط آیت الله خمینی از سمت ریاست جمهوری ایران "عزل" شدید می گذرد. اکنون که بعد از سی سال به آن واقعه و آن دوره نگاه می کنید، جمع بندی شما چیست؟ چه اتفاقی افتاد؟ چه چیزی باعث شد که آقای خمینی به تدریج از حمایت شما دست بردارد و چرا این انتخاب را کرد؟
آقای خمینی حمایتی نمی کرد که دست بردارد. از وقتی که من به ریاست جمهوری انتخاب شدم، آنطور که آقای هاشمی رفسنجانی درست بعد از کودتای خرداد ۶۰ در نماز جمعه گفت و در کتاب "عبور از بحران" آورده است، آقای خمینی به آن آقایان گفته بود که شما بروید و سعی کنید که مجلس را در اختیار بگیرید، اجازه تقلب داده بود در انتخابات مجلس. این جریان ادامه داشت تا در خرداد ۶۰ شد کودتا.
اما اینکه چگونه می بینم؛ دو نوع امور داریم، یک نوع اموری هستند که استمرار دارند، یک نوع اموری هستند که واقع می شوند و دنباله ندارند. مسئله ای که بین من و آقای خمینی، یا در واقع بین دو دیدگاه به وجود آمد، تا امروز ادامه دارد. دو خط است، یکی می گوید ولایت فقیه و بعد هم مدعی شد ولایت مطلقه، یکی می گوید حاکمیت یا ولایت جمهور مردم. بعد از من هم با اینکه انتخابات آزاد نبود، هر کسی که از حاکمیت و رأی مردم نمایندگی می کرد با رأی رهبر مقابل می شد؛ چه آقای خامنه ای با آقای خمینی، چه آقای هاشمی بود با آقای خامنه ای، چه آقای خاتمی بود با آقای خامنه ای و چه حالا که آقای احمدی نژاد است با آقای خامنه ای.
این امر مستمری است که تا امروز ادامه دارد و قبل از آن هم وجود داشته است. دعوای مصدق و شاه هم سر همین بود، مشروطیت هم برای همین بود. پس دعوای اصلی این بود. ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسی نبود، در مجلس خبرگان "نظارت فقیه" تصویب شد با مقداری اختیار که اختیار اجرایی نبود و تنها نصب چند مقام بود. اما آقای خمینی بر خلاف قانون اساسی [ولایت فقیه را] اعمال می کرد. تا زمانی که کودتا انجام شد، یعنی در خرداد شصت، ایشان در ۷۵ نوبت قانون اساسی را نقض کرده بود. بعد که نقض قانون اساسی را ادامه داد، همین مجلس خود ساخته هم فریادش به هوا رفت که آقا از قانون اساسی چیزی نماند. آقای خمینی به آنها نوشت که جنگ بوده است و به قانون اساسی عمل نشده و از این به بعد خواهد شد، اما از آن به بعد هم نکرد تا از دنیا رفت.
اصل دعوا این بود، اما چند امر مهم را هم همراه داشت. یکی مسئله رابطه با خارج یا اصل استقلال که از دید من با گروگانگیری نقض شد، چون با گروگانگیری آمریکا شد محور سیاست داخلی و خارجی و تا امروز هم همینطور است: محور سیاست داخلی و خارجی ایران آمریکا است، ممکن نیست امروز در ایران یک لیوان آب بدون اجازه رهبر سر بکشید و متهم نشوید که به دستور آمریکا دارید این آب را سر می کشید.
مسئله دیگر مسئله انسان و منزلت و حقوق انسان بود که هر روز به آن تجاوز می شد. یک بار اداره اطلاعات ارتش گزارش کرد که در طول هفته ۱۲۰۰ برخورد مسلحانه اتفاق افتاده است که عامل آن هم افراد سپاه و اینها بودند. نظریه آنها این بود که اگر مسئله را به مسئله نظامی تبدیل کنند، برد با آنها خواهد شد و عملا هم اینطور شد و الآن حاکمیت در اختیار آنها است.
