Saturday, 30 June 2012
مهندس حشمت الله طبرزدی دست به اعتصاب غذای نامحدود زد؛
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: در پی تصمیم مقامات قضایی و مسئولان زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) مبنی بر انتقال زندانیان سیاسی سالن 12 بند چهار (معروف به بند ویژه امنیتی) به بند ده این زندان، زندانیان سیاسی این بند در اعتراض به این اقدام و افزایش بی حد فشارهای وارده از امروز از دریافت غذای زندان خودداری کردند.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، در پی تصمیم مقامات قضایی و سازمان زندان ها، بویژه عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران مبنی بر انتقال زندانیان سیاسی به بند 10 این زندان، زندانیان سیاسی سالن 12 بند چهار این زندان در اعتراض به این مساله، طی جلسه ای که ساعتی پیش و با حضور تمامی زندانیان این بند ترتیب یافت، تصمیم به خودداری از دریافت غذای دولتی و همچنین خودداری از انتقال به بند جدید گرفتند.
بر اساس گزارش های دریافتی، زندانیان سیاسی این بند در این جلسه تاکید کردند که از انتقال به بند جدید، تحت هر شرایطی، حتی در صورت حضور گارد زندان و توسل ایشان به زور، خودداری خواهند کرد.
بر اساس اظهارات زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج، محل مورد نظر برای انتقال زندانیان سیاسی، علاوه بر جمعیت بالای آن، در شرایط به شدت نامساعد و غیربهداشتی قرار دارد که با توجه به وضعیت جسمانی بعضا وخیم و بیماری اکثریت زندانیان این بند، احتمال تکرار فجایعی از قبیل حوادث دو ماه گذشته که منجر به قتل خاموش تعدادی از زندانیان این زندان گردید را قوت می بخشد.
از سوی دیگر همزمان با تصمیم زندانیان بند ویژه برای واکنش به این اقدام مسئولان، مهندس حشمت الله طبرزدی زندانی سیاسی بند ویژه امنیتی و دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران نیز اعلام اعتصاب غذای نامحدود کرد.
بر این اساس، آقای طبرزدی با بیان اینکه "تا به امروز در برابر تمام ظلم های صورت گرفته در حق زندانیان این بند سکوت شده، اما با تصمیم مقامات قضایی برای تشدید سرکوب ها و آزارها دست به اعتصاب غذا خواهد زد" گفت که از امروز تا هنگام انتقال زندانیان سیاسی بند ویژه به زندان اوین تهران که نسبتاً از شرایط بهتری نسبت به این تبعیدگاه برخوردار می باشد به اعتصاب غذای اعتراضی خود ادامه خواهد داد.
Wednesday, 27 June 2012
محمد مرسی از خبرگزاری فارس شکايت میکند
راديو زمانه ـ دفتر محمد مرسی، رئيسجمهور منتخب مصر اعلام کرد از خبرگزاری فارس به دليل انتشار مصاحبه "جعلی" شکايت میکند.
به گزارش خبرگزاری رويترز، دفتر مرسی روز چهارشنبه هفتم تير ۱۳۹۱ در بيانيهای گفت خبرگزاری فارس در يک مصاحبه جعلی به نقل از محمد مرسی از بهبود روابط ايران و مصر خبر داده است.
ياسر علی، سخنگوی مرسی به رويترز گفت محمد مرسی با خبرگزاری فارس مصاحبهای نکرده و آنچه که خبرگزاری فارس منتشر کرده، "يک مصاحبه ساختگی است."
دفتر محمد مرسی چند روز پيش نيز در اطلاعيهای مصاحبه خبرگزاری فارس با وی را تکذيب کرده بود.
خبرگزاری فارس روز دوشنبه پنجم تير اعلام کرد خبرنگار اين خبرگزاری در قاهره ساعاتی قبل از اعلام نتايج رسمی انتخابات با مرسی مصاحبه کرده است. فارس همچنين متن اين مصاحبه را همراه با يک فايل صوتی منتشر کرده است.
العربيه به نقل از "کارشناسان" گزارش داد اين فايل صوتی "ساختگی" است و صدای فرد مصاحبهشونده، صدای محمد مرسی نيست.
فريد السيد، سخنگوی رسانهای ستاد محمد مرسی نيز مصاحبه او با خبرگزاری فارس را رد کرد و افزود: "من به عنوان سخنگوی رسانهای ستاد محمد مرسی در قاهره تأکيد می کنم او با هيچ رسانه ايرانی پيش از اعلام پيروزیاش گفت و گو نکرده اما درباره مصاحبههايش پس از اعلام پيروزیاش در انتخابات خبری نداريم چرا که او در پی تشکيل تيم رسانهای جديد برای رياستجمهوری است."
خبرگزاری فارس در بهمن سال ۱۳۸۱ کار خود را آغاز کرد. فارس در مدت فعاليتاش، گاهی خبرهايی منتشر کرده که باعث شده تحليلگران رسانهای اين خبرگزاری را به انتشار "خبرهای بیپايه و اساس و دروغ" متهم کنند.
چه میتوان کرد؟ - از حسین باقرزاده
بهتر است به جای «چه باید کرد؟» این سؤال را پیش کشید که «چه میتوان کرد؟» در فضای یأس و انتظار کنونی ادعاهای رهبری مبارزات داخل کشور را به کناری بگذاریم و در محیط خودمان فعالیتی را سازمان دهیم که حد اکثر ایرانیان خارج کشور در آن سهیم شوند. این کار با انتخابات آزاد عملی است. نهادی بسازیم با وزنه و اعتبار سنگینی در سطح ملی و بینالمللی و از طریق آن از مبارزات آزادیخواهانه داخل کشور پشتیبانی کنیم و به آنان کمک برسانیم
Tuesday, 26 June 2012
بیانیه بنیاد میراث پاسارگاد
بیانیه بنیاد میراث پاسارگاد
•
اعتراض به یونسکو، برای حذف نام ایران و خلیج فارس
براساس گزارش «خبرگزاری مهر» یکی از رسانه های رسمی جمهوری اسلامی، همزمان با سی و ششمین اجلاس کمیته میراث جهانی، که امسال در مسکو برگزار می شود، کتابی به نام World Heritage in the Gulf Region (میراث جهانی در حوزه ی خلیج) از سوی سازمان جهانی یونسکو منتشر شده که در آن به معرفی ميراثفرهنگی ـ جهانی کشورهای اطراف خلیج فارس می پردازد. در این کتاب نه تنها عنوان خلیج فارس بدون کلمه فارس به کار رفته، بلکه نام ایران هم از فهرست کشورهای این منطقه حذف شده است.
باید توجه داشت که تا کنون ایران با داشتن 13 اثر فرهنگی ـ تاریخی صاحب بیشترین میراث جهانی در حوزه خلیج فارس است و نام نبردن از آن در کتابی که اختصاص به میراث جهانی کشورهای حوزه ی خلیج فارس دارد، امری کاملا غیرمسئولانه به شمار می آید و از سازمانی که بر اساس قوانین بین المللی و کنوانسیون های مربوط به میراث فرهنگی کار می کند، غیر مسئولانه، و حیرت انگیر است.
متاسفانه دولت جمهوری اسلامی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اين حکومت، همچون همیشه، نسبت به این برخوردها که به طور مستقیم حقوق ملی و قانونی مردم ایران و میراث فرهنگی آن ها را مورد تهدید قرار می دهد، بی توجه بوده و بدون کوچکترین اعتراضی در اجلاس امسال این سازمان نیز شرکت کرده است.
بنیاد میراث پاسارگاد، همان گونه که همیشه، با اتکا به قوانین بین المللی، نسبت به حفظ میراث فرهنگی و طبیعی سرزمین مان تلاش کرده است، در این مورد نیز با هر وسیله ی ممکنی که در اختیار داشته باشد اقدام نموده و از جمله از طریق نماینده خود درپاریس با سازمان یونسکو تماس گرفته و نتیجه ی اقدامات خود را به اطلاع همگان خواهد رساند.
در عین حال به این وسیله از مردمان سرزمین مان که مالکان واقعی آن هستند تقاضا می شود که به طور مستقل نیز نسبت به حذف نام ایران و نام خلیج فارس از سوی سازمان یونسکو اعتراض کرده و برای گرفتن حق ملی و قانونی خود به طور مستقیم اقدام کنند.
به این منظورشما می توانید با ارسال متنی که در زیر می آید، یا هر متنی که مناسب تشخیص دهید، در این اعتراض ملی شرکت کنید.
شکوه میرزادگی
از سوی بنیاد میراث پاسارگاد
Monday, 25 June 2012
تحقیر رئیس جمهور نظام اسلامی در برزیل
چند روز پیش محمود احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس بین المللی توسعه و محیط زیست به برزیل سفر کرد، اما هیچکدام از مقام های دولتی برزیل به استقبال او نیامدند. در واقع هیچ مقام برزیلی در فرودگاه این کشور حاضر نشد. احمدی نژاد در این سفر تنها مورد استقبال معاون خود و سفیر جمهوری اسلامی در این کشور قرار گرفت. و البته این تنها تحقیر رئیس دولت جمهوری اسلامی در سفر اخیرش نبود.
بر اساس گزارش منابع خبری برزیل، دیلما روسف رئیس جمهور این کشور درخواست ملاقات احمدی نژاد را نیز در حاشیه اجلاس ریو+۲۰ رد کرد. روزنامه برزیلی اوگلوبو هم در شماره روز سه شنبه خود نوشت هیات ایرانی که برای شرکت در این کنفرانس بزرگ جهانی به برزیل آمدهاند، از رد درخواست احمدی نژاد توسط رئیس جمهور برزیل به شدت ناراحت شدهاند.
همچنین در یک رفتار تحقیرآمیز دیگر، روز جمعه ادواردو پائس، شهردار ریو دوژانیرو، رونمایی از یک ستون بدل ستونهای تخت جمشید را که از سوی دولت ایران به این شهر اهدا شده بود، لغو کرد و این مراسم را به تاخیر انداخت.
برزیل همان کشوری است که دو سال قبل، در زمانی که ایران در پرونده هستهای در حال سپری کردن بحرانی ترین روزها بود، به همراه ترکیه واسطه شدند و رئیس جمهور آن به ایران آمد تا ایران را بار دیگر با جامعه جهانی پیوند دهند. اما انزواطلبی و دافعه دولت فعلی به قدری بوده که نه فقط ترکیه، که حتی برزیل هم رفتار خود را با نماینده حکومت ایران را تا آستانه تخاصم پیش برده است.
نه از سوی دولتمردان ایران و نه از سوی طرف برزیلی، توضیح بیشتری در مورد علت رد درخواست دیدار احمدینژاد توسط خانم روسف داده نشد، اما به نوشته «اگلوبو» حضور رییس دولت ایران در کنفرانس ریو +۲۰ اعتراض شمار زیادی از تشکلهای اجتماعی و مذهبی در برزیل را نیز برانگیخته بود و این تشکلها از دولت برزیل خواسته بودند تا احمدینژاد در این کشور به عنوان عنصر نامطلوب شناخته شود.
تظاهراتی نیز بدین منظور علیه سفر محمود احمدی نژاد به برزیل در ساحل شهر ریودوژانیرو انجام شد که در پلاکاردهای آن، احمدی نژاد “نماینده نفرت” خوانده شده بود. شرکت کنندگان در این تظاهرات، لابد برای اینکه اوج عزت مردم ایران را به رئیس دولت آن یادآور شوند، پلاکاردهایی با خود حمل می کردند که روی آن به انگلیسی نوشته شده بود: ریو به احمدی نژاد خوشامد نمی گوید. تظاهرکنندگان در پایتخت برزیل همچنین شعار می دادند: احمدی نژاد به برزیل نیا.
