Thursday, 25 August 2011

دیکتاتورها

دیکتاتورها یکی پس از دیگری فرو میریزند
سالهای متمادی باحمایت قدرتهای بزرگ جهانی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه،استقلال وآزادی ملت ها پایمال شده ورابطه مردم وحاکمان چیزی جز ارتباط سلطه گر وتحت سلطه نبوده است و دیکتاتورهاخواست خودرا برمردم تحمیل کرده اند ، دموکراسی دراین کشورها راه پیدانکرده وسلطه خشونت بار استبداد امکان استقرار حاکمیت ملی رانداده است . هرجاکه استبداد حاکم است حاکمیت ملی جائی ندارد دراین کشورها گاه برای تظاهر به احترام به حقوق مردم، انتخابات در نهادهای مختلف برگزار میشود ولی هیچگاه این انتخابات ها صحیح نبوده ونتیجه آن برای تامین خواست دیکتاتورها موردسوءاستفاده قرارمیگیرد که نمونه های آن در عراق صدام حسین بود که نتایج رای در تایید صدام گاه نزدیک به صد در صد میشد . اما درهمه این کشورها اگر شرایط سیاسی جهان تغییر میکرد گاه فرصت هایی بدست میامد که ملت ها به پا خیزند وتومار قدرت دیکتاتورهارا درهم ریزند .درماههای اخیرجنبش های آزادیخواهانه ای در بسیاری از کشورهای استبدادزده خاورمیانه آغاز گردید .آنچنان که در تونس،مصر،یمن، بحرین ،لیبی وسوریه ،معترضین به استبداد ، حاکمیت را در کشورشان به چالش گرفتند . امروز حدود شش ماه است که توفان نابودی دیکتاتورهادرخاورمیانه وشمال افریقا وزیدن گرفته است ،وزیدنی سهمگین که میخواهد به قدرت مستبدان مخالف آزادی واستقلال در آن سرزمینها نقطه پایان بگذارد .طلیعه این حرکتهای اعتراضی نخست در تونس بود که تغییرات با جدالی کوتاه بدوران گذار به حکومتی دیگر که به حقوق بشر ارج نهد واستقلال تونس را محترم بدارد همراه شد .درمصر دیکتاتوری حسنی مبارک سقوط کرد واو وجانشین ودیگر یارانش به خاطر کشتار مردم وفساد در مصر درپیشگاه ملت بدادگاه خوانده شدند وجهانیان دیدند که در قرن بیست ویکم سرنوشتی شوم در انتظار مستبدینی است که از مردم بیگانه اند ونظر آنان را هیچ وپوچ می انگارند .درسوریه نیز با کشتار های بیرحمانه معترضان در شهر ها وروستاها با سلاحهایی که بظاهر برای نبرد با اسرائیل وبازپس گرفتن سرزمینهای اشغالی تهیه شده بودند روز و شبی نیست که دههانفر در خاک وخون نغلطند .کوتاه زمانی است که مجامع بین المللی وحقوق بشری وشورای امنیت سازمان ملل متحدبرحقوق پایمال شده مردم سوریه تاکید بیشتری کرده ومردم براین امیدند که بزودی استبدا د در سوریه جای خودرا به حکومتی مردمی دهد.درلیبی نیز حرکتهای ضداستبدادی واستقلال طلبانه مردم در چند ماهه گذشته سرعت بیشتری گرفت وآخرین خبرها از فروریختن دیکتاتوری سرهنگ معمر قذافی حکایت میکند .درلیبی نبردهای خونینی از شش ماه قبل شروع شد ونبرد از زمین وهوابه تصرف شهرهای بزرگ وکوچک لیبی انجامید ومردم شادمانه به طرابلس وارد شده اند وخانه به خانه در جستجوی معمر قذافی دیکتاتور سقوط کرده لیبی میباشند و با پیروزی مخالفان پایان حکومت دیکتاتوری قذافی نزدیک میشود .دیکتاتوری چهل ودوساله قذافی ازنظرجهانیان پایان یافته است واین برمردم لیبی است که در دوره حساس انتقالی ،به حاکمیتی اقبال کنند که آزادی واستقلال لیبی را پاس دارد ودموکراسی را در لیبی نهادینه کند تا دیگر کسانیکه بقدرت دست خواهند یافت به کژراهه کشیده نشوند . معمرقذافی که درسال 1969 بایک کودتاحکومت سلطنتی پوسیده لیبی راسرنگون کرده وباژستی انقلابی خودراناجی مردم لیبی ورهبری ضداستعماری قلمدادمیکرد،سرانجام درورطه فسادودیکتاتوری سقوط کردوکاررا بجائی رساندکه امروزملت لیبی باجانفشانی بسیاراوراازاریکه قدرت به زیر میکشد.دیروز صدام حسین که مست غرور بودو حکومتش را ابدی میدانست برای گریز از مجازات در سوراخی خزیده بودوحکم ملت اورا به نابودی کشاند وامروز معمر قذافی که دنیایی را به تمسخر میگرفت وبا روشهای استبدادی قرون وسطایی برمردم لیبی حکومت میکرد ،از اوج قدرت به حضیض ذلت سقوط کرد . این سرنوشت محتوم همه دیکتاتورهای جهان است .
تهران – جبهه ملی ایران
3 شهریور1390

Wednesday, 24 August 2011

رفتن قذافی

( قذافی حاکم جبار )
عاقبت « قذافی » آن اهریمن خونخواررفت حاکمی جبار بود آن حـــاکم جبار رفت
لیبی از لوث وجودش پاک شد بارنگ خون خون آزادی پرستان کز درو دیوار رفت
خون ابنای وطن را ریخت با لبخند کبــر عاقبت گریان و ترسان آن سیه کرداررفت
دردخون آشامیش بیمارومجنون کرده بـود شکر یزدان را که آن دیوانه ی بیمار رفت
لذتی مستانه می برداز بسی کشتار خــلق آن سیه مست تبه خو، عامل کشتار رفت
نفت کشور را به یغما داد و قدرت را خرید آبروبفروخت وینک خوار وبی مقدار رفت
کرد جاری سیل خون از بی گناهان دلیـر عاقبت درکام این سیل خروشان،خواررفت
مدت چل سال وافزون کوس قدرت مینواخت دیدی آخرآن تهی مغز سبک رفتار رفت
کر و فری داشت در پیکار با آزادگـــا ن لیک با ننگ شکست ازعرصه پیکار رفت
یک جهان زر داد وبا اصرار دوزخ را خرید در پی فحشا برون از پرده ی اسرار رفت
کشت از اولاد وطن چندین هزارازمردوزن لاجرم از هرکران با لعنت بسیـــار رفت
بود سالار سپاهی از خدا برگشتگـــــان راست در قعر جهنم آن سپه سالار رفت
ننگ بار آورد ولعنت در تواریخ عـــــرب رهبری گم کرده ره بودوبه ننگ وعاررفت
هرکه بامردم ستیزدخون خودریزد«ادیب» عاقبت گویندشکرحق که آن خونخواررفت
تهران دوم شهریور 1390
ادیب برومنــد