مسئله سوم مسئله اقتصاد کشور و امنیت و منزلتی بود که فعالیت اقتصادی لازم داشت. کوشش هایی شد که این اقتصاد تولید محور بشود و این با استبداد جور نبود. این بود که آقای خمینی خیلی راحت در مقام تشویق از ما دو جمله مهم گفت، یکی گفت "اقتصاد مال خر است" و یکی هم گفت که "بنی صدر می خواهد ایران را فرانسه و سوئیس بکند در حالی که مردم برای اسلام انقلاب کردند".
ماجرای دیگر بر می گردد به کثرت گرایی و وجود احزاب و گروه ها. انقلاب شده بود که اینها آزاد باشند اما آقای خمینی از من چه خواست؟ کرمانشاه که بودم، درست قبل از اینکه او شب هنگام به قول خودش مرا "عزل" بکند- بر خلاف قانون اساسی، چون نصبی نکرده بود که عزلی بکند- پیغام فرستاده بود که شما هشت گروه سیاسی را محکوم کنید. خب رئیس جمهور طبق همان قانون اساسی مجلس خبرگان هم مجری قانون اساسی بود که از جمله اصول آن حقوق انسان و حقوق گروه های سیاسی و آزادی بیان و تشکل بود. چگونه یک رئیس جمهوری هشت گروه سیاسی را محکوم کند؟ نهضت آزادی، جبهه ملی، مجاهدین خلق، فدائیان خلق، کومله، دموکرات و دو سه گروه دیگر. این هشت گروه را فهرست کرده بود که باید من محکوم کنم. این ها در مجموع بر محور همان نزاع اصلی که حاکمیت با فقیه است یا با ملت شکل می گرفت.
آقای خمینی حمایتی نمی کرد که دست بردارد. از وقتی که من به ریاست جمهوری انتخاب شدم، آنطور که آقای هاشمی رفسنجانی درست بعد از کودتای خرداد ۶۰ در نماز جمعه گفت و در کتاب "عبور از بحران" آورده است، آقای خمینی به آن آقایان گفته بود که شما بروید و سعی کنید که مجلس را در اختیار بگیرید، اجازه تقلب داده بود در انتخابات مجلس. این جریان ادامه داشت تا در خرداد ۶۰ شد کودتا.
اما اینکه چگونه می بینم؛ دو نوع امور داریم، یک نوع اموری هستند که استمرار دارند، یک نوع اموری هستند که واقع می شوند و دنباله ندارند. مسئله ای که بین من و آقای خمینی، یا در واقع بین دو دیدگاه به وجود آمد، تا امروز ادامه دارد. دو خط است، یکی می گوید ولایت فقیه و بعد هم مدعی شد ولایت مطلقه، یکی می گوید حاکمیت یا ولایت جمهور مردم. بعد از من هم با اینکه انتخابات آزاد نبود، هر کسی که از حاکمیت و رأی مردم نمایندگی می کرد با رأی رهبر مقابل می شد؛ چه آقای خامنه ای با آقای خمینی، چه آقای هاشمی بود با آقای خامنه ای، چه آقای خاتمی بود با آقای خامنه ای و چه حالا که آقای احمدی نژاد است با آقای خامنه ای.
این امر مستمری است که تا امروز ادامه دارد و قبل از آن هم وجود داشته است. دعوای مصدق و شاه هم سر همین بود، مشروطیت هم برای همین بود. پس دعوای اصلی این بود. ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسی نبود، در مجلس خبرگان "نظارت فقیه" تصویب شد با مقداری اختیار که اختیار اجرایی نبود و تنها نصب چند مقام بود. اما آقای خمینی بر خلاف قانون اساسی [ولایت فقیه را] اعمال می کرد. تا زمانی که کودتا انجام شد، یعنی در خرداد شصت، ایشان در ۷۵ نوبت قانون اساسی را نقض کرده بود. بعد که نقض قانون اساسی را ادامه داد، همین مجلس خود ساخته هم فریادش به هوا رفت که آقا از قانون اساسی چیزی نماند. آقای خمینی به آنها نوشت که جنگ بوده است و به قانون اساسی عمل نشده و از این به بعد خواهد شد، اما از آن به بعد هم نکرد تا از دنیا رفت.