البته شرکت در این تظاهرات، در کنار پلاکاردهایی که روی آنها نوشته بود “ریو به احمدی نژاد خوشامد نمی گوید” پلاکاردهای دیگری نیز حمل می کردند که روی آن نوشته بود: “ایرانی ها دوست تان داریم.” تا یادآور شوند که آنها مشکلی با ملت ایران ندارند و طرف خطابشان محمود احمدی نژاد است، نه منتخب مردم ایران. مردمی که خود در راهپیمایی های سه سال قبل، احمدی نژاد را دشمن این خاک نامیدند و اکثر آنها او را رئیس جمهور خود نمی دانند.
اما تحقیرها از این هم بیشتر بود. همزمان با آغاز سخنرانی محمود احمدی نژاد در نشست محیط زیست سازمان ملل، هیئت کانادایی حاضر در نشست جلسه را ترک کردند و هیئت های کشورهای آمریکا، استرالیا، انگلیس، و اتحادیه اروپا نیز سخنرانی احمدی نژد را بایکوت کردند. پیتر کرنت، سخنگوی وزارت محیط زیست کانادا گفت: ترک جلسه از سوی ما سیگنالی قوی به ایران و جهان فرستاد که کانادا سخنان رادیکال و خطرناک ایران را تحمل نمی کند. او افزود: دولت کانادا از دولت احمدی نژاد که تهدیدی برای امنیت جهانی است، درس یاد نمی گیرد.
به همه این موارد تحقیر، باید مراسم بدرقه را نیز افزود که همانند مراسم استقبال از احمدی نژاد، کاملا به دور از شئونات دیپلماتیک برگزار شد: در مراسم بدرقه و در زمان خروج او از فرودگاه نیز هیچ یک از مقامات رسمی برزیل شرکت نکردند، حتی هیچ کس برای همراهی با او روی فرش قرمز کوچکی که با بی نظمی پهن شده بود، حاضر نبود و معدود عکسهای منتشر شده در سایت رسمی دولت، نشان می دهد که تنها برخی از نیروهای حفاظتی در برزیل به شکلی شرم آور – البته شرم برای ملت، و نه احمدینژاد – با او عکس یادگاری گرفتهاند.
حالا باید از فردی که در تبلیغات خود شعار سیاست خارجی مبتنی بر عزت ملی میداد پرسید: چه کسی مسبب تحقیر ایران است؟ و آیا استقبال از به اصطلاح رئیس جمهور ایران توسط سفیر خودی، در کنار بیاعتنایی توهین آمیز مقامات کشور میزبان، از موضع ضعف نیست؟
و البته این سوال محدود به رئیس دولت نیست و رهبری حامی صددرصدی او نیز می تواند به این سوال پاسخ دهد؛ همانند سوال های بسیار دیگری که در این زمینه می توان مطرح کرد، از جمله اینکه به رغم اینهمه شعار “بیداری اسلامی” و ادعای تکرار انقلاب و پیگیری تجربه جمهوری اسلامی در جنبش های اخیر کشورهای عربی، آیا پاسخ منفی محمد مرسی – نامزد اخوان المسلمین و پیروز احتمالی انتخابات ریاست جمهوری مصر – به درخواست ملاقات کاردار ایران، نشانه اوج عزت ملت ایران است؟ و بالاخره این دولت و حاکمیت با سیاست خارجی کنونی خود، چقدر حقارت را برای ایران و ایرانیان می پسندد؟
Thursday, 21 June 2012
کارشناسان آمریکایی: ایران میتواند در عرض چهار ماه بمب اتم بسازد
کارشناسان آمریکایی میگویند که سرعت غنیسازی اورانیوم در ایران علیرغم حملات ویروسی استاکسنتٔ در سه سال اخیر شدت گرفته است و ایران اگر بخواهد، میتواند در عرض چهارماه به بمب اتم دست یابد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، در جلسهای که چهارشنبه، ۳۱ خردادماه، به منظور ارائه گزارش کارشناسان آمریکایی به کمیته خدمات مسلح مجلس نمایندگان آمریکا تشکیل شد، استیون رِیدمِیکِر، کارشناس یک مرکز تحقیقاتی در واشینگتن، با استناد به دادههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفت: «واضح است که ایران در صورت تمایل، میتواند بسیار سریع به سلاح اتمی دست یابد.»
وی افزود که به گفته آژانس، ایران در حال حاضر «سه هزار و ۳۴۵ کیلوگرم» اورانیوم را تا ۳.۵ درصد غنیسازی کرده است و تأکید کرد که اگر ایران غنیسازی را در سطوح بالا ادامه دهد، مواد لازم برای ساخت «دستکم دو بمب» اتمی در اختیار دارد.
آقای ریدمیکر خاطرنشان کرد که در صورتی که رهبری ایران حکم ساخت سلاح اتمی را صادر کند، جمهوری اسلامی قادر است در عرض «۳۵ تا ۱۰۶ روز» مواد لازم برای ساخت آن را تولید کند.
در این جلسه، دیوید آلبرایت، مدیر «موسسه علم و امنیت بینالمللی»، نیز از قابلیت ایران برای تولید اورانیوم مورد نیاز سلاح اتمی در «دستکم چهار ماه» سخن به میان آورد.
جیمز کلَپِر، رئیس سازمان اطلاعات ملی آمریکا، روز چهارشنبه اظهار کرد که تهران «از لحاظ فنی» قابلیت آن را دارد که در عرض «یک یا دو سال» سلاح اتمی تولید کند.
تاکنون مقامهای مختلف آمریکایی و اسرائیلی بارها از قابلیت ایران برای ساخت بمب اتم سخن به میان آوردهاند و ایران نیز اگرچه این قابلیت را انکار نمیکند، تأکید دارد که به دنبال ساخت بمب اتم نیست.
علی خامنهای تاکنون چند بار از جمله در فروردینماه سال جاری بر «حرام بودن» بمب اتم تأکید کرده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، سازمانهای اطلاعاتی آمریکا معتقدند که رهبری ایران هنوز تصمیم به تولید سلاح اتمی نگرفته است.
دیوید آلبرایت روز چهارشنبه گفت: «ما حقیقتا نمیدانیم که ایران تصمیم به ساخت سلاح اتمی گرفته است یا خیر، اما نشانهها حاکی از آن است که آنها دستکم در این مسیر قرار دارند.»
وی با اینحال تصریح کرد که در صورتی که ایران غنیسازی در سطوح بالا را پی بگیرد، دیدبان هستهای سازمان ملل متحد یا سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در عرض «یک تا سه هفته» متوجه این امر خواهند شد.
«سرعت غنیسازی در ایران پس از حمله استاکسنت شدت گرفته است»
جیمز کلپر، رئیس سازمان اطلاعاتی آمریکا، روز چهارشنبه اظهار کرد که حمله سایبری استاکسنت علیه مرکز غنیسازی نطنز نیز نتوانسته است سرعت غنیسازی اورانیوم در ایران را کاهش دهد.
آقای کلپر با توضیح این که در حال حاضر «بیش از ۹ هزار سانتریفیوژ» در ایران در یکماه «۱۵۸ کیلوگرم اورانیوم ۳.۵ درصد غنیسازی شده» تولید میکنند، خاطرنشان کرد که سرعت غنیسازی ایران در حال حاضر نسبت به پیش از حمله ویروس استاکسنت، سه برابر شده است.
گفته میشود که حمله سایبری استاکسنت که سال ۸۹ رسانهای شد، نیمی از سانتریفیوژهای ایران را یا از کار انداخت یا در حدی به آنها آسیب زد که دیگر برای ادامه کار قابل اعتماد نبودند.
رئیس سازمان اطلاعات آمریکا در خصوص این حمله سایبری که به گفته نیویورک تایمز با حکم جرج بوش و پس از آن باراک اوباما، به اجرا درآمد، گفت اگرچه امکان آن وجود دارد که استاکسنت در غنیسازی ایران اختلال ایجاد کرده باشد، اما این اختلال چندان زیاد و کافی نبوده است.
این جلسه در حالی برگزار شده است که مذاکرات هستهای ایران و گروه ۵+۱ به تازگی در مسکو به پایان رسیده است و قرار بر این است مذاکرات بعدی تیرماه و در سطح «کارشناسی» و «فنی» پیگیری شود.
در عین حال ایران هدف تحریمهای شدید اقتصادی بینالمللی قرار گرفته است و قرار بر این است که کمتر از دو هفته دیگر آمریکا و اتحادیه اروپا تحریمهای شدیدتری را علیه ایران اعمال کنند.
چاک راب، سناتور پیشین در آمریکا، روز چهارشنبه تأکید کرد که تحریمها و دیپلماسی در قبال ایران زمانی به نتیجه خواهد رسید که ایران باور کند در صورت عدم پاسخگویی به نگرانیهای بینالمللی، تهدید حمله نظامی «واقعی» است.
آمریکا و اسرائیل بارها تأکید کردهاند که در صورتی که مناقشه هستهای ایران با دیپلماسی به نتیجه نرسد، حمله نظامی به تأسیسات هستهای ایران، به عنوان یک گزینه مطرح خواهد بود.
غرب بر این باور است که برنامه هستهای ایران دارای بعد نظامی است و خواستار شفافسازی ایران در این زمینه شده است.
جمهوری اسلامی همواره بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای خود تأکید کرده و هشدار داده است که به هرگونه تعرض نظامی علیه ایران پاسخی «درخور» خواهد داد.
Monday, 18 June 2012
با رفتن حسن کسایی، 'نصف جهان' خاموش شد - مقاله از حسین عمومی
در اولین ملاقات من با آقای کسایی بود که من متوجه تفاوت کیفیت صدای نی او شدم و از آن تاریخ به بعد همچنان بر این باورم که کار او تافته ایست به واقع جدا بافته.
من با اطمینان تمام بر این عقیده هستم که تمام نوازندگان نی که بعد از استاد کسایی این ساز را به دست گرفته اند همگی پیروان و شاگردان مستقیم یا غیر مستقیم او هستند که هیچ کدام موفق به تقلید صدای نی او نشده اند. حتی استاد بزرگ موسیقی ابوالحسن صبا تحت تاثیر نوای نی استاد کسایی سعی در نواختن این ساز نمود که تصاویری مربوط به آن نیز موجود است.
در متن یکی از صفحات حسن کسایی آمده است که ایشان فقط در سه ماه از اواخر عمر استاد نوایی از محضر او بهر برده است. همه آموخته های حسن کسایی ضمن ملاقات ها و بر خورد با موسیقیدانان مختلف بلاخص اساتیدی چون تاج و صبا بود که ایشان با توانایی ذاتی خود توانست مجموعه ای از ردیف موسیقی ایرانی را تدوین کند. دو نسل پس از نایب اسدالله، حسن کسایی مجددا مقام نی را به بالاترین درجه ی خود رساند و در کنار نوازندگان سازهای دیگر بخصوص تار جلیل شهناز به مانند یک جفت غیر قابل تفکیک و گاه همراه با آواز استاد آواز، تاج اصفهانی، شاهکار هایی بی همتا در موسیقی ایرانی از خود بجای گذاشت.
در مورد شرایط اجتماعی و جهان اطراف استاد، باید بدانیم حسن کسایی در دورهای زندگی کرد که در نوجوانی با حمایت پدر که مردی هنر دوست و هنر شناس بود با دنیای هنر آشنا شد. منزل او که بعدها محل سکونت پسر شد در زمان حیات پدر و همینطور بعد از او همیشه محل تجمع هنرمندان اصفهان از جمله، تاج اصفهانی، خانواده شهناز، جلیل شهناز و برادران او حسین و علی، درگاهی، سارنگ ، سروری و خیلی از هنرمندانی که نامی نداشتند بود و به این شکل، او در فضای موسیقی رشد یافت. اگر هنرمندی برجسته از تهران به اصفهان میآمد حتما به ملاقات ایشان می رفت. ملاقات او یکی از آرزوهای اشخاص هنر دوستی بود که به اصفهان سفر می کردند.