Tuesday, 23 August 2011

انتقاد شدید بانک مرکزی ایران از بسته پولی خود

مصاحبه جمشید اسدی با صدای امریکا
حجت الاسلام ناصر موسوی لارگانی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، در تازه ترین گفتگوی خود با خبرگزاری مجلس شورای اسلامی (خانه ملت) در روز شنبه ۲۹ مرداد ماه، با بیان این که متاسفانه اقتصاد کشور در سال‌های گذشته با مشکل‌هایی مانند زمین‌خواری، ارائه تسهیلات میلیاردی بدون گرفتن وثیقه و همچنین سو استفاده از مسئولیت‌ها رو به ‌رو است، گفت: «فساد اقتصادی همه کشور را تهدید می ‌کند، اما این تهدید در دستگاه‌های دولتی جدی‌ تر است.»
جمشید اسدی، کارشناس و استاد اقتصاد در فرانسه، با تایید کامل نظریات موسوی لارگانی، به صدای آمریکا گفت: «این یکی از نمانیدگان معمم مجلس اصولگرای است و آن چه می گوید حقیقت است، البته موضوعی است که سالهاست از سوی میهن پرستان و دل سوزان ایران گفته شده است، ولی امروز این صحبت ها به خود آقایان هم رسیده است.»
در همین حال سرویس اقتصادی روزنامه دولتی ایران، روز یک شنبه ۳۰ مرداد ماه، گزارش اصلی خود را، به وضعیت وام دهی اختصاص داده و در این زمینه نوشته است: «اگر می ‌خواهید از بانک‌ها و مؤسسات پولی وام بگیرید باید توجه کنید که داشتن چند ضامن رسمی الزامی است! اگر هم ضامن رسمی نداشته باشید باید از گرفتن وام صرف‌نظر کنید...این جملات اگرچه حرف‌های جدیدی در نظام بانکی نیست اما در واقع درد دل یک شهروند است؛ شهروندی که نیازمند دریافت یک وام ضروری است اما به دلیل قوانین دست و پاگیر بانکی نمی‌تواند نیاز خود را رفع کند. شهروندی که پس از گذراندن هفت خوان مراحل اخذ تسهیلات از یک موسسه پولی، تازه هنگامی که به سراغ مراحل اجرایی اخذ وام می‌رود متوجه می‌شود بیش از نیمی از راه را نرفته یا به عبارت دیگر بیشتر راه باقی مانده است! (پیداکردن ضامن‌های رسمی)»
به نوشته همین روزنامه، «محمود بهمنی چند روز پیش در اظهارنظری اعلام کرد که برای دریافت تسهیلات از بانک‌ها نیازی به دو ضامن کارمند رسمی نیست!
به نوشته روزنامه ایران، «اما آنچه هم اکنون مشهود است این ‌که، بانک‌ها همچنان به کار قبلی خود ادامه می‌دهند.»
جمشید اسدی، با تاکید بر این موضوع، که انتشار این گزارش از سوی روزنامه ایران، که ارگان رسمی دولت است، بسیار تعجب برانگیز است، به صدای آمریکا گفت: «دولت آقای احمدی نژاد با زیرکی تلاش می کند در زمینه اقتصادی، با انتقاد از رانت خواری و آقا زادگان، خودش را مبرا بکند و این پیام را بدهد، که در ظلمی که بر ایران رفته است و آن کارنامه منفی که در زمینه اقتصادی بر جا مانده است، نه تنها تفصیری ندارد، بلکه انتقاد نیز دارند.
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، در بیانیه ای که از سوی پایگاه اطلاع رسانی دولت روز شنبه ۲۹ مرداد ماه انتشار یافت، به آن چه روزنامه دنیای اقتصاد، آن را «خود انتقادی شدید از بسته پولی» نامیده، پرداخته است.
روزنامه دنیای اقتصاد روز یک شنبه ۳۰ مرداد، عنوان اصلی صفحه اول خود را به این موضوع اختصاص داده، و در این زمینه نوشته است: «بانک مرکزی در یک خود انتقادی کم‌سابقه سیاست‌های معطوف به نرخ سود بانکی کنترل شده و غیر تعادلی را به شدت زیر سوال برد و آن را عامل اصلی انحراف منابع و دیگر مشکلات موجود در تخصیص تسهیلات بانکی معرفی کرد؛ بانک مرکزی در ادامه این اظهار نظر منتقدانه، بالا بودن نسبت تسهیلات به سپرده‌ها را نشانه استفاده از پول پرقدرت بانک مرکزی دانسته و معتقد است: در سایه پایین نگه داشتن نرخ سود تسهیلات، برخی پروژه‌های سرمایه‌گذاری فاقد توجیه اقتصادی در اولویت قرار می‌گیرند که در نهایت به صلاح اقتصاد کشور نخواهد بود. انتقاد از سیاست کنترلی نرخ سود در شرایطی بیان شده است که در بسته پولی با وجود شرایط تورمی رای به کاهش نرخ سود داده شد. سیاستی که علاوه بر پیامدهای ذکر شده در بیانیه منتقدانه بانک مرکزی، موجب برهم زدن تعادل در دیگر بازارها شد.»
جمشید اسدی، با اشاره به این موضوع، که تا به حال بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، به این روشنی به سیاست پولی کشور انتقاد نکرده بود، به صدای آمریکا گفت: «بانک مرکزی بارها از فشاری که دولت بر این بانک وارد می کند انتقاد کرده است و درست به همین دلیل هم برخی از روسای آن یا استعفا داده اند و یا ناچار به کنارگیری شده اند. آقای بهمنی هم تا الان دوام آورده است، هر چند بر اساس این بیانیه تازه، گویا بنای مخالفت را آغاز کرده است.»
انتقاد بر سیاست های دستوری در اقتصاد ایران حرف تازه ای نیست، هر چند ذکر این موضوع از جانب بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است که تازگی دارد.

Sunday, 21 August 2011

اگاهینامه


آگاهینامه
امرداد 1390
پشتیبانی از مبارزات آزادیخواهانه در سوریه، ایران و دیگر کشورها
یکبار دیگر چهره زشت دیکتاتوری در سوریه همانند ایران با کشتارهای بیرحمانه زنان و مردان آزادیخواه آشکار شد. پیرو گزارشهای خبری و آمار موسسه بین المللی حقوق بشر، تعداد کشته شدگان در سوریه به چندهزار نفر و تعداد زندانیان به ده ها هزار نفر رسیده است. در این میان یاریهای بیکران رژیم جمهوری اسلامی با فرستادن اسلحه برای سرکوب آزادیخواهان، و فرستادن بسیجیهای متخصص کشتار جمعی، نشان آنست که دیکتاتوریهای منطقه بگونه مافییایی و جمعی از ایجاد دموکراسی در کشورهای خود جلوگیری میکنند. بنا بگزارشها، این بسیجیها در موارد بسیاری، همچنان که ده ها سال است در خود ایران عمل میکنند، افسران و سربازان سوریه ای را، که از تیراندازی مستقیم به مردم سرباز میزنند، در جا به قتل میرسانند. این اعمال جمهوری اسلامی ناقض همه قوانین بین المللی و انسانی است.
گروههای آزادیخواه ایرانی امضا کننده زیر به شدت از مبارزات آزادیخواهانه مردم سوریه پشتیبانی مینمایند و انزجار خودرا از سرکوب و کشتار مردم بیگناه بدست دولت دیکتاتور سوریه اعلام میکنند و از کشورهای آزاد و آزادگان جهان میخواهند که، بدون در نظر گرفتن سودهای زود گذر خود، برای برقراری دموکراسی دراین کشورها کوشش فراوان بنمایند. این کوششها بعنوان یک سرمایه گذاری سودمند برای آینده جهان پایا خواهد ماند. ملت ایران نیز، که خود سالهاست برای بدست آوردن آزادی میکوشد، پشتیبانی خودرا از مبارزات آزادیخواهانه مردم سوریه به صورتهای گوناگون نشان داده است.
این رویدادها بیش از پیش آشکارکردند که رژیم جمهوری اسلامی به صورت ریشه و پایگاه تروریسم و دیکتاتوریهای منطقه در آمده است و، تا براندازی کامل آن، ایجاد دمکراسی در منطقه بسیار دشوار و یا غیر ممکن خواهد بود.
سازمانهای آماده کننده آگاهینامه (به ترتیب الفبا):
انجمن ایرانی برای آزادی ، صلح وعدالت
انجمن فرهنگ ایران زمین
جبهه ملی خارج از کشور
سازمان جوانان هوادار مشدوطه پادشاهی
شورای اتحاد و همبستگی
کنگره همبستگی ایرانیان
گروه رایزنی برای اتحاد
همیاری زنان ایران

Friday, 19 August 2011

مقاله از اقای کورش زعیم

براندازي 28 مرداد، تاوان سنگين ملت ايران

روز تاريخي 28 امرداد را ما هر سال يادآوري مي كنيم، نه فقط يادآوري يك زخم ملي، يا اينكه شعارگونه حقانيت يك ديدگاه را نسبت به يك ديدگاه ديگر به نمايش بگذاريم، بلكه براي اينست كه، در شرايطي كه حاكم بر كشورمان است آينه اي در برابر چشمان آناني بگيريم كه در گذشته خشكيده اند يا پشت به گذشته امروز را مي سنجند.
آنچه امروز رويداد 28 امرداد را برجسته مي كند تفاوتهاي رفتاري دولت و حكومت در آن زمان در مقايسه با دوران پس از آن است. يكي از اين تفاوت ها اين است كه دولت دموكرات مصدق، حاضر نبود به هر قيمتي خود را بر سر كار نگه دارد. مصدق گفته بود كه راضي به ريختن حتا يك قطره خون از بيني كسي نيست. ملت پشتيبانش بود و او مي انديشيد كه اگر ملت بخواهد دوباره او را سر كار مي آورد. ولي حكومتي كه جاي او را با زور و ياري بيگانگان گرفت به راي ملت متكي نبود، وگرنه او نيز مي توانست به مردم مراجعه كند يا با يك همه پرسي از ملت مي پرسيد مرا مي خواهيد يا نه؟
كورش بزرگ در بيانيه حقوق بشر خود گفت، "من از امروز كه تاج پادشاهي را به سر نهاده ام، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق پادشاهي را به من مي دهد، هر گز حكومت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد، و هر ملت آزاد است كه مرا به پادشاهي خود بپذيرد يا نپذيرد؛ و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بشمارد، من براي حكومت بر آن ملت جنگ نخواهم كرد."
سخن كورش برگرفته از فرهنگ كهن ايران بود كه او كوشيد آن را در سراسر جهان نهادينه كند. اما، امروز شاهد آن هستيم كه نه تنها در ميهن ما، بويژه از براندازي 28 امرداد 1328 تا به امروز، در همه كشورهاي گستره فرهنگ و تاريخ ايران دولتهاي استبدادي حاكم هستند و همه آنها بقاي حكومت خود را با خشونت، كشتار و حتي جنگ با مردم بر ملت خود تحميل مي كنند. ما 28 امرداد را از اين رو پيوسته يادآوري مي كنيم كه بگوييم تحميل حكومت بر مردم چه با ياري قدرتهاي بيگانه و چه با زور داخلي با فرهنگ ايراني بيگانه است.
افزون بر اين، آنچه ما را نسبت به براندازي 28 امرداد ناخرسند مي كند، سنجش آزادي هاي مدني مردم در پيش و پس از اين كودتاست. پيش از 28 امرداد، حزب ها آزاد بودند، مطبوعات آزاد بودند، گردهمايي آزاد بود، اتحاديه هاي كارگري و صنفي آزاد و اعتصاب و تظاهرات آزاد بود. پس از 28 امرداد، همه اين آزاديها از مردم گرفته شد و اين محروميت تا كنون ادامه دارد. اگر اين براندازي كه خيانت به منافع ملت ايران بود روي نمي داد، دموكراسي، آزاديهاي مدني و حقوق بشر چنان در كشور ما در طي ربع قرن بعد نهادينه شده بود كه ديگر كسي نمي توانست خواستهاي شخصي يا فرقه اي خود را بر ملت ايران تحميل كند؛ و مجبور مي شد ديدگاه خود را از درون صندوق هاي راي ارائه دهد.
جنبش ملي شدن صنعت نفت برگرفته از پشتيباني مردمي بود، وگرنه مصدق با همه دانش و زيركي و عشق به ميهن موفق نمي شد در برابر قدرت و توطئه هاي قدرتهاي بزرگ بيگانه به اين پيروزي دست يابد، آنهم بي اينكه براي چيرگي بر يك ابرقدرت به ابرقدرت رقيب دست دراز كند يا باژ بدهد. اين نيروي مردم بود كه مصدق را به پيروزي رساند و احترام و افتخار جهاني براي كشورما كسب نمود. همين ملي شدن صنعت نفت بود كه در خزانه دولتهاي بعدي ثروت انباشت و رشد اقتصادي و توسعه صنعتي را كه ديگران به حساب خود مي گذارند امكانپذير كرد. امروزه، برخي روشنفكران و تحليل گران با تحليل هاي سطحي خود از ملي شدن نفت توسط مصدق، ژرفاي ناچيز انديشه و دانش سياسي خود را نمايان مي سازند.
ملي كردن صنعت نفت نه تنها از ديدگاه سياسي، ملت ايران را كه نزديك به دو سده توسط دو ابرقدرت جهاني از طريق رژيم هاي غيرمردمي حاكم بر ايران، تحقير و به فقر اقتصادي و اجتماعي و انزواي بين المللي كشيده شده بود بار ديگر خودباوري بخشيد و در ديد جهانيان و تاريخ سربلند كرد، بلكه سرچشمه سرمايه گذاري و پيشرفت اقتصادي و شكوفايي جامعه ايراني در دهه هاي بعد شد. ما هميشه بايد آن روز شوم را به خود يادآوري كنيم.
كورش زعيم
تهران - 28 امرداد 1390