اصل دعوا این بود، اما چند امر مهم را هم همراه داشت. یکی مسئله رابطه با خارج یا اصل استقلال که از دید من با گروگانگیری نقض شد، چون با گروگانگیری آمریکا شد محور سیاست داخلی و خارجی و تا امروز هم همینطور است: محور سیاست داخلی و خارجی ایران آمریکا است، ممکن نیست امروز در ایران یک لیوان آب بدون اجازه رهبر سر بکشید و متهم نشوید که به دستور آمریکا دارید این آب را سر می کشید.
مسئله دیگر مسئله انسان و منزلت و حقوق انسان بود که هر روز به آن تجاوز می شد. یک بار اداره اطلاعات ارتش گزارش کرد که در طول هفته ۱۲۰۰ برخورد مسلحانه اتفاق افتاده است که عامل آن هم افراد سپاه و اینها بودند. نظریه آنها این بود که اگر مسئله را به مسئله نظامی تبدیل کنند، برد با آنها خواهد شد و عملا هم اینطور شد و الآن حاکمیت در اختیار آنها است.
مسئله سوم مسئله اقتصاد کشور و امنیت و منزلتی بود که فعالیت اقتصادی لازم داشت. کوشش هایی شد که این اقتصاد تولید محور بشود و این با استبداد جور نبود. این بود که آقای خمینی خیلی راحت در مقام تشویق از ما دو جمله مهم گفت، یکی گفت "اقتصاد مال خر است" و یکی هم گفت که "بنی صدر می خواهد ایران را فرانسه و سوئیس بکند در حالی که مردم برای اسلام انقلاب کردند".
ماجرای دیگر بر می گردد به کثرت گرایی و وجود احزاب و گروه ها. انقلاب شده بود که اینها آزاد باشند اما آقای خمینی از من چه خواست؟ کرمانشاه که بودم، درست قبل از اینکه او شب هنگام به قول خودش مرا "عزل" بکند- بر خلاف قانون اساسی، چون نصبی نکرده بود که عزلی بکند- پیغام فرستاده بود که شما هشت گروه سیاسی را محکوم کنید. خب رئیس جمهور طبق همان قانون اساسی مجلس خبرگان هم مجری قانون اساسی بود که از جمله اصول آن حقوق انسان و حقوق گروه های سیاسی و آزادی بیان و تشکل بود. چگونه یک رئیس جمهوری هشت گروه سیاسی را محکوم کند؟ نهضت آزادی، جبهه ملی، مجاهدین خلق، فدائیان خلق، کومله، دموکرات و دو سه گروه دیگر. این هشت گروه را فهرست کرده بود که باید من محکوم کنم. این ها در مجموع بر محور همان نزاع اصلی که حاکمیت با فقیه است یا با ملت شکل می گرفت.
Monday, 13 June 2011
شعری از فریدون توللی
بیاد جانباختگان راه آزادی ازصدر مشروطه
تا به تاریخ بشردست امان خواهد بود *** نام والای مصدق به جهان خواهد بود
مشت کوبنده نشان داد به کوبنده خلق*** که به فرجام سخن مشت گران خواهد بود
آفرین بر تو و برعزم تو ای پیر مراد *** که چراغ ره هر پیر و جوان خواهد بود
تا به تاریخ بشردست امان خواهد بود *** نام والای مصدق به جهان خواهد بود
مشت کوبنده نشان داد به کوبنده خلق*** که به فرجام سخن مشت گران خواهد بود
آفرین بر تو و برعزم تو ای پیر مراد *** که چراغ ره هر پیر و جوان خواهد بود
Subscribe to:
Posts (Atom)