من خود شاهد جلساتی در منزل آقای کسایی بودم که شاعران با ذوق اصفهانی مثل دکتر نوّاب و آقای قدسی جمع بودند و ذوق خلاقیت که گاه همراه با مزاح و نکته سنجیها همراه بود، انسان را مدهوش می کرد. حسن کسایی با توجه بسیار زیاد به مفاهیم و نقش شعر در موسیقی ایرانی اشعار بی شماری در حافظه خود داشت. بارها از ایشان شنیده ام که می گفت: من وقتی ساز می زنم در اصل شعر می خوانم.
"چشمم به روی بشّاش و راضی تاج اصفهانی افتاد که آرامش خاطر مرا بیشتر کرد. همانطوری که حدس می زدم آقای کسایی از من خواست نی بنوازم و من با شرمندگی عذر خواستم و گفتم در حضور شما من جرات چنین جسارتی را ندارم"
حدود ۴۰ سال پیش در دفتر مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در جلسهای حضور داشتم که جوانی که برای ضبط موسیقی ایرانی برای یک کمپانی اروپایی به ایران آمده بود از استاد نورعلی برومند سوال می کرد که برای ضبط بهترین نمونه موسیقی ایرانی به چه کسی مراجعه کند، نورعلی برومند با لحن و آهنگ صدای مخصوص به خود گفت: " اگر به دنبال موسیقی ناب ایرانی هستی برو اصفهان و کار حسن کسایی را ضبط کن".
این اتفاق افتاد و این صفحه تنها کار حسن کسایی در اروپا بود که در همان سالها منتشر شد و خیلی از هنرشناسان اروپایی با کار او آشنا شدند. من شخصا در مدت اقامت نوزده ساله خود در فرانسه بارها با اشخاصی که این کار را شنیده بودند و با شگرفی از کیفیت کار استاد صحبت می کردند برخورد کردم.
در ایران علاوه بر ضبط اجرای برنامه هایی که در رادیو اصفهان، رادیو تهران و جلسات خصوصی از حسن کسایی به جا مانده سه دوره کامل ردیف را یک بار قبل از انقلاب در یک دوره برنامه هفتگی رادیو اصفهان ضبط کردند که مجموعه بینظیری است حاوی نغمات و گوشههای ردیف که برای خیلیها از جمله خود من منبع اطلاعاتی عظیمی بوده و هست که با صدای گرم آقای کسایی به همراه سه تار نوازی ایشان اجرا شده که همراه با توضیحات بسیار مفید با بیانی زیبای خاص ایشان است.
دو دوره دیگر ردیف نیز بعد از انقلاب و به همت پسر ایشان، جواد کسایی ضبط و تکثیر شد که اولی همانند دوره اول حاوی صدای استاد و سه تار او می باشد و بالاخره آخرین دوره که با صدای حسن کسایی ضبط شده و به نظر من یکی از بهترین و جامعترین منابع ردیف است که بطور مفید و مختصر با صدای زیبا و خاص نی حسن کسایی ضبط و توزیع شده است.
این مجموعههای ردیف همان طور که نظر آقای کسایی بود منابع و مطالبی هستند برای الهام و مایههای ارزندهای برای خلاقیت در موسیقی نسل های آینده هنرمندان ایرانی.
مطمئنم روح استاد سبکبار بر اریکهٔ نواهای زیبای نی ایشان در پرواز است و سرمست هفت آسمان را طی میکند.
در دفتر شعر و موسیقی ایران، نام استاد حسن کسایی جاودانه ثبت خواهد بود.
بر همه ما است که خدمات فرهنگی هنری او را بشناسیم و راه ایشان را در حد توان ادامه دهیم.
پیام همبستگی اسقف اعظم دزموند توتو به مردم ایران
سلام به مردم ایران.
من اسقف اعظم دزموند توتو هستم.
سه سال پیش جهان شاهد بود که میلیون ها تن از شما علیه سرکوب و خفقان بپاخاستید، و مردم سالاری و حقوق بشر را مطالبه کردید.
بارقه ای که شما در ایران افروختید الهام بخش تغییرات بی سابقه ای در منطقه شده است.
اگرچه در ایران خواسته های شما کماکان نادیده گرفته می شوند. و ستم و بیداد کماکان ادامه دارد.
بسیاری از ملت های بزرگ چنین مبارزاتی را تجربه کرده اند، مبارزاتی که برای به ثمر رسیدن معمولا چندین دهه به طول می انجامند. اگر آفریقای جنوبی توانست تغییر ایجاد کند، پس در هر کجای دیگر هم ایجاد تغییر ممکن است.
به راه خود ادامه دهید. به خاطر داشته باشید که تاریکترین ساعات شب ساعاتی پیش از طلوع سپیده دم است.
خطابم به حاکمان ایران: به خواست مردم تن در دهید. عالیجناب، آیت الله خامنه ای، فرزندان ایران را آزاد کنید.
آیت الله لاریجانی، زندان اوین را ببندید، همانگونه که زندان روبن آیلند در آفریقای جنوبی بسته شد.
خطابم به رهبران مذهبی ایران: با زندانی کردن، شکنجه و جنایت تحت لوای دین مخالفت کنید. چنین اعمال و اقداماتی منعکس کننده ی آموزه های دین اسلام نیست.
خطابم در این سالروز به رهبران جهان: بیایید تعهد خود را در حمایت از مردم ایران و پشتیبانی از مبارزات آنها برای مردم سالاری و حقوق بشر، تجدید کنیم. پاداش شجاعت و کرامت انسانی حبس و زندان نیست.
خطابم به ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی می کنند، و در حقیقت به همه ی مردم درهرکجا که هستند:
زندگی و آینده ی تک تک ما به یکدیگر گره خورده است. از آزادی خود بهره گیرید تا مطالبات ایشان (مردم ایران) را بیان کنید.
تغییر به واسطه ی انسان های شجاع شکل می گیرد. فرزندانم، نرگس (محمدی) و مجید (توکلی)، شما در قلب ما جا دارید. حسین (رونقی) ملکی، ما برایت دعا می کنیم. و برای سایر ایرانیان بی باکی که برای یک ایران بهتر مبارزه می کنند، به راه خود ادامه دهید. ما با شما هستیم.
Saturday, 16 June 2012
هشت انقلاب آرام که در جامعه ايران جريان دارد - مقاله از مجید محمدی
کسانی که منتظر وقوع انقلاب در ايران و براندازی جمهوری اسلامی هستند بعضا بدين نکته توجه ندارند که حکومت جمهوری اسلامی ۳۳ سال در حال براندازی تدريجی خود بوده است.
شهروندان ايرانی نيز در اين سی و سه سال دارند به تدريج پايهها و بنيادهای حکومت را از درون ويران می کنند. هيچ ضرورتی ندارد که همهی انقلابها خشونت آميز و خونين باشند و علائم آن را همه در عرصهی خيابان ببينند. انقلابها و براندازیها می توانند زير پوستی و آرام باشند: نخست به گروههايی اندک محدود باشند و به تدريج بخشهای بزرگ تری را در برگيرند.
در نهايت نيز نظامهای از درون ويران شده با يک تظاهرات چند ده هزار نفری مستمر (مثل آنچه در ميدان تحرير قاهره روی داد يا انقلابهای مخملی اروپای شرقی) يا حملهی خارجی (مثل رژيم بعثی عراق يا ديکتاتوری قذافی در ليبی) فرو می پاشند.
مبانی نظری و رفتاری کاست حاکم و گفتمانهايی که رژيم جمهوری اسلامی بر اساس آنها شکل گرفت سالهاست که در حال اضمحلال هستند و از درون می پوسند. اين رژيم هر روز ريزش داشته و ناراضی می تراشيده و حذف می کرده است و تنها با اتکا به دستگاه انحصاری تبليغاتی، حزب پادگانی و درآمد نفتی سرپاست. آنچه موجب شکل گيری جمهوری اسلامی شد امروز تنها يکی از دهها گفتمان و مجموعه بنيادهای فکری و عقيدتی و رفتاری در جامعهی ايران و از ضعيف ترين آنهاست و يک اقليت ده تا پانزده درصدی را به همراه دارد.
در سه دههی گذشته هشت انقلاب آرام و بدون خشونت در ايران در جريان بوده است که دير يا زود به جمهوری اسلامی به عنوان رژيمی با باورها، نگرشها و تکيه گاههای اجتماعی ويژه پايان خواهد داد. اين انقلابهای زير پوستی از روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در واکنش به تيرباران بدون محاکمهی مقامات رژيم سابق و روش و محتوای تصميم گيریها در جمهوری اسلامی آغاز شده و به اقشار مختلف بسط يافتهاند. اگر روزی اين رژيم با حملهی خارجی ساقط شود (با احتمال بسيار اندک) نيروهای خارجی اولا در حضيض ضعف حکومت چنين کاری را انجام خواهند داد و ثانيا تنها تير خلاص را شليک خواهند کرد. خود رژيم قبلا پايههای خود را برانداخته است.
انقلاب فرهنگی
فرهنگ غير رسمی با پوشش همگانی (حتی شامل آن ده تا پانزده درصد در خانههايشان) دارد به تدريج جای فرهنگ رسمی را می گيرد. فرهنگ رسمی جذابيت خود را در سه دهه حکومت دينی از دست داده و ظرفيت توليد و جذب آن به شدت آسيب ديده است. به عنوان نمونه مقامات شهر مشهد همواره با برگزاری کنسرت موسيقی در اين شهر مخالفت کردهاند اما همين شهر که ادعا می شود شهری مذهبی است "پايگاه اول موسيقی رپ کشور" است. (سالار مرتضوی، سرپرست گروه موسيقی بامداد مشهد، مهر، ۷ مرداد ۱۳۹۰.)
در حوزهی سينما نيز علی رغم تلاش برای اختصاص بودجه به خودیها، تعداد آثاری که بتواند ايدئولوژی رسمی را وانمايی کند و مورد توجه قرار گيرد و مقامات را نيز راضی کند در يک دههی اخير (از ميان حدود ۷۰۰ فيلم) به انگشتان يک دست نمی رسند. آثار خودی ترين کارگردانها (سعيد سهيلی و محمد حسين فرحبخش) از اکران نوروزی پايين کشيده می شوند. اثری در چارچوب فرهنگ رسمی در حوزههای ادبی و هنری نيست که بتواند بدون کمک بخش دولتی توليد شده و هزينههايش را تامين کند. دولت خود کتاب و نشريه توليد می کند و خود همانها را می خرد و در کتابخانهها (برای نخواندن) انبار می کند. اين انقلاب فرهنگی هيچ نيازی به اخراج اساتيد و دانشجويان ندارد و از بالا هم انجام نمی شود.
انقلاب در روابط صميمی/جنسی
اکثر جوانان امروز ايران برای روابط صميمی ديگر غريزههای خود را سرکوب نمی کنند. آنها همچنين برای ارضای غريزههای جنسی خود کمتر ازدواج می کنند و آنها که ازدواج می کنند ديرتر بچه دار می شوند و فرزندان کمتری می خواهند. بنا به نتايج اوليهی سرشماری سال ۱۳۹۰، متوسط نرخ رشد جمعيت در سال ۹۰ معادل ۱.۳ درصد بوده است در حالی که اين رقم در سرشماری سال ۸۵ معادل ۱.۶ درصد بوده است.
بعد (متوسط تعداد اعضا خانوار ايرانی) بر اساس سرشماری ۹۰ معادل ۳.۶ نفر بوده است در حالی که بعد خانوار بر اساس سرشماری سال ۸۵ معادل چهار نفر و در سرشماری سال ۷۵ معادل ۴.۴ نفر بوده است. (رئيس مرکز آمار ايران، مهر، ۲۸ آذر ۱۳۹۰) کاهش جمعيت به کاهش بی سابقهی تعداد دانش آموزان از حدود هجده ميليون در اوايل دههی هشتاد به ۱۲ميليون و ۳۰۰ هزار دانشآموز (و ۹۲۰ هزار فرهنگی رسمی و پيمانی در کشور، وزير آموزش و پرورش، ايسنا، ۱۱ دی ۱۳۹۰) در سال ۱۳۹۰ انجاميده است. بسياری از شهروندان ايرانی علی رغم تاکيد مقامات بر توليد مثل بيشتر و برخی سياستهای تشويقی، زندگی بر اساس نيازهای شان را به تدريج بر ايثار خود برای کودکانی که قرار است تحت تعليمات ايدئولوژيک حکومت زجر بکشند ترجيح می دهند.