دیدار با خانواده حشمت اله طبرزدی

جمعی از فعالان سیاسی و حقوق بشری پنج شنبه (۲۷/۰۵/۱۳۹۰) افطار را مهمان خانواده حشمت اله طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران بودند .
در این دیدار که اعضای جبهه دموکراتیک ایران، جبهه متحد دانشجویی، شورای همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران، جبهه ملی ایران، کانون نویسندگان ایران و حزب دموکرات ایران در آن حضور داشتند، خانواده حشمت اله طبرزدی ضمن بیان آخرین وضعیت ایشان در زندان از حضور جمع در این مراسم سپاسگزاری نمودند .
در ادامه حاضرین با بیان خاطراتی از حشمت اله طبرزدی، ایستادگی ایشان را در برابر سختی ها ستودند و نسبت به وضعیت جسمی ایشان ابراز نگرانی نمودند .
همچنین حاضرین ضمن گرامی داشت یاد و خاطره زندانیان سیاسی و به خصوص زندانیان شورای همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران، خواستار دستیابی تمامی زندانیان سیاسی – عقیدتی به حقوق قانونی خود شدند .
لازم به ذکر است حشمت اله طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران و سخنگوی شورای همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران از ۷ دی ماه سال ۱۳۸۸ بدون مرخصی در زندان به سر می برند . ایشان در مدت بازداشت دچار بیماری های مختلف گشته که به تازگی منجر به حمله قلبی ایشان شده است . در واکنش به این موضوع بسیاری از سازمان ها و گروه های جهانی حقوق بشر خواستار آزادی و پیگیری وضعیت جسمانی ایشان شده اند . همچنین دادخواستی خطاب به دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای حقوق بشر در ایران، مدافعان حقوق بشر، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و دبیر کل سازمان ملل متحد تهیه شده که در آن امضاء کنندگان خواستار متوقف کردن این رفتارهای شنیع و غیر انسانی در زندان های جمهوری اسلامی و احکام ناعادلانه قوه قضائیه شده اند .
این مطلب توسط روابط عمومی جبهه دموکراتیک ایران و از طریق نشریه پیام دانشجو به آدرس زیر منتشر گردیده است :
http://mohandestabarzadi4.blogfa.com/

بیانیه در حمایت از مردم سوریه

حمایت ''اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی در ایران'' از مردم سوریه
از جنبش دموکراسی خواهی مردم سوریه پشتیبانی کنیم!
مردم سوریه، ماه ها است که برای رهایی از یوغ حکومت به ظاهر جمهوری که در انحصار یک خانواده (اسد) از میان علوین نصیری و یک حزب (بعث) می باشد، بپاخواسته اند تا به همراه دیگر مردم خاورمیانه و شمال آفریقا، به دیکتاتوری های فاسد پایان دهند و حقوق شهروندی خویش را به دست آورند و حکومت هایی مبتی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر بنا نمایند.
لیکن از پانزدهم مارس امسال به این سو، ارتش و نیروهای امنیتی و گروه های ترور به دستور بشار اسد، دست به کشتار گسترده و دستگیری و شکنجه مردم زده اند و تظاهرات مسالمت آمیز مردم را برای به دست آوردن دموکراسی، به خون کشیده اند. اگرچه بشار اسد به ظاهرمژده برخی اصلاحات را داده، در همان زمان با بی رحمی به سرکوب معترضین و دادخواهان ادامه می دهد و از تانک و زره پوش تا به رگبار بستن مردم از هلیکوپتر برای دوام حکومت خود بهره می جوید. درحالی که مخالفان سرشناس دولت از هر گروه و پیشینه ی سیاسی دستگیر و زندانی شده اند، گروه هایی که یا با پول برانگیخته شده و یا از وابستگان به حزب حاکم بعث اند، به تظاهرات در برابر سفارت های کشورهایی که از جنبش مردم پشتیبانی می کنند و یا پناهندگان سوری را به خاک خود پذیرفته اند می پردازند و چنین وانمود می کنند که مخالفان رژیم بعثی اسد، از خارج برانگیخته شده اند. کاری که سال ها است سران جمهوری اسلامی برای بدنام کردن جنبش دموکراسی خواهی درایران کرده و می کنند.
گزارش های بسیاری در دست است که بر پشتیبانی مادی و نیز نظامی – امنیتی جمهوری اسلامی از رژیم سرکوب گر سوریه گواهی می دهد. اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی درایران، هم به دلیل نزدیکی های طبیعی که میان درخواست های دموکراسی خواهانه ی مردم ایران و سوریه وجود دارد و هم به دلیل پیوندهای سی ساله میان دوحکومت تبعیض گر و ضد دموکراتیک در ایران و سوریه، پشتیبانی از مردم سوریه و نیز دیگر کشورهای منطقه را بخشی از مبارزه خود برای برقراری یک دموکراسی سکولار مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر می داند. مردم ایران و سوریه نه تنها به دلایل تاریخی، جغرافیایی و سیاسی نزدیک و هم پیوندند، که روابط نزدیک میان جمهوری اسلامی و دولت بعثی بشار اسد نیز، بیش از پیش آن ها را هم سرنوشت کرده است.
ما از مبارزات دموکراسی خواهانه مردم سوریه پشتیبانی می کنیم و خواهان پایان دادن به رژیم بعثی بشار اسد می باشیم.

اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی درایران

با یاد مصدق


جمعه, آگوست ۱۹, ۲۰۱۱
(محمدرضا شفيعي كدكني (م. سرشك)
ما را حتی امان گریه ندادند
م.سرشك مي گويد:
«نسبت به مصدق نوعي حُبّ و بغض توأمان پيدا كردم. گاه اين طرف غلبه مي كرد، گاه آن طرف. غالبا شيفتگي بود و كم تر خشم و ترديد. و اين بود و بود تا روزي كه با دوستم رضا سيدحسيني در خيابان استانبول نزديكي هاي ميدان مُخبرالدوله از كتاب فروشي نيل مي آمديم. روزنامه هاي عصردرآمده بود.
كيهان در گوشه ي صفحه ي اول خبر مرگ مصدق را چاپ كرده بود. مدتي به روزنامه خيره شدم و خطاب به مصدق عباراتي گفتم: كه خوب، پيرمرد بالاخره...
يكباره زدم زير گريه؛ از آن گريه هاي عجيب و غريب كه كم تر در عمرم بر من مسلط شده
است. رضا سيد حسيني دست مرا گرفته بود و مي كشيد كه بي صدا! الان مي آيند و ما را مي گيرند و من همان طور نعره مي زدم. بالاخره از او جدا شدم و خودم را رساندم به خانه
مان. منزلي بود در خيابان شيخ هادي... با يكي از هم كلاسي هاي هم شهري ام اجاره كرده بودم. گريه كنان رفتم به خانه و در آن جا شعر "مرثيه ي درخت" را سرودم*:»

مرثيه ي درخت
خواب بلند و تیره ی دریا را
- آشفته و عبوس -
تعبیر می کند ؟
من می شنیدم از لب برگ
- این زبان سبز -
در خواب نیم شب که سرودش را
در آب جویبار، بدین گونه شسته بود:
- در سوكت ای درخت تناور!
ای آیت خجسته ی در خویش زیستن!
ما را
حتی امان گریه ندادند.
من، اولین سپیده ي بیدار باغ را
- آمیخته به خون طراوت -
در خواب برگ های تو دیدم
من، اولین ترنم ِ مرغان صبح را
- بیدار ِ روشنایی ِ رویان ِ رودبار -
در گل افشانی تو شنیدم.
دیدند بادها،
کان شاخ و برگ های مقدس
- این سال و سالیان که شبی مرگواره بود -
در سایه ی حصار تو پوسید
دیوار،
دیوار ِ بی کرانی ِ تنهایی تو -
یا
دیوار باستانی ِ تردیدهای من
نگذاشت شاخه های تو دیگر
در خنده ی سپیده ببالند
حتی،
نگذاشت قمریان پریشان
( اینان که مرگ یک گل نرگس را
یک ماه پیش تر
آن سان گریستند )
در سوك ِ ساکت ِ تو بنالند.
بیرون ازین حصار کسی نیست
گیرم در آن کرانه نگویند
کاین موج روشنایی مشرق
- بر نخل های تشنه ی صحرا، يمن، عدن...
یا آب های ِ ساحلی ِ نیل -
از بخشش ِ کدام سپیده ست
اما ،
من از نگاه آینه
- هر چند تیره ، تار -
شرمنده ام که : آه
در سکوت ای درخت تناور،
ای آیت خجسته ی در خویش زیستن،
بالیدن و شکفتن،
در خویش بارور شدن از خویش،
در خاک خویش ریشه دواندن
ما را
حتی امان گریه ندادند.**