بخش قابل توجهی از شهروندان ايرانی از باورهای قديمی خود مبنی بر اعتبار بی چون و چرای فقه (در محدود کردن رابطهی جنسی به ازدواج) و وجود قدرتی ماوراء الطبيعی که کارش مجازات خاطيان از فقه است فاصله گرفته و به سوی اين باور حرکت میکنند که وجدان فردی و عقل ابزار سنجش ميان درستی و نادرستی است و دين و اخلاق دو مقولهی کاملا متفاوتاند.
انقلاب مذهبی
دين از انحصار دين رسمی با نمايندگی روحانيت خارج شده است. تنها حکومت و قشر منتفع از حکومت، ديندار مطابق با دينداری رسمیاند يا به آن تظاهر می کنند. بقيه و حتی بسياری از منتفعان امروز از امتيازات حکومتی، دين را امری شخصی می دانند، چه ديندار باشند و چه نباشند. تظاهر به دينداری يا خود دينداری صرفا ابزار تداوم حيات در عرصهی عمومیاند و همه با يک توافق ناگفته اين را می دانند و به روی خودشان هم ممکن است نياورند.
باور به جدايی دين از دولت (به زبان ساده اين که روحانيون به مساجد و امامزاده ها برگردند و دين را به مردم حقنه نکنند) به صورت يک فرهنگ در اکثريت مردم درآمده است. ايدهی اجرای قهر آميز و موفقيت آميز دين در عرصهی عمومی توسط دولت تنها محدود به اقمار دستگاه رهبری است. حتی روستاييان کشور دوست ندارند نيروی انتظامی بشقابهای ماهوارهای آنها را از پشت بامها جمع آوری کند يا داشبورد اتومبيل شان را بگردد.
انقلاب ارزشی
تبديل شدن پول به خدای قاهر جامعه مهم ترين وجه انقلاب ارزشی در جامعهی ايران است. پول، امروز هم خدای سکولارهاست و هم خدای مکتبیها، هم خدای فارسها و هم خدای اقوام ديگر، هم خدای همجنسگرايان و هم خدای ناهمجنسگرايان، هم خدای زنان و هم خدای مردان، هم خدای جوانان و هم خدای ميانسالان و کهنسالان (اين تحول البته بالضروره تحولی منفی نيست؛ حسابگری يکی از مولفههای عقلانيت است.)
آنچه افراد را از حيث اخلاقی متمايز می کند نحوهی کسب پول و نحوهی مصرف آن است و نه محوريت پول در تصميمات راهبردی زندگی شان.
خدا بودن آن بدين گونه خود را نشان می دهد که امروزه هيچ کالای عمومی و غير عمومی را در ايران بدون پول نمی توان خريداری کرد و هيچ تصميم را نمی توان بدون در نظر گرفتن وجوه مالی آن اخذ کرد. فعاليت داوطلبی در ايران نزديک به صفر است و اصولا افراد نمی توانند جايی برای اين گونه فعاليت در زندگی خود باز کنند. خيريهها در ايران ضعيف ترين نهادهای مدنی و عمومی هستند. ايثار و شهادت به گذشتهی باستانی تعلق دارند.
در دههی شصت تصور نمی رفت نامزدهای انتخابات با گرفتن وام و فروختن اموال خود، رايزنی با پيمانکاران، کارخانهداران و تاجران، دادن شام و ناهار و اجاره سالن و گروههای موسيقی و استخدام چهرههای مشهور ورزشی و هنری، اهدای گوشی تلفن و تیشرت به جوانان، راهاندازی کاراناوالهای پرخرج تا چاپ و انتشار بنرهايی با ابعاد ساختمانهای بزرگ برای رفتن به مجلس تلاش کنند. در سال ۱۳۹۰ تنها با پول است که می توان رای خريد (يکی از کانديداهای انتخابات مجلس در شمال کشور برای پيشی گرفتن از رقبای خود با برگزاری همايش پياده روی، اقدام به اعطای جوايزی چون يک دستگاه پرايد، ۱۰۰ دوچرخه و دهها دست لباس گرمکن کرده است، خراسان ۴ اسفند ۱۳۹۰)؛ و تنها با پول است که می توان در دستگاههای دولتی کارها را پيش برد. (مه آفريد امير خسروی متهم رديف اول اختلاس ۳۰۰۰ ميليارد تومانی می گويد "روسای بانکها تا پول نمی گرفتند کاری نمی کردند" جهان نيوز، ۲ اسفند ۱۳۹۰) بر همين اساس حکومت به توزيع صدقهای پول در کشور و حتی به خبرنگاران و سينماگران (تحت عنوان عيدی ریيس دولت) می پردازد تا عمر خويش را تداوم بخشد.
انقلاب اطلاعات
بستن کامل مجاری اطلاعات در ايران علی رغم سه دهه تلاش حکومت برای اين هدف غير ممکن شده است. درايران بيش از ۲۶ ميليون خط تلفن ثابت و ۴۸ ميليون خط تلفن همراه وجود دارد. (الف، ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۱) حدود بيست و هشت ميليون نفر(همان جا) در ايران به اينترنت دسترسی دارند يا به قولی ديگر چهل درصد جامعه (حدود ۳۰ ميليون نفر) کاربر اينترنت هستند (سرپرست مرکز مديريت توسعه ملی اينترنت، ايسنا ۹ ارديبهشت ۱۳۹۱). در حالی که سايت فيس بوک در ايران فيلتر است گفته می شود ۱۷ ميليون ايرانی در اين سايت عضويت دارند.
تشنگی اطلاعات در ايران آن قدر بالاست که حکومت گلوی جريان آزاد اطلاعات را با هر زجر و زحمتی گرفته است. هفتاد درصد از کاربران ايرانی دارای سرعت زير ۱۲۸ کيلو بايت در ثانيهاند (سرعتی که شما را زجر کش می کند) در حالی که سرعت متوسط در کرهی جنوبی حدود ۱۳ مگابايت بر ثانيه يعنی حدود ۱۰۰ برابر است. با اين حال، افراد تلاش می کنند به هر طريق ممکن به اطلاعات دسترسی پيدا کنند. گذاشتن و جمع آوری بشقابهای ماهوارهای دو دهه است به بازی موش و گربه ميان حکومت و شهروندان (از اقشار و طبقات مختلف اجتماعی) تبديل شده است و به گفتهی مقامات جمهوری اسلامی بيش از ۵۰ درصد جمعيت کشور دارای تجهيزات دريافت از ماهواره هستند.
انقلاب فکری
انديشه در ايران ديگر در انحصار فيلسوفان نيست و فيلسوفان معدود مانند گذشته جايگاه بلندی در جامعهی ايران ندارند. جوانان شجاعت انديشيدن به سبک خود را يافتهاند. ديگر در جامعهی ايران چند فيلسوف يا ايدئولوگ موثر که آثارشان همه جا به چشم بخورد و مورد بحث قرار گيرد مشاهده نمی شود. دستگاهها و نهادهای ايدئولوژيک حکومت نيز صرفا به تبليغات و پاسخ به پرسشهای مربوط به ولايت فقيه و اجرای اجباری احکام دينی می پردازند.
اين دستگاهها تنها به شبهات درون دينی پاسخ می دهند (نامش را گذاشتهاند شبهات چون تنها سوالات سرپايی را پاسخ می دهند) و تصور می کنند که تنها رقيب سياسی حکومت، دينداران و بالاخص روحانيون هستند. از اين جهت همهی نقدها و پرسشهايی که از منظر برون دينی و عقلانی در باب روالهای جاری در حکومت طرح می شود پاسخ ناگفته می ماند.
دستگاههای ايدئولوژيک حکومت در اين عرصه کاملا خود را خلع سلاح کردهاند. حکومت برای مواجهه با نيروهای سکولار و ليبرال صرفا از قوای قهريه استفاده می کند و نيازی به مواجههی فکری نمی بيند. همين امر علت بی توجهی عمومی به مباحث مطرح از سوی کارکنان ديوانسالاری دينی است.
انقلاب منزلتی
روحانيت حاکم شيعه با سه دهه فساد مالی و تقلب و دروغ گويی و امتيازجويی منزلت اجتماعی خود را حتی در ميان کسانی که به آنها اقتدا می کنند و حتی بسيجيان و سپاهيان از دست داده است (نگاه کنيد به سخنان مکارم شيرازی در مورد رابطهی سپاه و مرجعيت، ۶ ارديبهشت ۱۳۹۱.)
بسيجيان در کنار روحانيت قرار می گيرند چون بهترين پله برای ارتقای اقتصادی و سياسی است. سپاهيان نيز روحانيت را ابزار تداوم قدرت خود می دانند و نگاهی ابزاری به آن دارند. در نظر سنجیها، روحانيون به پايين رتبه ها از حيث اعتماد و رجوع در ميان گروههای مرجع تنزل يافتهاند.
وقتی علی خامنهای تنها کسی است که با نورافکن و فاصله اندازی و دکور و نمايش به عنوان چهرهی مقدس به جامعه معرفی شود و بقيهی روحانيون در کنار ديگر پيروان در برابر رهبر قد خم کنند و به مباشران حکومت تبديل شوند ديگر تقدسی برای آنان نمی ماند. علی خامنهای برای آن که بر فراز همه بايستد ديگران را خوار و تحقير کرده است. منزلت اجتماعی ائمهی جمعه در جامعهی ايران تا آن حد تنزل يافته که اگر از فيلمهايی (خصوصی و گشت ارشاد) بد بگويند فروش آنها سه برابر می شود. (ابوالقاسم طالبی در برنامهی هفت، ۲۶ فروردين ۱۳۹۱.)
انقلاب در سبک زندگی
روحانيون بيش از همه برای تحميل سبک زندگی خود در پوشش و خوراک و مراسم و شعائر و تفريحات بر جامعهی ايران تلاش کردهاند. آنها عناصر سبک زندگیهای رقيب را بی خاصيت يا مضر معرفی کردند: "کراوات يک پوشش بی خاصيت است نه شما را گرم می کند نه می پوشاند و نه نشانه شخصيت شما است. بهتر است آن را باز کنيد." (قرائتی خطاب به وکلا، الف، ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۰) اما اکثريت شهروندان ايرانی در حيطهی خصوصی ديگر خود را مقيد به سبک زندگی رسمی نمی بينند و همان طور که بخواهند زندگی می کنند حتی به قيمت از دست دادن بخشی از شبکهی روابط خانوادگی و اجتماعی. کاهش رفت و آمدهای خانوادگی و دوستانه تا حدی به همين اصرار بر سبک زندگی انتخابی باز می گردد.
کشف حجاب ميليونها بانوی ايرانی عملا در آلبومهای عکس گذاشته شده در فيس بوک انجام شده است. به عکسهای عروسیهای طبقات فقير و زير متوسط حتی در جوامع روستايی نگاه کنيد تا سبکهای زندگی کاملا متفاوت با الگوی روحانيت را مشاهده کنيد. حتی نسل دوم خانوادههای مکتبی مطابق با سبک زندگی روحانيت زندگی نمی کنند. تنها برخورداران از منافع و مزايای حکومت (حدود ۱۰ درصد) سبک زندگی روحانيت را در برابر ديدگان "غريبهها" (رقبايی که می خواهند آن مزايا را به خود اختصاص دهند) پيروی می کنند
Thursday, 14 June 2012
'بزرگترین جریمه بانکی تاریخ' برای نقض تحریم های ایران و کوبا
بانک هلندی آی ان جی (International Netherlands Group) به خاطر آنچه نقض تحریم های مالی آمریکا علیه ایران و کوبا خوانده شده، ناچار به پرداخت جریمه ای به مبلغ ۶۱۹ میلیون دلار شده است.
بنابر گزارش ها، این بانک بین المللی که هسته اصلی آن در آمستردام هلند است، پس از آن که ماهها در زمینه پرونده تخلف خود از تحریم های ایران، کوبا و چند کشور دیگر در دادگاههای آمریکایی مورد بازخواست قرار گرفت، بالاخره روز سه شنبه (۱۲ ژوئن - ۲۳ خرداد) رضایت داده که با پرداخت مبلغ جریمه به موضوع شکایت دولت آمریکا خاتمه دهد.
دولت آمریکا و دولت ایالت نیویورک آی ان جی (ING) را متهم کرده بودند که از سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۰۷ در مجموع به نقل و انتقال یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار پول مبادرت کرده که همگی ناقض تحریم های کاخ سفید علیه کوبا، ایران و چند کشور دیگر بوده است.
در همین رابطه، جان هامن، مدیر عامل این بانک گفته است: "نقض تحریم هایی که تا سال ۲۰۰۷ در قالب فعالیت های این بانک صورت گرفته، بسیار جدی و غیر قابل قبول بوده است."
از مبلغ جریمه بانک آی ان جی به عنوان "بزرگترین میزان جریمه" یاد شده که تاکنون برای یک بانک به اتهام نقض تحریم ها وضع شده است.
آی ان جی چهارمین بانک بزرگ است که در آمریکا به خاطر چنین اتهام هایی به دادگاه رفته و ناچار به پرداخت جریمه شده است.
پیش از این موسسه مالی کریدیت سوییس ای جی در سال ۲۰۰۹ به خاطر اتهامات مشابهی (نقش تحریمهای ایران، کوبا و لیبی) ناچار به پرداخت ۵۳۶ میلیون دلار جریمه شده بود.
بانک سرشناس لویدز بریتانیا هم در همان سال به پرداخت ۳۵۰ میلیون دلار جریمه محکوم شد و بارکلیز دیگر بانک بریتانیایی هم در سال ۲۰۱۰ جریمه ای ۲۹۸ میلیون دلاری را بر گردن گرفت.
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به سال ۱۳۵۷ آمریکا به دفعات و به علل گوناگون این کشور را با تحریم های مختلف اقتصادی، مالی و تسلیحاتی روبرو کرده است که یکی آخرین آنها تحریم بانک مرکزی ایران به علت تداوم برنامه های هسته ای تهران بوده است.
برنامه هایی که ایران آن را صلح آمیز می داند اما واشنگتن و متحدان غربی اش این کشور را به داشتن مقاصد نظامی در پس این برنامه ها متهم می کنند.
منبع خبر : بی بی سی فارسی
Monday, 11 June 2012
دوران اقتصاد بدون صادرات نفت برای ایران، بعد از مذاکرات اتمی در مسکو - مقاله از رضا تقی زاده
نگرانیهای جمهوری اسلامی زمانی افزایش خواهد یافت که مسکو و پکن، ادامۀ حمایت از تهران و دمشق را دشوار دیده و مجبور به رها ساختن یکی از دو شریک سیاسی خود بشوند. مفهوم دیگر شکست مذاکرات مسکو، ادامۀ برنامههای اتمی ایران به قیمت قربانی ساختن نفت و حرکت اجتناب ناپذیر به سمت اقتصاد بدون صادرات نفت خواهد بود.
سفر روز چهارشنبه (13 ژوئن) سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه به تهران، با انگیزۀ تلاش در جهت نجات مذاکرات اتمی روز 18ژوئن مابین ایران و گروه 1+5 در مسکو صورت میگیرد. گفتگوهای بینتیجۀ ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین، و همچنین ارسال نامه گلایه آمیز علی باقری، معاون مذاکره کننده ارشد ایران در امور اتمی به هلگا اشمیت، همتای او در جامعه اروپا، حاکی از به حداقل رسیدن شانسهای دست یافتن به یک توافق احتمالی در مذاکرات آتی است.
در صورت شکست محتمل مذاکرات مسکو، ادامه حمایت سیاسی چین و روسیه از مواضع جمهوری اسلامی دشوارتر از پیش، و اعمال تحریمهای شدیدتر اقتصادی علیه ایران اجتناب ناپذیر خواهد شد. هدف نهایی تحریمها ی آینده قطع تدریجی صادرات نفت خام ایران است.
دلیل تعلل جامعه اروپا و دفتر کاترین اشتون در ارسال پاسخ به نامه گلایهآمیز علی باقری که طی آن وی خواستار انجام گفتگوهای کارشناسی با هلگا اشمیت، پیش از برگزاری گفتگوهای رسمی با گروه 1+5 در مسکو شده بود، اطلاع کامل جامعه اروپا از نقطه نظرهای علی باقری و شورای امنیت جمهوری اسلامی پیش از طرح آنها در جلسه مذاکرات است.
علی باقری و سعید جلیلی، پیش از ورود به مذاکرات بغداد که بی نتیجه ماند، هر یک در دو فرصت جداگانه (منجمله مصاحبه طولانی باقری با خبرگزاری مهر، و اظهارات جلیلی در حاشیه کنفرانس اقتصاد مقاومتی در تهران) نقطه نظرهای خود را پیرامون حقوق اتمی جمهوری اسلامی روشن ساخته بودند.
از این لحاظ، جامعه اروپا ترجیح میداد، در صورت تغییر یافتن دیدگاههای یاد شده پیش از رویارویی نمایندگان گروه 1+5 و ایران در مسکو، از محتوای پیشنهادات روشن جمهوری اسلامی در جلسه آینده مطلع شود. در عوض نماینده ایران علاقمند است ضمن کسب اطلاع از پیشنهادات متقابل جامعه اروپا، چانه زنی های دو ماه اخیر را همچنان ادامه دهد.
مذاکرات بی هدف در مسکو
در وضعیت کنونی و بدون انجام گفتگوهای کارشناسی، مسکو آماده میزبانی یک دور تازه از گفتگوهای بی هدف و فاقد برنامه و دستور کار مابین فرستادگان جمهوری اسلامی و نمایندگان گروه 1+5 شده، حال آنکه در وضعیت کنونی، حتی منطق و ضرورت برگزاری مذاکرات مسکو در تاریخ اعلام شده 18 ژوئن نیز با تردید های جدی روبرو است.
در صورت برگزاری مذاکرات در مسکو، و عدم حصول توافق ابتدائی پیرامون تامین خواسته های پایه جامعه جهانی از ایران - یعنی قطع غنیسازی اورانیوم با غلظت 20 در صد، خارج ساختن 120 کیلوگرم اورانیوم غنی سازی شده با غلظت 20 در صد از ایران، و اعلام موافقت جمهوری اسلامی با اجرای بخشهایی از پروتکل الحاقی پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای- اعلام تاریخ انجام مذاکرات بعدی بسیار نامحتمل است.
مفهوم ساده عدم توافق بر سر ادامه مذاکرات، بعد از دیدار مسکو، قبول شکست مذاکرات مسکو و تائید تصمیم ایران به ادامه خودداری از تغییر مسیر برنامه های اتمی آن کشور است که آمریکا، جامعه اروپا و کشورهای منطقه بخصوص اسرائیل و عربستان سعودی نگرانیهای جدی خود را نسبت به خطرهای امنیتی ناشی از آن ابراز داشته اند.
در صورت شکست مذاکرات مسکو، حمایت روسیه و چین از مواضع ایران، بخصوص ایستادگی آنها در برابر فشارهای کشورهای غربی، به مراتب دشوار تر از پیش خواهد شد. این نکتهای است که لاوروف در تهران با رهبران جمهوری اسلامی در میان خواهد گذاشت.
طی سفر خود به تهران، لاوروف نقطه نظرهای پکن و مسکو را به صورت مشترک با رهبران سیاسی ایران در میان خواهد گذاشت. نگرانیهای جمهوری اسلامی زمانی افزایش خواهد یافت که مسکو و پکن، ادامه حمایت توامان از تهران و دمشق را دشوار دیده و مجبور به رها ساختن یکی از دو شریک سیاسی خود بشوند. در هریک از دو حال، وضعیت مناسبات خارجی ایران، و بخصوص حفظ بازارهای صادراتی نفت در وضعیت اضطراری قرار خواهد گرفت.
اقتصاد بدون نفت
یک مفهوم دیگر شکست مذاکرات مسکو، ادامه تصمیم رهبران جمهوری اسلامی به حفظ برنامههای اتمی به قیمت قربانی ساختن تولید و صادرات نفت و حرکت اجتناب ناپذیر ایران به سمت اقتصاد بدون صادرات نفت است.
خارج از ایران، با ترسیم فرضی چنین تصویری، از ماهها قبل آمادگی تدریجی برای مقابله با قطع صادرات نفت ایران صورت گرفته است. کاهش تدریجی و مستمر قیمت نفت، طی سه ماهه گذشته، بجای افزایش آن در بازارهای جهانی، حاکی از موفقیت طرحهای آماده سازی بازار در قبال قطع تدریجی صادرات نفت ایران است که تا شش ماه پیش بعد از عربستان سعودی همچنان بزرگترین صادر کننده اوپک بشمار میرفت.
از لحاظ حجم صادرات، عراق به دلیل افزایش تولید، و نوسازی تاسیسات بندری خود در خلیج فارس، اینک به ظرفیت صادرات 2.5 میلیون بشکه در روز رسیده است. این حجم تولید، که نتیجه تلاشهای دو سال گذشته شرکتهای نفتی خارجی در آن کشور است، از سال 1979 تاکنون بی سابقه بوده است.
عراق قصد دارد تا 7 سال آینده تولید خود را به 10 میلیون بشکه در روز افزایش دهد. به این ترتیب عراق در کنار عربستان و روسیه یکی از سه تولید کننده و صادر کننده بزرگ نفت جهان خواهد شد.
لیبی نیز با بازسازی تاسیسات صدمه دیده خود در حال باز یافتن کامل ظرفیت تولید 2 میلیون بشکه نفت در روز است. عربستان سعودی تولید نفت خود را تا یک میلیون بشکه در روز افزایش داده، و در حال افزایش آرام و تدریجی این ظرفیت است. به این ترتیب، جمهوری اسلامی با کاهش تدریجی و مستمر ظرفیت صادرات، آنچه را که سلاح نفت میدانست عملا از دست داده است.
در طول 8 ماه آینده، ظرفیت صادرات عراق تا 400 هزار بشکه در روز افزایش خواهد یافت. این حجم 50 در صد از کاهش صادرات ایران را در زمان مشابه جبران میسازد.
بعد از مذاکرات مسکو، و در صورت شکست قابل پیشبینی ماموریت لاوروف در تهران، ایران به دوران اقتصاد بدون صادرات نفت وارد خواهد شد. در صورت حفظ روند کاهش قیمتهای نفت خام در بازار، پیش از قطع کامل صادرات نفت ایران طی 3 یا 4 سال آینده، حتی در سال جاری نیز، افزایش دو رقمی تورم با توجه به کاهش درآمدهای نفتی دولت قابل پیشبینی است.
سال گذشته با داشتن ظرفیت 2.5 میلیون بشکه صادرات روزانه، بودجه سالانه کشور 30 میلیارد کسری داشت. قیمتهای جاری نفت در بازارهای آمریکا اینک به 80 دلار در هر بشکه و قیمت نفت صادراتی ایران (بدون احتساب تخفیف ها) به زیر 100 دلار در هر بشکه رسیده است.
با در نظر گرفتن صادرات روزانه 1.5 میلیون بشکه کنونی، و قطع 400 هزار بشکه صادرات روزانه نفت به اروپا از ابتدای ماه ژوئیه (شش هفتۀ دیگر)، صادرات نفت خام ایران در ادامه سال جاری اندکی بیشتر از یک میلیون بشکه در روز خواهد بود .