Thursday, 18 August 2011

جلسه شورا

جلسه شورای مرکزی جبهه ملی ایران – تهران
عصر روز پنجشنبه 27 مرداد ماه 90 جلسه شورای مرکزی جبهه ملی ایران به ریاست استاد ادیب برومند تشکیل گردید . دراین جلسه ادیب برومند ، دکترلقااردلان ، بانوفرشیدافشار ، دکترهرمیداس باوند ، دکترجهانشاه برومند ، مهندس مرتضی بدیعی ، عیسی خان حاتمی ، دکترخسروسعیدی ، جواد شرف الدین ، مهندس حسین عزت زاده ، دکترمحسن فرشاد ، اصغرفنی پور ، دکترباقرقدیری اصلی ، حسن قدیانی ، دکتر حسین موسویان ، پریچهر مبشری ، منوچهرملک قاسمی ، دکتر مهدی موید زاده ،ابراهیم منتصری ، ضیاءمصباح ، ابوالفضل نیماوری حضور داشتند . در ابتدا رئیس شورا مراتب تسلیت و همدردی اعضای شورای مرکزی را نسبت به درگذشت خانم مینا اردلان به خانم دکتر لقا اردلان ابراز داشت . سپس صورت مذاکرات مربوط به جلسه گذشته شورا توسط دبیر شورا بانوفرشید افشار قرائت شد وبه تصویب رسید . آنگاه دکتر حسین موسویان رئیس هیئت اجرائیه گزارشی از اقدامات هیئت اجرائیه را به اطلاع شورا رسانید . وسپس بعلت تقارن جلسه با شب کودتای 28 مرداد32 در باره آن کودتای ننگین وعواقب جبران ناپذیر آن سخنانی ایراد گردید . وبالاخره بحث وگفتگو هائی پیرامون مسائل سیاسی منطقه وایران صورت پذیرفت .
روابط عمومی جبهه ملی ایران
27 /5 /90

کابوس انتخابات و تشتت در جبهه " اصولگرایان

کوروش اعتمادی
18 آگوست 2011
در آستانه ًانتخاباتِ ً دورِ نهم مجلس شورای اسلامی، تشتت در بین محافل سیاسی جبهه ًاصولگرایان ً، همچون دیگر دسته بندیهای درون حکومت، گسترده و خطر آفرین برای موجودیت نظام جمهوری اسلامی است. از همین رو به سبب چنین فضای سیاسی متشنج، او مجبور میگردد تا برای ایجاد یک آرامش نسبی و ًهمدلی ً ما بین دستجاتِ متعدد جبهه ًاصولگرایانً، چند تن از دوستان و خویشان خود را مأمورکند تا با نشست و گفتگو با سرکرده گروه های ًاصولگراً ً یک انسجام نسبی در بین آنها در رابطه با ًانتخاباتِ ً دور نهم مجلس شورای اسلامی بوجود آورند. بی شک انتخاب کمیته ای تحت عنوان کمیته 7+8 و یا کمیته ًجبهه پایداری انقلاب اسلامیً، متشکل از نمایندگان وابسته به گروه بندیهای جبهه ًاصولگرایان سنتیً، بیانگر اختلافات عدیدی است که پیکرهِ ًاصولگرایان ً را در برگرفته است.
کمیته ًجبهه پایداری انقلاب اسلامی ً و یا همان کمیته ًجبهه پایداری ً متشکل ازآیت الله مهدوی کنی (رئیس مجلس خبرگان و جامعه روحانیت مبارز)، آیت الله محمد یزدی (رئیس جامعه مدرسین قم)، آیت الله مصباح یزدی (رئیس بنیادِ پژوهشِ آیت الله خمینی)، غلامعلی حداد عادل (نماینده مجلس)، علی اکبر ولایتی (وزیر امورخارجه بیت رهبری)، حبیب الله عسگراولادی مسلمان (رایزن حزب مؤتلفه)، عباسعلی کدخدائی (سخنگوی شورای نگهبان) و سردار سپاه محصولی (وزیر سابق کشور و رفاه دولتِ احمدی نژاد) میباشد، که همگی این آقایان از مُریدان تمام و کمال به ًرهبری ً و بخشا ً دسته های گوناگون از ًاصولگرایان ً را نمایندگی میکنند. امّا بنظر میرسد گزینش این افراد برای تعیین یک لیست مشترک از همهء ًاصولگرایان سنتی ً برای دورِ نهم ًانتخاباتِ ًمجلس شورای اسلامی مورد توافق و تأیید دیگر دسته بندیهای جبهه ًاصولگرایان ً نبوده و بدین سبب پس از رایزنیها بسیار، اعضای کمیته ًجبهه پایداری انقلاب اسلامی ً از 7 تن به 15 تن افزایش مییابد تا کمیته ای تشکیل شود که نمایندگی همهء دسته بندیهای درون جبهه ًاصولگرایان سنتی ً را بکند. کمیته 7+8، وظیفه دارد بر اساس حکم ولی فقیه رژیم تنها یک لیست، لیست مشترکی از همهء نمایندگی های باندهای درون جبهه ًاصولگرایان سنتی ً برای دورِ نهم ًانتخابات ً مجلس شورای اسلامی را تنظیم کنند.
امّا ظاهراً ًبنظر میرسد با افزایش تعداد تشکیل دهنده کمیته ًجبهه پایداری انقلاب اسلامیً، از 7 تن به 15 تن، نزاعِ باندهای درون جبهه ًاصولگرایان سنتی ً کاهش نیافته است. محمد رضا باهنر، نایب رئیس مجلس، که خود از وابستگان به جبهه ًاصولگرایان سنتی ً میباشد، سخت به دیگر دسته بندیهای ًاصولگرایان ً میتازد و آنان را مورد انتقادات شدید قرار میدهد، چرا که بزعم او دسته ای از ًاصولگرایان ً خود را ًاصولگرایان مطلق ً و ً خاص ً برمیشمرند. محمد رضا باهنر میگوید وقتی از این دسته ًاصولگرایان مطلق ً و ًخاص ً پرسش میشود دلایل شما برای ًخاص ً بودن چیست، بی آنکه استدلالی را در این رابطه مطرح کنند پاسخ میدهند؛ ًمصداق اصولگرای ما هستیمً و بهمین خاطر خود را ً مطلق ً میدانیم.