به این ترتیب محاسبه کسری بودجه سالانه دولت، و محاسبه تورم ناشی افزایش قرضه های دولتی ، ورود حجم بیشتری از اسکناس در گردش به بازار چندان دشوار نیست. این نکات را، در کنار نگرانیهای امنیتی ناشی از خشن تر شدن رفتارهای مخالفان برنامه های اتمی جمهوری اسلامی، لاوروف طی اقامت کوتاه خود در تهران بدون پرده پوشی با مسئولان ایران در میان خواهد گذاشت و از آنها خواهد خواست به منظور نجات مذاکرات مسکو مواضع خود را در قبال خواسته های جامعه جهانی تغییر دهند.
Sunday, 10 June 2012
"دروغ پردازی و دامن زدن به مسائل اقوام در ایران را به شدت محکوم می کنیم
بیانیه عده ای از فعالان سیاسی و فرهنگی درون و برون مرز
"هم میهنان"
در شرایطی که میهن ما در طی سالیان سال همواره مورد تجاوز و دسیسه های بیگانگان بوده شاهد آن هستیم که این دسیسه ها تمامی نداشته و هر روز در گوشه گوشه ی کشورعزیزمان بیگانگان در حال شکل دادن توطئه ای برای ایجاد چند دستگی و گسستن همبستگی ملی و تاریخی کشورمان ایران هستند. کشوری که هزاران سال تیره های مختلف ساکن در آن بدون داشتن کوچکترین مشکلی به مسالمت زیسته و همواره بر ایرانی بودن خود افتخار و تاکید نموده اند.
اما آن هنگام که پای غربیان و بیگانگان به این سرزمین باز شد استعمار برای رسیدن به مقاصد شوم خود لحظه ای نیز از دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی در ایران از پای ننشست و هر روز ترفندی نو برای زمینگیر نمودن ایران و ایرانی به کار بست.
که نمونه های درد آور این دسیسه ها را در جدا نمودن 17 شهر قفقاز از ایران و بحرین و قصبه فیروزه در دوران اخیر می توان مشاهده نمود.که بی لیاقتی زمامداران وقت درکنارتوطئه استعمارگران موجب شد تا ایرانی ترین سرزمین های این مرز و بوم ازمام میهن جدا شوند.
روسیه تزاری و شوروی کمونیستی در کنار انگلستان واستعمار نوین امریکا آنچنان ضربه ای بر پیکره تنومند و یکپارچه میهن زدند که ایرانیان هیچگاه این جفاهای رفته بر سرزمینشان را از یاد نخواهند برد.
این روزها نیزحقوق بشرابزاری و ملت سازی و دامن زدن به اختلافات قومی مد روز سیاست دشمنان ایران شده است.
تاریخ سازی و ترسیم جغرافیای خیالی و به کار بردن اسامی جعلی و حمایت های گسترده مالی و رسانه ای فقط پاره ای از اقدامات خصامنه امریکا و انگلستان در رابطه با ایران در سالهای اخیر بوده است. که به کمک بازوی رسانه ای فارسی زبان خود صدای امریکا و بی بی سی نقشی اساسی را در حال ایفا نمودن هستند.
که شوربختانه نقش رسانه های به ظاهر مستقلی همچو صدای امریکا و بی بی سی در راستای دامن زدن به اختلافات بین تیره های ایرانی وجعل نام خلیج پارس به شکلی وقیحانه و علنی در ماههای اخیر خود گویای عمق این کینه ورزی است.
صدای امریکانیز در کنار بنگاه دروغ پراکنی بی بی سی چندیست در اقدامات دامنه دار خود در جهت اختلاف افکنی بین ایرانیان مبدل به تریبون عده ای از عناصر ضد ایرانی و فاقد هر گونه پایگاه مردمی شده است.
دعوت ازعناصر فاقد وجاهت وهویت سیاسی و دروغ پردازی توسط این اشخاص در زمینه حقوق هم میهنان عرب زبان ما وبه کاربردن نام های جعلی درباره استان خوزستان خود گواهی است براین دسیسه های هدفمندودامنه دارکه نه تنها درراستای کمک به دموکراسی و حقوق بشردرایران نیست بلکه به اشکال گوناگون موجبات پایمال شدن حقوق به حق ایرانیانی است که سالیان متمادی وظیفه خطیر پاسداری از مرزهای میهن را بر عهده داشته اند.و اینگونه رفتارهای قوم پرستانه و شونیسم گونه جز پراکندن تخم نفرت نتیجه ای دیگر در برنخواهد داشت.
و جای بسی افسوس است که گویندگان و کارکنان این رسانه ها که به زبان مادری خود یعنی پارسی سخن می گویند فاقد هر گونه حس میهن دوستی و تعصب ملی می باشند و خود مبدل به ابزار بیگانگان برای ضربه زدن به منافع کشورشان گشته اند.و از ایرانی بودن جز زبان و شناسنامه ایرانی هیچ ندارند.
ما فعالان سیاسی و فرهنگی امضا کننده ضمن محکوم نمودن اقدامات ضد ایرانی صدای امریکا و بی بی سی هشدار می دهیم که دروغ پردازی و دامن زدن به مسائل قومی در ایران آتشی را خواهد افروخت که هزینه آن بر دوش ملت ایران تحمیل شده واز گرمای این آتش خانمان برانداز بیگانگان نیز بی بهره نخواهند بود. چواینکه اگر قرار باشد که تمامیت سر زمینی ایران به خطر بیافتد ملت یکپارچه ایران دست روی دست نخواهند گذاشت چون به اثبات تاریخ هزاران سال است که این ملت، ایران و ایرانیت را با تمام وجود خویش حفظ نموده و خواهند نمودو با تمام توان خویش در برابراقدامات خانمان بر انداز ایستادگی و سزای دشمنان را به بهترین شکل خواهند داد.اگر چه دشواریها و محدودیت های موجود بر سرمردمانش سایه انداخته اما در بزنگاه پاسداری از میهن و ارزشهای ملی لحظه ای درنگ نخواهند نمود.
پاینده ایران
خسرو سیف(حزب ملت ایران)مهندس حسین شاه اویسی(حزب ملت ایران)مهندس مجید ضیایی(جبهه ملی ایران)مهندس اسماعیل احمدی مجد(جبهه ملی ایران)سرهنگ بازنشسته مهندس محمد اویسی(جبهه ملی ایران)جمال درودی(جبهه ملی ایران)مهرانه جمشیدی(جبهه ملی ایران/انزلی)میترا آبتین(جبهه ملی ایران/ رشت)اسماعیل باقری(فعال فرهنگی/ قزوین)دیاکو پروازی(فعال ملی کرمانشاه)محمد علی صدر(فعال ملی لندن)بابک شایگان(فعال ملی اهواز)حسین دلخوش(جبهه ملی ایران/ رشت) رضا افراخته(فعال ملی / وین)فریبا درودی(جبهه ملی ایران)دکتر فاطمه رحمانی(جبهه ملی ایران)جمشید حشمت پور(فعال ملی آمستردام)اشکان رضوی(جبهه ملی ایران)کوشا رضایی(فعال ملی قزوین)محمد رضا اقتداری(فعال فرهنگی اردبیل
Saturday, 9 June 2012
شکست طرح اتش بس کوفی عنان و خطر کسترش جنگ داخلی در سوریه - مقاله از تقی روزبه
شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
تقی روزبه
بدنبال کشتارحوله و جنایت های پس ازآن توسط عوامل دولت سوریه، بحران سوریه وارد فازجدیدی شده وسخن گوی "ارتش آزاد" اعلام داشته است که از این پس خود را متعهد به طرح آتش بس کوفی عنان نمی داند و درطی روزهای گذشته نیز خبرازشروع حملات آن ها وکشته شدن چندین ده نفرازنیروهای اسد انتشار یافت.
دبیرکل سازمان ملل (درپی جنایت های صورت گرفته ونیز تیراندازی بسوی بازرسان سازمان ملل) اظهارداشت که بشار اسد مشروعیت خود را ازدست داده است. کلینتون وزیرخارجه آمریکا از اقداماتی که نتیجه اش برکناری اسد باشد سخن به میان آورده است. وزیرامورخارجه روسیه برای نجات طرحی که حتی کوفی عنان هم اذعان به شکست آن کرده است، پیشنهاد کنفرانس جهانی شامل اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل و کشورهای دارای نفوذ برحکومت اسد را ارائه کرده است (طرحی که مورد حمایت کوفی عنان هم هست) و شامل کشورهائی چون ایران، ترکیه، عراق و اتحادیه عرب می شود. و این درحالی است که فرانسه و انگلستان و آمریکا بلافاصله حضور ایران دراین کنفرانس را رد کرده اند. ازسوی دیگر نشست سازمان همکاری شانگهای دربیانیه خود با هرگونه مداخله نظامی و فشارتحمیلی برای تغییرحکومت درسوریه مخالفت ورزیده و خواهان توقف خشونت از هردو طرف شده است
بحران سوریه ووجه منطقه ای وبین المللی آن
شکست این طرح ازقبل قابل پیش بینی بود. چرا که نه فقط رژیم حاکم برسوریه، بلکه هم چنین اپوزیسیون هرکدام به شیوه ای به قصد به شکست کشاندن آن و صرفا در مقام سخن آن را پذیرفتند بدون آن که درعمل پای بند به آن باشند. اپوزیسیون تحت نفوذ غرب و ترکیه وعربستان درابتدا حتی به ظاهرهم حاضربه پذیرفتن آن نبودند و آن را طرحی برای نجات اسد و دستاویز مناسبی برای تداوم سرکوب تلقی می کردند و به افشاگری علیه آن و تسلیح خود مشغول بودند. خود دولت های غربی نیز درشرایط بن بست اوضاع سوریه پیشنهاد روسیه و کوفی عنان را به عنوان یک تاکتیک کوتاه مدت برای منزوی کردن بیشتراسد و فراهم ساختن فضای بین المللی برای دست یابی به اجماعی جهت تشدید فشارها به اسد و هموارساختن مسیر سرنگونی وی پذیرفتند.
بحران سوریه بدلیل قرارداشتن آن درقلب منطقه حساس واستراتژیک خاورمیانه، همسایگی با اسرائیل و ترکیه وعراق ولبنان .... دارای وجوه منطقه ای وجهانی مهم و رقابت های حاصل از آن است. ازهمین رو گسترش جنگ داخلی درآن می تواند موجب دامن زدن بحران دراین منطقه حساس گشته و بر تنش های درونی لبنان و عراق وترکیه و فلسطین و نیز چگونگی صف آرائی اعراب واسرائیل دربرابرهم تأثیرگذارباشد. ازسوی دیگردرمقیاس جهانی سوریه از حمایت فعال بلوک شانگهای، رقیب اصلی بلوک ناتو ودولت های غربی، وهم چنین حمایت فعال جمهوری اسلامی ایران و تاحدی حمایت ضمنی عراق برخورداراست. اسرائیل نیز به نوبه خود دراین بحران بیکارننشسته و سیاست های عمدتا غیرعلنی و پیچیده ای در راستای اهداف تاکتیکی واستراتژیکی خویش دنبال می کند. درسوی مقابل کشورهائی چون ترکیه وعربستان قراردارند که سخت درگیربحران بوده و رابطه فعالی با اپوزیسیون دارند. وجود چنین صف آرائی منطقه ای و جهانی با جهت گیری های متضاد، در کنارصف آرائی های داخل جامعه سوریه( ازجمله علوی ها و یا مسیحیانی که نگران سرکارآمدن یک حکومت اسلامی هستند وکردهائی که ضمن مخالفت با اسد نگران سرنوشت خود درحکومت پس ازآن هستند) نوعی وضعیت بن بست یا آچمزشدگی درعبور به دوران پسااسد ایجادکرده است و این درحالی است که بشار اسد به مهره سوخته وبی اعتباری تبدیل شده است که مدت هاست زمان برکناری و یا سرنگونی اش فرارسیده است. توازن نیرو و صف آرائی های داخلی و جهانی به قسمی است که قدرت های غربی برخلاف مورد لیبی قادر به مداخله و اقدام مستقیم نیستند(وزیر دفاع آمریکا گفته است که بدون تصمیم سازمان ملل آمکان مداخله نظامی آمریکا ناممکن است و این درحالی است که چین وروسیه مخالف قاطع هرگونه مداخله نظامی هستند). عوامل تشدید کننده ای چون درپیش بودن انتخابات داخلی درآمریکا به این بلاتکلیفی دامن زده است. جالب است که کیسینجر در یاد داشت خود در روزنامه واشنگتن پست، ازجنبه دیگری به بن بست فوق پرداخته و عواقب مداخله نظامی مستقیم غرب و آمریکا در سوریه را مورد بررسی قرارداده است: او"دکترین دخالت بشر دوستانه ( بامسئولیت محافظت ازجان شهروندان ) را مغایر با اصول وستفالی حاکمیت دولت ها می داند. بزعم وی اگرچنین سیاستی به عنوان بخشی ازاصول سیاست خارجی پذیرفته شود، موجب بهم ریختن نظم بین المللی می شود. برطبق آن مثلا متحد مهمی چون عربستان تا زمانی متحد باقی می ماند که جنبش دموکراتیکی علیه آن بوجود نیامده باشد!".