در راستای همین نزاعها، حمید رسایی نماینده مجلس از حضور برخی از افراد در کمیته 7+8 ابراز نارضایتی میکند. او پیش از هر چیز به نحوه ترکیب این کمیته انتقاد دارد. حمید رسایی تا حدودی برترکیب گروه 7 نفره که شامل حبیب الله عسگراولادی مسلمان، غلامعلی حداد عادل، علی اکبر ولایتی و چهار نماینده جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز میباشند مُهر تأیید میگذارد، امّا به ترکیب گروه 8 نفره معترض است. او میگوید؛ ًباید پرسید این تعداد 8 نفراز کجا آمده اند و بر چه اساسی این افراد نمایندگی همهء طیف های اصولگرایان را میکنند ً. ظاهرا ً اختلاف بر سر اعمال نفوذ بیشتر علی لاریجانی ( رئیس مجلس و یکی از رهبرانِ گروه ً پیروان خط امام و رهبری ً) در هر دو کمیته 7 نفره و 8 نفره است. مخالفین معتقدند که علی لاریجانی در دسته بندیهای گروه های ًاصولگرایان سنتی ً جریان سیاسی محسوب نمیشود که هم اکنون دو نمایند در کمیته 8 نفره و یک نماینده در کمیته 7 نفره داشته باشد. با این احتساب بسیاری معتقدند علی لاریجانی در کمیته 15 نفره سه نماینده دارد که بنا دارند علایق سیاسی او در این مجموعه را پیش برند. البّته لازم است اشاره کنم گروه ً پیروان خط امام و رهبری ً که علی لاریجانی یکی از اعضای آن میباشد، از 14 گروه سیاسی ًاصولگرا ً تشکیل شده است که حبیب الله عسگراولادی دبیر کلی آنرا بعهده دارد. از مهمترین گروه های عضو این جبهه ًجامعه اسلامی مهندسین ً و حزب مؤتلفه است که شاخص ترین فرد در ًجامعه اسلامی مهندسین ً، محمد رضا باهنر است که نایب رئیسی مجلس شورای اسلامی را بعهده دارد. امّا در این بین محسن رضایی فرماندهِ سابق سپاه پاسداران در پی یافتن جایگاه خود در بین ًاصولگرایان ً و احیانا ً فرصتی برای کسب کرسی در مجلس شورای اسلامی آینده است. آیت الله مهدوی کنی در گزارشی به ً کمیته وحدت اصولگرایان ً اعلام میدارد؛ ً بتازگی محسن رضایی با او تماس گرفته و تصریح کرده است، اگر او جزء ًاصولگرایان ً است پس چرا نماینده ای در ًکمیته وحدت اصولگرایان ً نداردً.
تشتت و دسته بندیهای متعدد در جبهه ً اصولگرایان سنتی ً امری است واقعی و طبیعی، آنهم در نظام سیاسی که اساس پایه های ایدئولوژیکی و فکری بنیانگذارانش مبتنی بوده است بر اندیشه و فرهنگ سیاسی قبیله ای و عشیرتی. بی شک این انتظار بیهوده ای است که اگر باور داشته باشیم روزی در ساختار این نظام مذهبی همچون دیگر نظامهای مدرن سیاسی، زندگی سیاسی جمعی و حزبی شکل خواهد گرفت که منعکس کننده نظم اجتماعی دمکراتیک و مدنیت است. آنچه که اساس این نظام سیاسی قرون وسطایی در حوزه سیاست را تشکیل میدهد حضور باندهای متعدد قدرت است که پیش از سه دهه است با توطئه و نیرنگ در پی نابودی یکدیگر بوده اند و تنها و تنها به قدرت اندیشیده اند، نه به آبادانی مملکت. اصولاً بنیانگذاران وحکومتگرانِ کنونی جمهوری اسلامی در هیچ کاتگوری سیاستِ امروز جهان قرار نمی گیرند که تصور کنیم روزی آنها خواهند پذیرفت در این سرزمین پهناور با وجود چنین ملت بزرگی، زندگی سیاسی بنیاد گذارند که جنبه های مدنی آن مشهود و ملموس باشد. از همین رو است امروز به آشکار مشاهده میکنیم چگونه رهبران این نظام، معترف به وضعیت آشفته سیاسی در این کشور هستند و چه مذبوحانه تلاش میکنند برای ماندگار شدن این جمهوری جعلی سروسامانی به این وضعیت آشفته بدهند. حبیب الله عسگراولادی مسلمان عضو کمیته 7 نفره ًجبهه پایداری انقلاب اسلامیً که از یک سو رایزن حزب مؤتلفه اسلامی و رهبر جبهه ًپیروان خط امام ورهبریً میباشد، از پیش به وضعیت آشفته کشور و درهم ریختگی جبهه ًاصولگرایان سنتی ً اشاره میکند و تأکید دارد ؛ ًکه ایت الله خامنه ای از فضای سیاسی کشور راضی نیست و باید شرایطی فراهم شود که آرامش در کشور برقرار شود ً. او همچنین اشاره میکند؛ ً با میرحسین موسوی و مهدی کروبی و ًاهل فتنه ً آشتی ناپذیریم، چرا که آنها تمام پل های بازگشت به انقلاب را خراب کردند ً. در همین رابطه غلامعلی حداد عادل قوم و خویش ًرهبرً و عضو کمیته وحدت ً اصولگرایان سنتی ً نیزمیگوید؛ ًآیت الله خامنه ای مایل نیست که اصولگرایان با بیش از یک لیست در انتخابات آینده مجلس شرکت کنند ً. غلامعلی حداد عادل تأکید میورزد؛ ً هر گونه اختلاف درونی و غفلتی در جبهه اصولگرایان موجب خواهد شد که ًجریان انحرافی ً و ًجریان فتنه ً از فرصت استفاده کنند ً. در رابطه با ستیزگری گروه های درونِ جبهه ًاصولگرایان سنتی ً با یکدیگر، حمید رضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه، تإکید میکند ؛ ً هدف از تشکیل ًجبهه پایداری ً مقابله با جریان انحرافی است که در درون دولت بوجود آمده و جلوگیری از متمایل شدن اصولگرایان به سمت هاشمی رفسنجانی در انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی است ً. یعنی به نوعی هنوز برخی از ًاصولگرایانً خطر هاشمی رفسنجانی در نظام را جدّی قلمداد میکنند که ممکن است در جابجایی دسته بندیهای سیاسی، جناحی از ًاصولگرایان ً به سمت او جلب شوند. البّته لازم است اشاره شود این خطر بیشتر درخود حزب مؤتلفه اسلامی است که درگیرودار همهء نزاعها ممکن است تعدادی از آنها به سوی هاشمی رفسنجانی متمایل شوند.
روشن است در رابطه با همهء این مباحث، رایزنیها و تلاشها متّوجه یک واقعیت میشویم که جبهه ًاصولگرایان سنتی ً، که چشم امید ًرهبری ً برای تثبیت نظام بدانها دوخته شده است، جریانی یک دست و هماهنگ با یکدیگر نیستند. جبهه ًاصولگرایان سنتی ً همانند همهء دسته بندیهای سیاسی جمهوری اسلامی در طی این سه دهه فاقد ویژگیهای اجتماعات، نهادهای سیاسی و مدنی جوامع مدرن و دمکراتیک میباشند. مبنای بهم پیوستگی همهء دسته بندیهای سیاسی در جمهوری اسلامی در طول این سه دهه بر اساس منافع گروهی و خانوادگی و زد و بندهای سیاسی استوار بوده است. هیچیک از این دسته بندیها شالوده های سیاسی نهادها و اجتماعاتِ دمکراسیهای مدرن امروزی را نداشته اند و از سویی دیگر میدانیم سران نظام در طی این سه دهه از چنان فرهنگ سیاسی برخوردار نبوده اند که اجازه دهند در جامعه نهادها و تشکلات حزبی مدرن و دمکراتیک مبتنی بر گرایشهای متفاوت سیاسی شکل گیرند که امروز به درد این باند بازهای توطئه گرانِ مبتلا نشوند که خود از درون در تلاشی و آشفتگی نظام دستی بالا دارند
در همین ارتباط پرسش بزرگ این است با توّجه به همهء دسته بندیها و رقابت های سیاسی که هم اکنون در درون ساختار رژیم و ما بین باندهای قدرت، آنهم در سطح رهبری، در جریان است آیا ًجبهه پایداری انقلاب اسلامی ً تحت صیانت مستقیم ًرهبری ً موفق خواهد شد تا جبهه ای متحد از همهء ًاصولگرایان سنتیً را سامان دهد؟ این پرسش در مقطع زمانی مطرح است که به اعتراف سران روحانی نظام، کشش و اعتبار سیاسی و مذهبی ًرهبر ً در بین مراکز قدرت و دینی حکومت کاملا ً ریزش کرده است. در همین رابطه پیشتر آیت الله مصباح یزدی اعتراف میکند و میگوید؛ ًخطری بزرگ و بی سابقه ای نظام اسلامی را تهدید میکند و آن بی اعتقادی مقام های ارشد نظام اسلامی به ولایت فقیه است.ً آیت الله مصباح یزدی از این نیز فراتر رفته و میگوید؛ ً تردید و بی اعتقادی به ولایت فقیه تا درون حوزه های علمیه رسوخ کرده است ً.