درچنین شرایطی هربلوک و قدرتی تلاش دارد که ازطریق حمایت ازگروه ها و کشورهای متحد ونزدیک به خود اهداف خویش را به پیش ببرد. درنتیجه صحنه سیاسی سوریه عملا به بازار مکاره رقابت های قدرت های جهانی و رقابت های آن ها تبدیل شده است.
چالش هائی که جنبش ضداستبدادی سوریه با آن مواجه است:
می دانیم که درسوریه خاندان اسد با تکیه براقلیتی ( علویان و برخی جریانات دیگر) ده ها سال است که استبداد خشنی را برجامعه ای متکثر وچند قومی و چند مذهبی (نظیرکردها و یا سنی ها ومسیحی ها و...)اعمال کرده اند. دراعمال این استبداد خشن و سرپانگهداشتن آن وجود یک ارتش نیرومند و دستگاه های سرکوب گسترده وهم جنین عامل توجیه کننده مبارزه با دولت اسرائیل نقش اساسی داشته است. اما بدنبال شروع بهارعربی و سرنگونی برخی دیکتاتورها، شتربحران درمقابل خانه دیکتاتور سوریه هم زانو زد و زمین لرزه سیاسی موجب بهم ریختن ثبات دیرپای آن شد. وباین ترتیب بار دیگرنشان داده شد که چگونه جوامعی که با تکیه براهرم زور وسرکوب وحدت و یک پارچگی ظاهری وباصطلاح جزیره ثبات را برقرارمی کنند، با ترک خوردن دیوار استبداد، موازنه بالقوه شکننده درونی آن ها بهم ریخته و بروز خطرجنگ داخلی افزایش می یابد و به همان اندازه امید دست یابی به دموکراسی وجامعه ای آزاد و برابر و پلورالیستی کمرنگ تر می شود. نباید فراموش کرد که نخستین قربانیان جنگ داخلی، مطالبات دموکراتیک و جنبش های طبقاتی اجتماعی چون کارگران و یا اقشار آسیب پذیرتری چون کودکان وجوانان و زنان و... هستند.
درچنین وضعیتی سه خطر وآفت عمده جنبش ضداستبدادی ودموکراتیک سوریه را تهدید می کنند که عبارتنداز:
الف- خطرجنگ داخلی گسترده و تبدیل شدن جنبش ضداسبتدادی به یک جنگ داخلی بین جریانات و اقوام مختلف که ازهردو سو، هم اسد وهم اپوزیسیون و حامیان آن، هرکدام به نحوی، دامن زده می شود. بدیهی است که با رواج زبان زور واسلحه درگرما گرم این معرکه هرجریانی که زورش بیشتر باشد( ازجمله بدلیل کثرت جمعیت هوادار، تسلیح و سازمانیافتگی بیشتر و یاحمایت گسترده ترخارجی) با انحصاری کردن قدرت به زورگوئی نسبت به سایرجریانات ضعیف ترازخود خواهد پرداخت.
ب- چالش مهم دیگرتسلط گفتمان وایدئولوژی مذهبی(بویژه روایت های افراطی) بر جنبش ضداستبدادی است و حتی دراین رابطه می توان گفت که متأسفانه شماری ازجریانات حاضردرصفوف اپوزیسیون ازرژیم مستبد و سکولاراسد هم عقب ترهستند. مدتی پیش حتی مقامات آمریکائی نیز به نفوذ و حضور حامیان القاعده درصفوف اپوزیسیون اذعان کردند. نقش عربستان درحمایت ازسلفی ها وتقویت صفوف مرتجعین جنبش ضداستبدادی برکسی پویسیده نیست. با تجربه تباه شدن انقلاب بهمن 57 ایران درپی تسلط گفتمان اسلامی و نفوذ روحانیت و خمینی برجنبش ضداستبدادی علیه شاه بخوبی آشنائیم. درمورد تحولات لیبی وتونس ویا درمصرهم خطرعروج جریانات مذهبی را را به درجاتی شاهدیم.
ج- بی تردید چالش مهم سوم همانا خطر اتکاء و وابستگی نیروهای ضداستبدادی ومدعی آزادیخواهی به قدرت های بزرگ جهانی و یا منطقه ای است. هم اکنون برخی از این نیروهای اپوزیسیون بطور آشکار خواهان مداخله نظامی وغیرنظامی این قدرت ها هستند.
بدلیل نقش منفی نیروهای ارتجاعی حاضر درصحنه، درغیاب حضورفعال وتأثیرگذار جریانات مترقی و واقعا دموکراتیک، جنبش ضداستبدادی آزادیخواهانه وبرابری طلبانه مردم سوریه در برابر وضعیتی دشوار و با وظایفی خطیر وپیچیده در برپائی یک جنبش ضداستبدادی و واقعا دموکراتیک قرار دارد. صف آرائی بالنده و تأثیرگذار آن ضرورتا درگرو مرزبندی با سه خطر و انحراف ذکرشده دربالاست و بنابراین نمی تواند درهمراهی و هم پیمانی با قدرت های بزرگ، از هردوبلوک، و یا دولت های ارتجاعی منطقه اعم ازعربستان وجمهوری اسلامی ایران و ترکیه صورت گیرد. برعکس با حرکت مستقل درچارچوب مبارزه علیه استبداد حاکم(آن چه که در انقلاب بهمن 57 مفقود بود) تکیه برمطالبات اقتصادی و سیاسی فراگیر و با تکیه بر مجامع و شبکه ها و تشکل های بدیل مردمی و حمایت نیروها وجنبش های مترقی منطقه ای و جهانی از آن می تواند موجب بالیدن وعروج رویکرد سوم گردد. باندازه ای که چنین جریان مستقل و مردمی شکل بگیرد و به نقش آفرینی به پردازد می توان از زبانه جنگ های داخلی و تسلط گفتمان های ارتجاعی – مذهبی و مداخله مخرب قدرت های بزرگ ممانعت کرد و درعین حال به استفاده مثبت و سازنده از امکانات متنوع جهانی و نیزتحمیل مطالبات و قراردادن خواست های واقعی و مشخص ومترقی در برابر نهادها و قدرت های بزرگ و کوچک وازجمله قطع حمایت های آشکار وپنهان ازحکومت های مستبد و پیش بردسیاست های امپریالیستی، در راستای سوریه ای آزاد و دموکراتیک امید بست.
دست بدست دادن یک جنبش انقلابی درداخل و همبستگی متقابل با جنبش های جهانی و "ابرقدرت افکارعمومی جهان"، امروزه از مهم ترین ابزارهای پیشروی بسوی اهداف رهائی بخش محسوب می شوند. باتوجه به خصلت منطقه ای وجهانی بحران سوریه، بی تردید دفاع جنبش ها و نیروها وتشکل ها وجریانات مترقی درسطح منطقه و جهان ازجنبش ضد استبدادی آزادیخواهانه و برابری طلبانه و افشاء و محکوم کردن اهداف مداخلات قدرتهای بزرگ بخشی از کازارشکل گیری آلترناتیوهای مترقی درمنطقه را تشکیل می دهند.
Thursday, 7 June 2012
تیراندازی به سوی ناظران سازمان ملل در سوریه
بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل کشتار تازه در سوریه را محکوم کرده و گفته است که ناظران سازمان ملل که قصد داشتند از محل این کشتار بازدید کنند، هدف تیراندازی قرار گرفتهاند.
به گزارش بی بی سی فارسی دبیرکل سازمان ملل به مجمع عمومی سازمان ملل گفته است که به سوی این ناظران با سلاحهای سبک تیراندازی شده است.
ژنرال رابرت مود، فرمانده ناظران سازمان ملل در سوریه پیش از این گفته بود که نیروهای شبه دولتی راه را بر نیروهای سازمان ملل بستند و اجازه ندادند تا آنها به محل کشتار در روستای قبیر در استان حماة دسترسی پیدا کنند.
ژنرال مود گفته است ناظران تلاش داشتند تا با بازدید از این محل، صحت گزارشهای فعالان ضد دولتی را که میگویند نزدیک به هشتاد نفر که عمدتا زن و کودک بودند، توسط نیروهای دولتی و شبه نظامیان کشته شدهاند.
سازمان ملل متحد ۲۹۷ ناظر غیر مسلح در سوریه دارد.
کوفی عنان، نماینده جامعه جهانی برای حل بحران سوریه نیز به مجمع عمومی سازمان ملل گفته است که طرح صلح او برای سوریه به رغم این که از سوی دولت سوریه مورد پذیرش قرار گرفته بود، به اجرا در نیامده است.
آقای عنان نیز کشتار در روستای قبیر را محکوم کرده است.
"طرح جدید عنان"از سویی، منابع خبری از احتمال طرح جدید نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب برای حل بحران سیاسی سوریه و مخالفت هایی با مشارکت ایران در این طرح خبر داده اند.
روز پنجشنبه، ١٨ خرداد (٧ مه)، به نقل از "برخی منابع دیپلماتیک" گزارش شد که احتمال دارد کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه، طرح جدیدی را برای خاتمه دادن به بحران سیاسی در این کشور به اعضای شورای امنیت سازمان ملل ارائه دهد.
به گفته منابع دیپلماتیک، آقای عنان از شورای امنیت سازمان ملل خواهد خواست تا یک "گروه تماس جدید" متشکل از کشورهای عضو دایم شورا - آمریکا، بریتانیا، چین، روسیه و فرانسه - و تعدادی از کشورهای منطقه تشکیل دهد تا با نفوذ در طرف های درگیر در سوریه، به پایان دادن بحران در این کشور کمک کنند.
با انتشار این خبر، دولت های آمریکا، بریتانیا و فرانسه پیشاپیش مشارکت ایران در هر طرح مربوط به حل بحران سوریه را مردود دانستند و ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا، که در اجلاس گروه دوستی سوریه در استانبول شرکت کرده بود، گفت که مشارکت ایران در چنین طرحی، آن را به تشکیلاتی عاطل و بی اثر تبدیل می کند.
وزیر خارجه آمریکا نیز، که در همین نشست حضور داشت، گفته است که مشارکت ایران در اقدام برای برقراری صلح در سوریه "غیرقابل تصور" است زیرا ایران صرفا در صدد "صحنه آرایی مناسبی" برخواهد آمد تا حکومت سوریه بتواند با خیال آسوده تری به کشتار مردم خود ادامه دهد.
همزمان، رئیسان جمهوری روسیه و چین در بیانیه مشترکی در پایان اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، با هرگونه مداخله خارجی برای برکنار بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، مخالفت کرده و گفته اند که بحران سیاسی سوریه باید از طریق گفتگو حل و فصل شود.