Wednesday, 17 August 2011

یادداشتی از صادق زیبا کلام

واکنش مسوولان به آنچه در انگلستان گذشت کمدی- تراژیک است
صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در یادداشتی که روزنامه روزگار آن را منتشر کرد به حوادث اخیر انگلستان و سخنان مسوولان کشور پرداخته و ضمن اینکه این واکنش ها را کمدی – تراژیک می خواند این سوال را مطرح می کند که چگونه می شود میان واقعیت و برداشت و روایت مسوولان ما از واقعیت اینقدر فاصله و تفاوت باشد؟
متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
واکنش برخی از مسوولان و مقامات و رسانه های حکومتی ایران به اغتشاشات و ناآرامی های هفته گذشته در انگلستان بیش از آنچه شگفت انگیز و تعجب آور باشد، کمدی- تراژیک است.
شگفت انگیز و تعجب آور است از جهت آنکه ایشان باورش نمی شود در قرن بیست و یکم و با بودن این همه ابزار و امکانات ارتباطی از ماهواره و اینترنت گرفته تا مطبوعات، فیس بوک، توئیتر و شبکه های اجتماعی، این همه در در دیدن، درک و تشخیص واقعیت ها، مسوولان ما به خطا بروند و نتوانند بدیهیات و واقعیات مسلم و آشکار را در خصوص حوادث و رویدادهای انگلستان ببینند و به جای آن تصویر، تصورات و ذهنیات خود را جایگزین کنند.
انسان وقتی برخی از واکنش ها، قضاوت ها و رهنمودهای انگلستان را می شنود باورش نمی شود آنان در آنچه پیرامون حوادث آن کشور دارند می گویند جدی باشند و آن مطالب را از ته دل گفته و به آن باور داشته باشند. انسان بیشتر فکر می کند مسوولان ما دارند مزاح می کنند و می خواهند مسوولان انگلستان را دست بیندازند و از آنان انتقام بگیرند.
به زعم خودشان انتقام دخالت ها، قضاوت ها و اظهار نظرهای مقامات انگلیسی را پیرامون حوادث بعد از اعلام نتایج انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و مسائل بعدی بگیرند. والا چگونه ممکن است مسوولان واقعا باور کرده باشند حوادث انگلستان آن گونه است که آنان دارند می بینند و می گویند.
چگونه می شود میان واقعیت و برداشت و روایت مسوولان ما از واقعیت اینقدر فاصله و تفاوت باشد؟ چگونه می شود باور کرد مسوولان از ته دل و واقعا باور کرده باشند حوادث انگلستان به مثابه بن بست تمدن غرب است؟ چگونه می شود باور کرد مسوولی از ته دل خواستار دخالت شورای امنیت و سازمان ملل برای حل و فصل بحران به وجود آمده در انگلستان باشد؟چگونه ممکن است مسوولی در ایران باور کرده باشد حکومت انگلستان دارد مردمش را سرکوب می کند و خواهان توقف سرکوب شده و به رهبران حکومت در انگلستان توصیه کند سعی کنید با مردم تان گفت و گو کنید؟به حکومت انگلستان بگوید چرا خواسته های معقول مردم و جوانان‌تان را نمی پذیرید و چرا با آنان مذاکره نمی کنید؟
فی الواقع فاصله یا شکاف میان واقعیت و درک مسوولان ما از واقعیت آنقدر زیاد است که انسان نمی داند در قبال روایت و واکنش مسوولان ما از حوادث انگلستان باید گریست یا خندید؟ انسان نمی داند اساسا از کجا شروع کند به توضیح دادن به مسوولان ایرانی که صورت مساله این است نه آنکه شما برای خودتان ساخته و پرداخته اید.
هیچ جنبه ای از حوادث و رویدادهای انگلستان نیست که انسان بگوید این جنبه اش را مسوولان ما درست درک کرده اند ودرست دارند بازگو می کنند. آنقدر روایت مسوولان ما از حوادث انگلستان ایدئولوژیک زده، سیاسی و سیاست زده است که انسان برای یک لحظه تصور می کند دولتی های ما (اعم از مسوولان، مطبوعات حکومتی، صدا و سیما، ائمه جمعه و جماعات و … ) نه در خصوص انگلستان که در خصوص حوادث کشور دیگری دارند تجزیه و تحلیل و گزارش می دهند.
مسوولان ما حتی بدیهیات را هم در خصوص حوادث انگلستان نخواسته اند ببینند. در چهار پنج شبی که ناآرامی ها لندن، بیرمنگام، منچستر، لیورپول و سایر شهرهای بزرگ انگلستان را به لرزه درآورد، پلیس انگلستان حتی یک گلوله پلاستیکی هوایی هم شلیک نکرد و همچنان حسب قانون، بدون اسلحه سعی در متفرق کردن جمعیت کرد. نه یک گلوله پلاستیکی، نه یک گاز اشک آور، نه یک شوکر، نه یک باتوم برقی، نه یک ضربه غیر برقی از ناحیه پلیس انگلستان به تظاهرات کنندگان و اغتشاشگران وارد نشد. چه رسد به آمدن ارتش و قوای مسلحه به خیابان ها
اما مسوولان ایرانی به دولت انگلستان توصیه می کنند از خود خویشتنداری به خرج داده و مردمش را سرکوب نکند.شاید اگر مسوولان ایرانی اصراری بر گرفتن انتقام از دولت و مقامات انگلیسی نمی داشتند و می توانستند ببینند که مجلس در انگلستان چگونه وارد میدان شد و دولت، پلیس و … را فراخواند در قبال حوادث و رویداد های به وجود آمده از مسئولان توضیح خواست و آنان را مورد بازخواست قرار داد. می توانستند ببینند چگونه مسئولان و مقامات انگلستان مشکلات و مصائب به وجود آمده را بر گردن دشمنان خارجی ، بنیاد سوروس، آمریکا، ایران اسلامی (به عنوان مخالف انگلستان)، القاعده، طالبان، مسلمانان رادیکال و سایر مخالفان انگلستان نینداختند و پذیرفتند که مشکل هر چه هست باز می گردد به جامعه خودشان. می توانستند ببینند که چگونه مسوولان و مقامات انگلیسی در رویارویی با حوادث و مشکلات به وجود آمده نه به دنبال تئوری های توطئه و فرضیه های دایی جان ناپلئونی رفتند و نه سعی کردند با ریختن مشکلات و مصائب بر گردن دیگران از نقش خود در پذیرش اوضاع و احوال به وجود آمده شانه خالی کنند.
شاید اگر مسوولان ایرانی آنقدر اصرار و تاکید نداشتند که از انگلستان انتقام بگیرند، اتفاقا درس های جالبی می توانستند از تجربه حوادث انگلستان بگیرند که شاید بزرگترین و مهمترین آن پذیرش واقعیت های سیاسی و اجتماعی جامعه از سوی مسوولان کشور انگلستان بود.
شاید بزرگ ترین درسی که می توانستند از حوادث انگلستان بگیرند مقایسه میان واکنش مقامات انگلیسی و سوری در قبال حوادث و ناآرامی های کشورشان بود.
اولین و مهمترین واکنش مقامات انگلیسی در قبال حوادث و اغتشاشات آن بود که چرا این حوادث به وجود آمده اند؛ جامعه، مسوولان و متولیان کجا اشتباه کرده اند؛ ضعف ها و ندانم کاری هایشان چه بوده که برخی از جوانان شان دارند این گونه رفتار می کنند و بالاخره «چه باید کرد» و راه حل های بلند مدت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بحران به وجود آمده کدام است؟ اما مقامات سوری ماه هاست که شبانه روز دارند مردم شان را قتل عام می کنند، هزاران نفر را با شلیک زره پوش، تانک و مسلسل از پای درآورده اند، عالم و آدم از آمریکا، انگلستان، صهیونیسم، اروپا گرفته تا غرب، سازمان سیا، اینتلیجنت سرویس انگلستان، عربستان و … را متهم به دست داشتن در ناآرامی های کشورشان کرده اند، اما برخلاف مقامات انگلیسی نخواسته اند نکته ساده و بدیهی را بپذیرند که نقش و مسوولیت «خود ما»، سیاست ها و عملکرد «خود ما» در قبال آنچه به وجود آمده است، چقدر است؟

سر مقاله از اخرین شماره پیام جبهه ملی ایران

مورخ 26/5/90
نقطه عطفی شوم

در حیات ملت ها گاهگاه نقاط عطفی وجود دارد که ممکن است مسیر تاریخ آنها را تغییر داده ودر زندگی آنان اثرات عمیق وشگرف بجای بگذارد . اثراتی که حتی با گذشت دهه ها وبلکه قرن ها هم باقی میماند ونسل های پیاپی را درگیر عواقب خود مینماید . بدون شک در تاریخ معاصر ایران کودتای 28 مرداد32 یکی از آن نقاط عطف است . که نمیتوان به سادگی از آن گذشت واثرات منفی آن را در روند زندگی ملت ایران نادیده انگاشت و به دست فراموشی سپرد . اکنون از آن کودتا پنجاه وهشت سال گذشته است ،ولی پی آمد های آن هنوز گریبان ملت ایران را رها نکرده و فرصت هائی را که آن کودتا چه در ایران و چه درمنطقه خاورمیانه سوزاند ونابود کرد هرگز فراموش شدنی نیست . درآن کودتای ننگین شاه مملکت دست در دست سازمان های اطلاعاتی انگلیس وآمریکا گذاشت و آن حرکت پلید وبیگانه ساخته را علیه دولت دموکرات ومستقل وملی مصدق به راه انداخت . کودتائی که طراح آن سرهنگ وودهاوس مامور عالیرتبه اینتلجنت سرویس انگلیس و فرمانده عملیات آن کرمیت روزولت رئیس منطقه ای سازمان سیای آمریکا در خاورمیانه بود . دربار پهلوی ، چاقوکشان حرفه ای از قبیل طیب حاج رضائی وحسین رمضان یخی ودار ودسته شعبان بی مخ همراه فواحش فسادخانه معروف تهران ، عوامل داخلی انگلیس وآمریکا مانند برادران رشیدیان وبرخی نظامیان وطن فروش مثل فضل الله زاهدی و نعمت الله نصیری وتیموربختیار ، بعضی روحانیون درباری مانندآیت الله بهبهانی وچند تن نفوذی های درون نهضت ملی مثل مظفر بقائی وآیت الله کاشانی مجریان این طرح مشعشع انگلیس وآمریکا بودند. کودتا در زمانی اتفاق افتاد که دولت ملی مصدق در مبارزه با استعمار پیر انگلیس پیروز شده وبساط غارتگری شرکت سابق نفت انگلیس را از ایران برچیده بود . او باملی کردن نفت راه چپاول این ثروت عظیم ملی را مسدود وآن را دراختیار صاحبان واقعی آن یعنی ملت بزرگ ایران قرار داده بود . مصدق نه در حرف بلکه در عمل با برقراری آزادی های سیاسی مثل آزادی احزاب ، آزادی اجتماعات وتظاهرات ، آزادی مطبوعات ، آزادی انتخابات وقانونگرائی الگوئی ازدموکراسی را درمنطقه استبداد زده خاورمیانه به نمایش گذاشته بودکه تا آن زمان نظیری نداشت.
استقلال وآزادی همراه با دراختیار گرفتن ثروت ملی نفت وکسب بیلان اقتصادی مثبت حتی بدون فروش نفت ، اعتقاد به تخصص وشایسته سالاری توئم با سلامتی وپاکدامنی حکومت ملی میرفت تا ایران رابه کشوری روبه رشدوتوسعه وملت ایران رابه مردمی مرفه وسعادتمندکه استحقاق آن رادارند مبدل نماید که آن کودتای ننگین همه آن دست آوردها وچشم اندازها را بر باد داد وبا تحمیل 25 سال اختناق ووابستگی به اجانب ، برسر مردم آن آوردکه با اعتراض وخیزش همگانی ملت ایران روبرو گردید ودر بهمن 57 تومارش درهم پیچیده شد . درحقیقت از همان روز انجام کودتا نهال کینه ونفرت از کودتاچیان در قلوب آحاد ملت ایران نشانده شد و25 سال طول کشید تا این نهال خشم وانتقام به بارنشست ومبارزات مداوم وجانفشانی های بیشمار گروه های مختلف مردم ایران سرانجام توانست در بهمن 57 به ثمر برسد وبساط حکومت ظلم ودیکتاتوری رادرهم نوردد. امروز از انقلاب 57 نیز 33 سال گذشته است . ولی هزار دریغ وافسوس که اهداف ملت ایران از انقلاب که درسرلوحه آن آزادی واستقلال وبرکناری دیکتاتوری قرارداشت هرگز برآورده نگردید . حاکمیت برخاسته از انقلاب راه انحصارطلبی وواپسگرائی درپیش گرفت . باز هم زندان ها که قرار بود موزه ظلم ها و ستم های رژیم گذشته شود از انبوه آزادیخواهان ودگراندیشان انباشته گردید. وجمهوری اسلامی از نظر تعداد اعدام ها دررتبه دوم جهانی یعنی پس از چین قرار گرفت . جمهوری اسلامی با عدم رعایت آزادی های اساسی وحقوق انسانی ملت ایران وایجاد جو اختناق و سوء مدیریت چه درسیاست خارجی وچه در مسائل داخلی وفساد مالی آن چنان کارنامه نامقبولی برای خود فراهم نمود که امروز همان دنباله روهای کودتاچیان 28 مرداد با وقاحت تمام خود را محق برای رهبری مردم ونجات کشور تصور میکنند. ولی همه میدانند که اگرامروز ملت ایران گرفتار این همه ناکامی است وبا فقر وبیکاری وگرانی روز افزون و فساد وفحشاءواعتیاد دست وپنجه نرم میکند وبا بحران سیاست خارجی روبروست ، باید ریشه همه این مصائب را در کودتای 28 مرداد وعملکرد رژیم گذشته جستجو نمود . اگر حاکمیت ملی ودموکراسی دولت ملی مصدق نهادینه میگشت و با آن کودتای ننگین راه تداوم آن بسته نمیشد ورهبروطن خواه وصدیق ملت به محاکمه وزندان مادام العمرکشیده نمیشد امروز بطورقطع سرنوشت ملت ایران رنگ دیگری داشت . اگر فرزند شاه سابق کودتای 28 مرداد را « افسانه 28 مرداد » بنامد واگر کج اندیشان گمراه، محکوم کنندگان کودتای ننگین 28 مرداد را « هیئت عزاداران 28 مرداد » بنامند ، چیزی از این واقعیت نمی کاهد که این کودتا نقطه عطف شومی است که تمام سیه روزی های ملت ایران از آن نقطه آغاز میگردد. معلوم نیست که کودتائی که تمام اسرار آن توسط صدها جلد کتاب وهزاران مقاله ودر خاطرات طراحان ودست اندرکاران آن ودر اسناد محرمانه سی ساله « سازمان سیا » و « اینتلجنت سرویس » صراحتا از پرده بیرون افتاده وتمام حوادث آن درمقابل چشمان ملت ایران به وقوع پیوسته چگونه میتواند « افسانه » نامیده شود؟. آیا خانم مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا که ازبابت دخالت آن کشور درآن کودتا رسما از ملت ایران عذر خواهی نموده است به خاطر یک « افسانه » این پوزش خواهی را انجام داده است ؟. این که طرفداران سلطنت چه بگویند وچه اوهامی را درسر بپرورانند به خودشان مربوط است ولی اینکه از جرگه آزادیخواهان ویامدعیان آزادیخواهی کسانی تحت تاثیر شرایط روز ایران دچار سطحی نگری شده و گوشه چشمی به طرف آن بانیان 28 مرداد داشته باشند گناهی نابخشودنی و لکه ننگی است که با آب هفت دریا هم از چهره آنان زدودنی نیست