همچنین، معاون وزارت خارجه روسیه در یک نشست خبری در مسکو گفته است که اجرای طرحی مشابه یمن برای حل بحران سوریه تنها در صورتی قابل قبول است که "مردم سوریه خواستار آن باشند" اما مشخص نکرده است که بدون برگزاری انتخاباتی با مشارکت آزادانه تمامی احزاب و گروه ها، که خواست اصلی مخالفان بشار اسد است، چگونه می توان از نظر مردم سوریه در این زمینه مطلع شد.
اوایل سال جاری، در حالی که اختلاف بین مخالفان و موافقان علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری یمن، این کشور را در معرض جنگ داخلی قرار داده بود، آقای صالح با تفویض قدرت به معاون خود در برابر مصونیت از پیگرد قانونی موافقت کرد و به بحران سیاسی آن کشور پایان داد.
اگرچه اعتراضات سیاسی در یمن با خشونت همراه بود، اما در مقایسه با حکومت سوریه، نیروهای دولتی و طرفداران رئیس جمهوری در برخورد با معترضان خشونت به مراتب کمتری به خرج دادند و تلفات به مراتب کمتری برجای گذاشتند.
کشتار جدیدمخالفان حکومت سوریه گفته اند که در حمله افراد مسلح به روستای مزرعة القبیر، واقع در استان حماة، دست کم پنجاه و پنج نفر، که اکثر آنان از اعضای یک خانواده بودند، به قتل رسیده اند.
گروه موسوم به ناظران حقوق بشر در سوریه، مستقر در لندن، در گزارش خود در این مورد گفته است که با تشخیص هویت چهل و نه تن از قربانیان این کشتار، از جمله هجده زن و کودک، معلوم شده است که اکثر آنان عضو خانواده ای به نام الیتیم بوده اند.
این گروه افزوده است که در حمله دیگری که روز گذشته در نزدیکی همین روستا روی داد، شش غیرنظامی دیگر هم به قتل رسیدند.
منابع مخالفان دولت سوریه شمار کشته شدگان حمله القبیر را بین ٨٧ تا ١٠٠ نفر گزارش کرده بودند.
گروه ناظران حقوق بشر سوریه و شورای ملی سوریه، متشکل از جمعی از مخالفان حکومت بشار اسد، شبه نظامیان طرفدار رئیس جمهوری را مسئول این کشتار معرفی کرده اند.
منابع دولتی سوریه نیز وقوع "کشتار" در روستای القبیر را تایید کرده اما آماری متفاوت در این مورد ارائه داده و گروه های "تروریستی" را عامل آن دانسته اند.
روز پنجشنبه، خبرگزاری دولتی سوریه - سانا - با متهم کردن رسانه های خارجی به دروغ پردازی در مورد این واقعه، گفت که "یک گروه از تروریست های مسلح روز گذشته به روستای مزرعة القبیر، در بخش معرزاف در استان حما حمله کردند و نه نفر مرد، زن و کودک را به قتل رساندند."
خبرگزاری سوریه به نقل از یک منبع رسمی نوشته است که "در پی وقوع این جنایت هولناک، مردم محل خواستار مداخله نیروهای ارتش برای محافظت از مردم و متوقف کردن حملات تروریستی شدند و نیروهای اعزامی توانستند تروریست ها را از پای درآورند و از آنان مقادیری اسلحه و مهمات شامل نارنجک انداز آر پی جی، مسلسل و نارنجک به دست آورند" اما از تعداد "تروریست های" کشته شده آماری نداده است.
در ایران هم خبرگزاری فارس، که معمولا گزارش های رسانه های دولتی سوریه در مورد حوادث آن کشور را با تفاسیری منعکس می کند، نوشته است که "تروریست های سوریه دو هفته پس از کشتار فجیع کودکان در الحوله، جنایت هولناک دیگری را در نزدیکی شهر حما مرتکب شدند."
این خبرگزاری از کشته شدن ٧٨ زن و کودک و افراد سالخورده خبر داده و گفته است که برخی از این افراد با "چاقو ذبح شده اند و به نظر می رسد ٣٧ نفر دیگر هم ربوده شده اند و احتمالا اجسادشان در محل دیگری یافت خواهد شد."
فارس افزوده است که در پی وقوع این حادثه، رسانه های غربی و عربی مدعی شدند که این روستا زیر آتش تانک قرار گرفته و گفته است که منابع سوری این اتهام را رد کرده اند.
خطر جنگ فرقه ایدر مقابل، برخی از ناظران این نظر را مطرح کرده اند که احتمالا شبه نظامیان موسوم به شبیحه، که از آنان با عنوان ماموران لباس شخصی نهادهای امنیتی یاد می شود، و یا دیگر گروه های طرفدار حکومت عامل کشتار مردم هستند.
به گفته آنان، با افزایش بی ثباتی در سوریه و احتمال سقوط حکومت که در تحت تسلط اقلیت علوی مذهب این کشور قرار دارد، ممکن است برخی از افراد طرفدار حکومت به منظور ارعاب مخالفان، به کشتار غیرنظامیان دست بزنند و در این اقدام، از حمایت تشکیلات متعدد امنیتی برخوردار باشند.
وقوع پی در پی کشتار غیرنظامیان این نگرانی را نیز در پی آورده است که ممکن است اقدام به واکنش خشونت آمیز اکثریت سنی سوریه منجر شود و با گسترش اقدامات تلافی جویانه، سوریه را به سوی جنگ داخلی تمام عیار سوق دهد.
در چنین صورتی، این خطر هم وجود دارد که جنگ فرقه ای در سوریه به بعضی کشورهای منطقه هم سرایت کند و حتی خطر درگیری گسترده تر بین کشورها را در پی آورد.
منتقدان بشار اسد او را متهم کرده اند که برای حقظ قدرت، از کشاندن سوریه به جنگ داخلی نیز ابایی ندارد و به منظور بهره برداری از نگرانی بین المللی از عواقب منطقه ای چنین وضعیتی، به اختلاف فرقه ای در سوریه دامن می زند.
روز پنجشنبه، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، دولت سوریه را به دست داشتن در کشتار القبیر متهم کرد و گفت "رژیمی که از چنین جنایتی حمایت می کند وجدان ندارد و نباید برجای بماند."
دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا هم دولت سوریه را مسئول کشتار القبیر دانسته و گفته است که چنین وقایعی نشان می دهد که حکومت بشار اسد مشروعیت خود را از دست داده است.
اعتراضات سوریه در ماه مارس سال گذشته با تقاضای اصلاحات سیاسی و مبارزه با فساد حکومتی آغاز شد و اگرچه بسیاری از مردم سوریه و کشورهای غربی انتظار داشتند بشار اسد به خواست معترضان پاسخ مساعد دهد، وی به اعزام واحدهای ارتش برای سرکوب اعتراضات مبادرت ورزید.
شدت گرفتن خشونت در برخورد با تظاهرات اعتراضی باعث شد تا برخی از نظامیان مخالف حکومت، ترک خدمت کنند و برای مقابله مسلحانه با نیروهایدولتی، تشکیلاتی را با عنوان "ارتش آزاد سوریه" ایجاد کنند.
Monday, 4 June 2012
کلینتون: اظهارات آیتالله خامنهای نکته جدیدی نداشت؛ به راهحل دیپلماتیک امیدواریم
راديو فردا ـ آیتالله خامنهای روز یکشنبه ۱۴ خرداد در مراسم سالگرد آیتالله خمینی با اشاره به تهدیدهای اسرائیل گفته بود: «هر قدم کج يا حرکت ناشايست آنها، همانند صاعقه بر سر خودشان فرود خواهد آمد.»
هیلاری کلینتون که در استکهلم به سر میبرد در یک کنفرانس خبری با اشاره به برنامه هستهای ایران گفت: «ما خواستار یک راهحل دیپلماتیک هستیم. هماکنون این فرصت فراهم است که به این راهحل دست یابیم. ما امیدواریم که این فرصت از دست نرود.»
رهبر جمهوری اسلامی روز یکشنبه غربیها و آمریکاییها را متهم کرد که «برای مشکلات خود و دور کردن ذهنها، مسئله هستهای ايران را بزرگنمايی میکنند و آن را در صدر مسايل دنيا قرار میدهند و به دروغ، نام سلاح هستهای را به ميان میآورند.»
به گزارش خبرگزاری فرانسه، هیلاری کلینتون که در سفر اروپایی خود در سوئد به سر میبرد اظهار داشت که خود فرصت نداشته سخنان آیتالله خامنهای را بخواند، اما گفت که این سخنان مصرف داخلی دارد.
وزیر خارجه ایالات متحده خطاب به خبرنگاران گفت: «به نظر من هیچ تازهای در آنچه گزارش کردید وجود نداشت.»
هیلاری کلینتون افزود: «بهترین راه برای ایران جهت عمل به تعهدات بینالمللیاش و نیز رفع نگرانیهای بقیه دنیا از نیات و اعمالشان، آمدن بر سر میز مذاکره در مسکو در دو هفته دیگر و آغاز کار جدی ... برای دست یافتن به راهحل دیپلماتیک است.»
وزیر خارجه ایالات متحده تصریح کرد: «ما امیدواریم ایرانیها با پیشنهاد اقدامات مشخص (به مسکو) بیایند.»
آمریکا یکی از اعضای گروه ۱+۵ است و پس از مذاکرات بغداد قرار شد این گروه دو هفته دیگر با ایران در مسکو تشکیل جلسه دهد.
پیشتر باراک اوباما و هیلاری کلینتون از اینکه آیتالله خامنهای بمب اتم را «حرام» دانسته استقبال کرده و خواستار ضمانتهای عملی برای این «فتوا» شده بودند.
Saturday, 2 June 2012
حسنی مبارک به حبس ابد مجکوم شد - تظاهرات در مصر
حسنی مبارک به حبس ابد محکوم شد
حسنی مبارک، رئیسجمهوری سابق مصر در دادگاه رسیدگی به اتهاماتش، به حبس ابد محکوم شد. دادستان خواهان حکم اعدام برای مبارک شده بود.
بی بی سی: حسنی مبارک اولین رهبر سابق یک کشور عربی است که از آغاز اعتراضات موسوم به "بهارعربی" در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفته است.
حسنی مبارک و چند نفر دیگر از یاران و نزدیکانش به کشتن معترضان متهم شده بودند.
پس از قرائت رای و بروز هرج و مرج در دادگاه، قاضی جلسه را تعلیق کرد.
حبیب العادلی، وزیر کشور پیشین مصر نیز به اتهام مشابهی به حبس ابد محکوم شد.
قضات دادگاه در عین حال جمال و علاء دو پسر حسنی مبارک را از اتهام فساد تبرئه کردند.
جمال مبارک در دوران حکومت پدرش، منصب بالایی در حزب حاکم داشت.
رئیس جمهور سابق مصر که ۸۴ سال دارد، به صدور فرمان کشتن معترضان در جریان ناآرامی های این کشور که منجر به پایان حکومت او شد، متهم شده بود. او این اتهامات را رد کرده است.
احمد رفعت، قاضی ارشد دادگاه حسنی مبارک، پس از ورود رئیسجمهوری پیشین مصر با هلیکوپتر به محل دادگاه در آکادمی پلیس در حومه قاهره، شروع به قرائت رای کرد.
یولاندا کنل، خبرنگار بی بی سی در قاهره میگوید هزاران پلیس و سرباز در محل حضور دارند و صدها تظاهرکننده نیز در برابر دادگاه تجمع کردهاند.
تظاهرکنندگان فریاد میزنند که "مبارک قاتل است". بسیاری از این افراد خانوادههای ۸۵۰ نفری هستند که در جریان تجمعات کشته شدند.
حسنی مبارک، یازده فوریه ۲۰۱۱ پس از تقریبا سی سال حکومت، از سمت خود کناره گیری کرد.
او به دنبال تظاهرات وسیع مردم که برای روزها ادامه یافت، استعفای خود را اعلام کرد.
به دستور دادستان، اموال و دارایی های آقای مبارک توقیف شده است.
Subscribe to:
Posts (Atom)