بیانیه مشترک

بیانیه‌ی مشترک سه‌ حزب سیاسی کردستان ایران به‌ مناسبت روز 28 مرداد - سالروز فتوای "جهاد" خمینی علیه‌ مردم کردستان
مردم مقاوم کردستان!
احزاب و سازمانهای سیاسی!
مجامع و نهادهای حقوق بشری!
28 مرداد امسال (19/8/2011)، 32 سال از صدور فتوای جهاد" خمینی"( رهبر وقت رژیم تازه‌ بقدرت رسیده‌ی ایران) علیه‌ مردم حق طلب و دمکراسیخواه‌ کردستان می‌گذرد. همانگونه‌ که‌ همگان مطلعند، زمانی که‌ رهبران جنبش حق طلبانه‌ و دمکراتیک مردم کردستان تمام هم خود را جهت حل مسالمت آمیز مساله‌ی کرد در چهارچوب ایران به‌ کار گرفته‌ بودند، کارگزاران رژیم تازه‌ به‌ قدرت رسیده‌ ایران با کارشکنی و مانع تراشی در جریان نشستهای نمایندگان ملت کرد و دولت مرکزی، به‌ بستر سازی جهت سرکوب همه‌جانبه‌ی مردم کردستان پرداختند. در پی نشست مجلس خبرگان در تاریخ 27/5/1358 و متعاقب آن صدور فتوا یی از جانب خمینی در 28/5/1358 جنگی خانمانسوز و نابرابر بر مردم کردستان تحمیل شد. این جنگ که‌ جنگ سه‌ ماهه‌ نام گرفته‌ است در نهایت منجر به‌ قربانی شدن صدها تن و بی خانمانی و آوارگی هزاران تن شد و در جریان آن، هزاران نفر جهت دفاع از حقوق پایمال شده‌ و آزادیهایشان به‌ صفوف مبارزین کردستان پیوستند.
خمینی جهت استحکام پایه‌های قدرتش، با صدور این فتوا در صدد بود تا مردم ایران را به‌ صورت عام و ملیتهای تحت ستم (کرد و آذری) را به‌ طور خاص، در جنگی ناخواسته‌ درگیر نماید و خود بتواند با فراغ بال حکومتش را بر تمامی نواحی ایران مستولی سازد. به‌ همین سبب در پی صدور این فتوا، جنگی تمام عیار و همه‌جانبه‌ سرتاسر کردستان را فرا گرفت و اعدام و تیرباران گروهی مبارزین آزادیخواه‌ کردستان آغازشد. بواسطه‌ این جنگ نابرابرصدها تن از مردم آزادیخواه‌ کردستان اعم از زن و مرد، پیر و جوان و کودک، بی هیچ گناهی و بدون محاکمه‌ به‌ جوخه‌های اعدام سپرده‌ شدند و حق حیات از آنان سلب شد. جنایتی از این دست آنهم از جانب رژیمی که‌ تازه‌ به‌ قدرت رسیده‌ و تا دیروز دم از آزادی و عدالت می زد، مایه‌ی شگفت بود. متأسفانه‌ در آن هنگام به‌ علت محدودیت وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های همگانی، جامعه‌ی جهانی آنگونه‌ که‌ باید و شاید از عمق جنایات رژیم در کردستان آگاه‌ نشد و به‌ همین خاطر بیشتر کشورها و نهادهای مدافع حقوق بشر بین المللی در رابطه‌ با این تهاجم سکوت اختیار کردند.
نکته‌ی حائز اهمیتی که‌ لازم است همگان با دیده‌ی احترام بدان بنگرند، مقاومت و فداکاری مردم مناطق مختلف کردستان در رویارویی با یورش نابرابری بود که‌ بر‌ آنها تحمیل شده‌ بود. در همان لحظات آغازین جنگ، مردم کردستان قهرمانانه‌ در مقابل متجاوزین ایستادند و کوچه‌ها و خیابانهای شهرهای کردستان را به‌ سنگر مبارزه‌ و دفاع از مطالبات برحق ملت کرد بدل نمودند. مقاومت وجانفشانی مردم کردستان در دفاع از خود ومطالباتشان، موجب شد این جنگ بعد از سه‌ ماه‌ به‌ شکست نیروهای دولتی بیانجامدو خمینی ناچاراز‌ پذیرش شکست واعلام آتش بس جهت انجام مذاکره‌(هرچند مقطعی و با رویکردی تاکتیکی) شد. به‌ همین دلیل در شرایط کنونی نامگذاری روز 28 مرداد به‌ عنوان"روز مقاومت ملی مردم کردستان" امری شایسته‌ و بجاست.
اكنون كەپس از گذشت 32 سال بە این رویداد تلخ نظر میافكنیم، چنانچە بە رخدادها و تحولات منطقە بنگریم، میبینیم كە روند رویدادها بە نفع آزادیخواهان و ملل تحت ستم رقم میخورد و این رژیمهای دیكتاتور و نظامهای مستبد هستند كە در سراشیبی سقوط و اضمحلال قرار گرفتەاند. برای اثبات این واقعیت كافی است تحولاتی كە در كشورهای عربی و شمال آفریقا و اخیرا درسوریە اتفاق میافتند، را مد نظر قرار دهیم. از سوی دیگر در 32مین سالروز 28 مرداد، "روز مقاومت ملی مردم كردستان" نباید فراموش كرد همانطور كە رژیم ایران آن زمان بە كردستان هجوم كرد، اكنون نیز از هجوم و سیاستهای شوم خود دست برنداشتە و با سلاح و تجهیزات مدرنتر و پیشرفتەتر، مرزهای اقلیم كردستان را آماج حملات خود قرار دادە و هر روزه‌ با بهانەهای مختلف تلاش میكند. ملت كرد و جنبش دمكراتیك و حق طلبانەی این ملت را هدف قرار دهد. در یادروز سی و دومین سالروز صدور فتوای خمینی علیە مردم كردستان، بار دیگر ضمن محكوم كردن هجوم بە مردم كردستان، بر انسجام و همبستگی احزاب و جریان‌های‌ سیاسی تأكید ورزیدە و امیدواریم اینگونه‌ رخدادهای تاریخی بە تجربەای برای همگان بدل گردیدە و در آیندە با اتحاد و همبستگی، با هر نوع اقدام خمصانە علیە ملتمان مقابلە نمائیم. همچنین از كلیەی محافل و مجامع بشردوست‌ خواستاریم در راستای معرفی و محاكمەی رهبران رژیم ایران بطور عام و بویژە عواملی كە در این جنایت وحشتناك دخیل بودند، اقدام نمایند.

درود بر شجاعت و مقاومت ملی مردم كردستان.
پیروز باد جنبش حق طلبانە و دمكراتیك ملت كرد.

سازمان خبات كردستان ایران
كوملەی انقلابی زحمتكشان كردستان ایران
حزب دمكرات كردستان
26/5/1390
17/8/2011

Saturday, 13 August 2011

مقاله از اقای رضا تقی زاده

گشودن سفارت جمهوری اسلامی بروی شورشیان خیابانی در لندن؟
برخی رسانه‌های نزدیک به رژیم جمهوری اسلامی، خواستار گشودن درهای سفارت ایران در لندن بروی فراریان تحت تعقیب پلیس شده‌اند. احمدی‌نژاد نیز از سازمان ملل خواستار اعزام هیاتی برای "دفاع از حقوق معترضان خیابانی" در انگلیس شد. و بالاخره سردار نقدی اظهار داشت که گردان‌های سپاه پاسداران آماده‌اند که به عنوان پاسدار صلح به لندن اعزام شوند.
طی یک هفته گذشته که خیابانهای لندن و چند شهر دیگر بریتانیا، منجمله منچستر، بیرمنگام، سالفورد و لیورپول شاهد شورشهای پراکنده بود، کشور های خارجی عموما با شگفت زدگی این وقایع غیر منتظره و خبر ساز را از راه وسایل ارتباط جمعی، بخصوص گزارشهای شبکه های تلویزیونی دنبال میکردند.
واکنش افکار عمومی و دولتهای خارجی نسبت به این رویداد عموما توام با همدردی و حمایت عاطفی از مردم عادی و صاحبان کسب و کار بود، که هدف حملات جوانان عصیان زده در خیابانها قرار گرفته بودند. انتقاد جدی افکار عمومی انگلیس و خسارت دیدگان نیز متوجه نیروهای پلیس بود که در مقابل گروههای شورشی و خرابکار قرار نگرفته و ملایمت آنها موجب تشویق گروههای نا آرام و غارت های بیشتر از محل کسب و کار مردم شده بود.
در عین حال سه کشور خارجی در قبال این تحول داخلی بریتانیا موضع مخالف گرفته، و در نهایت شگفتی، ضمن حمایت از مهاجمان خیابانی، که انگیزه اصلی اکثریت مطلق آنها استفاده از فرصت و مبادرت به دزدی و غارت اموال مردم بود، پلیس انگلیس را بخاطر اعمال خشونت علیه مهاجمان مورد نکوهش قرار دادند.
دولتهای لیبی و سوریه که در نتیجه مقابله خشونت بار با جنبشهای آزادی خواهی داخلی طی ماههای اخیر مورد انتقاد جامعه جهانی قرار گرفته اند، بعلاوه جمهوری اسلامی، که از زمان پایان انتخابات جنجالی دو سال پیش و پا گرفتن جنبش سبز، با فشار های خارجی و داخلی مشابه روبرو است، سه ضلع این مثلث استثنائی بشمار میروند.
مواضع غیر عادی سه کشور
روز چهارشنبه رهبران جمهوری اسلامی که ظاهرا نا آرامی های داخلی بریتانیا را فرصتی برای توجیه خشونتهای دو سال اخیر، علیه معترضان داخلی، و در عین حال، تلافی جویی در قبال فشار های اروپا علیه خود تلقی میکردند، طی اقدامی هماهنگ به اظهار نظر و صدور بیانیه در این مورد پرداختند.
در اندازه هایی بسیار محدودتر از موضع گیری های تبلیغاتی نمایندگان جمهوری اسلامی در قبال نا آرامی های لندن، نمایندگان سوریه و لیبی نیز به صدور بیانیه هایی مبادرت ورزیدند
بر خلاف دو کشور سوریه و لیبی که از چهره های درجه دوم و سوم خود برای مداخله تبلیغاتی در این رویداد داخلی بریتانیا استفاده کردند، جمهوری اسلامی تقریبا تمامی رهبران خط اول نظام، منجمله علی خامنه ای، محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی را با هدف ایجاد حد اکثر فشار طی این جریان بکار گرفت .
از جانب سوریه، بشار جعفری، سفیر دمشق در سازمان ملل بیانیه‌ای صادر کرد و از سوی لیبی، خالد کعیم، معاون وزیر خارجه رژیم قذافی این مسئولیت را عهده دار شد.
نماینده رژیم سوریه در نمایش تبلیغاتی خاص خود، طی گفتگو با پرس تی-وی، شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان جمهوری اسلامی در لندن، از دولت بریتانیا خواست که به جای دفاع از مردم معترض سوریه، از امور داخلی خود مراقبت بعمل آورد.
خالد کعیم نماینده لیبی نیز، در اقدامی تلافی جویانه در قبال اعلام عدم مشروعیت رژیم قذافی توسط دولت بریتانیا و تاکید بر ضرورت کناره گیری او از قدرت، خواستار کناره گیری دیوید کمرون نخست وزیر بریتانیا شد.
در کمین خبر سازی
محمود احمدی نژاد که با فاصله ای زیاد از نمایند گان دو کشور لیبی و سوریه در انتقاد از دولت و پلیس بریتانیا پیشی گرفته بود ضمن تقبیح "رفتار زشت پلیس انگلیس با ( مردم معترض )" در اشاره به نا آرامی های انگلیس اظهار داشت : "رفتار وحشیانه دولت انگلیس با مردم مطلقا قابل قبول نیست."
ظاهرا آقای احمدی نژاد در این مقایسه نه تنها رفتار ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در خیابانهای تهران و نحوه برخورد با آنها در اردوگاه کهریزک را، بعد از اعلام "پیروزی انتخاباتی" خود فراموش کرده، که حتی رفتار هفته های اخیر ماموران امنیتی رژیم حاکم بر سوریه در شهر حما و سایر نقاط بحران زده آن کشور و قتل بیش از 2000 تن از آزادیخواهان سوری را نیز از یاد برده بود.
رییس جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر اظهارات خارق العاده خود پیرامون طبیعت نا آرامی های لندن و هویت اغتشاش طلبان، که یا نتیجه بی اطلاعی وی از موضوع و یا داشتن اطلاع، و در عین حال تلاش برای وارونه جلوه دادن حقایق بود، از سازمان ملل خواستار اعزام هیاتی برای "دفاع از حقوق معترضان خیابانی" در انگلیس شد.
این واکنش خارق العاده از سوی یک رییس دولت خارجی در حالی صورت گرفت که علاوه بر افکار عمومی یک پارچه، تمامی احزاب و چهره های سیاسی برجسته بریتانیا چه در داخل و یا خارج از دولت، نسبت به این رویداد و عوامل آن، موضعی مشابه اتخاذ کرده و در محکوم ساختن شورشهای خشونت بار خیابانی، حتی پدران و مادران جوانان دستگیر شده نیز شرکت جسته و در مقابل فرزندان خود قرار گرفتند.

Thursday, 11 August 2011

زندانیان نهضت ازادی

عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ايران راهی زندان اوين شد
ميزان: مهندس محسن محققی برای گذراندن حکم خود راهی زندان اوين شد.
به گزارش «ميزان خبر»، اين عضو شورای مرکزی نهضت آزادی که به جرم اقدام عليه امنيت ملی توسط دادگاه انقلاب به چهار سال زندان محکوم شده بود، پس از تاييد حکم دادگاه بدوی برای گذراندن دوران محکوميت خود روانه زندان اوين شد.
مهندس محققی بعد از عاشورای ۱۳۸۸ توسط وزارت اطلاعات احضار و بازداشت شده بود و دو ماه در بند ۲۰۹ زندان اوين به سر برده بود.
همچنين او در سال ۱۳۸۰ همراه با ديگر اعضای نهضت آزادی و نيروهای ملی مذهبی توسط اطلاعات سپاه بازداشت و مدتی را در بند ۵۹ سپاه گذراند. او در دادگاه‌های غير علنی به دو سال و نيم زندان محکوم شد.
محسن محقّقی، مهندس برق و الکترونيک از انگلستان و از مهندسين اجرائی قوی و صاحب نظر و از اعضای باسابقه نهضت آزادی ايران و يکی‌ از دامادهای شادروان مهندس مهدی بازرگان می‌باشد
محققی قبل از انقلاب در سازمان اتمی‌ ايران اشتغال داشته و دوره‌های تخصصی مربوط به نيروگاه‌های هسته‌ای را در کشور بلژيک گذارانده است. آقای محققی پس از پيروزی انقلاب مسئوليت سايت اتمی‌ اصفهان را به عهده داشته و در حفظ تأسيسات و جلوگيری از تخريب و انهدام آن موفق بوده است.
پس از آن با سازمان گسترش و نوسازی صنايع ايران همکاری نموده و در راستای‌ خودکفايی کشور در رشته مهندسی‌ کنترل و الکترونيک، «شرکت کنترنيکس» را به عنوان يکی‌ از شرکت‌های تابع سازمان گسترش و نوسازی صنايع ايران تأسيس کرده که هنوز به فعاليت خود ادامه می‌دهد.
مهندس محققی به عنوان يک مهندس اجرايی با سابقه، مديريت پروژه‌های زيادی را در نقاط مختلف کشور به عهده داشته است، از جمله پروژه بازسازی کارخانه آجرماسه آهکی خوزستان (واقع درحميديه) که دراثرحملات هوائی عراق به شدت آسيب ديده بود.
در حال حاضر مهندس عماد بهاور، مهندس محمد (فريد) طاهری و ليلا توسلی ديگر اعضای نهضت آزادی ايران هستند که در زندان به سر می‌برند.